کد خبر:۱۶۶۳۹۷
سلسله جلسات طرحريزي استراتژيك - جهان هومر - 3؛
بیشترین جنگ عالم بین ایران و غرب بوده است
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال با بيان اينكه بیشترین جنگ عالم بین ایران و غرب بوده است، گفت: ایران همواره در تاریخ پس از مدتی ویران میشده، ولي هميشه مانند ققنوس و برخلاف قاعده گریز از مرکزی عمل کرده است.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حسن عباسي در ادامه جلسه سیصد و دوازدهم از سلسله جلسات «طرحريزي استراتژيك كلبه كرامت» طرحريزي استراتژيك غرب 2 به بررسي جهان هومر پرداخت.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال با اشاره به اينكه سافو كه یک شاعره بوده نيز مربوط به همین دوره است، گفت: در سافوئیسم، زنان به دنبال چیرگی بر مردان و همچنین ایجاد شهرهای زنانه بودند.
وي به ظهور بودا، کنفوسیوس پس از سافوئیسم اشاره كرد و افزود: بعد از آن زنون ایلیایی ظهور کرد، سپس دموکریتوس و بعد از اینها سقراط، افلاطون و ارسطو پيدايش يافتند؛ در این دوره اندیشه غرب کامل شد.
عباسي با بيان اينكه سروشي که در معبد دلفی به سقراط گفت خودت را بشناس دمون است، گفت: دمون یکی از شیاطین چهارگانه غرب است.
بیشترین جنگ عالم بین ایران و غرب بوده است
وي با اشاره به اينكه در همین دوره اسکندر به ایران حمله میکند، افزود: بیشترین جنگ عالم بین ایران و غرب بوده است؛ ایران همیشه در تاریخ چنین بوده که پس از مدتی ویران میشده و سپس از همانجا برميآمده و رشد ميکرده و به جای دیگری منتقل نميشده؛ ايران هميشه مانند ققنوس و برخلاف قاعده گریز از مرکزی عمل کرده است.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال با بيان اينكه طبق تاریخ، ما هر سه – چهار سال يك بار با غرب جنگ داشتیم، خاطرنشان كرد: در اين جنگها ما پیروز شدهایم، لذا غربيها از روی عقده، حمله اسکندر را زیاد مطرح میکنند، در حالي كه ایران در زمان هخامنشیان 119 استان داشت که یکی از آنها مصر بود.
وي ضمن تصريح اين مسئله كه بعد از اپیکور و سِسیرو در روم هیچ شخصیت برجستهای در میان غربيها وجود ندارد، گفت: ژولیوس سزار، اوج اقتدار غرب و روم بود و بوش، دنباله اجباری او تصميم داشت روم را احیا کند.
مثلث مهم در تاريخ روم
عباسي در ادامه گفت: سزار، کراموس (فرمانده سپاه سزار) و کلئوپاترا، دوست دختر سزار، مثلث مهمی در تاریخ آن موقع هستند.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال شكست سزار را بدست ايرانيان دانست و افزود: سورن، در جنگ ایران با کراسوس، فرمانده سپاه ایران بود و با شكست سپاه روم 40 هزار نفر از آنان را اسیر گرفت، سزار هم نزد كلئوپاترا رفت و مردم او را کشتند.
وي گفت: در به رخ كشيدن جنگها، ما از غرب شایستهتر هستیم، ولی تاریخ برای انبیاست.
دوره برهوت فكري غرب
عباسي سِنِکا را شخصیت اصلی فکری روم بعد از حضرت مسیح دانست و افزود: 200 سال بعد از میلاد مسيح، مسیحیت در غرب پذیرفته شد؛ 400 سال بعد از میلاد مسيح، آگوستینوس قدیس ظهور كرد و بعد هم در قرون وسطا عصر برهوت فکر در شرق و غرب پديدار شد!
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال با اشاره به اينكه از سال 300 و 400 بعد از ميلاد تا 1000 سال بعد از آن هیچ فرد شاخصي در میان غربيها وجود ندارد، تصريح كرد: آنها در همین دوره چند اسم جعلی درست کرده، ولی ابن سینا را ذکر نکردند.
وي در ادامه گفت: آنها زمان پیامبر (ص) را برهوت اندیشه نوشتهاند، در حالي كه اين حرف دروغ است؛ چرا كه پیامبر و حتی امام جعفر صادق (ع) از افراد شاخص این دوره هستند.
نقش يهوديها در تحريك حمله چنگيزخان به ايران
عباسي با اشاره به اينكه در اين دوره از غرب فقط اسامي آنسلم، توماس آکویناس، ویلیام اوکام و آلبرت کبیر ديده ميشود، افزود: اين افراد هم فلسفه جدی ندارند و فلسفه آنها كه متأثر از فلسفه ماست کمعمق و کلامی و ساخته شده آکسفورد، دانشگاه پاریس و کمبریج مي باشد كه همزمان با حمله چنگیزخان بود.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال ضمن بررسي نقش يهوديها در تحريك چنگيزخان براي حمله به ايران گفت: دوستي داشتم که میگفت یهودیها و غربیها، چنگیزخان را براي حمله به ایران و چین تحریک کردند، البته دلیلی هم براي آن نداشت، ولی خیلی روي این موضوع اصرار میکرد، تا اینکه در جشنواره فجر كه داور بخش بینالمللی بودم، فیلمی در مورد چنگیزخان ديدم كه در آن فيلم، مسیحیها چنگيز را غسل تعمید میدادند.
وي افزود: در همین دوره، در ایران، زعمای شیعه مانند شیخ مفید، ابن طاووس و غيره در حال بسط دادن شيعه بودند.
آغاز شكلگيري تدريجي غرب جديد
عباسي آغاز شكلگيري تدريجي غرب جديد را در همين دوره دانست و خاطرنشان كرد: در اين دوره مارکوپولوي صحرانورد به شرق سفر میکند و 200 سال بعد، کریستف کلمب که دریانورد است برای خارج کردن غرب از انزوا راه غرب را در پيش ميگيرد.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال این 200 سال را سالهاي مرگ سیاه ناميد و گفت: در اين سالها طاعون بر اروپا سایه انداخته بود، بعد هم رنسانس شد و ماکیاول ظهور کرد (اساس سیاست غربيها مبتنی بر ماکیاول و هابز است)، بعد هم داوینچی، کوپرنيک، مارتین لوتر و غيره ظهور كردند و در اینجا خیلی چیزها مجاز شد.
وي با اشاره به نقش انديشمندان غربي گفت: بیکن نقشه علم دوره دوم را مطرح میکند، سپس دکارت و هم عصرش شکسپیر، تاریخ قبل را مستندسازی میکنند، سپس پاسکال و هابز اين مسير را ادامه ميدهند؛ اسپینوزا نفر دوم بعد از دکارت است كه یک یهودی هلندی است كه فرقه «همه خدایی» را راه اندازی میکند.
عباسي در ادامه افزود: بعد از اسپينوزا، لایب نیتس آلماني میآید كه در ایران فیلسوف شناخته شدهاي است و در فرانسه زمینه ظهور ناپلئون را فراهم کرده كه فکر میکرد مصر باید نابود شود؛ پس از او لاک ظهور كرد كه بنيانگذار لببرالیسم بود.
رئيس مركز بررسيهاي دكترينال با بيان اينكه دوره روشنگری از لايبنیتس آغاز میشود، گفت: لاک، برکلی و هیوم، اساس فلسفه لیبرالیسم هستند كه بر حسگرایی، اصالت تجربه و حس استوار است؛ بعد از آنها هم داروین اصالت را به عالم ماده داد و هگل به ماده، لذا اقتصادی هم كه رقم میخورد اسمیت نام دارد.
وي افزود: روسو در فرانسه و کانت در آلمان ظهور میكنند، سپس انقلاب فرانسه رخ میدهد، بعد هم هگل و شوپنهاور در انگلیس بروز ميكنند، جان استوارت میل هم در این دوره نظریات اجتماعی خود را ارائه ميكند، بعد از او مارکس و داروین آمده اند. جان دیویي هم در این زمان ظهور كرد كه نظرات او مبناي تربیت الان است، سپس نیچه، فروید و هایدگر آمدند، بعد راسل که اساس دوره فلسفه تحلیلی مدرن است، سپس ویتگنشتاین و انیشتین آمدند؛ از این به بعد است كه از دل فلسفه، تکنیک بیرون میآيد.
عباسي با اشاره به اينكه اساس تفکر غرب بر مبناي ایلیاد و ادیسه است، گفت: هومر چهار شخصیت را در ايلياد و اديسه طراحی کرده است كه عبارتند از خدایان، پهلوانان، اهریمنان و دیوان كه امروزه بسیاری از تجهیزات غربي، اسم خود را از اين كتاب اخذ كردهاند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰