کد خبر:۱۶۶۵۴۶
سلسله جلسات تاريخ اسلام – 8؛
رجبي دواني: پيامبر (ص) جنايتکار جنگ نرم را نميبخشيدند
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) با تأكيد بر اينکه پيامبر (ص) جنايتکار جنگ نرم را نميبخشيدند، گفت: پيامبر (ص) ابوسفيان و وحشي را که به خاطر جنگ احد محکوم به اعدام بودند، بخشيدند ولي...
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، دکتر محمد حسين رجبي دواني در هشتمين جلسه از سلسله جلسات کارگاه آموزشي-تحليلي تاريخ اسلام كه به همت موسسه «صهباي بصيرت» در فرهنگسراي ارسباران برگزار شد، به بيان برخي حوادث ابتداي دعوت پيامبر (ص) و کارشکنيهاي مشرکان در مقابله با اسلام پرداخت.
وي گفت: از نظر عموم مسلمانان شيعه و سني، خديجه (س) نخستين بانويي است که ايمان آورده و بنابر فرمايشات حضرت علي (ع) که فرمودند من بر همه کس در اسلام آوردن پيشي جستم، ايشان اولين نفري بودند که ايمان آوردند، حتي سنيهايي که تعصب ندارند نيز ميگويند: علي (ع) نخستين مردي است که ايمان آورده، اما برخي از متعصبينشان ميگويند: نخستين مرد ابوبکر و نخستين کودک علي (ع) بوده است.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) ادامه داد: برخي از شيعيان ساده دل نيز در مورد ايمان آوردن حضرت علي (ع) گفتهاند: پس از آنکه اسلام به علي (ع) عرضه شد، ايشان فرصت خواستند تا فکر کرده و با ديگران نيز مشورت کنند و پس از آن پذيرفتند!
رجبي دواني سپس به برخي نقلهاي ديگر در مورد ترتيب ايمان آورندگان پرداخت و گفت: بعضي معتقدند علي (ع) اولين نفر، زيد ابن حارثه نفر دوم، جعفر ابن ابيطالب نفر سوم و ابوذر نفر چهارم بود و ابوبکر نيز پس از 50 نفر ايمان آورده است.
اين استاد دانشگاه در مورد چگونگي ايمان آوردن ابوذر گفت: ابوذر ابتدا برادرش را فرستاد، ولي چون چيزي دستگيرش نشد، پس از آن خودش آمد؛ ابتدا اميرالمؤمنين (ع) را ديد و بعد نزد پيامبر (ص) رفت و فوراً ايمان آورد، سپس به کنار کعبه آمد و از بتها برائت جست كه در اثر آن مشرکين نيز متعرض او شدند و او را زدند.
چرا دعوت پيامبر (ص) 3 سال مخفي بود
رجبي دواني در ادامه به توضيح اين نکته که چرا دعوت پيامبر (ص) سه سال مخفي بود پرداخت و ادامه داد: سنيهاي قديم معتقد بودند در اين مدت پيامبر (ص) افراد خاصي را نشان ميکردند و اسلام را به آنها عرضه ميكردند و آنها ميپذيرفتند.
وي افزود: سنيهاي جديد نيز ميگويند در اين مدت پيامبر (ص) به دنبال کادرسازي براي آينده اسلام بودند که اين سخن اشکال دارد؛ زيرا در اين صورت پيامبر دچار اشتباه شده بودند و افرادي چون ابوبکر، عثمان، طلحه، زبير و... را براي اين امر قابل ديده و افرادي چون حمزه و عمار را قابل نديدهاند!
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) با تأکيد بر اينکه ما حديثي نداريم مبني بر اينکه در اين سه سال دعوت مخفي بوده است، يادآور شد: در اين سه سال عدهاي از مردم از دنيا رفتهاند، در صورتي كه پيامبر (ص) هم در جامعه بودهاند، اما اسلام به آنها عرضه نشده است و آنها مشرک از دنيا رفتهاند.
رجبي دواني در ادامه گفت: طبق روايات معتبر، پس از مسائل بعثت، آيات اوليه سوره مبارکه مزمل و مدثر نازل شد که از همين الآن انذار را شروع کن.
وي افزود: در عرب اعضاي قبيله انتظار داشتند که قبيله از او حمايت کند، چطور ممكن است پيامبر (ص) سه سال قبيله را رها كرده و به سراغ غريبهها برود و مورد خطر قرار بگيرد و قبيله هم بي اطلاع باشد؟ همچنين طبق آيه شريفه «وانذر عشيرتک الاقربين» پيامبر (ص) گفت: هر کس به من ايمان آورد وصي و خليفه و برادر من است و امر جانشيني پيامبر (ص) نيز مطرح گرديده است.
استاد تاريخ اسلام در ادامه به اسلام آوردن ابوذر به عنوان دليلي ديگر بر مخفي نبودن دعوت در اين سه سال پرداخت و بيان كرد: ابوذر در ربذه بود که فهميد پيامبر (ص) به پيامبري مبعوث شده است؛ يعني اگر اين دعوت مخفي بوده است او از کجا اين مطلب را فهميده بود؟
رجبي دواني سوره مسد را دليل ديگر دانست و گفت: اين سوره وقتي نازل شد که پيامبر (ص) دعوت را عمومي كرده بودند؛ بعد از آن بود که ابولهب (كه زن او خواهر ابوسفيان است) گفته بود او ديوانه است؛ يعني اين نشان ميدهد که دعوت عمومي بوده است، همچنين در اين مدت پيامبر (ص) به همراه حضرت علي (ع) و خديجه (س) و زيد ابن حارثه در مسجد الحرام رو به بيت المقدس نماز ميخواندند، اما تا مدتي مشرکان احساس خطر نميکردند و ميگفتند اينها هم مثل حنفاء هستند.
مواردي كه مشركان احساس خطر كردند
وي در ادامه به بيان مواردي که مشرکان احساس خطر کردند پرداخت و افزود: مشرکان در دو قضيه احساس خطر کردند؛ يکي ايمان آوردن برخي از بزرگان و اشراف مکه از جمله ام حبيبيه دختر ابوسفيان، پسر عتبه ابن ربيعه (پدر هند)، پسر اميه ابن خلف بود، اما اکثر قاطع پيروان پيامبر (ص) جوانان بودند و بعضي از آنها برده، موالي و مستضعف بودند و اشراف نيز وقتي ديدند که اينها ديگر تابعشان نيستند، بيشتر احساس خطر کردند.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) نازل شدن آياتي از قرآن کريم مبني بر پوچ و بي محتوا بودن بت و بتپرستي را دليل ديگر احساس خطر کردن مشرکان دانست و تاكيد كرد: با نازل شدن اين آيات عقل مشرکان زير سؤال ميرفت در حالي که موقعيت آنها در گرو حفظ بتهايشان بوده است.
رجبي دواني گفت: شايد پيامبر (ص) به مسلمانان توصيه ميکردند که ايمان خود را مخفي كنند تا از تعرض مشرکان درامان باشند؛ يکي از نمونههاي اين مورد نيز مصعب ابن عمير بود که از اشرافزادگان به شمار ميرفت.
شيوههاي جنگ نرم قريش بر ضد اسلام
وي در ادامه به توضيح جنگ نرم و شيوههاي جنگ نرم قريش بر ضد اسلام پرداخت و يادآور شد: جنگ نرم تحميل روشهايي به طرف مقابل است تا او را به رفتار کردن در جهت خواستههاي خود مجبور كند؛ قريش نيز براي مبارزه با اسلام از روشهاي مختلفي در جنگ نرم استفاده ميکرده است که به برخي از آنها ميتوان اشاره كرد.
استاد تاريخ اسلام به بيان از اين روشها را توضيح داد و گفت: يکي از روشهاي مشرکان تهديد و تطميع بوده است؛ آنها فکر ميکردند پيامبر (ص) با اين ادعاها ميخواهند بزرگ مکه باشند، لذا به ايشان گفتند ما تو را به عنوان امير مکه ميشناسيم و تو دست از اسلام بردار؛ البته پيامبر (ص) فرمودند که من اين چيزها را نميخواهم.
رجبي دواني در ادامه افزود: مشرکان که ديدند فرزندانشان را به جهت اسلام آوردنشان از دست دادهاند، ارتباطشان را با پيامبر قطع کردند و ابوطالب رابط آنها با پيامبر (ص) بود كه ايمان خود را به دستور پيامبر مخفي کرد تا جايگاهش در بين مشرکان حفظ شود.
وي با تأکيد بر اينکه ابوطالب جزو نخستين کساني بود که ايمان آوردند، اظهار داشت: در روايتي از امام صادق (ع) داريم، ابوطالب دو برابر بقيه مسلمانان ثواب دارد؛ زيرا او جزء اولين کساني بود که اسلام آورد و اسلامش را مخفي کرد.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) پيشنهاد ثروت را يکي ديگر از روشهاي مشرکان در تهديد و تطميع دانست و خاطرنشان كرد: مشرکان با خود گفتند شايد او در پي قدرت نباشد، اما ثروت بخواهد لذا به پيامبر (ص) گفتند ما حاضريم ثروت بسياري به تو بدهيم تا ثروتمندترين فرد بشوي.
رجبي دواني ادامه داد: بعد از مدتي که مشرکان به نتيجه نرسيدند، ابوطالب را تهديد کردند و به ايشان گفتند ما تاکنون به خاطر تو به محمد چيزي نگفتيم، ولي صبر ما هم حدي دارد و سپس پيشنهاد کردند که ما عماره ابن وليد ابن مغيره را که از شاعران عکاظ بود به تو ميدهيم و تو نيز در عوض محمد را به ما تحويل بده؛ ابوطالب نيز پيشنهاد آنان را رد کرد و گفت: چرا من بايد پاره تنم را به شما بدهم و بعد بچه شما را بزرگ کنم؟!
استفاده از عمليات رواني بر ضد قرآن
وي در ادامه برخي ديگر از روشهاي مشرکان در تهديد و تطميع را نام برده و افزود: تهديد به سختگيري و پيشنهاد معامله با ابوطالب براي دستگيري پيامبر نيز از روشهاي آنان بوده است.
استاد تاريخ اسلام روش دوم آنان را مقابله با قرآن برشمرد و گفت: در اين راستا يکي از روشهاي مشرکان استفاده از عمليات رواني بر ضد قرآن بود که شامل نفي و انکار الهي بودن قرآن، شک و ترديد در الهي بودن آن و ايراد به نزول تدريجي قرآن بود.
رجبي دواني با توضيح تحدي، به بيان واکنش اسلام در برابر عمليات رواني قريش بر ضد اسلام پرداخت و تاكيد كرد: يکي از اين روشها به چالش کشيدن مشرکان قريش با درخواست ارائه ده سوره يا تنها يک سوره مانند قرآن بود، همچنين منکوب كردن مشرکان قريش با اعلام عدم توانايي تمام انس و جن در ارائه همانند قرآن نيز از جمله اين روشها بود.
وي تلاش براي مقابله با تاثيرگذاري قرآن و اساطير خواندن آن و نيز عمليات رواني بر ضد سخنان رسول خدا و ساحر خواندن ايشان را از ديگر روشهاي آنان در مقابله با قرآن دانست و اظهار داشت: بزرگان قريش بسيار باهوش بودند و ميگفتند اگر حرف پيامبر (ص) را گوش بدهيم، اعتبارمان را از دست خواهيم داد؛ زيرا ما مسئول نگهداري از بتهاي کعبه هستيم و اگر مردم اين اوضاع را ببينند از ما رويگردان ميشوند؛ همچنين اينان از رباخواران بزرگ بودند حال آنکه اسلام از همان ابتدا بشدت با رباخواري مخالف بود و همه اينها منافع مشرکان را به خطر ميانداخت.
عضو هيئت علمي دانشگاه امام حسين (ع) در ادامه گفت: مشرکان الله را قبول داشتند و ميگفتند به او دسترسي نيست و اين بتها زن و بچه او هستند! پيغمبر (ص) نيز ميفرمودند اينها کلام الله است و از خودم نيست، اما آنها به پيامبر (ص) نسبت دروغگويي ميدادند و لذا قرآن تحدي را مطرح ميکند و چون آنها در امر شاعري در اوج بودند به آنها ميگويد: اگر ميتوانيد ده سوره مثل قرآن بياوريد.
رجبي دواني در ادامه داد: مشرکان گفتند ما ترديد داريم، قرآن گفت: يک سوره بياوريد، اما باز هم نتوانستند، سپس ايراد گرفتند که اگر قرآن کلام خداست چرا تدريجي ميآيد؟ خداوند به پيامبر (ص) گفت: به آنها بگو اگر تمام انس و جن جمع شوند، نميتوانند مثل قرآن بياورند.
وي در توضيح اقدامات مشرکان در مقابله با تأثيرگذاري قرآن گفت: پيامبر (ص) به کنار کعبه ميآمدند و آيات قرآن به خصوص داستانهاي اقوام سلف از جمله نوح و عاد و... را قرائت كرده و مردم را بيم ميدادند؛ اما به عنوان مثال نضر بن حارث، پسر خاله پيامبر (ص) که در ايران علم طب خوانده بود ميگفت: او داستان ميگويد بياييد من نيز برايتان داستانهاي ايراني بخوانم.
پيامبر (ص) جنايتکار جنگ نرم را نميبخشيدند
استاد تاريخ اسلام در ادامه افزود: وليد ابن مغيره که اديب و شعرشناس بود، نزد پيامبر (ص) آمد و گفت: مقداري از شعرهايت را برايم بخوان پس پيامبر (ص) فرمودند که اينها شعر نيست آيات خداست، وليد گفت: بخوان، پيامبر (ص) آياتي از قرآن که درباره مشرکان و انذار آنها از عذاب آخرت بود را خواندند و وليد ابن مغيره دچار لرزه شد و حالش خراب شد پس به خانه رفت؛ بعد هم گفت: او ساحر است در گوشهايتان پنبه بگذاريد، البته حرفهاي او چندان بيتأثير نيز نبود.
رجبي دواني با تأكيد بر اينکه پيامبر (ص) جنايتکار جنگ نرم را نميبخشيدند، گفت: نضر ابن حارثه و عقبه در جنگ بدر اسير شدند و پيامبر (ص) دستور قتل آنها را دادند اما ابوسفيان و وحشي و... را که به خاطر جنگ احد محکوم به اعدام بودند، بخشيدند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰