کد خبر:۱۶۷۰۰۴
وبلاگ«سازش»
حاشیههای جلسه برکناری جاسبی
میگویند : حرمت امام زاده را متولیش نگه می دارد، هاشمی و جاسبی و خیلی های دیگر ظاهراً این ضرب و المثل را نشنیده اند.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، حسام عسگری در آخرین بروزرسانی وبلاگ «سازش» طی درج مطلبی با عنوان «حاشیه های جلسه برکناری جاسبی» آورده است:
چهارشنبه بعد از ظهر بود که جلسه هیئت امنای دانشگاه آزاد برای تعیین رئیس جدید برگزار شد ، محل برگزاری جلسه ساختمان هیأت امنا در میدان نیاوران بود ، حدود ساعت 4 از جلوی ساختمان محل برگزاری جلسه رد شدیم و دیدم همکاران خبرنگارم منتظر ورود به ساختمان هستند ، برای ضبط پلاتوهای برنامه رفتیم به سمت پارک جمشیدیه ، ساعت 6 برگشتیم به محل ساختمان هیئت امنا و دیدیم که همه رفته اند داخل ، به خاطر حضور هاشمی رفسنجانی حفاظت را سفت و سخت گرفته بودند ، کسی ما را نمی شناخت و نمی گذاشتند که داخل برویم با لاخره بچه های روابط عمومی مجمع آمدند و خدا خیرش بدهد آقای بیک وردی را که مارا داخل برد.
2 ساعتی بود که جلسه شروع شده بود و همه منتظر بودند ببینند نتیجه چیست ؟ آیا رئیس جدید دانشگاه آزاد انتخاب می شود ؟ آیا دکتر جاسبی بعد از 30 سال ریاست از این سمت کنار گذاشته می شود یا نه ؟ کامران دانشجو وزیر علوم که چند وقت پیش از طرف شورای عالی انقلاب فرهنگی مامور شده بود تکلیف ریاست دانشگاه را مشخص کند درباره جلسه 21 دی ماه گفته بود اگر این جلسه 15 ساعت هم طول بکشد باید رئیس جدید انتخاب شود .
خلاصه منتظر بودیم تا اینکه گفته شد جلسه تمام شد اما باز خبر آمد که جلسه ادامه دارد ، برای لحظه ای از سالنی که خبرنگاران در آن بودند خارج شدم ، از تب و تاب محافظان فهمیدم که جلسه تمام شده و آقای هاشمی قصد رفتن دارند، خلاصه با نهیب یکی از محافظان داخل اتاق خبرنگاران شدم چند لحظه بعد درب سالن باز شد و آقایان محمدیان ، مخبر دزفولی ، فریدون عزیزی و فرهاد دانشجو داخل شدند ، چیک چیک فلش عکاسان هم شروع شد، بر لب فرهاد دانشجو لبخندی نشسته بود و همه فهمیدند که جلسه چه پایانی داشته است.
حاج آقای محمدیان شروع به صحبت کرد و گفت که در جلسه امشب از بین کاندیداهای معرفی شده 5 تن از اعضای هیئت امنا نظرشان به آقای فرهاد دانشجو بود و وی را به عنوان کاندیدای ریاست دانشگاه آزاد به شورای عالی انقلاب فرهنگی معرفی کردند ، در حین صحبت های حاج آقا محمدیان که انصافا انسان متعهد و بی طرفی است دکتر جاسبی وارد اتاق شد ، ناگهان لنز دوربین ها به سوی او رفت ، همراها ن از وی خواستند که بیاید کنار آقایان بنشیند اما او امتناع کرد و رفت به طرف در ورودی و باز برگشت و همانجا ایستاد، سرش پائین بود، رنگش سرخ و ظاهری عصبی داشت.
سپس فرهاد دانشجو شروع به صحیت کرد و همان حرف ها را زد اما یک نکته ای را مطرح که بنده به شخصه فهمیدم جلسه ، جلسه پر حاشیه ای بوده ، اوجمله ای با این مضمون گفت : 5 تن از 9 نفر اعضا به بنده رأی دادند و همه باید به این رأی که رأی اکثریت هست احترام بگذارند و این نشانه مردمسالاری دینی است.
نگاهم را برگرداندم سمت آقای رئیس، خیلی عصبی به نظر می رسید، زیر لب با خودش چیزهایی می گفت، دست هایش می لرزید با انگشتانش بازی می کرد، لبهایش را می جوید، خلاصه خیلی عصبی بود به طوری که یکی نفر به آرامی در گوشش گفت: «آقای دکتر ناراحتید؟» و البته جاسبی این موضوع را رد کرد و گفت: «نه بابا عصبی چیه؟!» ، البته ظاهرش چیز دیگری را نشان می داد.
خلاصه جاسبی شروع کرد به صحبت کردن و اینکه از طرف رئیس هیئت امنا یعنی هاشمی رفسنجانی صحبت می کند در همین حین من دیدم فرهاد دانشجو قصد خارج شدن از جلسه را دارد و در یک حرکت ناشیانه و به خیال اینکه جاسبی هم همان حرف های تکراری را می خواهد بزند بیخیال آقای رئیس شدم و رفتم سراغ رئیس جدید ، دانشجو با عزیزی و مخبر دزفولی داشتند سالن را ترک می کردند در همین لحظه شنیدم عزیزی به مخبر گفت : می بینی خیلی عصبانیه نمی خواهد قبول کند،خلاصه با دانشجو مصاحبه را شروع کردم و او هم گفت من هنوز رئیس نیستم و باید منتظر رأی شورای عالی انقلاب فرهنگی باشیم، سپس درباره جلسه پرسیدم و گفت 4 نفر بابنده مخالف بودند ولی 5د نفر موافق و در نتیجه من را به عنوان کاندیدا معرف کردند.
در همین حین جاسبی هم حرف هایش تمام شد و قصد خروج داشت به جاسبی اشاره کردم که چند لحظه بایستد تا من مصاحبه ام با دانشجو تمام شود و با او گفتگو کنم اما بلند جواب داد من مصاحبه نمی کنم و رفت البته خداو کیلی در این قضیه مصاحبه نکردن ما با جاسبی دانشجو هم مقصر بود اینقدر صحبت هایش را کش داد تا ما نتوانیم با آقای رئیس مصاحبه کنیم ، خلاصه ما وقتی از سالن آمدیم بیرون متوجه شدیم که جاسبی چی گفته : تا این لحظه به یک جمع بندی قانونی برای انتخاب رئیس جدید نرسیدیم .
یعنی نتیجه جلسه : کشک
ما هاج و واج ماندیم ، ظاهرا در جلسه هاشمی گفته که هریک از کاندیداهای ریاست حضوری بیاید و برنامه هایش را بگوید اما آن 5 نفر مخالف این روش بودند و نظرشان این بود که کاندیدای ما فرهاد دانشجو است و همین را رأی گیری کرده و بعد صورت جلسه ای را هم نوشته و امضا می کنند ، مخبر دزفولی هم به عنوان ناظر شورای عالی انقلاب فرهنگی صورتجلسه مذکور را امضا می کند و به این موضع وجهه قانونی می دهد.
هاشمی هم از این موضوع ناراحت می شود و جلسه را ترک می کند.
خلاصه عجب مملکتی داریم ، سیاستمداران ما مانند بچه های ابتدایی هستند ، همش با هم دعوا دارند ،از یک طرف طرفداران دولت از روزی که آمدند کوس تغییر ریاست دانشگاه آزاد را می زدند ، بدون آنکه دلیل منطقی را برای این تغییر بیان کنند، این آقاین چشم هایشان را بر روی خدمات بی نظیر دانشگاه آزاد تا به امروز بستند و فقط خواستار این بودند که جاسبی برود،پاسخ ندادند جاسبی چرا باید برود ؟ کجای مدیریتش ایراد داشته ؟ چه جایگزینی را معرفی کردند؟ هیچ پاسخی در طول این سال ها داده نشد.
از طرف دیگر آقای جاسبی 30 سال است که بر این دانشگاه ریاست می کند و هیچگاه جناب ایشان نمی خواست قبول کند که : آب هرچقدر هم که ذلال باشد اگر یکجا بماند می گندد.
جاسبی در طول این سال ها هیچگاه علاقمند به کنار رفتن از میز ریاست نشد و این بزرگترین نقطه ضعف و اشتباهش بود و این کار او باعث شد تا این سئوال در اذهان مطرح شود : که این میز ریاست مگر چه دارد که جاسبی ول کنش نیست؟
در طول این سال ها که بحث ریاست دانشگاه مطرح می شد هیچگاه جاسبی و طرفدارانش ازآن استقبال نکردند، ظاهرا جاسبی در طول این 30 سال برای خود یک جانشین تربیت نکرده بود، اشتباهی که اکثر مدیران ما دارند ، هیچگاه به این فکر نمی کنند که روزی باید بروند پس به ناچار و برای پیشبرد کارها باید مدیری جایگزین را تربیت کرد ، اما انگار پست و مقام هوش و حواس را از سر مدیران می پراند.
جاسبی هیچگاه قبول نکرد که دورانش به سر آمده و باید برود و در طول این سال های اخیر هم سرنوشت خود را به مردی داد که او هم مثل او فکر می کرد: هاشمی رفسنجانی ، دولتمردی که می گویند سیاستمدار است اما ظواهر امر نشان می دهد که هیچگاه او علم سیاست را بلد نبوده و فقط یک اسم را یدک می کشد : سیاستمدار.
هاشمی رفسنجانی هم مثل جاسبی تا به امروز نخواسته قبول کند که دورانش به سر آمده ، او نیز ما برای خود جانشینی یا جانشینانی تربیت نکرد تا از تجربه هایی که در طول دوران مدیریتی اش کسب کرده استفاده کنند آن هم برای برای پیشرفت مملکت.
هاشمی در طول این سال ها وارد بازی هایی شد که دیگر بریا سن و سال او خوب نبود ، او باید مربیگری می کرد نه بازیگری و نتیجه تمامی این بازی ها هم برای چیزی نبود جز شکست.
هاشمی در طول این مدتی که بحث تغییر ریاست جاسبی مطرح بود به جای اینکه راه حلی منطقی ارائه دهد و او نیز از تغییر استقبال کند بنای لجبازی با دارو دسته دولتی ها را گذاشت و به نوعی می خواست که جلوی آنها کم نیاورد و برای همین از ادامه ریاست جاسبی حمایت کرد.
جاسبی ، هاشمی رفسنجانی و خیلی های دیگر هنوز قبول نکرده اند که مدیریت یک دوره معینی دارد نه نامعین ،نمی شود که یک نفر 30 سال بر یک نهادی مثل ذانشگاه آزاد ریاست کند، پس فکر و برنامه جدید چه می شود؟
شاید اگر هاشمی و جاسبی سال ها قبل به این فکر می کردند که روزی باید از صحنه سیاست و ریاست کناره گیری کنند و برای خود جانشین بگذارند و مدیر و رئیس تربیت کنند ، دیگر این روزهای تلخ را نمی دیدند ، روزهایی که حرمت ها شکسته شده و دیگر به مانند سابق احترامشان حفظ نمی شود و در جلسه ای مانند جلسه اخیر اینطوربه نظر هاشمی بی محلی شد و به نوعی او را به حساب نیاوردند.
میگویند : حرمت امام زاده را متولیش نگه می دارد، هاشمی و جاسبی و خیلی های دیگر ظاهراً این ضرب و المثل را نشنیده اند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰