کد خبر:۱۶۷۶۹۵
نشست واکاوی زندگی سیاسی – اجتماعی پیامبر:
رهدار: «ما اهل کوفه نیستیم»، تنفر به مقر فرماندهی امام زمان را نهادینه میکند
رئیس مؤسسه فتوح اندیشه قم گفت: هر چند کوفه در ماجرای کربلا بر دل ما داغ گذاشته، لکن محل پرورش بزرگترین شیعیان بوده است و ما داریم با شعار «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» تنفر را نسبت به مقر فرماندهی امام مهدی در خود و دیگران نهادینه میکنیم.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حجتالاسلام دکتر رهدار در برنامه تحلیل 48 که عصر دیروز در فرهنگسرای خاوران برگزار شد به بررسی و تحلیل زندگی سیاسی - اجتماعی پیامبر (ص) پرداخت.
پیامبر؛ مسئول همه جنبههای زندگی قریش بود
جامعه حجاز در عصر پیش از اسلام توسط دو طایفه مدیریت میشد که هر دو طایفه از قریش بودند؛ یعنی جنبه معنوی را بنی هاشم اداره میکرد و جنبه نظامی و اقتصادی را بنی امیه که عموزادگان پیامبر بودند.
با ظهور اسلام هر سه جنبه (معنوی، نظامی و اقتصادی) به پیامبر واگذار شد و فرماندهی سیاسی نیز به آن اضافه شد، اما پس از رحلت پیامبر قصه سقیفه خط سیاست را عوض کرد.
خلیفه اول که از تیرهای کوچک بود برای بدست گرفتن اوضاع مجبور بود دو طایفه اصلی را تطمیع کند؛ رئیس طایفه بنی هاشم علی (ع) بود که سازشکار نبود در نتیجه خلیفه متوسل به عباس عموی علی (ع) شد و او را مشاور عالی خود قرار داد. بنی عباس هم از نسل همین عباس هستند.
عثمانیان؛ مخالفان علویان
یزید بن ابوسفیان برادر بزرگتر معاویه به شام حمله کرد و تا سالهای سال شام ملک مطلق ابوسفیانیان شد و شام هم به ابوسفیان رئیس طایفه بنی امیه واگذار شد.
خط عمر و ابوبکر و زبیر یکی بود، اما خط عثمان خطی خاص بود، در تاریخ هم از شیعیان با عنوان علوی و از مخالفان آنها با نام عثمانیان یاد میشود.
بعد از پیامبر در شاخه های معرفتی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی اتفاقاتی رخ داد و جامعه اسلامی را دچار تغییر کرد که به بررسی هریک میپردازیم.
1- در حوزه معرفت:
مهمترین اتفاق معرفتی که رخ داد ممنوعیت نقل و کتابت احادیث پیامبر بود؛ به دستور ابوبکر صحابه هر چه حدیث از پیامبر در دست داشتند به او تحویل دادند و خلیفه نیز مجموعه احادیث را سوزاند، بنابراین مسلمانان تا مدتی تک منبعی شدند و از ذخیره عظیم روایات محروم بودند.
آنچه که بکار شیعه میآمد و حقانیت او را اثبات میکرد همین روایات بود که کاملا آگاهانه با شعار «حسبنا کتاب الله» حذف شد.
معاویه در زمان حکومتش به استاندارانش دستور داد تا یکسری روایات را با تاکید بر اتفاقاتی که اصل آن خاص علی (ع) است، جعل کنند و در بین مردم نشر دهند.
در ابتدا کتاب صحیح مسلم و صحیح بخاری آمده است: پیامبر (ص) خاتم با عایشه وارد مدینه شدند و دیدند که در مسجد پیامبر مسلمانان به گرد عدهای رومی که در حال نواختن ساز هستند جمع شدهاند و تماشا میکنند. عایشه به پیامبر گفت من نیز میخواهم تماشا کنم، اما جمعیت مانع است پیامبر خم شدند تا عایشه بر شانه های ایشان سوار شود تا بتواند تماشا کند.
اینکه عدهای مسلمان در زمان پیامبر و در حضور پیامبر دور عده ای کافر نوازنده، آن هم در مسجد جمع شوند و پیامبرعایشه را در تماشا این امر یاری کنند، امری باورناکردنی است.
چنین روایاتی ساخته میشود تا بعدها بگویند فقط علی نبود که پا بر شانه های پیامبر برای شکستن بت ها گذاشت، عایشه هم چنین کاری کرد.
فخر رازی از مفسرین بزرگ اهل سنت برای تفسیر آیه «لیله المبیت» و اینکه چه شخصی به جای نبی اکرم در بستر خوابید از سه نفر نام میبرد: حضرت علی، ابن ملجم و فردی دیگر.
فخر رازی قائل است این آیه در شان ابن ملجم نازل شده است، البته نمیتوان گفت چنین فرد بزرگی از این حقیقت غافل بوده که ابن ملجم یمنی بوده و در آن زمان اصلا به شهادت تواریخ بدنیا نیامده بوده است.
در روایت مجعول دیگری در صحیح بخاری ذیل عنوانی با نام عثمان و حیا آمده است: «پیامبر تحت کسایی با عایشه در حال معاشقه بوده که ناگاه ابوبکر وارد شد و اجازه گرفت تا پای خود را تحت کسا ببرد و بعد از او عمر وارد شد. عثمان که وارد شد و این صحنه را مشاهده کرد خارج شد تا فرصتی برای پیامبر فراهم شود و بعد از چند دقیقه داخل شد و تحت کسا رفت.»
این احادیث برای اینکه اثبات کند عثمان فرد باحیایی بوده، حاضر است پیامبر را بیحیا نشان دهد تا حدیث کسا را از انحصار اهل بیت خارج کند
2- حوزه سیاست:
هنگامی که ابوبکر خلیفه شد برای پدرش و پسرش محمد بن ابی بکر _ فردی که از یاران باوفای حضرت علی (ع) بود و اولین فرماندار مصر که بدست عثمان کشته شد _ نامهای نوشت که به دلیل صغر سن علی، او به خلافت رسیده و انان را به مدینه فراخواند.
محمد در جواب نامه او نوشت: «من آن را که صلاحیت دارد خود پیشتر از تو یافتم، لکن تو با این استدلال خودت را بیچاره کردی.» پدرش نیز در پاسخ نامه او نوشت که «از خلافت کنار رود؛ زیرا اگر به کبر و صغر سن باشد پدرش از او پیرتر است.»
سقیفه باعث شد تا مردم گمان کنند حق انتخاب خلیفه به مردم واگذار شده است، لکن اینکه خلیفه چگونه توسط مردم انتخاب میشود مشخص نیست. آیا با بیعت 5تن در سقیفه، یا با انتصاب در قضیه خلیفه دوم، یا با شورا در مورد خلیفه سوم، یا با وراثت چون یزید و یا با بیعت فرد متنفذ همانند قضیه انتخاب عبدالله بن زبیر، خلیفه باید انتخاب شود؟
لکن در شیعه جریان به گونهای دیگر پیش میرفت؛ اعتقاد شیعه به این بود که پیامبر سلسله امامت را تا انتها نصب و مشخص فرمودند و جریان تاریخ هر امام فرد بعد خود را معرفی میکند.
3- حوزه فرهنگی:
خلفا قرار بود خلیفه پیامبر باشند وسنت نیز سنت پیامبر باشد، اما سنت شیخین حتی از سنت پیامبر هم مهم تر شد.
در زمان خلیفه اول و دوم فضای فرهنگی خوبی وجود داشت، بجز اصل ماجرای سقیفه؛ چراکه در زمان انها پیامبر تازه رحلت کرده بودند و صحابه بزرگ هنوز در جامعه حضور داشتند، لذا نمیتوانستند فضا را تغییر دهند.
اوضاع فرهنگی زمان عثمان:
در زمان عثمان اختلافات و بدعتگذاری ها آغاز شد. مدینه که قرار بود مرکز ثقل عالم اسلام شود به اوضاع اسف باری دچار شده بود تا جایی که در زمان بنی امیه و مروانیها، خلفایی بر روی منبر پیامبر شراب نوشیدند، ولید بن ملک در حال مستی به قرآن تیر زد و اشعاری به این مضمون خواند: «روزی که پیامبر تو را بر من عرضه میکند به او بگو ولید به من تیر زد و از دست من هیچ کاری ساخته نبود.»
خلیفهای که هر روز در مسجد وعظ داشت، در دار العماره خود حوض شراب داشت و بعد از مرگ معشوقه اش حاضر نبود او را دفن کند و حتی جسد او را سه روز در مسجد نگه داشت.
خلیفه مروانی در چهل روز خطبه ای که خواند نامی از پیامبر نیاورد و در جواب اعتراض مردم گفت اگر نامی از پیامبر بیاورم بنی هاشم شاد میشوند.
حتی کار به جایی رسید که سر زید بن علی _ فرزند امام سجاد که به خونخواهی کربلا قیام کرد_ را به دیوار مسجد آویزان کردند و گفتند فقط به شرط اینکه سران بنی هاشم بر این سر آب دهان بیاندازند سر را پایین میآورند.
این فضای فرهنگی شهر مدینه وشهر پیامبر بود.
کوفه، پناه شیعیان صدر اسلام
اوضاع در شهر کوفه متفاوت بود؛ کوفه شهری است که در صدر اسلام پناهگاه شیعیان بود و در ظهور مقر فرماندهی حضرت مهدی خواهد بود؛ هر چند کوفه در ماجرای کربلا بر دل ما داغ گذاشته، لکن محل پرورش بزرگترین شیعیان بوده است وما داریم با شعار «ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» تنفر را نسبت به مقر فرماندهی امام مهدی در خود و دیگران نهادینه میکنیم.
اگر ما کوفی نباشیم پس کجایی باشیم کوفه پناه شیعیان صدر اسلام بود.
کوفیها همان یمنیهایی هستند که به دست علی مسلمان شدند و به کوفه مهاجرت کردند و قمیها هم همان کوفیانی هستند که به قم مهاجرت کردند.
4- حوزه اقتصاد:
ریشههای انحراف اقتصادی به فتوحات عمر و غنایم و جزیههایی که از این راه به عالم اسلام سرازیر شد برمیگردد، اما نقطه اصلی فساد اقتصادی عثمان بود که خویشاوندان خودش را استاندار مناطق بزرگ کرد و از بیت المال هر چه خواستند بردند. امکانات در دست طبقه، قبیله و خاندان خاصی قرار گرفت و تبعیض محض حاکم شد.
دارالعمارهها به کاخها تبدیل شدند و خلافت تبدیل شد به پادشاهی
البته در این اوضاع چند نقطه عطف هم وجود دارد:
- حکومت چهار ساله حضرت علی هرچند در گیر جنگهای داخلی بود، اما به اسلام ناب و تشیع فرصت تنفس داد.
- همچنین ماجرای کربلا و نهضتهایی که بعد از آن به خونخواهی شکل گرفت بسیاری چهره ها را رسوا کرد و باعث تداوم تشیع در تاریخ شد.
مکتب علمی امام باقر (ع) و حضرت صادق (ع) و همچنین راه یافتن معارف در سیاست در زمان ولایت عهدی امام رضا از دیگر نقاط عطف و استمرار تشیع است.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰