کد خبر:۱۶۷۹۱۵
وصیت امام حسن(ع) برای نحوه تشییع و خاکسپاری خود
اگر آن زن (عایشه) از دفن من در کنار قبر پیامبر (ص) مانع شد، تو را به خدا و خویشاوندی تو و پیامبر (ص) قسم می دهم که خونی حتی به اندازه حجامت بر زمین ریخته نشود تا پیامبر (ص) را ملاقات کنیم و نزد او شکایت کنیم ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ امام حسن (ع)همواره در مورد هجمه بی امان نفرت و کینه دشمنان ال محمد (ص) قرار داشت ووو حتی پیکر مبارک ایشان نیز بعد از شهادت از این کینه ها در امان نبود.
مدینه منوره براى تشییع پیکر فرزند دختر گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله، كسى كه از هیچ اقدامى در جهت مصالح آنان فرو گذار نكرد، به پاخاست.
تشییع كنندگان پیكر پاك آن حضرت را بر دوش گرفتند و او را به حرم نبوى مى بردند تا او را در آنجا به خاك سپارند یا بنابر وصیّتى كه امام كرده بود با او تجدید میثاق كنند.
عایشه نیز بر استرى سیاه و سفید سوار بود و از بنى امیّه خواست كه بیرون شوند.
آنان نیز به طرف صفوف شكوهمند تشییع كنندگان مهاجر و انصار، بنى هاشم و دیگر مردم مؤمن مدینه آمدند.
عایشه فریاد زد: پروردگارا! جنگ بهتر از آرامش است.
آیا عثمان در جایى دور از مدینه به خاك سپرده شود و حسن در كنار جدش؟!
سپس در میان بنى هاشم فریاد زد: فرزندتان را دور كنید و او را از اینجا ببرید كه شما قومى دشمن و مخالفید!
پیشگویی امام حسن (ع)در وصیتش به امام حسین (ع)تحقق یافت، این وصیت نامه به شرح زیر است.
امام حسین (ع) کنار بستر برادر نشست و امام حسن (ع) وصیت کتبی خویش را فرمود و حضرت نوشت. وصیت نامه امام حسن (ع) چنین بود:
این وصیت نامه حسن بن علی به حسین بن علی است. او شهادت می دهد که خدایی جز الله نیست و یکی است و شریکی ندارد. او را با معرفت عبادت می کند و هیچ کس را شریک وی قرار نمی دهد.
خداوند همه چیز را خلق کرده و قضا و قدر را مقدر نموده است. او والاترین عبادت شوندگان است و حمد برای اوست. هر کس او را اطاعت کند هدایت می شود، و هر کسی از او سرپیچی کند گمراه می گردد، و هر کس به درگاه او توبه کند هدایت می شود.
یا حسین، من خانواده و فرزندان و اهل بیتم را به تو وصیت می کنم که از بدی بدکاران آنان گذشت کنی و نیکی نیکوکارانشان را بپذیری و برای آنان پشتیبان و پدر باشی.
در صورت امکان مرا با پیامبر دفن کن که به کنار حضرت بودن و در خانه او بودن سزاوارترم از کسانی که آنان را بدون اجازه پیامبر (ص) وارد خانه اش کرده اند و سندی هم در این باره از او ندارند.
خداوند درآنچه که در کتابش بر پیامبر (ص) نازل کرده می فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النّبیّ الّا ان یؤذن لکم»: «ای کسانی که ایمان آورده اید وارد خانه های پیامبر نشوید مگر آنکه به شما اجازه داده شود.»
به خدا قسم، آنان در زمان حضرت بدون اجازه حق ورود نداشتند، و این اجازه پس از پیامبر (ص) هرگز به آنان داده نشد. اما ما اجازه داریم در آنچه از آن حضرت به ما ارث رسیده تصرف کنیم.
اگر آن زن (عایشه) از دفن من در کنار قبر پیامبر (ص) مانع شد، تو را به خدا و خویشاوندی تو و پیامبر (ص) قسم می دهم که خونی حتی به اندازة حجامت بر زمین ریخته نشود تا پیامبر (ص) را ملاقات کنیم و نزد او شکایت کنیم و به او خبر دهیم که بعد از او چه مصیبت هایی از سوی مردم بر ما وارد شد.
پس از وصیت نامه کتبی، امام حسن (ع) وصایای شفاهی خود را آغاز کرد و به برادر چنین فرمود:
پس از غسل و کفن، مرا به سوی قبر جدم ببرید تا با او تجدید عهد کنم. سپس به بقیع کنار قبر مادر بزرگم فاطمه بنت اسد بروید و مرا در آنجا دفن کنید.
بدان که به زودی از سوی عایشه مصیبیتی به من می رسد؛ طبق آنچه مردم از رفتار او و دشمنی اش با خدا و رسول و ما اهل بیت می دانند.
ای برادر، اینان گمان خواهند کرد که شما می خواهید مرا نزد پیامبر (ص) دفن کنید. آنان تلاش می کنند شما را از این کار منع کنند، و به منظور خود دست می یابند. تو را قسم می دهم در تشییع جنازه من حتی به اندازة خون حجامت ریخته نشود.»
اگر امام حسن به برادرش امام حسین وصیّت نكرده بود كه در تشییع جنازه اش اجازه خونریزى ندهد و اگر حسین در میان آنان بانگ نداده بود كه «اى بنى هاشم شما را به خدا كه وصیّت برادرم را پایمال مكنید او را به سوى بقیع برید كه خود او گفت: اگر مرا از به خاك سپارى در كنار جدّم بازداشتند، با كسى نستیزید و مرا در بقیع، دفن كنید»، بنى هاشم زمین را از لوث وجود بنى امیّه پاك مى كردند.
جسارت بنى امیّه تا آنجا بالا گرفت كه حتّى پیش از باز گرداندن جنازه به سوى بقیع، اقدام به تیر باران جسد كردند به طورى كه هفتاد تیر فقط بر پیكر پاك آن حضرت فرو رفته بود.
تشییع كنندگان، پیكر امام حسن علیه السلام را به سوى بقیع بردند و در میان جمعیّت انبوه مردم او را در مكانى كه هم اكنون زیارتگاه آن حضرت است، به خاك سپردند.
سبط اكبر رسول خدا اینچنین پاك و مظلوم زیست و اینچنین حقّ او را پایمال كردند.
و اینچنین مظلومانه به شهادت رسید.
درود خدا بر او باد تا زمانى كه شب و روز پاینده است.
مدینه منوره براى تشییع پیکر فرزند دختر گرامى رسول خدا صلى الله علیه وآله، كسى كه از هیچ اقدامى در جهت مصالح آنان فرو گذار نكرد، به پاخاست.
تشییع كنندگان پیكر پاك آن حضرت را بر دوش گرفتند و او را به حرم نبوى مى بردند تا او را در آنجا به خاك سپارند یا بنابر وصیّتى كه امام كرده بود با او تجدید میثاق كنند.
عایشه نیز بر استرى سیاه و سفید سوار بود و از بنى امیّه خواست كه بیرون شوند.
آنان نیز به طرف صفوف شكوهمند تشییع كنندگان مهاجر و انصار، بنى هاشم و دیگر مردم مؤمن مدینه آمدند.
عایشه فریاد زد: پروردگارا! جنگ بهتر از آرامش است.
آیا عثمان در جایى دور از مدینه به خاك سپرده شود و حسن در كنار جدش؟!
سپس در میان بنى هاشم فریاد زد: فرزندتان را دور كنید و او را از اینجا ببرید كه شما قومى دشمن و مخالفید!
پیشگویی امام حسن (ع)در وصیتش به امام حسین (ع)تحقق یافت، این وصیت نامه به شرح زیر است.
امام حسین (ع) کنار بستر برادر نشست و امام حسن (ع) وصیت کتبی خویش را فرمود و حضرت نوشت. وصیت نامه امام حسن (ع) چنین بود:
این وصیت نامه حسن بن علی به حسین بن علی است. او شهادت می دهد که خدایی جز الله نیست و یکی است و شریکی ندارد. او را با معرفت عبادت می کند و هیچ کس را شریک وی قرار نمی دهد.
خداوند همه چیز را خلق کرده و قضا و قدر را مقدر نموده است. او والاترین عبادت شوندگان است و حمد برای اوست. هر کس او را اطاعت کند هدایت می شود، و هر کسی از او سرپیچی کند گمراه می گردد، و هر کس به درگاه او توبه کند هدایت می شود.
یا حسین، من خانواده و فرزندان و اهل بیتم را به تو وصیت می کنم که از بدی بدکاران آنان گذشت کنی و نیکی نیکوکارانشان را بپذیری و برای آنان پشتیبان و پدر باشی.
در صورت امکان مرا با پیامبر دفن کن که به کنار حضرت بودن و در خانه او بودن سزاوارترم از کسانی که آنان را بدون اجازه پیامبر (ص) وارد خانه اش کرده اند و سندی هم در این باره از او ندارند.
خداوند درآنچه که در کتابش بر پیامبر (ص) نازل کرده می فرماید: «یا ایّها الّذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النّبیّ الّا ان یؤذن لکم»: «ای کسانی که ایمان آورده اید وارد خانه های پیامبر نشوید مگر آنکه به شما اجازه داده شود.»
به خدا قسم، آنان در زمان حضرت بدون اجازه حق ورود نداشتند، و این اجازه پس از پیامبر (ص) هرگز به آنان داده نشد. اما ما اجازه داریم در آنچه از آن حضرت به ما ارث رسیده تصرف کنیم.
اگر آن زن (عایشه) از دفن من در کنار قبر پیامبر (ص) مانع شد، تو را به خدا و خویشاوندی تو و پیامبر (ص) قسم می دهم که خونی حتی به اندازة حجامت بر زمین ریخته نشود تا پیامبر (ص) را ملاقات کنیم و نزد او شکایت کنیم و به او خبر دهیم که بعد از او چه مصیبت هایی از سوی مردم بر ما وارد شد.
پس از وصیت نامه کتبی، امام حسن (ع) وصایای شفاهی خود را آغاز کرد و به برادر چنین فرمود:
پس از غسل و کفن، مرا به سوی قبر جدم ببرید تا با او تجدید عهد کنم. سپس به بقیع کنار قبر مادر بزرگم فاطمه بنت اسد بروید و مرا در آنجا دفن کنید.
بدان که به زودی از سوی عایشه مصیبیتی به من می رسد؛ طبق آنچه مردم از رفتار او و دشمنی اش با خدا و رسول و ما اهل بیت می دانند.
ای برادر، اینان گمان خواهند کرد که شما می خواهید مرا نزد پیامبر (ص) دفن کنید. آنان تلاش می کنند شما را از این کار منع کنند، و به منظور خود دست می یابند. تو را قسم می دهم در تشییع جنازه من حتی به اندازة خون حجامت ریخته نشود.»
اگر امام حسن به برادرش امام حسین وصیّت نكرده بود كه در تشییع جنازه اش اجازه خونریزى ندهد و اگر حسین در میان آنان بانگ نداده بود كه «اى بنى هاشم شما را به خدا كه وصیّت برادرم را پایمال مكنید او را به سوى بقیع برید كه خود او گفت: اگر مرا از به خاك سپارى در كنار جدّم بازداشتند، با كسى نستیزید و مرا در بقیع، دفن كنید»، بنى هاشم زمین را از لوث وجود بنى امیّه پاك مى كردند.
جسارت بنى امیّه تا آنجا بالا گرفت كه حتّى پیش از باز گرداندن جنازه به سوى بقیع، اقدام به تیر باران جسد كردند به طورى كه هفتاد تیر فقط بر پیكر پاك آن حضرت فرو رفته بود.
تشییع كنندگان، پیكر امام حسن علیه السلام را به سوى بقیع بردند و در میان جمعیّت انبوه مردم او را در مكانى كه هم اكنون زیارتگاه آن حضرت است، به خاك سپردند.
سبط اكبر رسول خدا اینچنین پاك و مظلوم زیست و اینچنین حقّ او را پایمال كردند.
و اینچنین مظلومانه به شهادت رسید.
درود خدا بر او باد تا زمانى كه شب و روز پاینده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا