عباسی: جامعه‌سازی طبق مدل «دانش‌بنیان»؛ انحراف است
کد خبر:۱۶۸۴۷۲
سلسله جلسات طرح‌ريزي استراتژيك - بررسی اوج و سقوط تمدن‌ها

عباسی: جامعه‌سازی طبق مدل «دانش‌بنیان»؛ انحراف است

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال با اشاره به انحراف در جامعه‌سازی گفت: وقتی هدف‌گذاری چنین شد که جامعه‌ای دانش‌بنیان ساخته شود؛ با توجه به اینکه دانش‌بنیان در مدرک خلاصه می‌شود، جهت گیری بعدی به سمت مدرک می‌شود و...
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حسن عباسي در جلسه سیصد و هفدهم از سلسله جلسات «طرح‌ريزي استراتژيك كلبه كرامت» با موضوع بررسی اوج و سقوط تمدن ها - راه حل قرآن برای جلوگیری از فساد تمدن با اشاره به اينكه اتحادیه اروپا مبنای تمدن سازی را سازوکار جامعه سازی دانش بنیان قرار داده است، گفت: اخیرا در رسانه ها مسائلی را پيرامون مسئله دانش بنیان بودن در زمینه هاي مختلف مثل اقتصاد، صنعت، سیاست و حوزه های مختلف زیاد می شنویم.

اراده عمومی بر دانش بنیان بودن جامعه‌سازی در جمهوری اسلامی

اینکه می‌گویند در کشور ما سیاست، اقتصاد و حوزه فرهنگ، دانش بنیان است متوجه می شوند منظور چیست یا نه؟ منظور این است معنای رویکرد علم مدار، اين است که شما اساس جامعه سازی را دانش بدانید و به اينكه دانش اساس و شالوده جامعه سازی و تمدن سازی است، آگاه باشید.

میل عمومی که برای تحصیلات آکادمیک در جامعه هست و نيز اراده حکومت بر بسط حوزه‌های علم و معرفت نشان می‌دهد که یک اراده عمومی بر دانش بنیان بودن جامعه‌سازی در جمهوری اسلامی وجود دارد.

در تاریخ طرح ریزی استراتژیک تقریبا موارد متعددی را می‌شود نام برد که دانش و علم، مبنای تمدن‌سازی و جامعه‌سازی بوده است. هر تمدن و جامعه‌ای در دوره ای به اوج تمدنی خود می رسد، که معرفت به اوج خودش برسد.

چرا انتهای فرهنگی شدن یک تمدن ممزوج و مساوی با نابودی است؟

تمایز بین دوره خرافه، دوره اسطوره و دوره فرهنگ در معرفت است. آنچه باعث می شود که دوره ای را دوره خرافه و دوره ای را دوره اسطوره و زمانی را دوره فرهنگ بدانیم، تمایز معرفت در این دوره هاست؛ زمانی که معرفت، معرفت خرافی و مخدوش است فرهنگ شکل نگرفته است. فراز و فرود ادوار مختلف تاریخ طرح ریزی استراتژیک عمدتا حول این محور است که جامعه به معرفت رسید یا نرسید.

سوالی که پاسخ داده نشده این است که چرا جامعه‌ای از خرافه شروع می‌کند، به اسطوره می‌رسد و در نهایت به اوج فرهنگی و تمدن خود می‌رسد و سپس سقوط می کند. فرهنگ در اصل باید مقوم هر چیزی باشد، اما چرا انتهای فرهنگی شدن ممزوج و مساوی با نابودی است؟

هر قدر در یک جامعه رفاه طلبی بیشتر شود، آمادگی آن برای متلاشی شدن بیشتر می‌شود

در پاسخ می‌گویند تمدن ضعیف می‌شود، تمدن نازپرورده می‌شود، متنعم می‌شود. وقتی به اوج دوره فرهنگی می‌رسد، تکنولوژی، صنعت و همه سازوکارهای روابط اجتماعی شکل می‌گیرد و جامعه فاسد می‌شود. سوالی که مطرح است اینکه چرا جامعه فرهنگی فاسد می‌شود؟ این چه حرفی است که جامعه شناسان فرهنگی و تمدن و جامعه شناسان تاریخ می‌گویند؟ چرا یک جامعه بشری وقتی به اوج خود می‌رسد ضعیف شده و حساس می شود؟

انسان متمدن به سطح فرهنگی رسیده است و انواع امکانات رفاهی را در اختیار دارد و همین رفاه باعث ظریف شدن و حساس شدن فرد می‌شود و او را از مقاومت و سختی می اندازد. هر قدر در یک جامعه رفاه طلبی بیشتر شود آن جامعه حساس‌تر می شود و آمادگی آن برای متلاشی شدن بیشتر می‌شود. اگر در طرح ریزی استراتژیک جامعه بشری علم مبنا شد، بشر از جهل به علم می‌رسد، اما در ایمان بنیانی بشر از جهل به ایمان می رسد.

علت حرکت نوسانی جوامع در طول تاریخ چیست؟

در تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک یک مرتبه می‌خواهیم از جهل به معرفت برسیم؛ معرفت ما یا عقلانی است و حوزه‌اش دانستن و یا ایمانی است. در تاریخ طرح‌ریزی استراتژیک بشر از خرافه شروع کرده و برای تسهیل زندگی خودش امکاناتی فراهم آورده تا به فرهنگ رسیده و دوباره فروپاشیده است؛ بشر این فرایند را بارها تکرار کرده و هنوز هم دارد تکرار می‌کند.

بشر به دو گونه رفتار کرده است؛ سعی کرده از جهل به عقل برسد. اگر انبیا آمده‌اند که بشر را از جهل به عقل برسانند و ظرفیت عقل بشر را افزایش دهند، احتمال فروباشی این فرهنگ بعید است. در مقابل دانشمندان و فلاسفه تمام سعی خود را کردند که انسان را از جهل به علم برسانند، ولی علم قابل تغییر است، تاریخ انقضاء دارد. علت حرکت نوسانی جوامع در طول تاریخ همین است؛ اینکه بخواهیم بشر در رفاه کامل قرار بگیرد با این روش که در کنار رفاه، سختی‌هایی هم به او بدهیم تفاوت دارد.

در یک جامعه دینی رفاه و آرامش برای مردم در نظر گرفته می شود، اما در ماه رمضان مردم روزه می‌گیرند، سختی گرسنگی را می‌کشند. وقتی عادت کردند اهل عیش و عشرت نباشد، این بدن مقاوم می‌شود و آمادگی دارد که اگر خیلی از امکانات از او گرفته شود عجز و لابه نکند و خودش را با شرایط وفق دهد و دچار فروپاشی نشود.

افراط و تفریط‌ها در تمدن‌سازی، و راه متعادل

نگاه های تفریطی مانند کلبیون، رواقیون، صوفی‌ها و مرتاض‌های هندی که تمام امکانات و نعمات زندگی را از خود سلب می‌کنند و نمی‌گذارند جسمشان از مواهب دنیوی بهره ببرد، نتوانستند رفاه نسبی برای مردم فراهم و موجبات فرهنگ‌سازی و تمدن‌سازی را فراهم کنند؛ پس ما دو دسته افراط و تفریط داشتیم یک دسته نگاه افراطی که سعی در بسط علم و دانش و بهره‌مندی از امکانات و رفاه هر چه بیشتر بشر داشتند و در انتها به سقوط و انحطاط کشیده شدند و دسته ای دیگر هم که گوشه‌نشینی و کناره‌گیری را دنبال کردند که در تمدن و فرهنگ‌سازی مؤثر نبوده است.

اتفاقی که افتاده این است که بشر دچار افراط و تفریط‌هایی شده است یا بشر باید به فرهنگ برسد و آنقدر تسهیلات برای خودش ایجاد کند که هیچ سختی نبیند، همین موجب می شود که حساس و ضعیف شود؛ و از طرف دیگر هم گروهی در تاریخ دائم برای بشر سختی تجویز کرده‌اند. راه متعادل همین است که حلال خدا را حلال بدانیم و حرام خدا را ترک کنیم.

تمایز عملی که مبنای آن علم است با آنکه مبنایش ایمان است...

جامعه دانش‌بنیان در نهایت یک سطح فرهنگی کاملی می‌دهد که یکی از ملزومات این سطح کامل در زندگی، رفاه‌طلبی است، اما تاریخ طرح‌ریزی مورد نظر انبیا این است که بشر را از جهل به ایمان برساند و مبنای عمل بشر را ایمان قرار دهد تا اینکه رستگاری نصیب او شود؛ عملی که مبنای آن علم باشد در مرحله اول این علم یقینی نیست و فرد به درستی آن اطمینان ندارد و در مرحله دوم آن عمل معلوم نیست که فاسد است یا صالح چون مهم عمل است نه درستی یا نادرستی عمل.

هرچه رفاه جامعه بیشتر می‌شود به جای اینکه سطح انسان‌ها هم بالاتر برود و فرهنگ مقاوم‌تر شود، به انحطاط کشیده می‌شود به این دلیل است که جامعه از جهل به علم می‌رسد، راحت می‌شود و می‌نشیند، اما اگر این جامعه از جهل رسید به عقل و ایمان، ایمان به انسان اجازه رفاه‌طلبی نمی‌دهد؛ ایمان به انسان چهارچوب و ضوابطی می‌دهد که انسان با نفسش مبارزه کند. وقتی جهل ما به علم می‌رسد، اولین چیزی که به آن رفاه می‌دهیم نفسمان است و این «نفس‌سالاری» موجب می‌شود جامعه هر چه جلوتر برود متلاشی‌تر شود.

جامعه‌ای که به «نفس‌سالاری» می‌رسد، افراد با کمترین تلاش می‌خواهند بیشترین نتیجه را بگیرند، اما اگر فرد از جهل به عقل برسد، علم و ایمان به صورت ممزوج در او رشد می‌کند و او حق خود را می‌خواهد و هر کجا که احساس کند فضا مهیا است و می‌تواند نفسش را جولان بدهد، جلوی خودش را می‌گیرد.

جامعه‌سازی طبق مدل «دانش‌بنیان»؛ انحراف در جامعه‌سازی

نظامی اجتماعی که در تئوری‌های جامعه‌سازی باید طراحی کرد؛ نظامی است که باید از جهل به عقل برسد و جامعه در مسیر حرکت ایمان مبنا قرار بگیرد؛ یعنی انحرافی در جامعه ما دارد صورت می‌گیرد و آن دانش‌بنیانی است.

اتحادیه اروپا پذیرفته جامعه‌ای بسازد که دانش پایه باشد و ما هم پذیرفتیم که در اقتصاد، سیاست، صنعت و... دانش‌بنیان باشیم؛ همین که اینگونه هدف گذاری کردیم با توجه به اینکه دانش بنیان در مدرک خلاصه می‌شود، جهت گیری بعدی ما به سمت مدرک می‌شود؛ به این معنا که اگر مدرک داشته باشی، پس دانش داری؛ نتیجه بعدی هم این است که مبنای هر چیزی آمار و ارقام می‌شود، بعد جهت‌گیری تمام تلاش‌ها این می‌شود که ما رفاه بیشتری داشته باشیم و عافیت‌طلب شویم.
 
ادامه دارد...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار