تقدير از خاتمي
وبلاگ بيداري
من به نوبه خودم از حضرت حجت الاسلام و المسلمين دکتر سيد محمد خاتمي کمال تشکر و تقدير و امتنان و ... را دارم. بدون ترديد اگر زمزمه حضور ايشان در انتخابات رياست جمهوري دهم نبود ، جريان اصولگرايي را با صد من سريش هم نمي شد به هم چسباند و همه طيف هاي آن را اين طور بي چک و چانه پشت سر احمدي نژاد قطار کرد! اين بهترين کار تمام زندگاني خاتمي است. واقعا"دست مريزاد!
مطمئنم اگر حضور خاتمي در عرصه انتخابات نبود ، بسياري از طيف هاي درون جبهه اصولگرا محال بود در انتخابات آينده از احمدي نژاد حمايت کنند و يا لااقل براي اعلام حمايت خود شديدا" به دنبال سهم خواهي بودند. اما اکنون به يمن حضور خاتمي ، بي آنکه احمدي نژاد مجبور شود به کسي سهم بدهد - که نمي دهد! - يا ناز و کرشمه برخي جريانات و گروه ها را بکشد ، خود آنها بلاشرط وارد گردونه حمايت از احمدي نژاد شده اند.
اکنون اجماع بر روي احمدي نژاد در جريان اصولگرا يک گزاره قطعي است به گونه اي که ايده هايي چون دولت وحدت ملي مفتضح شده ،عناصري چون قاليباف فتيله را پايين کشيده اند و حتي تيپ ليبرال مسلکي مثل محمد جواد لاريجاني نيز به صراحت از اجماع روي احمدي نژاد دفاع مي کند. و اين همه نيست جز به برکت حضور حضرت آقاي خاتمي در صحنه! اجره عندالله!
البته ممکن است دوستان ايراد بگيرند که احمدي نژاد را نيازي به حمايت گروه هاي سياسي نيست. درست است. اما بايد به اين نکته توجه داشت که غضنفر بازي برخي گروه هاي درون جبهه اصولگرايي در آستانه انتخابات و تخريب گري آنها عليه دولت و شخص دکتر مي تواند ابزار عمليات رواني مخالفان باشد. کمااينکه غضنفر بازي برخي در جبهه اصلاحات براي ما دستمايه مناسبي براي حال گيري است. مضافا" اينکه عقل حکم مي کند از هر ظرفيتي براي افزودن بر سبد راي دکتر - البته بدون سياسي کاري و معامله گري- استقبال شود. در هر حال ، حضور خاتمي در عرصه را بايد به فال نيک گرفت و اولين ثمره اش همين اجماع بي چک و چانه در جريان اصولگراست که بر روي احمدي نژاد - به عنوان تنها کانديداي بالفعل و راي آور- ايجاد شده است.
من با برخي تبليغاتي که براي منصرف شدن خاتمي از عرصه انتخابات مي شود مخالفم . خصوصا" اينکه از جانب افرادي باشد که به نوعي منسوب به جريان حامي دولت هستند.مثل اين نامه آقاي محمد علي رامين که گرچه به لحاظ ادبي متن خوبي است اما به لحاظ سياسي واقعا" نپخته است. آخر ، دعوت خاتمي به عدم ورود در عرصه انتخابات و قهرمان باقي ماندن ، از کدام پختگي سياسي مي تواند نشات بگيرد؟
واقعا" براي آقاي رامين متاسف شدم وقتي ديدم از خاتمي خواسته است تا سيد حسن نصرالله دوم در جهان اسلام باشد؟! مرد حسابي! سيد حسن نصرالله اسطوره جهاد و مقاومت مسلمانان کجا - که با شنيدن نامش لرزه بر اندام بوش و اولمرت مي افتد - و سيد محمد خاتمي کجا که دوران سراسر ذلت دولتش ، نوستالوژي بوش است؟اصلا" سيد حسن که جاي خود دارد، چه گوارا کجا و خاتمي کجا؟ من که يک موي چه گواراي کمونيست ولي مبارز و مقاوم در برابر ظلم و ستم قدرت هاي سلطه جو را به شبه مسلمانان ترسويي که در انديشه و عمل از بيم موج غرب ، در برابر استکبار زانو مي زنند و پرچم ذلت برمي افرازند ، نمي دهم.
ايهاالناس! بگذاريد خاتمي بيايد. فضايي فکر نمي کنم. نمي گويم او هيچ پايگاهي در جامعه ندارد. او يک راي حداقلي در بين اقشاري خاص دارد. اما مختصر شعوري هم براي مردم ايران قائل باشيد. باور کنيد اگر نام خاتمي مي توانست موج آفرين باشد در انتخابات شوراي شهر سوم و مجلس هشتم که عکس و نام خاتمي بالاي ليست اصلاح طلبان بود ، «ياران خاتمي» آراي مردم را درو مي کردند.(مثل مجلس ششم که با استفاده از محبوبيت آن موقع خاتمي عناصر ناشناخته به عنوان حمايت از او در صدر قرار گرفتند) اما ديديم که اينگونه نشد و در همين تهران ، وزراي مشهور خاتمي که عکس رئيس اعظمشان را بالاي سر داشتند ، در ته جدول انتخابات قرار گرفتند به گونه اي که مجبور شدند در مرحله دوم نام خاتمي را از آن بالا حذف کنند.
بگذاريد خاتمي بيايد تا اقتدار خودساخته او نيز همانند هاشمي رفسنجاني فرو ريزد و تابويي که از او ساخته شده شکسته شود.بگذاريد او بيايد تا آخرين کورسوي اميدواري ستاد ضد عدالت براي بازگشت به قدرت براي هميشه به خاموشي بگرايد.انشاءالله
/انتهاي پيام/