کد خبر:۱۶۸۶۸۶
وبلاگ «اسکالپل»
عجیب گیری کردیم ما!
به نظر بعضیها عقل، مترادف مخالفت با ولایت فقیه است.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین بروزرسانی وبلاگ «اسکالپل» طی مطلبی با عنوان «آیا ما باید بیدار بشویم که از انقلاب و ولایت و رهبری دفاع میکنیم؟» آمده است:
پیرمردی بود که وقتی نزد او از انقلاب و نظام، حرفی به طرفداری میزدیم، میگفت: شما کی میخواهید بیدار بشوید باباجان؟ عقلتان را فراخوان کنید!! این نحو اظهار مخالفت (عقلتان را فراخوان کنید) را قبلا از کسی نشنیده بودم. او با این جمله روانشناسانه، دانسته یا ندانسته رشوهای به هوای نفس آدم میداد تا آدم را وادار به تصحیح موضعش و در صورت امکان عدول از آن کند. چون نزد هوای نفس همگان، جز اولیاء خدا، عقل کامل است! پیرمرد، امروز خیلی ناتوان شده و دیگر دل و دماغ نصیحت ندارد اما در اطراف ما باز امروز کم نیستند آدمهایی که نگاه عاقل اندر سفیهشان مدام ما را میپاید تا خدای نکرده یک وقت عقلمان را از دست ندهیم و جایی جانبداری از نظام و انقلاب بکنیم! دیروز یکی از وبلاگهای خوب و پر بازدید حزباللهی را میدیدم، پست آخرش تعداد خیلی زیادی کامنت داشت که از هر ده تا، هشت نفر او را نصیحت کرده بودند که یک ذره فکر کند، عقل داشته باشد، بیدار شود و... بنده خدا همه را هم منتشر کرده بود!
نمیدانم اینها که ما را به فراخواندن عقلمان دعوت میکنند یا رشوهای به هوای نفسمان تعارف میکنند تا جانبداری از نظام و انقلاب و ولایت و رهبری نکنیم، چه فکر میکنند؟ همانها که تعدادیشان در وهله اول متشرع نیستند و بیخبرند از اینکه "سفاهت" اولا در رو گرداندن از دین است! و این شهادت قرآن کریم است. "و من یرغب عن ملة ابراهیم الا من سفه نفسه" یعنی کیست که از آیین ابراهیم رو بگرداند مگر آنکه به سفاهت دچار است. آیه کوبندهای است و هر کسی را البته در مرتبه روگردانیاش از دین خدا میکوبد. آنکه در عقل ما تردید میکند باید اول رجوعی به میزان برخورداری خودش از این چیزی که به تعبیر امام سجاد (ع) خدای رحمان به آن عبادت میشود و بهشت با آن کسب میشود (العقل ما عبد به الرحمن و اکتسب به الجنان) بکند. عقل، مثل همه چیز آفت دارد و فساد میپذیرد و اولین و آخرین آفتش به استناد روایات ائمه معصومین (ع) هوای نفس است. و ما غالبا هر کس را بیشتر تابع هوای نفس دیدیم، بیشتر ناصح خود یافتیم!
و راستی نمیدانم چرا جماعتی که ما را در این زمان، بخاطر جانبداری و دفاع از نظام به عقل نداشتن متهم میکنند، فقط وقتی به ما میرسند عاقل میشوند؟ اینها معمولا از ارائه چنین نصیحتی به نسل پدران ما بخصوص مردان جبهه و جنگ و رزمندگان و جانبازان انقلاب و خانوادههای شهدا ابا دارند. زمان جنگ که کلا جرأتش را نداشتند چون ممکن بود یک وقت اینها واقعا عقلشان را از دست بدهند و قاطی کنند!! نمونهاش حاج حسین خرازی که گفته بود: من اهمیت نمیدهم در مورد ماها چه میگویند من فقط میخواهم رضایت ولایت را بدست بیاورم. نمونه دیگرش همین شهید باکری که بسیجی واقعی هم بود. حمید را میگویم. به او گفته بودند امام (ره) در اینجا اشتباه کرده، گفته بود: اشتباه امام (ره) از درست ما هم درست تر است! و برادرش آقا مهدی که گفته بود: اگر کسی مقابل ولایت فقیه بایستد باید اعدام شود!
دو سال پیش بود که رفته بودم دیدن رزمنده هنرمند و بسیجی، جناب حاج بهزاد پروین قدس که به اندازه بار دو کامیون فقط حجم آرشیو نگاتیو عکسهایش از جنگ است. چندین سال است که این بنیاد و آن بنیاد و صدا و سیما و جاهای دیگر دارند با او مذاکره میکنند که این آرشیو را از چنگش در بیاورند و نمیتوانند!
میگوید نمیداند چه بلایی ممکن است بر سر این آرشیو بیاورند آدمهایی که بلد نیستند با این آرشیو چه کنند. هفته دفاع مقدس بود که رفته بودم دفترش. اعصاب نداشت! بخاطر برنامهای که شب قبل از شبکه چهار پخش شده بود ناراحت بود.
گویا میزگردی پخش شده بود با عنوان «عقلانیت در جنگ» و میهمانان برنامه حسابی از شرمندگی رزمندگان عاقل اسلام درآمده بودند! حاج بهزاد میگفت: این برنامه توهین بود به ما. ما در جنگ عاشق بودیم. اگر به عقلی که این آقایان میگویند باشد، همهمان از امام (ره) بگیر تا بچههای جبهه میرویم زیر سؤال!! و من آنجا فهمیدم که چه چیزی سید شهیدان اهل قلم را آزرده بود تا دست به نگارش مقاله «غربت حزب الله در مهبط عقل» بزند.
شهید آوینی پاسخ محکمی در این مقاله به عاقلان داده. این مقاله، از اول تا آخرش درد است. در فرازی مینویسد: «در جهانی كه عقل يكسره طعمه شيطان گشته است و عشق را جز در كشاله رفتن بدنهای كرخت نمیجويند، از هر طريق كه راه بسپاری، كار را به قطعنامه 598 میكشانند و قوانين خود بنيادانه اومانيستی عقل انديشانه شركآميز را در برابر قانون عشق میگذارند... و چه بايد كرد؟ نگاهی به شهر بيندازيد!»
بهراستی آقا مرتضی! چه باید کرد؟! عجیب تنها ماندهایم در این شهر. شما را بخاطر ناراحتی از کشاندن کارتان به قطعنامه، به جنگطلبی و خشونت طلبی متهم کردند و ما را بخاطر ناراحتی از کشاندن کارمان به دفاع از حقانیت نظام به چه چیزها که متهم نمیکنند! میگویند عقل و منظورشان مخالفت با ولی فقیه است. عجب گیری کردهایم!
لینک کپی شد
گزارش خطا