کد خبر:۱۶۸۸۳۴
تاثیر اسلام بر معماری
معماری اسلامی، بناهای خود را برای تعظیم خدا بر میافرازد
معماری اسلامی مروج بیان ذهنی فرد نیست، چنانکه در مورد هنر و معماری مدرن میبینیم، بلکه بناهای تاریخی خود را برای تعظیم خدا برمیافرازد و هریک از وجوه آنها یادآور عظمت اوست.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ واژه «بنا نهادن» به معنای بن بخشیدن، پی نهادن و آفرینش دوباره بر اساس طرح و اندیشه از قبل تعیین شده است. معماری با معنای آفریدن و (طبعا هنر)، ساختن و پروردن خویشاوند است و می توان گفت که معماری، بیشتر از هر هنری با فرهنگ انسانی مرتبط بوده و خواهد بود.
در تمدن اسلامی ما نیز واژه «بیت» علاوه بر اینکه به معنای شعر است به معنای برج های فلکی نیز می باشد و این همه مبین این حقیقت است که معماری از جامع ترین استعدادهای انسان در حسن ترکیب بخشی است.
تاثیر اسلام بر معماری
دین اسلام در همه وجوه انسان جاری و ساری است، در این دین هیچ چیز نیست که متاثر از امر مقدس نباشد. این بدان معنی است که در زندگی هیچ تفاوتی میان مقدس و غیرمقدس نيست. فقط سلسه مراتبی از وجود در کار است که ریشه در توحید الهی دارد، این توحید در همه چیز بیش از همه در هنرهای جهان اسلام مشهود است که در آن هیچ تفاوتی میان هنرهای ظریف و صناعی کاربردی وجود ندارد. دراسلام، هنر از صنعتگری و کار صنعتگر از بقیه وجوه زندگی، مخصوصا از زندگی روحانی او جدا نیست.
معماری اسلامی نه عظیم به معنای شکوه آرمان ها و دست آوردهای تمدنی خاص است، چنانکه در مورد رنسانس می بینیم و نه مروج بیان ذهنی فرد، چنانکه در مورد هنر و معماری مدرن می بینیم، تنها به این معنی عظیم است که بناهای تاریخی خود را برای تعظیم خدا برمی افرازد و هریک از وجوه آن ها یادآور عظمت اوست.
شهر نشینی اسلامی فاقد خیابان ها یا چشم اندازهای بزرگی است که در کنار آن ها مهمترین بناهای ساکنان آن، به عنوان نشانه های دست آوردهای فرهنگی، سربرافراشته باشند. هر چند معماری مقدس اسلام، معماری مسجد است، با این همه مسجد هیچ گاه از بقیه محیط شهری جدا نبوده است.
اسلام چنانکه گفتیم، زندگی امت خود را به قلمروهای مقدس و غیرمقدس تقسیم نمی کند. امور مقدس در همه مظاهر محیط شهری جاری است و همه مناسکی که در مسجد اقامه می شود در خانه نیز به جای آورده می شود، مساجد جهان اسلام را نمی توان درست از بیرون دید؛ زیرا ساختار متراکم شهری از همه طرف احاطه دارد، تجربه این معماری در منظر درونی است، به همین سبب است که این معماری، انسان را از کثرت جهان به جهان تفکر عمیق و قلمرو روح می برد.
عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا
معماری هنر نظم دان به فضاست. پرهیز از شمایل گری در هنر و معماری اسلامی که امکان تجسم حضور الهی را در تصویر یا شمایل منتفی می سازد، خود عامل بسیار مهمی در تاکید بر اهمیت معنوی فضای تهی در ذهن و ضمیر مسلمانان است.
فضای خالی از این راه و نیز به واسطه اصل توحید به عنصر قدسی تبدیل شده است. در این مکان خداوند و تجلیات زیبای او با هیچ مکان، زمان یا شیئی خاص یگانه قلمداد نمی شود، حضورحق تعالی فراگیر است. «لله المشرق و المغرب فاینما تولوا فثم وجه الله ان الله واسع علیم»؛ مشرق و مغرب هر دو ملک خداست، پس به هر طرف که رو کنید به سوی خدا روی آوردید، خدا به همه جا محیط و به همه چیز داناست. از این روی است که تهی بودن در هنراسلامی مترادف تجلی امر قدسی است.
انسان در اسلام مقیاس همه چیز نیست. معمار مسلمان با اسلام خود، یعنی با سرسپردگی خود به مشیت الهی، تصدیق می کند که خدا معمار اعلاست. بنابراین رابطه معمار و فضای دور و بر او رابطه ای مبتنی بر تعظیم است نه تکبر، از این رو، اگر باید تاثیری بر این محیط مادی برجای بگذارد، این تاثیر باید با خضوع صورت گیرد نه با حس بی اعتنایی به نظم طبیعی وجود. معمارسنتی اسلامی این آگاهی را کاملا منعکس می کند که هرگز هیچ موضعی حاکی از تعارض یا بی اعتنایی با تسلط بر محیط اطراف درکار نبوده است.
این را در انحنای گنبد و اشکال سیاق طاق ها، كنگره های خط افق و فرورفتگی و پیش آمدگی های دیوار می توان دید که به بنا امکان تعادل در زیبایی با فضای دوروبر می دهد، حتی فضای درونی بنا و حیاط آن (مجازاً قلب بنا) گشوده رو به آسمان است و این نشان دهنده عروج قلب به سوی عالم بالاست.
عروج معمار سنتی به سوی عالم بالا، درکار او، از طریق تنویر توده های مادی منعکس می شود. این توده مادی با تکنیک های تزیین که آن را از نظر می پوشاند و توجه را به ساحت رنگ و طرح هندسی و اشکال اندامی جلب می کند، زیبایی می یابد. این تزیین را باید تجلی نظم والاتری از وجود و نه صرفا استعمال سطحی الگوها، دانست. تغییرتوده مادی معماری از طریق تزیین، نماینده وجه «لااله» است، درحالی که تمرکز بر توحید الهی، نشانه اثبات «الاالله» می باشد.
معماری اسلامی و سودمندی اجتماعی
اسلام، رهبانیت محض نیست و هرگز چشم به روی مسائل روزمره زندگی مردم نمی بندد و آن را از شئونات اخروی جدا نمی سازد. معماری اسلامی بر این اساس کوششی است دربرآورده سازی نیازهای دنیوی و متداول و حوائج اخروی و به همین جهت به هروجه وجودی مسلمان توجه دارد.
مسجد، درنگرش نخستین محل عبادت است، اما مکانی برای بحث و فحص در علوم مختلف و جایگاه رفع مشکلات و حل گرفتاریها نیزبه شمار می رود، حتی درتاریخ تمدن اسلام به دفعات مشاهده می کنیم که مدارس و مساجد مکان جدا از یكدیگر نیستند و عبادت و دانش در محلی واحد صورت می پذیرفته است و هرگزدیده نشده است که حرکتی اسلامی و فریادی حق طلبانه از مسجد آغاز نشده باشد و یا به نحوی از انحاء با آن پیوستگی نداشته باشد.
معماری اسلامی؛ خدا بنیادی و دعوت دینی
معماری اسلامی نتیجه تاریخی تقرب معمار مسلمان به حقیقت محض فرا گیری است که حکمش بر اشیاء و اشخاص و امور جاری است. منشا معماری اسلامی، انسانیت انسان است که دارای روحی مجرد است که به درجه تجرد رسیده و از ماده جدا است و هر چیز که به مرتبه تجرد واصل شود، خلاق است و بهره مند از توان آفرینش و ساختن.
«نفس مجرد» داری «خلاقیت» است و به همین سبب می تواند به فعل، عمل و آفریدن بپردازد و از همین رهگذر صورتهایی را در علم و آگاهی خود خلق کند و آنگاه آن صور را در خارج ظهور و بروز دهد و بدان ها تحقق بیرونی عطا کند. انسان مظهر اسماء و صفات الهی است و خداوند تبارک و تعالی همه اسماء را به انسان آموخته است و جوهر همه اسماء در ذات او وجود دارد و صد البته که یکی از این همه آفریدن است.
انسان دارای نفخه روح الهی است و بهره مند از موهبت الهی آفرینندگی و بهترین نمونه آن هنر و ارجمندترین آن معماری می باشد. معماری اسلامی علاوه بر روح دینی، قالب و صورت دینی نیز دارد که در اینجا، قالب، صورتی است نمادین از حقیقت ارجمند اسلام؛ چرا که راز جز در صورت رمز جلوه گر نمی شود و اسرار جز در پهنه نماد متعین نمی گردد.
معماری اسلامی؛ حاصل رویکرد بشر به خورشید حقیقت
معماری اسلامی حاصل تاریخی رویکرد بشر به خورشید حقیقت و نزدیک شدن او به بهشت مثالی وجود خویشتن است. اشتیاق فزاینده معمار به تقرب و ربط هرپدیده ای به ساحت ربوبی و فناء فی الله باعث شده است که این وادی پرشکوه صرفا به نفس ذوقی معمار باز نگردد و پیوسته منتسب و منوط به حقیقت کل باشد.
چنین است که محاکات عوامل درونی معمار و امیال لجام گسیخته و سرکش بشری در پرتو مکاشفات عارفانه رنگ می بازد و خود بنیادی که جوهره هنر امروز را می سازد در این محفل نورمند انس جایی ندارد و در اینجا نه فقط مضمون و موضوع از آن حقیقت برترمایه می گیرد بلکه زبان معماری نیز از همان آبشخور سیراب می شود.
همان طور که می دانیم و در متن نیز به آن اشاره شد، اسلام برای تمامی وجوه زندگی انسان برنامه دارد و به همه ابعاد وجودی انسان چه روحی و چه جسمی پرداخته است؛ چراکه اسلام دینی زنده و پویا و برای تمامی اعصار و قرون است و توجه این دین جهان شمول به هنر معماری جای بسی بررسی و تامل دارد.
معماری اسلامی؛ توجه به خدا و معنویت در جزء جزء شئون زندگی آدمی
معماری اسلامی توجه به خدا و معنویت در جزء جزء شئون زندگی آدمی است و معمار ایرانی مسلمان نیز هیچ گاه از این معنی دور نبوده است. ایرانیان در دوره های بعد از اسلام با اندیشه و اعتقاد ناب اسلامی خود آثاری بی بدیل وکم نظیر بر جای گذارده اند.
آثار معماری ایرانی در دوران بعد از اسلام از جمله آثار فرهنگی فاخر جهان به شمار می روند، که از آن جمله اند: مسجد کبود تبریز، مسجد امام اصفهان و مسجد میر چخماق یزد که با آن نماهای زیبا و فاخر خود همگی گویای اندیشه زیبای معمار خویش اند که بر گرفته از فرهنگ غنی اسلامی است. معماران مسلمان در شرق و غرب عالم نیز این هنر خود را گسترانده اند و آثاری هم چون قصرالحمراء در اسپانیا و تاج محل در هندوستان از خود به یادگار گذاشته اند.
با این اوصاف که کمی از بیش و جرعه ای از دریای بی کران معماری اسلامی بود جای بسی تاسف است که از این فرهنگ والای اسلامی فاصله گرفته و هم اکنون معماری حاکم برجوامع شهری ما معماری برگرفته از فرهنگ نامانوس غربی است که بر خلاف معماری اسلامی نه تنها باعث آرامش نبوده در بعضی وجوه اضطراب و ناآرامی را نیز در بردارد، معماری که دیگر در آن از حیاط های زیبا با طبیعت سبز و حوضی لاجوردی خبری نیست و جای آنها را آپارتمانهایی با نماهایی نه چندان زیبا و مهندسی نادرست که ایمن از هیچ حادثه ای نیست گرفته و ای کاش آرزوی مردی بزرگ چون سید جمال الدین اسد آبادی تحقق بخشیده شود و ما از شرق و غرب عالم رها شده و به «خویشتن خویش» باز گردیم و در جای جای شهرمان و در هر نمایی از معماری زیبای اسلامی که یقینا منحصر به گنبد و بارگاه و مسجد ندارد بهره گیریم و آنگاه این اندیشه هنری-اسلامی بی نظیر را به همگان در سراسر دنیا عرضه کنیم.
لینک کپی شد
گزارش خطا