کد خبر:۱۶۹۳۸۹
وبلاگ«تکلیف»
انتقادی بر عملکرد اصولگرایان
تقریباً شکی وجود ندارد که آقای قالیباف در حال آماده شدن برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هستند اما بر جبهه پایداری هم این انتقاد وجود دارد که در جذب حامیان بینابینی وی، موفق نبوده است.
گروه جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»؛ سعید سلیمانی در آخرین بروزرسانی وبلاگ «تکلیف» ضمن درج مطلبی با عنوان «آیا به جبهه «پایداری» نقدی وارد نیست؟!» آورده است:
مدتی بود که توفیق تحقیق و تدقیق در مسائل سیاسی فراهم نبود که به لطف خدا فراغتی ایجاد شد و امر میسر گردید.
فضای احساسی حاکم در انتخابات پیشرو در حوزه درون گفتمانی، شاید حداقل در چند سال اخیر در نوع خود منحصر به فرد باشد. کمترین اظهار نظر یا تحلیل خلاف جهت جریانات، به دنبال خود برچسب های مختلفی دارد و یک فضای صفر و یک سیاسی حاکم شده است.
این موضوع در کشمکش های رسانه ای بین دو جبهه «متحد» و «پایداری» به خوبی قابل مشاهده است. هر تحلیلی می بایست در حمایت از یکی به نفی دیگری بپردازد و یا بالعکس.
جبهه پایداری در نوع خود چنانچه گفتمانی به آن نگاه کنیم، مسیر ایده آلی است برای تقویت گفتمان انقلاب اسلامی و اهداف پیشرو در دهه چهارم. در سطح گفتمان اتصال این جبهه به حضرت علامه مصباح (حفظه ا...) بسیار آرامش بخش و اعتماد زا است.
اما به دور از احساس و جو زدگی وقتی نگاه جریانی –نه گفتمانی- به جبهه پایداری می اندازیم، شرایط کمی متفاوت است. جریان حاکم و سر دمداران سیاسی این جبهه به صورت کامل و شش دانگ قابل اطمینان و اعتماد زا نیستند. البته چند پارچگی موجود در جبهه پایداری هم مزید بر علت است اما معتقدم که نقدهایی موجود است که باید به آنها اهمیت داد:
1- حامیان سرسخت جبهه پایداری در مرکزیت دانشجویی آن عمدتاً افرادی هستند که ضمن داشتن شاخصه های بسیار مناسب(وظیفه محوری، در صحنه بودن و ...) اما بسیار احساسی هستند و معمولا عملکردشان در شرایط مختلف هم بی هزینه نبوده است. به عنوان نمونه در ماجرای اخیر تسخیر سفارت انگلستان ضمن احترام و اعتقاد اینجانب به تصمیم مستقل دانشجویی و اذعان به کم کاری نیروهای انتظامی حاضر در صحنه، برخی از دوستان و طرفداران دو آتیشه جبهه پایداری، در جایی که وظیفه داشتند به تذکرات افراد دلسوز توجه کنند، بالعکس عمل کرده و آتش بیار معرکه شدند.
برخی افراد با سابقه ترشان هم بویی از حماسه سوم تیر ندارند و در آن بحبوحه رأیشان فردی بود که اتفاقاً در حال حاضر محل نقد ما به جبهه متحد است! شاید این نوسانات احساسی و سوابق سیاسی، زیبنده طرفداران اصلی جبهه پایداری نباشد. (البته همگی عزیزان از دوستان قدیمی بنده هستند و در بسیاری از صحنه ها در گذشته و حال نشان داده اند که اهل هزینه دادن و دفاع از حق هستند)
2- اصرار بر انزوای ساکتین فتنه (که امری درست و لازم است) نباید باعث فراموشی فتنه گران شود. باید توجه داشت که جریان فتنه با عقبه حمایتی استکبار در حال طراحی یک بازی چند بعدی و هوشمند است که شاید هدف گیری آن فراتر از انتخابات مجلس باشد و فقط این مقطع زمانی، ابزاری است برای اهداف درازمدت. احتمالا بازگشت به حاکمیت و تلاش برای ایجاد حاکمیت دوگانه، از نظر فتنه گران، هدف مناسبی باشد. بدیهی است که فراموشی فتنه گران فرصتی را در اختیارشان قرار میدهد که حافظه کوتاه مدت مردم را پاک کنند و در صدد تطهیر خود برآیند. انتظار این بود که امسال در سالگرد 9 دی اتفاقات جدی تری بیفتد که برخلاف انتظار، بسیاری از سیاسیون انقلابی ما ناخواسته از بازخوانی حوادث غافل شدند و این شاید زنگ خطری باشد که مبادا پرداختن به ساکتین فتنه باعث فراموشی خود فتنه و عوامل آن شود.
3- وابستگی به افراد سیاسی صرف، آفتی است که شاید در طول چند سال اخیر مضرات آن به عینه مشاهده شده است. افراد صرفاً سیاسی معمولاً دارای نوسانات متعددی میشوند و این نوسانات را تا حدی به بدنه متصل به خود، منتقل می کنند.
ممکن است در مقطعی از زمان طرفداری از یک فرد، در مقیاس حفظ نظام اسلامی باشد که قطعاً امری ضروری است اما قاعده کار این است که جوانان حزب اللهی تنها خود را هزینه انقلاب و رهبری خواهند کرد و اشخاص سیاسی صرف، موضوعیتی ندارند. در مجادلات چند وقت اخیر، گاهی دیده میشود که برخی از دوستان برای تطهیر و شبهه زدایی از برخی اشخاص سیاسی خیلی هیجانی شده اند که صورت خوشی ندارد. (البته مسبوق به سابقه است)
4- تقریباً شکی وجود ندارد که آقای قالیباف در حال آماده شدن برای انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هستند. تقسیم کشور به ده قطب مجزا که هر قسمت را به یکی از یاران نزدیک خود(امثال آ. طلایی، ایازی و ...)سپرده اند که تا میتوانند شبکه سازی و تیم سازی کنند.
در این شرایط ایجاد یک فضای دو قطبی صلب با این جریان (البته دو قطبی منعطف لازم است!) سبب فربه شدن این تیم سازی ها خواهد شد. البته این موضوع در شهرستانها محسوس تر است. سرخوردگی طرفداران دولت نهم نیز این واکنش را تسریع میکند. عدم انعطاف جریان پایداری برای کشاندن این افراد بینابینی به سمت خود و در مقابل زدن برچسب قالیبافی بودن به منتقدان خود، فضای دو قطبی را به سود اعتدالیون قالیبافی می کشاند.
در نهایت این توضیح لازم است که شاید برخی از دوستان عزیز ما در جبهه پایداری از این نوشتار دلگیر بشوند(البته بعید است که بر مبنای همان انتقادات بند 1، بنده را هم به افراد مختلفی نسبت دهند.) اما هدف جز دلسوزی و علاقه به شکل گیری گفتمانی ناب نبود.
لینک کپی شد
گزارش خطا