کد خبر:۱۶۹۵۷۲
اوباما و تلاش برای مشروع جلوه دادن فشارها بر ایران
با ورود نومحافظه كاران به كاخ سفيد به رهبري جورج دبليو بوش، تيم او اقدام از راه اتحادها را سودمند نمي دانست؛ چرا كه از نظر آنها قدرت ايالات متحده را محدود می کرد و به توافقات غيرضروري مي انجاميد.
گروه بين الملل «خبرگزاري دانشجو»:با ورود نومحافظه كاران به كاخ سفيد به رهبري جورج دبليو بوش، تيم او اقدام از راه اتحادها را سودمند نمي دانست؛ چرا كه از نظر آن ها قدرت ايالات متحده را محدود میکرد و به توافقات غير ضروري مي انجاميد. پيامد چنين ديدگاهي ورود ايالات متحده به يك استراتژي يك جانبه گرايانه و انجام اقدامات مستقل بود. اما به دنبال جنگ آمریکا در افغانستان و عراق و حوادث متعاقب آن، در سال 2006 انتقاد از یکجانبهگرایی آمریکا بهگونهای افزایش یافت که منجر به کاهش حقانیت و مشروعیت سیاسی دولت آمریکا شد و در انتخابات کنگره آمریکا، حزب جمهوری خواه شکست را پذیرا شد.
با بالا گرفتن انتقادات نسبت به یکجانبه گرایی بوش، باراک اوباما در انتخابات نوامبر 2009، این موضوع را مورد تأکید قرار داد که سیاست خارجی و امنیتی خود را براساس چندجانبهگرایی تنظیم میکند و بدین ترتیب آمريكا در مسيري گام نهاد كه بازگشت به چند جانبه گرايي مدنظر جهان گرايانی چون بيل كلينتون را تداعي نمود.
در حقيقت دكترين اوباما بر اين ايده پايه گذاري شده كه براي كسب منافع ملي هر گونه ابزاري را كه منجر به جنگهاي منفور مي گردد از دستور كار خارج و از اقدام به جنگهاي يك جانبه گرايانه معطوف به اهداف باريك بينانه و مشكوك پرهيز گردد. در این راستا ایالات متحده آمریکا استراتژی «چند جانبه گرایی راهبری»، را به مفهوم بهره گیری این کشور از چندجانبه گرایی برای تامین اهداف خود در قالب موضوعاتی که به امنیت جهانی مربوط می شود، در پیش گرفت.
اما در داخل ایران، زمانی که اوباما به عنوان رئیس جمهورآمریکا روی کار آمد، نگاههای خوش بینانه و بدبینانه استنباط های متفاوتی مطرح می کردند. نگاه خوشبینانه این بود که اوباما بهدنبال تغییر سیاست یکجانبهگرایی جرج بوش و بازی برد- برد مبتنی بر نفع متقابل با ایران خواهد بود.
در مقابل نگاه بدبینانه معتقد بود که روی کار آمدن اوباما برای ایران حتی یک چالش جدید است و او با استفاده از اهرم زمان و ایجاد اجماع در سطح جهانی و همراه کردن افکار عمومی با خود، مرحله به مرحله ایران را بیشتر در تنگنا قرار میدهد و از این طریق برای فشارهای اعمالی بر ایران میزان حمایتی در نزد افکار عمومی جهانی دست و پا می کند و این دقیقاَ به این معنی می باشد که چندجانبه گرایی ظاهری اوباما علیرغم اینکه فشارهای بیشتری را بر ایران تحمیل می کند، از این مزیت نیز برخوردار است که به دلیل مشروع جلوه دادن آنها از طریق صحبت از چندجانبه گرایی و دعوت ایران به مذاکره، با مخالفت چندانی در سطح جهان روبه رو نمی شود.
به این ترتیب که آمریکا و حتی اتحادیه اروپا از یکسو به اعمال فشار بر ایران می پردازند و از سوی دیگر از تمایل خود به مذاکره با ایران دم می زنند و از آنجا که می دانند ایران در شرایط نابرابر حاضر به گفتگو نخواهد بود، در نزد افکار عمومی القا می کنند که چاره ای جز فشار بیشتر بر ایران وجود ندارد و اقدامات علیه ایران مشروع می باشد. بنابراین در زمان حاضر اگرچه ادامه دیپلماسی فشار علیه ایران، نماد اعاده سیاستهای یکجانبهگرایی دوران بوش محسوب میشود اما این امر نباید ما را نسبت به تفاوتهای سیاست خارجی اوباما نسبت به دوران جرج بوش بویژه در مورد ایران غافل سازد.
به این ترتیب که سیاست خارجی اوباما در برابر ایران مبتنی بر یکجانبه گرایی (شباهت با سیاست خارجی بوش)، اما با استفاده همزمان از اهرم های مذاکره و فشار با نیت تحمیل فشار مشروع شده بر ایران از طریق همراه کردن افکار عمومی با خود (وجه افتراق آن از دوران بوش)، می باشد.
در چنین شرایطی ایران باید رهیافت مبتنی بر تعامل ضدنظام سلطه را در دستور کار خود قرار دهد. ضرورتهای تعامل گرایی ایجاب میکند که تحرک دیپلماتیک به موازات اقداماتی ازجمله متقاعدسازی افکار عمومی در دستور کار قرار گیرد. بنابراین ایران میتواند از طریق دیپلماسی سازنده مبتنی بر تعامل گرایی منطقهای و بینالمللی با چنین سیاستهایی مقابله نماید. دیپلماسی سازنده میتواند فرایند مقابله با سیاست فشار آمریکا علیه ایران را کنترل و بیاثر نماید. دیپلماسی تعاملی ایران میتواند الگوی مبتنی بر دیپلماسی فشار از سوی آمریکا را از طریق چندجانبهگرایی کنترل نماید.
در نهایت باید توجه داشت که زمزمه هایی را که در روزهای اخیر پیرامون تقاضای اوباما از ایران برای مذاکره مستقیم و یا اعلام کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در مورد آمادگی 1+5 برای از سر گیری مذاکرات با ایران مطرح شده است، باید با دیده تردید و تلاش این مجموعه برای اعمال فشارهای بیشتر بر ایران نگریست که تلاش دارند با دستاویز قرار دادن این ادعاها و تلقین این امر به افکار عمومی که ایران حاضر به مذاکره نمی باشد، مشروعیتی هر چند خیالی را برای اقدامات خصمانه خود دست و پا کنند.
لینک کپی شد
گزارش خطا