کد خبر:۱۶۹۷۷۱
وبلاگ «بشری»
خرمشهر آزاد شد، آباد نشد
مصاحبه با مردم خرمشهر سخت نیست. جنوبی ها خونگرم هستند و در خرمشهر وقتی سخن از مشکلات شهر می شود، گویی تازه داغ دلشان تازه شده باشد بدون پرسش دیگری، صحبت می کنند.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین بروزرسانی وبلاگ «بشری» طی درج مطلبی تحت عنوان «خرمشهر آزاد شد اما چرا آباد نشد» آورده است:
این سؤالی است که در درون نه تنها یک خرمشهری، یک خوزستانی بلکه در درون هر ایرانی بارها و بارها طی این مدتی که از آزادی خرمشهر گذشته است ونزدیک سی سال میباشد، مرور می شود.چراآب آشامیدنی ندارند؟ چراهنوزشهرساخته نشده،کانال های آب قدیم که پراب بودندومردم باقایق ازاونجاعبورمیکردندچه شد ؟فقط قایق هامانده اندکه در گل ها فرورفته اند، اصلاً اینها جای خود. مگرزمان عید و مناسبتها، گروه های مختلف رابرای دیدن جنوب و مناطق جنگی کشورنمیبرند؟ چراغذاهای مسافرین راازشهرهای خودشان می آورند؟ چرا مردم رادرمسافرخانهها و هتلهانمیبرند که درآمدزایی برای مردم جنوب هم بشود؟ چرامدتی رانمیگذارندکه مسافران بیایندبا مردم خونگرم جنوب درباره ی جنگ و آن روزهاصحبت کنند؟ مگرهمین مردم نبودندکه 8سال ازجان خود و عزیزانشان گذشتند؟ چراحالا باید فقط از پشت شیشه اتوبوسها به آنهانگاه کرد و یابه موزه جنگ رفت و عکس آنها را در موزه دید؟
آیا آنها بهخاطراتتان سپریند؟ولی همین مردم فراموش شده یابه بیان دیگربه خاطرات خاک گرفته سپرده، همه می گویند اگر دوباره جنگ شود با تمام وجود در مقابل دشمن می ایستند...
حالا اززبان مردم خود شهر بشنویم
مطورزاده یکی از مردم خرمشهر است با 62 سال سن،گلا یه وار می گوید: «همیشه می گویند خرمشهر سرافراز است و آزادی خرمشهر مهمترین اتفاق است و از این حرفها. اما کی می خواهند به وضع ما رسیدگی کنند؟ آب آشامیدنی درست وحسابی نداریم، هرگوشه از شهر یا خرابی است یا زباله. از وقتی که یارانه ها هم هدفمند شده از ترس قبض گاز، در گرمای 45 درجه جرات نداریم کولر روشن کنیم. فقط سوم خرداد که می رسد شروع به تعریف و تمجید از مردم خرمشهر می کنند اما در عمل چه کار کرده اند؟» لهجه غلیظ دارد و کمی هم عصبانی است. می پرسم موقع جنگ کجا بوده؟ می گوید: «تا قبل از اشغال خرمشهر، همین جا بودیم. بعد که عراقی ها آمدند، دست زن و بچه را گرفتیم و رفتیم فسا. خودم چند سال در جبهه بودم. بعد از جنگ هم از اولین نفرهایی بودم که به خرمشهر برگشتم.هی گفتیم درست می شود، درست می شود، اما بعد از22 سال هنوز مشکل داریم». کمی مکث می کند و می گوید: «به خدا بیشتر مردم خرمشهر و آبادان از قشر کارگر هستند. چرا به فکر رضایت مردم نیستند؟ مگر ما 8 سال ایستادگی نکردیم. پس اجرش کو؟ اجرش این است که ما در خرمشهر این همه مشکل داشته باشیم؟ جواب نوه هایم را که مدام از گذشته خرمشهر می پرسند چه بدهم؟»
مصاحبه با مردم خرمشهر سخت نیست. جنوبی ها خونگرم هستند و در خرمشهر وقتی سخن از مشکلات شهر می شود، گویی تازه داغ دلشان تازه شده باشد بدون پرسش دیگری، صحبت می کنند. صحبتها هم بسیار شبیه هم است. فقط واژه ها فرق می کند اما در آخر به ضرورت توجه بیشتر به خرمشهر ختم میشود.
مصاحبه با مردم خرمشهر سخت نیست. جنوبی ها خونگرم هستند و در خرمشهر وقتی سخن از مشکلات شهر می شود، گویی تازه داغ دلشان تازه شده باشد بدون پرسش دیگری، صحبت می کنند. صحبتها هم بسیار شبیه هم است. فقط واژه ها فرق می کند اما در آخر به ضرورت توجه بیشتر به خرمشهر ختم میشود.
حسین که نام خانوادگی اش را نمی گوید یک حرف تازه می زند: «هر سال کلی خرج می کنند و همایش می گذارند و جشن می گیرند تا آزادسازی خرمشهر به یاد همه بماند. اما ای کاش این هزینه ها را صرف آسایش و آرامش مردم خرمشهر می کردند، با این جشن ها مشکلا ت ما حل نمی شود.» در خرمشهر همه در یک کلا م متفق القولند. همه می گویند اگر دوباره جنگ شود با تمام وجود در مقابل دشمن می ایستند و اجازه تجاوز به دشمنان نمی دهند. همه از اینکه خرمشهری هستند افتخار می کنند و اجازه نمیدهند مشکلات، مانعی در مسیر عشق و علا قه آنها به کشور و شهرشان ایجاد کند.
اما همه مردم خرمشهر، از مسوولا ن تقاضای توجه بیشتر دارند، توجهی که در این مدت، انتظاراتشان را برآورده نکرده است.
لینک کپی شد
گزارش خطا