کسانیکه انقلاب را تمام شده فرض کنند، به دنبال غنیمت هستند!
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو» - معصومه نصرالله زاده؛ در ادامه مبحث مؤلفههای انسان انقلابی نکتهای باید مطرح شود؛ مسئولیتهایی که یک انقلابی بر دوش خود میبیند، او را از دنبال کردن اهداف کوچک بازمیدارد.
ممکن است در بطن نظام انقلابی انسانهایی وجود داشته باشند و حتی جزو نخبگان و خواص هم محسوب شوند، اما انقلابی نباشند و در مقابل، انسانهایی باشند که شاید هنوز به مرحله انتخاب شغل هم نرسیده اند، اما انقلابی باشند؛ چرا که انسان انقلابی هرگز برای بدست آوردن نام و نان در جامعه حضور پیدا نمیکند.
انسان انقلابی، حتی اگر در منصب بالایی هم قرار داشته باشد مسئولیت خود را فراموش نمیکند و شخصاً به امور انقلابی خود میپردازد.
تفاوت مدیر انقلابی با مدیر غیرانقلابی در همین احساس مسئولیت است؛ مدیر انقلابی برای اجرای هیچ یک از امور انقلابی دستور نمیدهد، بلکه خود در دل حادثه قرار میگیرد.
انسان انقلابی شکستناپذیر و عزیز است
انسان انقلابی روحیه حرکت و تحول دارد و جان و مال خود را به میدان میآورد و از هیچ سختی رویگردان نیست. هر چه این روحیه در او پویاتر و زندهتر باشد، بهتر میتواند با مقاومت و پایداری، این مسیر رو به جلو را طی کند و در همه حال نقایص و آسیبهای کار خود را بررسی و با توانایی بالایی که دارد آنها را رفع کند.
تفاوت انسان انقلابی با دیگر افرادی که میخواهند پیشرفت کنند در این است که برخلاف آنها که همه چیز را در رسیدن به قدرت و اهداف دنیایی میبینند، انسان انقلابی همچنان که برای رفاه كشور، تأمين عدالت اجتماعى، ریشهکن كردن فقر و آبادسازى همهجانبه، تمام تلاش خود را میکند، اما در عین حال استقرار ارزشهاى اسلامى در سراسر جهان و عمق بخشيدن به انگيزههاى انقلابى خودش را فراموش نمیکند.
میتوان گفت انسان انقلابی اصلاً در چارچوب ماده نمیگنجد و به هیچ حدی از کمال قانع نمیشود. اوج گرفتن برای او بی حد و حصر است و انسان را بدون مرز و گسترده مشاهده میکند و دقیقاً به همین دلیل شکستناپذیر و عزیز میشود.
البته این برای دشمن بسیار گران و تحملناپذیر است؛ چرا كه در طی سالهایی که تفکر انقلابی در بین ملتها، بخصوص ایران پیش آمده، هزینههای سنگینی را به آنها وارد کرده است، اما با این حال انقلابی هرگز از مسیر خود خروج نمیکند؛ چون در این صورت دیگر انقلابی نیست. رمز انقلابی بودن پایداری در مسیر حق است.
انسان انقلابی بیدار است و زنده کردن دلها را تکلیف خود میداند
در اندیشه انقلابی، همه انسانها آفریدههای خداوند و قطعات پازل هستی هستند، انسان انقلابی برای تمام بشریت دغدغه دارد و باورهای انقلابی او را بر آن میدارد تا آنچه را برای زنده شدن دلهای مردم لازم است، به آنها منتقل کند.
نگرانی او برای بشریت ستودنی است و در هیچ گروه انسانی دیگر قابل جستجو نیست. انسان انقلابی بیدار است و خود را جانشین خداوند روی زمین میداند و تلاش خود را به کار میبندد تا بتواند این تفکر را تسری دهد.
همه راهها را طی میکند و نه تنها از هیچ مانع و قدرتی نمیهراسد، بلکه آنها را میشکافد و عبور میکند تا بتواند دل های یخزده و تاریک انسانها را به نور اسلام ناب روشن کند، حتی اگر در این مسیر جان خود را فدا کند.
انقلاب را اگر تمام شده فرض کنی دنبال غنیمت هستی!
یک نکته مهم در مسیر انسانهای انقلابی این است که عدهای سعی در ناامید کردن و سیاهنمایی دارند تا آنها را از مسیر خود دور کنند؛ این عده پس از انقلاب اسلامی، پایان انقلاب را اعلام کردند و به دنبال کار خود رفتند و به سهم خواهی پرداختند.
اما انسان انقلابی به پیروی از امام انقلابی خود هیچ وقت انقلاب را پایان یافته نمیداند، بلکه پیروزی امت ایران در برابر سلطه استکبار را نقطه شروع حاکمیت اسلام ناب در سرتاسر جهان و نجات و سعادت همه انسانها تلقی میکند.
انسان انقلابی جبهه حق علیه باطل را تمام شده نمیبیند، بلکه ظاهر آن را مدام در حال تغییر مشاهده میکند و فریب نمیخورد. انقلابی اگر راه را تا نیمه برود اساساً محکوم به مرگ است؛ به همین دلیل در همه حال در این جبهه حضور دارد و با همان انگیزهای عمل میکند که در جبهههای هشت ساله عمل میکرد.
در حالی که اگر انقلاب را تمام شده در نظر بگیرد، ارزش خود را تا حدی از دست خواهد داد که به دنبال غنیمتهای مبارزهای که کرده برود؛ کما اینکه عدهای از انقلابیون طی سالهای پس از انقلاب اینگونه عمل کردند و خود را از خیل انقلابیون منتظر خارج نمودند.
روحیه انقلابی باید همیشه حفظ شود
روحیه انقلابی به تعبیری این است که انسان اسیر حدود و مرزهای تعیین شده دیگران نشود. خیلی از انسانها در مقطعی انقلابی رفتار مینمايند و نسبتاً خوب هم به تکلیف عمل میکنند، اما نقطه ضعف آنها در این است که فراموش میکنند باید در عین حال روحیه انقلابی خود را نیز حفظ کنند.
زمان میگذرد و ناگهان متوجه میشوند که از مسیر خود منحرف شدهاند و دیگر آن عنصر مؤثر و بیدار نیستند و گرفتار شده اند، در حالی که حفظ این روحیه از بزرگترین پیروزیهاست.
انسان انقلابی باید به طور مستمر پیوستگی خود را با انقلاب حفظ كرده و همیشه خود را در جبهه احساس کند، با نگاه دقیق همه چیز را رصد نمايدد و در اهدافی که شاید هنوز به نیمهراه هم نرسیده، با اصرار و پیگیری تلاش کند و به مقصد نهایی انقلاب نظر داشته باشد.
در کنار این حضور همیشگی در صحنه مبارزه، اسلام در بطن خود زندگی پر فراز و نشیب اهل بیت را دارد که میتواند مدام مثل خونی در رگهای یک انقلابی تزریق شود و او را زنده و مصمم نگه دارد. یکی از این نقاط قوتبخش عزاداری امام حسین(ع) است که به عنوان یک الگوی کامل انسان انقلابی قابل توجه و بررسی است.
اسلام انقلابی؛ تنها نجاتبخش بشریت
بزرگترین انگیزهای که انسان انقلابی را به طی مسیر خطیری که در پیش دارد، وادار میکند زمینهسازی برای تشکیل نظام جهانی حضرت حجت (عج) است. این تفکر والا باعث میشود که انسان انقلابی درگیر مرزها نشود و دغدغه تمام بشریت را در فکر و ذهن بپروراند.
انقلابی سعی دارد تا یک الگوی جامع و کامل را در معرض دید مردم جهان قرار دهد و ظرفیتهای بالای اسلام ناب را به منصه ظهور برساند. انسان انقلابی با تکیه بر خداوند متعال در این راه گام برمیدارد و با موانعی که دشمن در این مسیر قرار خواهد داد، قدرتمندانه برخورد كرده و به پیش خواهد رفت.
امروز این وظیفه بیش از پیش سنگین شده است؛ چرا که دنیا در حال بیدار شدن است و انتظار و نقطه اتکاي آنها به امت ماست که تجربههای چند ده ساله خود را در اختیار آنها قرار دهند و نام اسلام ناب را نه تنها در سرزمینهای اسلامی، بلکه در سراسر جهان اعتلا بخشند و آن را به عنوان تنها نجاتبخش آنها به بشریت معرفی کنند.
تنها مکتبی که توانایی دارد انسانها را از ظلم و استکبار نجات دهد و متوجه ظرفیتهای خود كند و به سوی کمال واقعی رهنمون شود، اسلام انقلابی است که در حکومت جهانی حضرت موج میزند و انسانها را از خواب غفلت و بیخبری بیدار میکند.
ادامه دارد ...