کد خبر:۱۷۰۹۰۰
چگونه انقلابی شویم؟ - 7
زندگي انسان انقلابي حماسي است
زندگی انسان انقلابی پر از حادثه نیست بلکه پر از حماسه است، چیزی که حادثه را به حماسه تبدیل می کند رنگ خدایی است که به حماسه زده شده است.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو» - معصومه نصراللهزاده؛ هدف انقلاب صرفاً تشکیل نظام جمهوری اسلامی در ایران نبود؛ بلکه شروع یک حرکت جهانی و جریانی مستمری بود که به همت امام خمینی(ره) و مردم ایران آغاز شد و کم کم در حال مشاهده صدور آن به قلب مسلمانان و مردم جهان هستیم.
نظام جمهوری اسلامی به عنوان پایگاه صدور تفکر اسلام ناب و رویکرد اسلام در امور حکومت و اداره جهان تشکیل شد، اما تفاوت انقلاب اسلامی با سایر انقلابها در حرکت جریانی و مستمری است که برای آن پیشبینی شده و هرگز قابل متوقف شدن نیست.
اساسا هیچ جریان فکری ساخته دست انسان توانایی کنار زدن برنامه اسلام به جهت توانایی به روز شدن و پوشش دادن همه ابعاد مختلف زندگی انسان را ندارد. انقلاب اسلامی با تکیه بر همین مبانی مستحکم و جامع خود همه تعارضات را در خود حل میکند و به راه روشن خود ادامه میدهد؛ انقلاب در این مسیر به تدریج کارکردهای خود را نشان میدهد.
مسئلهای که در این میان بسیار مهم است این است که در طی این مسیر نسبتا طولانی، انسانها به سبب ظرفیتهای متفاوتی که دارند، مسلما همه شایستگی همراهی با انقلاب را نخواهند داشت و عدهای از قطار پرشتاب انقلاب پیاده خواهند شد.
جایگزین کردن، سنت الهي است
اگر انسانهای انقلابی نتوانند در مسیر انقلاب پایدار بمانند و ملاک انسان انقلابی را از دست بدهند از چرخه انقلاب خارج میشوند و دیگران که این توانایی را دارند جایگزین آنها خواهند شد. اغلب کسانی که انقلاب را پایانپذیر تصور میکنند، دیر یا زود شایستگی همراهی انقلاب را از دست میدهند.
یک سنت مهم الهی سنت جایگزین کردن است و این امر در امر انقلاب اسلامی خود را به وضوح نشان داده و میدهد. همه کسانی که انقلابی نیستند لزوما ضدانقلاب نیستند، آنها توانایی انقلابیگری ندارند و غیر از انقلابیها هستند.
انقلابي شدن نعمت الهي است
انقلابی شدن به حق از نعمتهای الهی است که شامل عده خاصی میشود؛ البته عدهای آن را بدست میآوردند، اما به سبب عادت کردن به خوشیهای زودگذر و وابستگی به دنیا آن را از دست میدهند.
انقلابی حتی در زندگی روزمره خود هرگز به خود اجازه نمیدهد که دچار تکرار و عادت شود، مدام یک حالت تحول و جوشش دارد و تازه میشود و دیگران را نیز با همین نعمت نجات میدهد.
انسان انقلابی سبکبال است
انسان انقلابی در یک شرایط ثابت نمیتواند انقلابی باقی بماند و روح تحولخواهی از ضرورتهای انقلابیگری است. قرار گرفتن انسان، عادت کردن را به دنبال دارد که همین قضیه انسان را از ادامه دادن و همراهی انقلاب باز میدارد.
خداوند هر روز امتحانات مختلفی برای انسان فراهم میکند و اگر انسان به داشتههای خود عادت کرده باشد در آن امتحان سرافکنده شده و صلاحیت انقلابیگری خود را از دست میدهد، البته منظور از ثبات، پایدار بودن به ارزشها نیست؛ آنها جای خود را دارند، منظور از ثبات رکود و درجا زدن است. عادت کردن به چیزهایی که حتی شاید خوب باشند.
انسان انقلابی سبکبال است، راز موفقیت انقلابی در عرصههای مختلف و رسیدن به شهادت همین سبکبالی وصفناپذیر اوست. دنیا و ویژگیهایش دلیل خوبی برای اثبات بی ثباتی و ناپایداری هستند، مرگ این دلیل را به کمال میرساند.
انسانهای انقلابی با هیچ چیز انس نمیگیرند که نتوانند از آن جدا شوند. انس گرفتن و وابستگی باعث میشود در نقطه بزنگاه امتحان، نتوانند حرکتی را که خداوند از آنها انتظار دارد انجام دهند و مات میشوند.
خداوند است که انسان را در جریان و دگرگونی قرار داده و خداوند است که برای انسان انقلابی در نظر گرفته است که هرگز دچار عادت و سکون نشود.
ذلالت تسلیم با روح انقلابی در تعارض است
انسان انقلابی روح بزرگی دارد، اما چیزی را که برای آن جان میدهد فقط خداوند و راه الهی زندگی انقلابی است و انسان انقلابی همیشه تلاش میکند این را از خاطر دور نکند.
زندگی انسان انقلابی پر از حادثه نیست بلکه پر از حماسه است، چیزی که حادثه را به حماسه تبدیل میکند رنگ خدایی است که به حماسه زده شده است. مسئلهای که در این میان شبهه است این است که زمان حماسه گذشته و مربوط به زمان جنگ است.
باید متوجه بود اکنون نیز در زمان جنگ قرار داریم و فقط نوع آن تغییر کرده است. در کنار این قضیه روح فداکاری و نجات انسانها در همه برهههای زمان میتواند حماسه آفرینی کند.
شاید بتوان با اطمینان گفت حماسهای که در زمان آرامش قابل تحقق است، بسیار نورانیتر و با ارزشتر است؛ چراکه حفظ کردن و پیشبرد یک دستاورد عظیم و رساندن آن به هدف نهایی بسیار با ارزشتر و به تبع مشکلتر است.
به همین خاطر این حماسه، بیدارکننده بشریت و الگویی برای همه ملتها می باشد. انسان انقلابی هرگز تسلیم نمیشود و اساسا ذلالت تسلیم با روح انقلابی در تعارض است؛ تسلیم در برابر غیر از خداوند برای انسان انقلابی باعث تنگی روح بی نهایت او میشود.
انسان انقلابی در برابر هوی و هوس خود و در برابر ظواهر دنیا تسلیم نشده و هرگز به ظلم و بیعدالتی راضی نمیشود. انسان انقلابی نسبت به ناآگاهي مردم حساس است، او درد تبیین مردم و نجات بشریت را در دل دارد و تا پای جان برای آن ایستادگی و تلاش میکند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰