نبايد به گونهاي از انقلاب ياد كرد كه به اسطوره تبديل شود
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ همزمان با سیوسومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر آن شدیم تا با جمعی از فعالین عرضه هنری کشور گفتوگویی پیرامون حوادث و وقایع انقلاب داشته باشیم تا هم خاطرات آنها ماندگار شود و هم دامنه فعالیتهای این مردم انقلابی شفاف شود؛ اینکه همه آحاد مردم در انقلاب حضور فعال و پرشوری داشته اند.
سلحشور: لو رفتن سخنرانی و فرار از دست ساواک/مراقبت از میدان آزادی در زمان ورود امام/حمله ساواک هنگام اجرای تئاتر
فرجالله سلحشور در این گفتوگو به بيان فعاليتهاي انقلابي خود پرداخت.
وي در شرح فعالیتهای خود گفت: قبل از پيروزي انقلاب ضمن تربيت جوانان مسجد جوادالائمه به سخنرانيهاي روشنگرانه درباره فساد و وابستگيهاي رژيم پهلوي در شهرستان ها ميپرداختم.
سلحشور آغاز فعاليت هنري خود را تئاتر حر بن يزيد رياحي عنوان کرد و گفت: هنگام اجرای اين تئاتر ساواك به مسجد حمله كرد و مانع اتمام آن شد و علي رغم ايستادگي دانشجويان دانشگاه شريف بازيگران مجبور به فرار از صحنه شدند، در اين ميان شهيد اكبر قدياني با وجود احتمال دستگيري حاضر به فرار نبود که به اجبار پدرش مجبور به ترك صحنه شد.
این کارگردان خاطرنشان كرد: بعد انقلاب اين نمايش در تالار وحدت و مولوي اجرا شد.
وي با اشاره به درگيري با عناصر ساواك و اقدام به فرار از دست آنها گفت: در سخنرانيهايي كه در شهرستان ها در راستاي بيداري اذهان مردم انجام ميدادم، يك جلسهاي در ساري برگزار شد كه لو رفت و ساواك وارد اين محل شد؛ لذا مجبور به فرار از نكا به ازنا و اليگودرز شديم.
سلحشور با بيان اينكه در فعاليتهاي انقلابي خود با آبخضري همراه بودم كه هم اكنون در سازمان تبليغات مشغول بكار است، تصريح كرد: همچنين در اين فعاليت ها امير حسين فردي كه هم اكنون دبير كيهان بچههاست هم در آن زمان مشغول به فعاليتهاي انقلابي بوده است.
اين كارگردان اظهار داشت: بنده تحت تشكيلات مبارزاتي و سياسي خاصي فعاليت نميكردم و فقط در مسجدي به نام امام جواد الائمه مشغول به تربيت جوانان انقلابی بودم، البته هرجا كه تظاهراتي بود شركت كرده و در تسخير چند پادگان از جمله پادگان جي و واگذاري تسليحات آن به مساجد شركت داشتم.
وی شروع فعاليتهاي خود را از 9 سالگي عنوان کرد و گفت: تحت تاثير روشنگريهاي اساتيدي چون حاج آقا يعقوبي، عباس ناطق نوري و سيد قاسم خدام حسيني كه افرادي انقلابي و آگاه بودند، تربيت شدم البته اکثر اين فعاليتها در هيئت صورت ميگرفت كه منجر به تربيت سياسي بچههاي هيئت مي شد.
سلحشور یادآور شد: زماني كه امام به تهران آمدند، با ساير دوستان خود مسئول مراقبت و حفاظت از ميدان آزادي بوديم، ولی با تمام تلاشي كه كردند موفق به پراكنده كردن مردم از اطراف ماشين حامل امام نشدند و مردم به ماشین هجوم آوردند.
شورجه: بیشتر وقت خود را در آتلیههای دانشگاه صرف کارهای هنری – انقلابی میکردم
جمال شورجه که در زمان انقلاب دانشجوی گرافیک بود، در خصوص فعالیت های مبارزاتی - هنری خود گفت: تصاویر و مستنداتی که از اولین حضور امام در تهران و استقبال پرشکوه مردم در مسیرهای منتهی به بهشت زهرا (س) ثبت شده، عمدتاً توسط فعالان انقلابی دانشگاه ما گرفته شده است.
وی با بیان اینکه تجربه حضور در میان مردم و شرکت در راهپیمایی های مردمی و حتی تسخیر چند پادگان در دوران انقلاب را دارم، بیان کرد: تمرکز من روی فعالیت های فرهنگی و هنری در راه پیشبرد انقلاب و آگاهی بخشی به مردم بود و بیشتر و قت خود را در آتلیه های دانشگاه صرف کارهای هنری –انقلابی میکردم.
این کارگردان سینما با اشاره به فعال بودن انجمن های اسلامی قبل انقلاب گفت: با فرار شاه، فعالان انقلابی، استادان و مقامات وابسته، دانشگاه را به نیروهای انقلابی تحویل دادند و فضا برای فعالیت های بیشتر انقلابی در دانشگاهها فراهم شد.
شورجه افزود: دانشجویان از طرفی با رژیم ستمشاهی درگیر بودند و از طرفی ديگر با نیروهای چپ و توده ای در دانشگاه دعوا و درگيريهاي ريشه داري داشتند.
وی آغاز فعالیتهای سیاسی خود را تحت تاثیر فضای مذهبی خانواده دانست و گفت از طریق برادر بزرگترم با کتب دکتر شریعتی و سایر کتب سیاسی که ممنوع بودند، آشنا شدم.
این کارگردان سینما درباره حضور اقشار مختلف در انقلاب گفت: زمانی که برای کمک به مجروحان مشغول جمع آوری کمکهای مردمی از منازل بودیم، تصور می کردم مناطق شمالی تهران که محل سکونت افراد مرفه بود، علاقه ای به انقلابیون ندارند، اما هنگامی که دیدم با چه شعفی به کمک مجروحان می پردازند فهمیدم انقلاب متعلق به تمامی اقشار جامعه مي باشد و در تمامی طبقات آن نفوذ کرده است.
شورجه بزرگترین خاطره خود و سایر افراد انقلابی را لحظه ورود امام به تهران دانست و آن را خاطره ای غیرقابل توصیف و فراتر از ادراک افرادی که در آن زمان حضور نداشتند، برشمرد.
جعفریان: من در یکی از شبهای انقلاب تصوير امام را واضح در ماه ديدم
محمدحسین جعفريان به بيان فعاليتهاي مبارزاتي مردم مشهد پرداخت و گفت: سالهاي اول انقلاب در مشهد، سالهاي پر آشوبي بود، از جمله اين آشوبها، میتوان به قضیه به شهادت رساندن مجروحان در بيمارستان امام رضا(ع) در روز 19 دي ماه اشاره کرد.
وي با اشاره به این که در زمان انقلاب دانشآموز راهنمايي و ساكن كوي طلاب مشهد بوده، گفت: آن سال ها از مسجد جوادالائمه به همراه پيشنماز مسجد حاج آقا آزموده به طرف ميدان شهداي كنوني كه در آن زمان مجسمه شاه در آن قرار داشت با شعار «مردم به ما ملحق شويد، شهيد راه حق شويد» به راه ميافتاديم و جمعيت اندك اندك بسيار زياد ميشد.
جعفریان در مورد فعاليتهاي دانشآموزان افزود: عكس سياه و سفيد شهدا را بر روي ديوارها چاپ ميكرديم و در كنار آن بيتي شعر و يا شعار مينوشتيم.
این مستندساز با اشاره به تفاوت دغدغههاي نوجوانان در زمان انقلاب و زمان کنونی گفت: گاهي اوقات تاسف ميخورم كه نوجوانان امروز خود را به فضاي سايبري و اطلاعات شفاهي و رسانههاي صوتي و تصويري محدود كردهاند.
ترس رژیم از چند دانشآموز!
وي در ادامه افزود: به ياد دارم يك روز در صف صبحگاه مدرسه بوديم كه ناگهان يك جيپ با چندين كماندو مجهز وارد مدرسه شدند و به محض ورود آنان چند دانشآموز از روي ديوار مدرسه فرار كردند و كماندوها هم به تعقيب آنها از روي ديوار خارج شدند، اينكه چند دانشآموز با سن كم اينچنين يك رژيم را برآشفته كنند بسيار متحيركننده است.
جعفریان با اشاره به واقعه تلخ 19 دي مشهد گفت: سالهاي اول انقلاب در مشهد، سالهاي پر آشوبي بود، از جمله اين آشوبها، به شهادت رساندن مجروحان در بيمارستان امام رضا(ع) در روز 19 دي ماه، كشمكشهايي كه بين طرفداران بنيصدر و انقلابيون صورت ميگرفت و ترور افرادي چون ديالمه، آيت و كامياب بود.
این مستندساز با تاکید بر تداوم نقش مساجد بعد از انقلاب گفت: براي كنترل فضا و آرام كردن شهر در بهار 58 گروههايي در مساجد تشكيل شد كه در سطح شهر صبح تا شب و شب تا صبح گشت ميدادند تا بتوانند امنيت مردم را تامين كنند.
رويت تصوير امام در ماه
وي با اشاره به فرمان امام برای کمک به کشاورزان خاطرنشان کرد: هنگامي كه امام فرمان دادند مردم براي كمك به كشاورزاني كه توانايي برداشت محصول خود را ندارند وارد صحنه شوند افراد با تمامي مشغلههايي كه داشتند روزهاي جمعه به اطراف مشهد ميرفتند و بدون هيچ منتي به خاطر فرمان امام كار ميكردند.
جعفريان درباره رويت تصوير امام در ماه که در روزهای انقلاب رخ داده بود گفت: اين سخن در تمام كشور از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق پخش شد، در حالي كه وسايل ارتباط جمعي چنداني وجود نداشت.
این شاعر و روزنامهنگار در ادامه افزود: اگر ميخواهند بگويند القا بوده، خواب و خيال بوده، شايعه بوده، اما من در آن شب تصوير امام را چنان واضح در ماه ديدم كه هنوز هم آن تصوير را به روشني در ذهن دارم.
«كمونيست كمونيست مرگ به نيرنگ تو / خون جوانان ما ميچكد از چنگ تو»
وي گفتمان عدالتخواهي در همسايگان و منطقه را نتيجه انقلاب اسلامي ايران دانست و تصریح کرد: هنگامي كه شوروي از هم پاشيد مردم تاجيكستان به خيابان ريختند و شعار دادند «راه ما راه عليست / مرگ بر كمونيست» یا «كمونيست كمونيست مرگ به نيرنگ تو / خون جوانان ما ميچكد از چنگ تو» كه عينا از شعارهاي انقلابي ما الگو گرفته بود.
جعفريان افزود: امام طرحي در انداخت كه تا ابد باقي است و اين بيداريها هنوز از نتايج همان سحر است و نميتوان تاثير ايران را در بيداري افكار عمومي منطقه انكار كرد.
اين مستند ساز درباره تاثير انقلاب اسلامی ایران در افغانستان گفت: اعلاميههايي كه از نجف و پاريس به ايران ميرسيد توسط كساني كه در مرز تردد داشتند به افغانستان هم ميرفت، شهيد بزاري يكي از كساني بود كه اعلاميهها برايش ارسال ميشد و او اعلاميهها را در كابل توزيع ميكرد.
وي در پایان گفت: تحت تاثير همين اعلاميهها افراد زيادي از افغانستان با امام آشنايي پيدا كردند و همين امر سبب تشكيل حزب مقاومت شد كه در برابر شوروي بسيار خوب عمل كرد؛ هرچند بعدها با وجود 2 ميليون شهيد به خاطر افتراقات و اختلافات قومي مذهبي و دستهاي خارجي نتوانستنند بهره كافي از فعاليتهاي خود ببرند.
شجاعي: كاريكاتور سلاحي كارآمد در برابر رژيم شاه بود
سيد مسعود شجاعي طباطبايي به بيان فعاليت هاي انقلابي خود پرداخت.
وي اوجگيري انقلاب را سالهاي 56 و57 دانست و گفت: در آن سالها مردم ديگر عيد نوروز را برگزار نميكردند چرا كه عزادار جنايات شاه بودند.
شجاعي افزود: آن زمان کمتر به منزل میرفتیم و پيش از انقلاب بعد از مدرسه برای تظاهرات به خيابانها و بعد از انقلاب هم بعد از مدرسه به كميته ميرفتيم.
اين كاريكاتوريست مدرسه را پاتوقي براي فعاليتهاي مبارزاتي دانست و گفت: از فعالين مدرسه ما دانشآموزي به نام غروي بود كه در جريان انقلاب به شهادت رسيد و بسياري از بچهها تحت تاثير او به جريان انقلاب جذب و علاقهمند شدند.
شجاعي درباره نقش مساجد در انقلاب گفت: در محله ما دو مسجد بود: مسجد پنبهچی و مسجد سجاد كه ما در آنها فعاليت ميكرديم، معلم و روحاني مبارزاتي ما در مسجد سجاد روحاني گرانقدري بود كه با وجود سن كم از بار علمي و سياسي بالايي برخوردار بود، سرانجام هم در همين راه و در روز پيروزي انقلاب به شهادت رسيد.
در مسجد پنبهچي هم استاد وزيري ما را با علوم ديني آشنا ميكردند.
وي درباره نوع فعاليتهاي مبارزاتي خود گفت: نوارهاي سخنراني امام را پياده ميكرديم و به همراه اعلاميههاي ايشان تكثير و توزيع مينموديم.
شجاعي افزود: به واسطه رفاقت با آقا محسن، فرزند حاج آقا كافي به مهديه هم رفت و آمد داشتم و شب قبل از ورود امام همراه دوستان مهديه خيابان را آب و جارو كرديم و وسط خيابان گل چيديم.
اين كاريكاتوريست در ادامه گفت: روز ورود امام با بازوبندهاي انتظامات سعي ميكرديم مردم را كنترل كنيم تا به سمت امام هجوم نبرند و بنابراين خودمان از فيض زيارت چهره امام محروم مانديم.
وي افزود: روز پيروزي انقلاب هم براي تسخير قلعه مرغي و اسلحهخانه آن با دوستان خود راهي شدم كه يكي از دوستان من به نام آقاي رضايي در اين درگيري و جلو چشم من به شهادت رسيد.
شجاعي درباره تشكيل كميته گفت: همین بچههای انقلاب به خاطر حفاظت از انقلاب و تامين امنيت مردم كميته را تشكيل دادند و من نيز در كميته مهديه عضو فعال بودم.
وي با تاكيد بر نقش هنر و مخصوصا كاريكاتور در انقلاب گفت: هرچند من كاريكاتور را به طور جدي از سال 60 آغاز كردم، اما در همان زمان هم گاهي كاريكاتورهاي انقلابي ميكشيدم.
این هنرمند تاکید کرد: نقش هنر در انقلاب بسیار جدی بود مخصوصا کاریکاتور كه آن زمان به خاطر مايههاي طنزي كه داشت بسیار فراگیر شده بود.
شجاعي، كاريكاتور را سلاحي كارآمد در برابر رژيم دانست و تصريح كرد: آقای عبدی و یا آقاي احمد عربانی و جواد علیزاده از کسانی بودند که زمان انقلاب به كشيدن تصاوير كاريكاتوري مشغول بودند، مثلا آقاي علیزاده کاریکاتوری کشید که در آن به جاي چشم شاه اسلحه طراحي كرده بود و به گونهاي بسيار ساده به طرز تفكر و جنايات شاه در 17 شهريور اشاره ميكرد.
وي در پایان گفت: كاريكاتور به خاطر صراحتي كه داشت براي مردم جذاب بود و بين آنها نفوذ كرده بود و گاهي خود مردم تصاوير كاريكاتوري طراحي ميكردند.
نبوی: نبايد به گونهاي از انقلاب ياد كرد كه به اسطوره تبديل شود
اكبر نبوي به تحليل شرايط انقلاب پرداخت و درباره آشنايي خود با فعاليت هاي انقلابي گفت: در سال سوم راهنمايي توسط دو تن از معلمان خود با مبارزات انقلابي آشنا شدم؛ يكي از آنها كمونيست مبارز بود و ديگري فرد مذهبي و مبارز انقلابي كه كتابهايي از جمله كتب دكتر شريعتي را به ما معرفي ميكردند.
این منتقد سینما با اشاره به واقعه 17شهريور گفت: بعد از 17 شهريور، انقلاب به قيامي سراسري تبديل شد؛ اولين راهپيمايي را ما دانشآموزان در شهر خود - در نزديكي كرج - و در آن جو خفقان برگزار كرديم، هر چند ژاندارمری تظاهرات را بر هم زد و عده اي از بچهها را دستگير كرد، اما آن جو خفقان شكسته شد.
نبوي افزود: من به همراه خانوادهام براي راهپيمايي، مخصوصاً راهپيماييهاي بزرگ تاسوعا و عاشورا به تهران ميآمدم.
وي خاطره خود از روز ورود امام به ايران را جزو خاطرات تلخ و شیرین خود دانست و گفت: خانواده من براي استقبال به بهشت زهرا رفتند، اما من تصميم گرفتم براي ديدن چهره امام در منزل بمانم و تصوير ايشان را از تلويزيون ببينم، ولی با قطع شدن برنامه توسط ايادي شاه، شيريني ورود امام براي من همراه با تلخي بود و حسرت خوردم كه چرا به استقبال نرفتم.
این منتقد سینما شيرينترين خاطره خود را ورود امام و فرار محمدرضا پهلوي دانست و گفت: ملت ايران چهار جشن ملي و همگاني بزرگ دارد که عبارتند از فرار شاه، ورود امام، پيروزي انقلاب و آزادي خرمشهر.
ورود امام مانند موتور دوم جریان انقلاب بود
نبوی ورود امام به ايران را تزریق نيروي تازه اي در رگ هاي انقلاب دانست و گفت: با ورود امام انديشه پيروزي بيش از گذشته در دسترس قرار گرفت و مانند موتور دوم موشك، نيروي تازه اي به مردم بخشيد و روند انقلاب را تسريع كرد.
وي انقلاب را معجزه دانست و گفت: تحولي كه در آن سال ها در مردم پديد آمد بيشتر شبيه يك معجزه و نيرويي الهي بود كه قاطعانه ميتوان گفت نشات گرفته از روح امام و مراتب بالاي عرفاني ايشان بود؛ نفس امام يخهاي جهل و نا آگاهي را بسرعت آب كرد.
این منتقد سینما ويژگي انقلاب را سرعت و مسالمت آن دانست و گفت: انقلاب ايران شايد تنها انقلابي باشد كه با اين سرعت به پيروزي رسيد؛ چرا كه همه مردم با هم يك مسئله را نفي كردند و يك موضوع را خواستار شدند.
هدیه دادن گل در مقابل حمله نیروهای ارتش به مردم
نبوی بیان کرد: در تاريخ معاصر، انقلاب ایران جزو انقلاب هايي است كه با قهر و غضب به پيروزي نرسيده و از ناحيه مردم غضبي صورت نگرفته است، یعنی مردم فقط راهپيمايي ميكردند و شعار ميدادند؛ امام هم با نوع كارهاي قهرآميز مخالف بودند و هيچ گاه حركتهاي مسلحانه را تاييد نكردند، احتمالاً اين رفتار امام منشا فقهي داشته است؛ زيرا در اسلام كارهاي تروريستي توصيه نميشود.
وی با بیان اینکه در حالي كه ارتش به مردم حمله ميكرد، مردم به آنها گل هديه ميدادند، گفت: براي من نوجوان، ديدن چنين صحنههايي باور كردني نبود؛ مردم منتظر يك سكوت از ناحيه قوای پهلوي بودند تا آنها را در آغوش بكشند.
این منتقد سینما يكي از ويژگي هاي مردم را در زمان انقلاب خستگيناپذيري آنها دانست و گفت: مردم در شرايطي كه بسياري از افراد در اعتصاب بودند يا در شرايط سخت معيشتي قرار داشتند، خسته نشده و به راه خود ادامه دادند.
نبوي تأکید کرد: اين ويژگي براي ما بسيار درسآموز بود و باعث شد نوجوانان آن زمان يكباره بزرگ شوند.
وی با اشاره به فرهنگ تاريخي ايران گفت: مردم ايران، مردم شرايط بحران هستند و به همين دليل است كه شناخت مردم ايران بسيار دشوار مي باشد
مردم ایران تحلیلگران را به اشتباه انداختند
این منتقد سینما خاطرنشان کرد: مردم ايران در طول تاريخ آموختهاند كه خواست خود را پنهان كنند، بنابراين هيچ تحليلگري در ابتداي سال 57 وقوع انقلاب را پيشبيني نميكرد؛ زيرا مردم ظاهراً به زندگي عادي خود مشغول بودند.
نبوي در ادامه گفت: مردم با وجود همه تنگناها و مشكلات كمرشكن، هنوز هم ايستادهاند و جوهر و سرشت خود را نشان مي دهند؛ مردم از همه توطئهها، از تجزيه كشور در ماه هاي اول انقلاب تا جنگ تحميلي و تحريمها عبور كردند که نمونه بارز ايستادگي مردم در اين زمان، دستيابي به انرژي هسته اي است؛ اين شعار نيست، بلکه در صحنه اجتماعي قابل ملاحظه است.
وی با بیان اینکه هر تحليلگري که به نهان روشي مردم ايران توجه نكند از رفتارهاي مردم نتايج غلط ميگيرد، گفت: نمونه اين تحليل اين است كه بعد از فتح فاو مردم خطر را دفع شده ميدانستند و كمتر به جبهه میرفتند؛ در نتيجه برخي تحليل كردند مردم از جنگ خسته شده اند، اما وقتي عراق در تابستان 67 مجدداً به خوزستان حمله كرد، مردم سيلآسا به جبهه رفتند و بيش از سه ميليون نفر در خوزستان حاضر شدند.
این منتقد سینما افزود: نمونه دوم رفتار مردم در دوم خرداد76 بود؛ ظواهر امر نشان مي داد آقاي ناطق راي ميآورد، اما در صحنه عمل اتفاق ديگري افتاد و آقاي سید محمد خاتمي راي آورد.
نبوی درباره تاثير انقلاب در منطقه گفت: من فقط انقلاب هاي منطقه را متاثر از انقلاب ايران نميدانم، بلکه اعتقاد دارم جغرافياي فكري، فرهنگي، معرفتي و سياسي جهان با انقلاب ايران دچار تحول شد كه بعضي در لايههاي رويي و برخي در لايههاي پنهان تاثير گرفتند.
وي افزود: اين اولين باري نيست كه ايران تحولآفرين است؛ در گذشته انقلاب مشروطه ايران در ژاپن تاثير گذاشته بود و يا نهضت ملي شدن صنعت نفت بشدت در منطقه موثر بود که ملي شدن كانال سوئز تحت تاثير آن اتفاق افتاد.
این منتقد سینما با اشاره به دو قطبي انقلاب اسلامي و ليبرال دموكراسي گفت: دو گفتمان تا پيش از انقلاب در جهان وجود داشت؛ ماركسيست به سردمداري اتحاد جماهير شوروي سابق و ليبرالیسم به سركردگي ايالات متحده آمريكا؛ انقلاب ايران گفتمان سوم را در جهان ايجاد كرد؛ بعد از فروپاشي شوروي جهان بخواهد یا نه، با دو گفتمان روبروست؛ یعنی يا بايد الگوي ليبرال را بپذيرد يا انقلاب ايران را، البته اين به معناي تحميل اسلام بر ساير كشورها نيست، همان طور كه پذیرش ويژگي مثبت ليبرال دموكراسي به معناي دست برداشتن از اسلام نيست.
گله مردم به معناي دلزدگي از انقلاب و نظام نيست
نبوي افزود: كشورهاي خاورميانه الگوي اول را به معناي حكومت هاي وابسته به ليبرال دموكراسي تجربه كردند كه جز خفقان ارمغان ديگري براي آنها نداشت.
وي تأکید کرد: نبايد به گونهاي از انقلاب ياد كرد كه به اسطوره تبديل شود؛ پايداري 33 ساله انقلاب و تلاش براي حفظ آن، از تظاهرات براي سرنگوني رژيم پهلوي، هم سخت تر بوده و هم هزينههاي بيشتري داده است؛ به طوري كه هر چهار نسل بر مدار اين تفكر ميچرخد.
این منتقد سینما خاطرنشان کرد: نسل چهارم به اندازه همان نسل اول در انقلاب سهم داشته و همين نسل سوم و چهارم است كه انقلاب را ادامه ميدهد و حفظ ميكند، مانند زمان جنگ كه معدل سني فرماندهان جنگ كمتر از 30 سال بود؛ امروز هم در جهاد علمي معدل سني دانشمندان ما بسيار جوان است.
نبوی در پایان گفت: هر قدر هم كه مردم از برخي بيتوجهيهاي مسئولان گله داشته باشند، به معناي دلزدگي از انقلاب و نظام نيست و مردم پاي انقلاب و ارزش هاي آن ايستادهاند.