کد خبر:۱۷۱۱۸۱
چرا مرگ بر امريكا؟ - 2 و پایانی
مرگ بر آمريكا يعني مرگ بر نظريه آمريكايي شدن جهان
مشكل ما نه با يك جغرافيا، نه با يك تاريخ، و نه با يك مردم، بلكه با يك نظريه است، مرگ بر آمريكا يعني مرگ بر نظريه آمريكايي شدن جهان.
گروه دين و انديشه«خبرگزاري دانشجو»؛ سيد مجيد امامي مدير گروه دين، فرهنگ و ارتباطات مركز تحقيقات ميان رشتهاي علوم انساني – اسلامي دانشگاه امام صادق(ع) در گفتگو با ماهنامه حيات به تحليل فرهنگي – ارتباطي شعار «مرگ بر امريكا» پرداخته است.
چه شد كه مرگ بر امريكا سر سفره تعقيبات نمازمان آمد؟
به نظر ما اين برميگردد به اسلام سياسي و بهطور دقيقتر اجتهاد اجتماعي از اسلام. در اجتهاد اجتماعي از اسلام ترجمان «لااله» ميشود مرگ بر امريكا، در واقع، مرگ بر امريكا در تعقيبات نماز و شعارهاي شيعه، چيز جديدي نيست.
كسي كه اندك اجتهادي داشته باشد يقينا خواهد گفت كه اين حرف جديدي نيست. اين همان «لااله الا الله» است؛ اين همان«ولو كره المشركون» (1) است. اين همان «بري من المشركين» (2) است.
اجتهاد پوياي اجتماعي اسلام ميگويد: امروز مشرك، كافر و سدكننده راه خدا آن نظام تمدني است كه فرعونيت و نفسانيت انسان را بر مقدرات بشر حاكم كرده است، اين به نظر من اصلا حرف جديدي نيست.
اگر در جامعهاي مثل امريكا رسم شود كه در يك مراسم سالانه آنها هم مرگ بر ايران بگويند، شما به عنوان يك مسلمان ايراني ناراحت نميشويد؟ ما نميتوانيم با شعار جديدي كه روي صحبت آن تمدن امريكا و غرب باشد نه مردم و شهروندان غربي وظيفه تبري از نمود شرك و كفر را انجام دهيم؟
اين مساله دو جواب دارد، يكي به رقيب برميگردد و ديگري به ما. در مورد رقيب بايد گفت كه اين ربطي به ما ندارد، بلكه اين آمريكا بوده كه خود را نماينده تمام عيار غرب قرار داده و امروز هم آرمان خود را آمريكايي شدن جهان ميداند.
«آمريكانيزيشن» فقط يك شعار نيست؛ بلكه يك استراتژي كلان براي نظام آمريكا است، آنها ميگويند كه ما ميخواهيم چينيها هم آمريكايي بشوند. برخي از جامعه شناسان با مفاهيم و نظريههايي از جمله «مكدونالديزيشن» يا «مكدونالديزه» شدن جهان، كه آقاي ريترز مطرح ميكند، كاملاً موافق هستند.
مشكل ما با نظريه آمريكايي شدن جهان است
در واقع، مشكل ما نه با يك جغرافيا، نه با يك تاريخ، و نه با يك مردم، بلكه با يك نظريه است. چرا ميخواهند جهان را آمريكايي كنند؟ پس مرگ بر اين آمريكايي شدن! مرگ بر اين نقشه فاسد و ماديگرايي كه براي بشر اشرف مخلوفات طراحي كردهاند.
چيزي كه به ما مربوط مي شود، اين است كه ما بايد در جامعه خودمان اين مساله را زنده نگه داريم كه اين آمريكا، آمريكاي جغرافيايي يا تاريخي و حتي انساني نيست.
اين آمريكا، آمريكاي نظري است، اين فلسفهاي است كه در پس آمريكايي كردن جهان وجود دارد، ما با اين فلسفه، در هر سه ساحت اقتصادي، سياسي و فرهنگي سر عناد داريم.
پروژه اسلام هراسي و ايران هراسي همان مرگ بر ايران گفتن است
اما نكتهاي كه شما ميفرماييد، اگر كساني با علم يا نه، به فريب بگويند مرگ بر ايران يا مرگ بر اسلام، اولاً كه ميگويند، ولي به نظر من آنها فريبندهتر و نرمتر اين را ميگويند كه پروژه اسلام هراسي و ايران هراسي دقيقاً بر همين اساس كليد خورده است.
شما هراس از چيزي را ترويج ميكني كه شر باشد، و ذاتاً به شر بودن آن اقرار كرده باشي و ثانياً در تقابل حق و باطل كه حلوا تقسيم نميكنند! اصلاً املاء باطل و املاء حق، يعني حق و باطل تا آن جايي كه ميتوانند از فرصتها و موقعيتهاي جهان استفاده ميكنند و زمين را پر از خودشان ميكنند.
البته وقتي كه اين املاء به حد نهايت خودش رسيد، تقابل اصلي به نفع جبهه حق اتفاق خواهد افتاد، كه آن همان ظهور حضرت صاحب (عجل الله فرجه) است.
مخاطب ما فطرت بشريت است
ما نبايد به واسطه مرگ بر آمريكا، امكان ارتباطات ميان فرهنگي و امكان تعامل و تعاطف را بر خود ببنديم، روز مرگ ما روزي است كه درهاي جهان را به روي خودمان ببنديم، ما در سرتاسر گيتي مخاطب داريم و آن، فطرت بشر است و ما نبايد راه ارتباط با اين فطرت را به واسطه مرگ بر آمريكا ببنديم.
صدالبته كه مرگ بر آمريكا، هيچ وقت بستن اين راه نبوده است، اين جا ممكن است اين سئوال پيش آيد كه آيا اين تناقض نيست؟ وقتي ما طرف مقابل خود را طرد ميكنيم، راه ارتباط با آن را بستهايم؟! مثل اين است كه ما به فردي فحش بدهيم و بعد به او بگوييم سلام عليكم؟!
پاسخ اين است كه ما بايد به اندازهاي كه روي خود شعار مرگ بر آمريكا تعصب داريم، دوگانه بودن يا منفك بودن نظام سلطه از جبهه مستضعفان را تبيين كنيم. ما بايد بگوييم كه نظام سلطه و جبهه استكبار، يك جبهه به لحاظ عددي اقل، اما از لحاظ تاثيرگذاري فزاينده است.
اما جبهه مستضعفان جبهه همه كساني است كه مقهور ليبرال دموكراسي و نظام سرمايهداري واقع شدهاند، اگر بتوانيم اين تفكيك را با رسانههايمان، با ارتباطات ميان فرهنگيمان با ارتباطات بين الملليمان و با مهندسي صدور انقلابمان، انجام بدهيم، آن وقت ميتوانيم شاهد شهرونداني باشيم كه درون خاك آمريكا شعار مرگ بر آمريكا را شعار حيات خودشان ميدانند.
اما من به جرات ميگويم كه ما اين كار را نكرديم و تمام درد ما اين است كه اين نسبتي كه بين فرهنگ انقلابي و ارتباطات با مخاطب اين فرهنگ است، هنوز برقرار نشده است. ارتباطات ميان فرهنگي ما، هنوز شكل نگرفته است، البته ارتباطات فرهنگيمان هم وضعش بهتر از ارتباطات ميان فرهنگيمان نيست!
شعار مرگ بر آمريكا را چه كسي ساخت؟
ما ساخته شدن اين شعارها را در يك بستر واقعاً اجتماعي ميدانيم، يعني ما معتقديم اين شعارها را مردم ساختند و ميسازند، اما اين موضوع را منتفي نميكند كه ما در مورد شعارهاي انقلابمان در آينده، مطالعات تحقيقات و پيشبيني داشته باشيم.
پي نوشت ها:
1- هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ، سوره صف، آيه 9
2- وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ،سوره توبه، آيه 3
منبع:
ماهنامه حيات، بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق(ع)، شماره 59
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰