کد خبر:۱۷۱۲۴۲
بررسی جریان اسلامگرای واقعی در گفتوگو با رهدار - 1؛
جریان اسلامگرا در وارد شدن افکار یونانیها به ایران، درست عمل کرد
مدیر موسسه فتوح اندیشه قم گفت: در جریان تهاجم فرهنگی دشمن، جریان اسلامگرا قوی عمل میکند، طوریکه در جریان وارد شدن افکار یونانیها به ایران اسلامی، قوي و درست عمل کرد.
حجتالاسلام احمد رهدار در گفتوگو با خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاري دانشجو»، به بيان ويژگيهاي جريان اسلامگراي واقعي پرداخت.
خبرگزاري دانشجو - در تاريخ شيعه جريانهاي مختلفي مثل روشنفكري وجود داشته است، حال سوال اينجاست كه جريان اسلامگراي واقعي كه روحانيت نيز بخشي از آن بوده، چگونه عمل كرده است؟ ويژگيهاي اين جريان چيست و آيا جريان مثبت و رو به جلويي بوده است يا خير؟
رهدار: در تاریخ اسلام و احتمالاً به صورت مشترک با تاریخ دیگر اقوام، جریان اسلامگرا دو محذور و مانع داشته است: مانع داخلی و مانع بیرونی.
مانع بیرونی به دو قسمت عمده تقسیم ميشد: مانع بیرونی آشکار که عمدتاً در قالب نظامی و فرآیندهای هجوم و حمله میتوانیم مشاهده کنیم، مثل حمله مغول و حمله غرب به عالم اسلامی؛ یکی هم جریان آرام فکری است، یعنی مثلاً جریانی که عالم اسلامی را از طریق وارد شدن آثار یونانیان در قرن 2، 3، 4 و 5 تهدید کرد یا جریانی که امروز با عنوان تهاجم فرهنگی مشاهده میشود، این جریان خزنده است.
ما هر دو مانع را داشتیم: مانع نظامی مثل حمله مغول، جنگهای صلیبی، جنگهای امروزی و جنگهایی که عمدتاً از جانب غرب برای ما میآید و مانع نرم افزاری آن که عمدتاً هجوم افکار است؛ البته اين موانع گاهی گسترده است و گاهی محدود به قلمروهایی.
گاهی اوقات شرایط جامعه اسلامی به گونهای بوده که این واردات نرم افزاری را به راحتی در خود هضم کرده، گاهی نيز اين واردات نرمافزاري را یا هضم نکرده یا هضم کردن آن زمانبر بوده است.
جریان استبداد داخلی؛ تنها مانع جدی در گذشته
تقريباً ميتوان گفت كه ما در گذشته تنها يك مانع دروني داشتيم و آن جریان استبداد داخلی بود. جريان استبداد داخلي شامل خلیفه و من تبع خلیفه یا سلطان و من تبع سلطان میشد. بیرون از این جریان مانعها جدی نبودند، مثلاً کسی در گوشه و کنار تاریخ ظهور میکند، دزد سرگردنه میشود و لشكری هم درست میکند و ممکن است یکي دو دهه مردم یک منطقه را عذاب بدهد، اینها چیزهای خرد و مقطعی بوده و اهميت چنداني نداشته است.
مهمترین جریان، جریان دربار بود، چه در الگوی خلافت چه در الگوی سلطنت؛ در قرون اخیر جریانهای خارج از دربار کمکم شکل میگیرند و قدرتمند میشوند، مثلاً جرياني كه به عنوان مافيا مشهور است، در گذشته وجود نداشت.
جریان اسلامگرا خود را بین این 4چهار مانع میبیند، دو مانع مربوط به موانع کلان بیرونی میشود، دو مانع هم مربوط به فضای درون عالم اسلام.
خبرگزاري دانشجو - پس يكي از موانع بيروني فضای استعماری است، مافیا را هم يك مانع بیرونی میدانيد؟
رهدار: نه، مافیا مانع بيروني نيست. مافیا را در دوران اخیر تحت عنوان گروههایی که درون عالم اسلام به وجود میآیند، در نظر ميگيريم كه بیرون از چرخه دولت هستند.
مافیا در پشت یادگیری زبان خارجه در کشور
روشنفکری هم میتواند یک نمونه آن باشد، مثلاً جریانهای لابیگر، حالا اینها گاهی اوقات در حوزه قدرت سیاسی است، گاهی اوقات در حوزه قدرت اقتصادی مي باشد و گاهی اوقات حتی در حوزه مافياي مواد مخدر و مافياي زبان قرار مي گيرد.
زبان انگلیسی كه زبان خارجه كشور ماست، چرا در کشور پا نمیگیرد؟ بچههای ما از راهنمایی تا دکتری، زبان میخوانند، آخر هم پنج کلمه بلد نیستند. قطعاً یک مافیایی پشت کار هست، و الا شما میبینید در کشورهایی که به لحاظ ضریب هوشی خیلی از ایران پایینتر هستند، جوانان و مردمشان، دو سه زبان را به راحتی صحبت میکنند.
این نوع کانونهای قدرت از 300 سال قبل به آن طرف نبود، اینها چیزهای جدید است که درون عالم اسلامی و توسط خود اهل عالم اسلام شکل میگیرد. ممکن است فرض کنید این اهل لابی، وابستگی بیرونی هم داشته باشند، اما جریان، یک جریان داخلی است.
یعنی فرض کنیم اگر کشورهای بیگانهای هم نبودند، سمت و سوی دولتها و جوامع به سمتی میرفت که برای عدهای هوسانگیز باشد که درون کشور خودشان و خارج از چارچوب قدرت متمرکز کاری بکنند و قدرت در سایه باشند.
درگیر شدن جریان اسلامی با عامل بیرونی
حال جریان اسلامی، گیر اینهاست. از یک طرف باید خودش را با عامل بیرونی درگیر میکرد، از یک طرف با عامل درونی مي جنگيد. درگیر شدن با عامل بیرونی برای جریان اسلامی راحت بود، مخصوصاً با جریان آشکار آن، چون قربانیان آن عامل هم فراگیر و عمومی بودند، هم محسوس و ملموس.
مثلاً مغول وقتی حمله میکند، گردن میزند و شهر را خراب میکند و شما، مردم را، حتی مردم بیسواد را خیلی سریع میتوانید بسیج کنید و بگويید این کار بد است، لذا رهبری کار با جریان اسلامی است، اما جریانهای غیر اسلامی هم حضور دارند؛ جریان غیراسلامی هم در کنار جریان اسلامی آمده و نهایتاً تحت امر آن، در این قضیه مشارکت مي كند.
در جنگهای صلیبی، جنگهای ایران و روس و حتي در هشت سال دفاع مقدس ما هم قصه همین طور بود؛ یعنی خانوادهای که خیلی به نظام و انقلاب التزام ندارد و از جنگ هم فرار میکند، وقتي صدام كشورش را موشک باران میکند و از خود این خانواده يا نزديكانش كسي كشته ميشود، خود به خود درونش حس نفرتی نسبت به جریان مقابل ایجاد میشود و کنار شما قرار میگیرد.
شاید به جنگ نیاید، اما ممكن است کارخانهدار باشد و بگوید: من نه خودم میآیم، نه بچه هایم را میآورم، ولی بیا این پول را ببر مثلاً موشک بخر، این اتفاق تا اندازهای راحت است.
جریان اسلامگرا در وارد شدن افکار یونانیها به ایران اسلامی، قوي و درست عمل کرد
جریان نرمافرازی بیرونی جریانی سخت است، یعنی خود جریان اسلامگرا هم در این جریان تمام قامت حضور ندارد؛ علتش این است که این جریان هم پنهان است هم پیچیده و هم تخصصی، لذا خواص جریان اسلامگرا میتوانند این حمله را رصد و پادزهر آن را تولید کنند.
جریان اسلامگرا در این جبهه یک مقدار کمرنگ بود، البته نمیگویم ضعیف عمل کرد، اما راندمان آن پایین بود، شايد علت ان اين بود كه تعداد آدمهایی که در كنار آن بودند، کم بود و شاید هم بتوان گفت، اگر همین افراد قلیل هم قوی عمل مي کردند، میتوانستند سد درست کنند؛ این جریان حداقل در جلوگیری از ورود افکار یونانیها به ایران اسلامی، قوي و درست عمل کرد.
در جریان تهاجم فرهنگی دشمن، این جریان قوی عمل میکند، اگر شما راندمان را پایین میبینید به این دليل است که ابزار و امکانات نامتوازني در اختیار دشمن قرار دارد؛ تعداد ابزار و امکاناتی که برای جلوگیری از این کار و پراکندن این شبهات و افکار در اختیار جریان اسلامگرای حقیقی است، خیلی کمتر از رقیب ميباشد.
البته اين به معنی فرافکنی نيست، یعنی با وجود اينكه ميگوييم امكانات و تعداد افراد جریان اسلامگرا کم است، اما جنس این مواجهه به گونهاي است که به آدمهای خاص نیاز دارد؛ با این همه به نظر میآید که اين جريان میتوانست قویتر عمل کند.
کما اینکه مشاهده میکنیم که مثلاً دو نفر که امکانات نسبتاً مشابهی دارند، به دلیل اینکه دو برنامهریزی متفاوت دارند، دو نوع کارآمدی خواهند داشت، یعنی میشد فردي که ضعیفتر عمل میکند مثل همان دوستش که قوی عمل میکند، عمل کند.
مثلاً الان فضا و امکاناتی که در اختیار آیتالله مصباح هست، در اختیار خیلی دیگر از آقایان هم قرار دارد، اما آن راندمان را آن بزرگواران ندارند؛ كه اين یا به دلیل ضعف در تشخیص مصداق است یا به دلیل ضعف در عمل، در هر حال این مسئلهای راجع به جریان بیرونی است.
ادامه دارد ...
خبرگزاري دانشجو - در تاريخ شيعه جريانهاي مختلفي مثل روشنفكري وجود داشته است، حال سوال اينجاست كه جريان اسلامگراي واقعي كه روحانيت نيز بخشي از آن بوده، چگونه عمل كرده است؟ ويژگيهاي اين جريان چيست و آيا جريان مثبت و رو به جلويي بوده است يا خير؟
رهدار: در تاریخ اسلام و احتمالاً به صورت مشترک با تاریخ دیگر اقوام، جریان اسلامگرا دو محذور و مانع داشته است: مانع داخلی و مانع بیرونی.
مانع بیرونی به دو قسمت عمده تقسیم ميشد: مانع بیرونی آشکار که عمدتاً در قالب نظامی و فرآیندهای هجوم و حمله میتوانیم مشاهده کنیم، مثل حمله مغول و حمله غرب به عالم اسلامی؛ یکی هم جریان آرام فکری است، یعنی مثلاً جریانی که عالم اسلامی را از طریق وارد شدن آثار یونانیان در قرن 2، 3، 4 و 5 تهدید کرد یا جریانی که امروز با عنوان تهاجم فرهنگی مشاهده میشود، این جریان خزنده است.
ما هر دو مانع را داشتیم: مانع نظامی مثل حمله مغول، جنگهای صلیبی، جنگهای امروزی و جنگهایی که عمدتاً از جانب غرب برای ما میآید و مانع نرم افزاری آن که عمدتاً هجوم افکار است؛ البته اين موانع گاهی گسترده است و گاهی محدود به قلمروهایی.
گاهی اوقات شرایط جامعه اسلامی به گونهای بوده که این واردات نرم افزاری را به راحتی در خود هضم کرده، گاهی نيز اين واردات نرمافزاري را یا هضم نکرده یا هضم کردن آن زمانبر بوده است.
جریان استبداد داخلی؛ تنها مانع جدی در گذشته
تقريباً ميتوان گفت كه ما در گذشته تنها يك مانع دروني داشتيم و آن جریان استبداد داخلی بود. جريان استبداد داخلي شامل خلیفه و من تبع خلیفه یا سلطان و من تبع سلطان میشد. بیرون از این جریان مانعها جدی نبودند، مثلاً کسی در گوشه و کنار تاریخ ظهور میکند، دزد سرگردنه میشود و لشكری هم درست میکند و ممکن است یکي دو دهه مردم یک منطقه را عذاب بدهد، اینها چیزهای خرد و مقطعی بوده و اهميت چنداني نداشته است.
مهمترین جریان، جریان دربار بود، چه در الگوی خلافت چه در الگوی سلطنت؛ در قرون اخیر جریانهای خارج از دربار کمکم شکل میگیرند و قدرتمند میشوند، مثلاً جرياني كه به عنوان مافيا مشهور است، در گذشته وجود نداشت.
جریان اسلامگرا خود را بین این 4چهار مانع میبیند، دو مانع مربوط به موانع کلان بیرونی میشود، دو مانع هم مربوط به فضای درون عالم اسلام.
خبرگزاري دانشجو - پس يكي از موانع بيروني فضای استعماری است، مافیا را هم يك مانع بیرونی میدانيد؟
رهدار: نه، مافیا مانع بيروني نيست. مافیا را در دوران اخیر تحت عنوان گروههایی که درون عالم اسلام به وجود میآیند، در نظر ميگيريم كه بیرون از چرخه دولت هستند.
مافیا در پشت یادگیری زبان خارجه در کشور
روشنفکری هم میتواند یک نمونه آن باشد، مثلاً جریانهای لابیگر، حالا اینها گاهی اوقات در حوزه قدرت سیاسی است، گاهی اوقات در حوزه قدرت اقتصادی مي باشد و گاهی اوقات حتی در حوزه مافياي مواد مخدر و مافياي زبان قرار مي گيرد.
زبان انگلیسی كه زبان خارجه كشور ماست، چرا در کشور پا نمیگیرد؟ بچههای ما از راهنمایی تا دکتری، زبان میخوانند، آخر هم پنج کلمه بلد نیستند. قطعاً یک مافیایی پشت کار هست، و الا شما میبینید در کشورهایی که به لحاظ ضریب هوشی خیلی از ایران پایینتر هستند، جوانان و مردمشان، دو سه زبان را به راحتی صحبت میکنند.
این نوع کانونهای قدرت از 300 سال قبل به آن طرف نبود، اینها چیزهای جدید است که درون عالم اسلامی و توسط خود اهل عالم اسلام شکل میگیرد. ممکن است فرض کنید این اهل لابی، وابستگی بیرونی هم داشته باشند، اما جریان، یک جریان داخلی است.
یعنی فرض کنیم اگر کشورهای بیگانهای هم نبودند، سمت و سوی دولتها و جوامع به سمتی میرفت که برای عدهای هوسانگیز باشد که درون کشور خودشان و خارج از چارچوب قدرت متمرکز کاری بکنند و قدرت در سایه باشند.
درگیر شدن جریان اسلامی با عامل بیرونی
حال جریان اسلامی، گیر اینهاست. از یک طرف باید خودش را با عامل بیرونی درگیر میکرد، از یک طرف با عامل درونی مي جنگيد. درگیر شدن با عامل بیرونی برای جریان اسلامی راحت بود، مخصوصاً با جریان آشکار آن، چون قربانیان آن عامل هم فراگیر و عمومی بودند، هم محسوس و ملموس.
مثلاً مغول وقتی حمله میکند، گردن میزند و شهر را خراب میکند و شما، مردم را، حتی مردم بیسواد را خیلی سریع میتوانید بسیج کنید و بگويید این کار بد است، لذا رهبری کار با جریان اسلامی است، اما جریانهای غیر اسلامی هم حضور دارند؛ جریان غیراسلامی هم در کنار جریان اسلامی آمده و نهایتاً تحت امر آن، در این قضیه مشارکت مي كند.
در جنگهای صلیبی، جنگهای ایران و روس و حتي در هشت سال دفاع مقدس ما هم قصه همین طور بود؛ یعنی خانوادهای که خیلی به نظام و انقلاب التزام ندارد و از جنگ هم فرار میکند، وقتي صدام كشورش را موشک باران میکند و از خود این خانواده يا نزديكانش كسي كشته ميشود، خود به خود درونش حس نفرتی نسبت به جریان مقابل ایجاد میشود و کنار شما قرار میگیرد.
شاید به جنگ نیاید، اما ممكن است کارخانهدار باشد و بگوید: من نه خودم میآیم، نه بچه هایم را میآورم، ولی بیا این پول را ببر مثلاً موشک بخر، این اتفاق تا اندازهای راحت است.
جریان اسلامگرا در وارد شدن افکار یونانیها به ایران اسلامی، قوي و درست عمل کرد
جریان نرمافرازی بیرونی جریانی سخت است، یعنی خود جریان اسلامگرا هم در این جریان تمام قامت حضور ندارد؛ علتش این است که این جریان هم پنهان است هم پیچیده و هم تخصصی، لذا خواص جریان اسلامگرا میتوانند این حمله را رصد و پادزهر آن را تولید کنند.
جریان اسلامگرا در این جبهه یک مقدار کمرنگ بود، البته نمیگویم ضعیف عمل کرد، اما راندمان آن پایین بود، شايد علت ان اين بود كه تعداد آدمهایی که در كنار آن بودند، کم بود و شاید هم بتوان گفت، اگر همین افراد قلیل هم قوی عمل مي کردند، میتوانستند سد درست کنند؛ این جریان حداقل در جلوگیری از ورود افکار یونانیها به ایران اسلامی، قوي و درست عمل کرد.
در جریان تهاجم فرهنگی دشمن، این جریان قوی عمل میکند، اگر شما راندمان را پایین میبینید به این دليل است که ابزار و امکانات نامتوازني در اختیار دشمن قرار دارد؛ تعداد ابزار و امکاناتی که برای جلوگیری از این کار و پراکندن این شبهات و افکار در اختیار جریان اسلامگرای حقیقی است، خیلی کمتر از رقیب ميباشد.
البته اين به معنی فرافکنی نيست، یعنی با وجود اينكه ميگوييم امكانات و تعداد افراد جریان اسلامگرا کم است، اما جنس این مواجهه به گونهاي است که به آدمهای خاص نیاز دارد؛ با این همه به نظر میآید که اين جريان میتوانست قویتر عمل کند.
کما اینکه مشاهده میکنیم که مثلاً دو نفر که امکانات نسبتاً مشابهی دارند، به دلیل اینکه دو برنامهریزی متفاوت دارند، دو نوع کارآمدی خواهند داشت، یعنی میشد فردي که ضعیفتر عمل میکند مثل همان دوستش که قوی عمل میکند، عمل کند.
مثلاً الان فضا و امکاناتی که در اختیار آیتالله مصباح هست، در اختیار خیلی دیگر از آقایان هم قرار دارد، اما آن راندمان را آن بزرگواران ندارند؛ كه اين یا به دلیل ضعف در تشخیص مصداق است یا به دلیل ضعف در عمل، در هر حال این مسئلهای راجع به جریان بیرونی است.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰