جنگ در ابتدای انقلاب به شكل مناظره در دانشگاه‌ها بود
کد خبر:۱۷۱۳۲۱
اساتید دانشگاه از انقلاب می‌گویند؛

جنگ در ابتدای انقلاب به شكل مناظره در دانشگاه‌ها بود

اساتید دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری دانشجو تأکید کردند: دانشگاهیان و دانشجویان در صحنه‌های مختلف انقلاب حضور داشتند؛ یک زمان میان دو گروه کمونیست و انجمن اسلامی مناظره برگزار می‌كردند و ...
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ همزمان با سی‌وسومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی بر آن شدیم تا با جمعی از اساتید دانشگاه‌های کشور گفت‌وگویی پیرامون حوادث و وقایع انقلاب داشته باشیم تا هم خاطرات آنها ماندگار شود و هم دامنه فعالیت‌های این مردم انقلابی شفاف شود؛ اینکه همه آحاد مردم در انقلاب حضور فعال و پرشوری داشته اند.
 
روستا آزاد: روز ورود امام با پاي پياده خود را به بهشت زهرا رساندم
 
دكتر روستاآزاد در گفت‌وگو با خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، در خصوص نقش دانش‌آموزان در پيروزي انقلاب با بيان اينكه در سال 1357 دانش آموز سال آخر دبيرستان خوارزمي بهارستان بوده است، گفت: دبيرستان ما در فعاليت‌هاي مبارزاتي سابقه داشت و چندين بار هم نيروهاي امنيتي با ورود به مدرسه، برخي از دانش آموزان را دستگير كرده بودند؛ لذا اوليا مدرسه مانع ورود دانش‌آموزان به فضاهاي انقلابي مي‌شدند.
 
وي در ادامه تصريح كرد: ما در دبيرستان خود يك انجمن تشكيل داديم و در محافل خصوصي كه برگزار مي‌كرديم، هركس به بيان مطالب جديدي كه به دستش رسيده بود، مي‌پرداخت.
 
رئیس دانشگاه صنعتی شریف خاطرنشان كرد: در اين جلسات به بحث راجع به مشكلات اجتماعي و سياسي و راه‌حل هاي آن مي‌پرداختيم و همچنين كتاب‌هاي امام (ره) خصوصا رساله ايشان و كتاب‌هاي دكتر شريعتي را مطالعه مي‌كرديم و در تهيه و چاپ و توزيع اعلاميه نيز فعال بوديم.
 
روستاآزاد دسته‌جات ميليوني كه در آن فضاي خفقان به خيابان ها مي‌آمدند را انعكاس سخنراني ها و صحبت‌هاي روشنگرانه و نافذ امام دانست و گفت: سخنراني ها و اعلاميه‌هاي امام بارقه‌اي بود كه در آن فضاي بي‌خبري مردم درخشيد و آگاه‌سازي كرد.
 
وي با اشاره به پيوستن نيروي هوايي به صف مردم گفت: منزل ما نزديك پادگان نيروي هوايي بود و وقتي نيروي هوايي به مردم پيوست ما به همراه ساير دوستان در خيابان پنجم نيروي هوايي مشغول سنگربندي در برابر نيروهاي گارد براي حمايت و محافظت از برادران نيروي هوايي شديم.
 
رئیس دانشگاه صنعتی شریف ضمن تاكيد بر خلوص و يكپارچگي مردم بيان داشت: بعد از تسليم شدن قره‌باغي و باز شدن در پادگان‌ها، سلاح‌ها بدست مردم افتاد، اما بلافاصله با مديريت امام اسلحه‌ها جمع‌آوري شد.
 
روستاآزاد درباره روز ورود امام به تهران نيز گفت: آنقدر جمعيت زياد بود كه ديگر حتي موتور هم نمي‌توانست حركت كند؛ بنابراين با پاي پياده در حالي كه باران زمين را گل كرده بود، خود را به بهشت زهرا رسانديم.
 
دیالمه: هرگز گمان نمي‌كرديم انقلاب با اين سرعت به پيروزي برسد
 
دکتر نیکو ديالمه نیز به بيان نقش مباني فكري در انقلاب پرداخت.
 
وي كه در دوران انقلاب دانش‌آموز راهنمايي در مدرسه علوي بوده است، گفت: نوجوانان در آن زمان مطالعه و دقت نظر در مباني نداشتند و فقط به شكل سنتي مذهبي بودند، بنابراين در مدرسه يك گروه مطالعاتي تشكيل داديم و مشغول به شناخت بيشتر افكار و اهداف امام و گروه هاي مقابل ايشان شديم؛ و من به خاطر ارتباطي كه با شهيد ديالمه داشتم بيشتر به فضاي فكري آشنا بودم، بنابراين رهبري اين گروه را در مدرسه به عهده گرفتم.
 
اين استاد دانشگاه امام صادق (ع) با تاكيد بر الهي بودن اين انقلاب گفت: با توجه به فضاي مذهبي و مبارزاتي خانواده، درباره انقلاب و سرانجام آن بسيار بحث مي‌كرديم و هرگز گمان نمي‌كرديم انقلاب با اين سرعت به پيروزي برسد؛ فقط عنايت الهي بود كه شاه فرار كرد و امام به ايران بازگشتند.
 
ديالمه افزود: زمان طولاني‌تري براي آگاه سازي كامل مردم نياز بود تا روند انقلاب به حركت جدي‌تري تبديل شود، لكن با شفاف‌سازي و صراحت امام اين روند آنقدر سريع پيشرفت كه براي همه غير منتظره بود.
 
وي درباره نقش شهيد ديالمه گفت: ايشان جوان مبارزي بود كه نه تنها براي خانواده الگو بود، بلكه طيف وسيعي از دانشجويان و جوانان بدست او با مفاهيم بنيادين انقلاب آشنا شدند.
 
اين استاد دانشگاه امام صادق (ع) شهيد ديالمه را شهيد احياي تفكر اسلامي خواند و گفت: در فعاليت‌هاي سياسي افراد زيادي در نقطه مبارزه با شاه مشترك بودند، اما صبغه مذهبي نداشتند، شهيد ديالمه سعي در روشن‌سازي مباني فكري امام و مباني ديني داشت و چهارصد ساعت سخنراني او پيرامون تشيع و انقلاب و اسلام گواه اين مدعاست.
 
ديالمه درباره نقش جوانان در حرکت‌های اجتماعی گفت: اگر جوانان الگوي خوبي داشته باشند مي‌توانند نقش اساسي ايفا كنند به شرطي كه پشتوانه معرفتي قوي داشته باشند.
 
وي افزود: جوانان به همان ميزاني كه با مباني اسلام آشنا مي‌شوند، بايد با مباني فكري و اهداف دشمن نيز آشنا شوند.
 
اين استاد دانشگاه امام صادق (ع) انقلاب اسلامي را حركتي فكري دانست و گفت: هرچند انقلاب در سطحي با احساسات همراه بود، اما در اصل حركتي اعتقادي و با زيربناي فكري بود و كساني كه تحت تاثير احساسات وارد آن شدند وظيفه داشتند به فعاليت هاي خود پشتوانه فكري بدهند.
 
شاکری: قدرت رهبری امام، مبارزات دانشجویی و مردمی را به هم متصل کرد
 
همچنین دكتر اقبال شاكري به بيان نقش دانشگاه‌ها در جريان انقلاب پرداخت و گفت: ما در قالب برنامه‌های کتابخوانی و کوهنوردی به انجام مبارزات انقلابی می‌پرداختیم.
 
عضو هيئت علمي دانشگاه صنعتي امیرکبیر با اشاره به اینكه در سال 55 وارد دانشگاه شده است، درباره پيوستن خود به مبارزات دانشجويي گفت: در آن زمان دانشجويان به دو دسته چپ و راست تقسیم می‌شدند، من كه از زمان نوجواني با شركت در جلسات مذهبي كرمانشاه با گفتمان انقلاب آشنا شده بودم، سريع جذب طيف بچه‌هاي مسلمان و راست شدم.
 
وي آغاز فعاليت‌هاي مبارزاتي خود را در كرمانشاه عنوان كرد و گفت: در دبيرستان به حلقه‌هاي مبارزاتي و عقيدتي متصل شدم، اما وقتي به دانشگاه راه پيدا كردم اين فعاليت ها سمت‌وسوي شهري و حتي كشوري پيدا كرد و بسيار گسترده شد.
 
شاکری درباره روند فعاليت‌هاي مبارزاتي دانشجويان این دانشگاه گفت: گروهي را در مسجد دانشگاه امیرکبیر تشكيل داده بوديم و در قالب كتابخواني و كوهنوردي فعاليت مي‌كرديم؛ در مسير كوهنوردي‌ها كه من مسئول آن بودم به بحث درباره مسائل و مشكلات كشور و راه ‌حل این مشکلات مي‌پرداختيم.
 
رئيس بسيج اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير افزود: جلساتي هم براي تهيه و توزيع اعلاميه و گوش كردن به نوارها و سخنراني‌ها داشتيم كه مهمترين ابزار آن رساله و اعلاميه‌هاي امام و سخنراني‌ها و كتب دكتر شريعتي بود.
 
وي در ادامه گفت: همچنين در دانشگاه تظاهرات ضد رژيم ترتيب مي‌داديم و كلاس‌ها را به تعطيلي مي‌كشانديم؛ بارها با گاردي كه نيروي نظامي مستقر در دانشگاه بود، درگير شديم؛ علاوه بر این، سه بار هم به جرم اعمال خرابكارانه دستگير، و پس از مدت كوتاهي آزاد شدم.
 
شاکری از شهيدان صبوري، هادي‌پور و وصلاني كه دانشجو بودند، ياد كرد و گفت: در فعاليت‌هاي مبارزاتي دانشجويي، دانشگاه‌هاي تهران، اميركبير، شريف و علم‌وصنعت برنامه‌هاي مشترك داشتند و يكديگر را از جريان كارها باخبر مي‌كردند.
 
عضو هيئت علمي دانشگاه امیرکبیر به بیان نحوه اطلاع خود از پیام‌های امام پرداخت و گفت: از طريق افرادي چون شهيد مطهري، شهيد غفاري و حضرت آقا كه به صورت مخفيانه با فعاليت‌هاي دانشجويي مرتبط بودند، از پيام‌ها و نظرات امام آگاه مي‌شديم و كارها را از طريق اين بزرگواران كه نقطه اتصال جريانات دانشجويي بودند، هماهنگ مي‌كرديم.
 
وي درباره نقش جريان دانشجويي در انقلاب خاطرنشان کرد: در دانشگاه گروه‌هاي مبارزاتي مختلفي وجود داشت كه بسياري از آنها از راه صحيح منحرف شدند، اما نيروهاي مبارز دانشجويي متعهد و مومن ابزاري در اختيار انقلاب و اهداف آن قرار گرفتند.
 
شاكري با اشاره به قدرت رهبری امام افزود: اين قدرت رهبري امام بود كه مبارزات را از سطح دانشگاه‌ها به مردم و خيابان‌ها كشاند؛ تا زماني كه رهبري امام نبود كسي نتوانست مبارزات دانشجويي و مردمي را به هم متصل كند.
 
رئيس بسيج اساتيد دانشگاه صنعتي اميركبير با تأکید بر انقلاب‌هاي منطقه گفت: ما بايد تجربيات انقلاب خود را در اختيار جوانان منطقه بگذاريم؛ زيرا آنها محافظه‌كار نيستند و این جوانان و دانشجويان هستند كه بايد مردم خود را به هدف نهايي برسانند.
 
وي در ادامه افزود: در صورت اتصال نيروهاي جوان و دانشگاهي به كانون جوشان مبارزات مردمي، جريان‌هاي واپس‌گرا و وابسته نمی‌توانند اين انقلاب‌ها را منحرف سازند.
 
شاکری در پايان لحظه ورود امام را خاطره‌انگيزترين اتفاق دانست و گفت: من چند روز پيش از ورود امام به كرمانشاه سفر كرده بودم و ديدم كه حتي مردم كرمانشاه، خيابان‌ها را شسته و گل‌باران كرده بودند.
 
علي‌احمدي: مقر گروهك‌ها در دانشگاه علم‌وصنعت را به کمک مردم تسخیر كرديم
 
دکتر عليرضا علی‌احمدی در جریان گفت‌وگو با خبرنگار دين و انديشه به بیان شرایط منجر به انقلاب فرهنگی پرداخت و گفت: نقطه آغاز انقلاب فرهنگي از دانشگاه علم و صنعت بود و سپس به ساير دانشگاه‌ها تسري پيدا كرد.
 
وي با بیان اینكه در سال 57 دانشجوي سال اول دانشگاه علم وصنعت بوده است، درباره فعاليت‌هاي دانشجويي خاطرنشان كرد: به محض ورود به دانشگاه به برادران مبارز مسجد دانشگاه علم و صنعت پيوستم و در به تعطيلي كشاندن كلاس‌ها و برگزاري تظاهرات و پخش اعلاميه و همچنين برگزاري كلاس‌هاي عقيدتي و آموزش مبارزات خياباني با آنها همكاري مي‌كردم.
 
وزير سابق آموزش و پرورش افزود: بسياري از مسئولان دولت نهم و دهم از جمله شخص رئيس‌جمهور و آقاي ثمره‌هاشمي در اين فعاليت‌ها حضور و نقش داشتند.
 
علي‌احمدي درباره انحراف برخي گروه‌هاي مبارزاتي گفت: در دي ماه 57 با آزادي زنداني‌هاي سياسي به يك مهماني به مناسبت آزادي يكي از زنداني‌ها كه از مجاهدين خلق بود دعوت شديم و در آنجا با هم بحث و گفت‌وگو كرديم و من متوجه شدم آنها در فعاليت‌هاي خود برخي حدود و مسائل شرعي را رعايت نمي‌كنند.
 
وی ادامه داد: همين نكته باعث شد تا به فعاليت‌هاي اين گروه در دانشگاه حساس شوم و مانع از پيوستن دوستان مبارز به آنها بشوم؛ زيرا در آن زمان هنوز صف مبارزان از يكديگر جدا نشده بود و به دليل عدم شفافيت تشخيص انحراف آنها دشوار بود.
 
این استاد دانشگاه علم و صنعت ايران درباره نقش روحانيت در جريان مبارزات دانشجويي گفت: در آن زمان دانشجويان انقلابي علم و صنعت به دليل ارتباط با روحانيت به دانشجويان مرتجع معروف بودند و تحت تاثير همين ارتباط، انجمن اسلامي دانشگاه ما ريزشي تحت عنوان جدايي مجاهدين يا ساير گروهك‌ها نداشت؛ در حالي كه ساير دانشگاه‌ها تا زمان فتح لانه جاسوسي جدايي گروهك‌ها را تجربه مي‌كردند.
 
علي‌احمدي درباره فضاي بعد از انقلاب دانشگاه‌ها عنوان كرد: سال 58 دانشگاه‌ها جولانگاه گروه‌هاي مختلف از جمله پيكاري‌ها و چريكان فدايي خلق و مجاهدين خلق و مسلمان مبارز و... بوده و تبديل به ميدان جنگ شده بودند، حتي گروه‌هاي مسلح هم وجود داشتند و اسلحه‌هاي خود را در دانشگاه مخفي مي‌كردند.
 
وی با اشاره به این مطلب که در اين فضا نيروهاي انقلابي در اقليت قرار گرفته بودند، تصریح کرد: شرايط بسيار سختي به وجود آمده بود و گروهك‌هاي مختلف با جذب نيرو بر تعداد خود مي‌افزودند؛ صحن دانشگاه هر روز شاهد جولان يك گروه بود و ديگر مجالي براي درس خواندن وجود نداشت و همين امر سرآغاز انقلاب فرهنگي شد.
 
این استاد دانشگاه علم و صنعت ايران درباره سرآغاز انقلاب فرهنگي اظهار داشت: نقطه آغاز انقلاب فرهنگي از دانشگاه علم و صنعت بود و سپس به ساير دانشگاه‌ها تسري پيدا كرد.
 
علي‌احمدي در ادامه يادآور شد: با تشكيل جلسه‌اي تصميم گرفتيم دانشگاه را ببنديم پس با كمك مردم منطقه ساختمان‌هايي كه مقر گروهك‌ها در دانشگاه شده بود را محاصره كرديم و آنها را از دانشگاه بيرون كرديم تا بتوانيم دانشگاه را از چنگ گروهك‌هاي وابسته به نظام سلطه و ملحد و التقاطي خارج كنيم.
 
وي با اشاره به اینکه اصفهان نسبت به ساير شهرستان‌ها زودتر وارد فاز مبارزه با رژیم شاهنشاهی شد، خاطرنشان کرد: من پس از آنكه رژيم دانشگاه‌ها را تعطيل كرد در اصفهان به ادامه فعاليت‌هاي خود پرداختم.
وزير سابق آموزش و پرورش گفت: با برقراري حكومت نظامي در اصفهان مردم خشمگين‌تر شدند و درگيري‌ها بيشتر شد، نيروهاي امنيتي نيز براي سركوب از نااگاهي برخي افراد سوءاستفاده كردند و آنها را تحت عنوان چماق به دستان به خيابان‌ها و جنگ با مردم كشاندند.
 
علي‌احمدي با اشاره به اینکه در مدرسه جامع كه معلمان مبارزي داشت مشغول به تحصيل بوده است، تصریح کرد: معلم ديني ما علاوه بر كتاب درسي، رساله امام را نيز تدريس مي‌كرد و معلم ديگري داشتيم كه بسيار شيفته آيت‌الله بهشتي بود و مباني فكري امام را براي ما شرح مي‌داد؛ تحت تاثير اين فضا بود که شخصيت سياسي ما شكل گرفت.
 
وي با تاکید بر تفاوت نسل جوان زمان انقلاب و زمان كنوني گفت: اين تفاوت ها طبيعي است؛ زيرا ديگر فضاي عمومي جامعه فضاي جنگ و مبارزه نيست؛ هرچند مبارزه با نظام سلطه در سطح ديپلماسي و جهادهاي علمي ادامه دارد و جوانان در اين زمينه بسيارخوب عمل می‌کنند.
 
این استاد دانشگاه علم و صنعت ايران در ادامه اظهار داشت: اگر نخبگان و خواص در جهت پشتيباني و تقويت ولايت فقيه حركت كنند، دانشجويان و جوانان به آنها اقتدا خواهند كرد.
 
علي‌احمدي بيداري اسلامي منطقه را از بركات انقلاب اسلامی ايران دانست و تصریح کرد: اگر مبارزات ايران با رژيم شاه و بعد از آن با نظام سلطه و آمريكا نبود، شايد اکنون اين بيداري شكل نمي‌گرفت.
 
شیرخدایی: از شهید مطهری برای حل ‌اختلاف در مورد مبارزات‌ خانم‌ها دعوت ‌كرديم
 
مرضيه شيرخدايي، استاد دانشگاه الزهرا نیز به شرح فعاليت‌هاي مبارزاتي خود در دانشگاه شيراز پرداخت.
 
وي درباره آغاز فعاليت‌هاي سياسي خود گفت: سال اول دبيرستان با صادقيه كه فعاليتي شبيه به حوزه داشت آشنا شدم و در كلاس‌هاي مذهبي و عقيدتي آن شركت مي‌كردم، يكي از اساتيد آنجا خانم دباغ از فعالين انقلاب بود، اما بعد از مدتي كلاس‌ها به خاطر فعاليت‌هاي مبارزاتي تعطيل و اعضا اصلي آن دستگير شدند.
 
اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: هم‌كلاسي من در دبيرستان خواهر شهید رضايي بود كه هر سه برادرش در راه انقلاب به شهادت رسيده بودند و حضور و روشنگري‌هاي او به مدرسه فضاي مبارزاتي مي‌بخشيد.
شيرخدايي با اشاره به فعاليت‌هاي مبارزاتي دانشجويان دانشگاه شيراز گفت: مبارزات دانشگاهي زودتر از تظاهرات مردم آغاز شده بود. در يكي از اين تظاهرات ساواك چندتن از بچه‌هاي دانشگاه از جمله خانم انصاري و آقاي كاشاني را دستگير كرد و دانشجويان به عنوان اعتراض مدتي كلاس‌ها را تعطيل كردند.
 
وي افزود: آقاي سهراب‌پور كه آن زمان از اساتيد دانشگاه بود به ما خبر دادند شورا قصد دارد بچه‌هاي معترض را از دانشگاه اخراج كند، بعد از اين خبر دوباره به سركلاس‌ها بازگشتيم تا بتوانيم همچنان از فضاي دانشگاه براي مبارزه استفاده كنيم.
 
شيرخدايي با اشاره به نمايشگاهي كه از كتب ممنوعه در صحن دانشگاه برگزار كردند تصريح كرد: براي اين كار چند تن از بچه‌ها به تهران رفتند و كتاب‌ها را تهيه كردند، از جمله كتب شهيد مطهري و دكتر شريعتي يا كتاب‌هاي مربوط به انقلاب‌هاي كوبا و الجزاير و... .
 
اين استاد دانشگاه در ادامه افزود: نمايشگاه تقريبا دو ساعت پايدار ماند تا خبر به گارد دانشگاه و ساواك رسيد و آمدند نمايشگاه را جمع كردند، اما در همين مدت اندك بسياري از كتاب‌ها به فروش رسيد.
 
وي با اشاره به گروه‌هاي مذهبي موجود در دانشگاه گفت: يكي انجمن ضد بهايي يا همان حجتيه بود كه به فعاليت سياسي اعتقاد نداشت، يكي هم ساير دانشجويان مذهبي كه براي پوشش فعاليت خود در قالب تشكل‌هاي صنفي فعاليت مي‌كردند.
 
شيرخدايي افزود: بچه‌ها اداره بخش‌هاي مختلف مانند سلف و يا بوفه را به صورت دانشجويي برعهده مي‌گرفتند تا به اين بهانه تشكيل جلسه بدهند و با هم مرتبط باشند.

بي اعتقادي مجاهدين خلق به حفظ حجاب

اين استاد دانشگاه با تاكيد بر بي اعتقادي مجاهدين خلق به حجاب خاطرنشان كرد: افراد مجاهدين به ما كه با حجاب چادر فعاليت مي‌كرديم خرده مي‌گرفتند و اعتقاد داشتند حفظ حجاب لازم نيست؛ استدلال آنها در بحث با ما اين بود كه آيات حجاب مدني است يعني حجاب تعلق به زماني دارد كه اسلام حكومت داشته باشد.
وي با اشاره به تلاش سازمان مجاهدين براي براي جذب دانشجويان گفت: زماني كه در دانشگاه تهران گروه‌هاي مبارز مذهبي در حال منشعب شدن بودند و با هم اختلافاتي پيدا كردند، يكي از دوستان جلسه‌اي تشكيل داد و تاكيد كرد با هم متحد باشيم و از هم جدا نشويم، بعدها متوجه شديم او به سازمان مجاهدين متصل بوده و قصد داشته اين اتحاد را به سمت سازمان سوق دهد كه موفق نشد.

حضور پر رنگ خانم‌ها در انقلاب

شيرخدايي حضور خانم‌ها در عرصه انقلاب را بسيار پر رنگ دانست و خاطرنشان كرد: خانم‌ها پا به پاي آقايان در انقلاب فعاليت كردند و حتي گاهي حضور خانم‌ها بيشتر بوده است.
وي افزود: بعد از كشتار  13 آبان و 17 شهريور، من به بهشت زهرا (س) رفتم و از كشته‌ها آمار و عكس تهيه كردم و ديدم كه جمعيت خانم‌ها بيشتر بود.

حل اختلاف بر سر فعاليت خانم‌ها توسط شهيد مطهري

اين استاد دانشگاه با اشاره به حضور شهيد مطهري در دانشگاه شيراز گفت: با اختلاف نظري كه بر سر فعاليت خانم‌ها در انقلاب پيش آمده بود از شهيد مطهري دعوت كرديم. ايشان به دانشگاه شيراز آمد و در طي سه روز به ايراد سخنراني پرداختند. كتاب فلسفه تاريخ ايشان از همين جلسات پياده شده است.
شيرخدايي افزود: ايشان در جلسه‌اي خصوصي به صحبت موافقان و مخالفان حضور خواهران در مبارزات گوش كردند و بعد گفتند اين فعاليت‌ها خلاف شرع و اسلام نيست و به فعاليت‌هاي خود ادامه دهيد، البته سعي كنيد سرعت و شدت آن را كمتر كنيد تا حساسيت ايجاد نكند.
 
رضايي: دانشجويان ايراني سفارت شاهنشاهي ايران در هند را تسخير كردند

مسعود رضایی در گفت‌وگو با خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، به تشريح فعاليت‌هاي انقلابي دانشجويان ايراني در هند پرداخت و با بيان اينکه در زمان انقلاب در مقطع دبيرستان مشغول به تحصيل بوده است، گفت: من قبل از انقلاب برای ادامه تحصیل به هند رفتم و با دانشجويان در ارتباط بودم.
 
وي ضمن تشریح فعالیت دانشجویان ایرانی در هند تصريح كرد: من آن زمان 17 سال داشتم و در شهر پونا كه تعداد زيادي دانشجو ايراني در آنجا ساكن بودند، مشغول به تحصيل بودم كه در  آن زمان دانشجويان در آن دانشگاه انجمن اسلامی تشکیل دادند و مشغول فعالیت سياسي شدند، در همین زمان انجمن دیگری توسط طیف چپ و کمونیست تشكيل شده بود و فعاليت مي‌كرد.
 
اين استاد تاريخ معاصر افزود: از جمله مبارزات ما در اعتراض به رژيم شاه برگزاري تظاهرات بود كه در اين راستا سعی داشتیم تظاهرات را به شکلی برگزار کنیم که برای مردم جلب توجه كرده و برای آنها سوال ایجاد کند.
 
رضايي با اشاره به نوع خاص برگزاري تظاهرات گفت: یکبار در شهر با موتور در دو ستون تظاهرات برگزار کردیم و بار دیگر هم با کشیدن نقاب بر روی صورت در شهر راهپیمایی کردیم.
 
وي در ادامه افزود: این راهپیمایی‌ها باعث جلب توجه مردم و سایر دانشجویان می‌شد و بعد از آن دانشجویان سایر کشورها از ما درباره وضعیت کشورمان می‌پرسیدند و ماجرا را پیگیری می‌كردند.
 
اين استاد دانشگاه با اشاره به اماكن تجمع شيعيان در شهر پونا خاطرنشان كرد: در پونا مکانی به نام امام بارح وجود داشت به معنای دوازده امام که محل تجمع و برگزاري مراسم شیعیان ايراني بود. امام بارح نقطه اتصال راهپيمايي‌هايي بود كه از نقاط مختلف آغاز مي‌شد، مخصوصا در روزهای محرم كه با شكوه بيشتري برگزار مي‌شد.
 
رضايي افزود: ما در تظاهرات شعارهای انگلیسی و بعضا هندی سر می‌دادیم و پلاکاردهای انگلیسی و اردو می‌نوشتیم تا مردم متوجه خواست و آرمان ما شوند.
 
وي با اشاره به جریان تسخیر سفارت‌های ایران در کشورهای مختلف گفت: دانشجویان برای اعتراض به بمبئی رفتند و سفارت شاهنشاهی را در هند تسخیر کردند، ما هم تا چند روز در بمبئي براي حمايت از آنها مانديم و تجمع برگزار كرديم.
 
اين استاد تاريخ معاصر درباره مبارزه با طيف چپ دانشجویان تصريح كرد: در دانشگاه سالن اجاره می‌کردیم و میان دو گروه کمونیست و انجمن اسلامی مناظره برگزار می‌كردیم.
 
رضايي با اشاره به اينكه مسئول انجمن اسلامي در آن زمان رضا بیگی بود، تصريح كرد: وي به مباني فكري كمونيست و شبهات و ايرادات آن بسیار مسلط بود و حتی خودش جلسات سخنرانی داشت و بین ما به روشنگری درباره مشي انقلاب می‌پرداخت.
 
وي درباره نحوه دریافت اخبار ايران در هند خاطرنشان كرد: یکی از منابع ما رادیوهای بیگانه بود؛ زیرا نمی‌توانستیم رادیوي ایران را بگیریم.
 
اين استاد تاريخ معاصر افزود: دانشجویان معمولا برای دیدار خانواده به ایران می‌رفتند، در نتيجه جریان رفت‌وآمد مستمری بين ايران و هند برقرار بود و اخبار و اعلامیه‌ها و نوارهای امام به ما می‌رسید.
 
رضايي انقلاب را يك معجزه دانست و گفت: بعد از پیروزی انقلاب و با شروع فعالیت گروهک‌ها وضعیت ایران آشفته شد و دانشجویان وظیفه خود دانستند که براي خدمت به ايران بازگردند و حتی درس خود را براي كمك به اوضاع آشفته ايران رها کردند و به وطن بازگشتند.
پربازدیدترین آخرین اخبار