کد خبر:۱۷۱۶۲۵
نشست آزادي اجتماعي زن در اسلام - بخش اول
زيبايينژاد: مشاركت اجتماعي زنان نيازمند شخصيتی عزتمند است نه تحقير شده
رئيس مركز مطالعات زنان حوزه علميه قم گفت: بعد از انقلاب فراخوان مشاركت اجتماعي زنان را منتشر کرديم، اما متاسفانه الگوي مشاركت اجتماعي زنانه را تدوين نكردهايم.
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام محمدرضا زيبايي نژاد عصر ديروز در نشست «آزادي اجتماعي زن در اسلام» كه به همت بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي شريف در محل آمفي تئاتر اين دانشگاه برگزار شد، به بررسي جوانب مختلف مشاركت اجتماعي زنان پرداخت.
رئيس مركز مطالعات و پژوهشهاي زنان حوزه علميه قم با اشاره به اينكه با فرض مشاركت اجتماعي براي زنان، برخي بحثها شكل ميگيرد، به تعريف مشاركت اجتماعي پرداخت و گفت: هر عملي كه به انگيزه اصلاح اجتماعي صورت گيرد و داراي اثر اجتماعي باشد، مشاركت اجتماعي است.
مثلاً بافندگي زن به معني كلي مشاركت اجتماعي نيست؛ چرا كه به انگيزه فرد بستگي دارد، مثلاً زني ميگويد همسرم وسع مالي ندارد و براي كمك به همسرم بافندگي ميكنم تا لباسم را خودم ببافم، اما زن ديگري معتقد است چون امسال، سال جهاد اقتصادي است و براي اينكه حرف رهبر زمين نماند به بافندگي ميپردازد كه اين خود نوعي مشاركت اجتماعي است، اما زن ديگري معتقد است، جنسهاي وارداتي در حال فلج كردن اقتصاد كشور است، بنابراين من با بافندگي تلاش ميكنم كه واردات را كم كنم، پس اين هم مشاركت اجتماعي است يا زن ديگري براي كم كردن تسلط نظام سرمايهداري به بافندگي ميپردازد كه اين نيز مشاركت اجتماعي محسوب مي شود.
در همين راستا يك سوال مطرح ميشود و آن اين است كه آيا مشاركت اجتماعي زنان در جامعه ايران كم است يا نه؟
اينكه بگوييم مشاركت اجتماعي زن يك حق است، ما را با اين مشكل مواجه ميكند كه ممكن است كسي بگويد من اين حق را نميخواهم، اما اسلام مشاركت اجتماعي را به عنوان يك وظيفه معرفي ميكند، البته نه به معناي اجبار كه اگر مشاركت نكرديد فلان مجازات را داريد.
اما در اين راستا نبايد از توجه به برخي مسائل غافل بود؛ از جمله اينكه هدف از مشاركت اجتماعي زنان چيست؟ در حقيقت هدف از مشاركت زنان تحقق اصلاحات اجتماعي به معني بالا بردن وضعيت جامعه است، يعني ارتقاي تمايلات عمومي و ارتقاي رفتار عمومي.
بايد دقت كرد اگر زني از خانهاش براي مشاركت اجتماعي به جامعه قدم مينهد، راه خانه را گم نكند!!
بايد توجه داشت مشاركت اجتماعي نيازمند شخصيت عزتمند است نه شخصيت تحقير شده و همچنين نيازمند آزادي است؛ آزادي به معناي برداشتن موانع رشد و رشد به معني تعالي الهي و تقرب اليالله، هر دو از لوازم مشاركت اجتماعي زنان است، پس كليه موانع همواره بايد برداشته شود.
در اين راه بايد تلاش كنيم تا ارزشهاي غيرخانوادگي اجتماعي بر ارزشهاي خانوادگي غلبه پيدا نكند؛ به تعبير ديگر بايد دقت كرد كه اگر زني از خانهاش براي مشاركت اجتماعي به جامعه قدم مينهد، راه خانه را گم نكند.
انتشار فراخوان مشاركت اجتماعي زنان بدون تدوین الگوي مشاركت اجتماعي زنانه
بعد از انقلاب فراخوان مشاركت اجتماعي زنان را منشر كرديم، اما متاسفانه الگوي مشاركت اجتماعي زنانه را تدوين نكرديم و اين باعث شد بعضيها كليت مشاركت اجتماعي را زير سوال ببرند و بعضيها در دفاع از مشاركت اجتماعي، زن را در مسير مردانه بيندازند، كه اين هر دو خطاست؛ ما بايد بتوانيم از ظرفيتهاي تمام آحاد جامعه استفاده كنيم و مسيرهايي را كه زنان بتوانند توانمندي واقعي خود را در آن مسير بدرستي نشان دهند، ايجاد كنيم.
بهترين نمونههاي مشاركت اجتماعي زنان را يكي در زمان انقلاب و ديگري در زمان جنگ سراغ داريم؛ در زمان انقلاب در بسياري از تظاهراتها، زنان بر مردان مقدم بودند و اين اولاً به مردان روحيه ميداد و مردها جرئت فرار كردن از جنگ را پيدا نمي كردند و دوم، روحيه سربازهاي رژيم شاهنشاهي را خرد ميكرد؛ يعني وقتي سربازان ميخواستند اسلحه بكشند همه مي گفتند ميخواهيد روي زن و بچه مردم اسلحه بكشيد؟
الگوي مشاركت اجتماعي زنان و مردان فرق ميكند
اين اتفاق منحصر در زمان پهلوي نبود، بلكه در زمان قبل مشروطه يعني زمان ناصرالدين شاه در بحث تنباكو و غيره نيز ديده ميشد، مثلاً تبريزيها بازار را تعطيل ميكنند و سربازها به زور اسلحه، بازار را باز ميكنند، اما زنان وارد معركه ميشوند و با تپانچهاي كه زير چادرها داشتند به خيابان ميآيند و دوباره بازار را تعطيل ميكنند. در تهران نيز زنان با تپانچه راه ميافتند كه اگر فلان كار را نكنيد به سوي دربار راه ميافتيم. در حقيقت زنان جامعه را تشجيع ميكنند.
در زمان جنگ انتظار نداشتيم زنها اسلحه به دست بگيرند و به جبهه بروند؛ اينكه ميگوييم الگوي مشاركت اجتماعي زنان و مردان فرق ميكند، اثرش جايي مشهود مي شود كه زنان تهييج روحيه مردان براي رفتن به جبهه را به عهده داشتند.
هنرنمايي زنان در تهییج روحیه مردان
بسياري از مردان با وجود علاقه به حضور در جبهه به سبب ممانعت همسران و مادرانشان موفق به حضور در نبرد نميشدند و اين در حالي است كه برخي والدين، همواره همسر و پسران خود را براي رفتن به جبهه حمايت ميكردند.
برخي زنان خودشان پيشانيبند به پيشاني فرزندانشان بسته و آنها را روانه جبهه ميكردند، فرزند اول كه شهيد ميشد، بلافاصله فرزند دوم را به جبهه ميفرستادند و اين هنرنمايي زنان است؛ پس در حقيقت اگر زنان در طول جنگ، به اعتراض، صداي خود را بلند نميكردند، هرگز نميتوانستيم هشت سال مقاومت كنيم.
در زمان جنگ اتفاقي پيش آمد كه من واقعاً شرمنده شدم و آن زمان بمباران شهرها بود كه قم را هم صدام بمباران ميكرد. روز جمعه نزديك ظهر وضعيت قرمز شد، من با خود گفتم الان بايد به نماز جمعه بروم چون بد است نماز جمعه خلوت باشد و در خيال خود احساس ميكردم كه خيلي مردانگي ميكنم كه در اين وضعيت به نماز جمعه ميروم.
تأمین مصلحت نظام در گروه الگوي مکمل مشاركت زنان و مردان
به محض اينكه وارد صحن حرم شدم متوجه حضور گسترده زنان شدم، زناني كه سر سجاده خود نشسته و به خطبههاي نماز جمعه گوش ميدهند. اين حركتها تحقير كننده بود؛ هم كسي را كه حمله مي كرد، تحقير ميكرد و هم كسي را كه ميترسيد.
الگوي مشاركت زنانه متمايز از الگوي مشاركت مردانه است، اما مكمل آن الگوست؛ اگر مي خواهيم در آينده هم مصلحت كشور تامين شود بايد به دو الگوي مشاركت زنان و مردان به عنوان الگوي مكمل، اما متمايز توجه كنيم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰