پيش نويس منشور وحدت اسلامي
کد خبر:۱۷۲۲

پيش نويس منشور وحدت اسلامي

مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي

به گزارش خبرنگار «شبکه خبر دانشجو» با توجه به برگزاري بيست و يکمين کنفرانس بين المللي  وحدت اسلامي، مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي با همکاري جمعي از انديشمندان و صاحب‌ نظران، پيش نويس منشور وحدت اسلامي را به شرح زير تنظيم کردند:


بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب العالمين والصلاة والسلام على سيد البشرية ومقتداها محمد النبي الامين وآله الطاهرين و صحبه الميامين ومن تبعهم باحسان الي يوم­الدين.

برپايه ايمان به اين­كه اسلام، امانتي نزد مسلمانان است و دفاع از حريم و مقدسات آن بر همه واجب است؛ و با ملاحظة تأكيد اسلام بر پاي‌بندي به همه اموري كه به وحدت اسلامي مي‌انجامد و روابط برادرانه را بين امت‌ها برقرار مي‌سازد و منطق عقلاني و زبان گفت­وگو را ترويج مي‌نمايد و همكاري، همبستگي، همدلي و مصالح عاليه اسلام را تحقق مي‌بخشد؛ و نظر به ابعاد تهاجم گسترده و ناجوانمردانة دشمنان اسلام، استكبار جهاني و صهيونيسم بر فرهنگ، ارزش­ها، منافع و استقلال امت اسلامي و ضرورت بسيج همه نيروهاي مادي و معنوي در برابر اين تجاوزات و دشمني­ها:

ما دانشمندان و متفكران امضا كننده اين منشور، پس از آگاهي از گام­هاي ارزشمندي كه علماي مسلمان در گذشته، در مكه مكرمه، تهران، امّان، قاهره و ... برداشته‌اند، بر ايمان و پاي‌بندي عميق خود به مباني، اصول و شيوه‌هاي زير تأكيد نموده، ديگران را به التزام به آن دعوت مي‌كنيم:

مباني

يكم: اسلام، دين خاتم و تنها راه اعتلاي انسانيت و امانتي نزد مسلمانان است؛ از اين‌رو بر مسلمانان است كه آن را در همه عرصه‌هاي زندگي، پياده كرده و از حريم و مقدسات آن دفاع كنند و مصالح عاليه آن را بر تمامي مصلحت‌ها، مقدم بدارند.


دوم: قرآن مجيد و سنت شريف نبوي(ص)، دو منبع اساسي قانون­گذاري اسلام و ساير تعاليم آن بوده و همه مذاهب اسلامي، بر حجيت و حقانيت اين دو منبع، اتفاق­نظر دارند و اعتبار ساير منابع را برگرفته و مستند به اين دو مي‌دانند.

سوم: ايمان به اصول و اركان زير، ملاك مسلماني افراد است:

الف: ايمان به يگانگي خداوند متعال (توحيد)؛
ب: ايمان به نبوت و خاتميت رسول اكرم(ص) و اين­كه سنت آن حضرت، يكي از دو منبع اساسي دين است؛
ج: ايمان به قرآن كريم، مفاهيم و احكام آن، به عنوان منبع اول دين اسلام؛
د: ايمان به معاد؛
ه‍: عدم انكار مسلّمات مورد اتفاق دين و اعتقاد به اركان اسلام، مانند: نماز، زكات، روزه، حج، جهاد و...

چهارم: اسلام راستين با به رسميت شناختن اصل اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي، اختلافات فكري را پذيرفته است؛ از اين رو بر مسلمانان است كه تنوع اجتهادها را امري طبيعي دانسته و به رأي ديگران احترام بگذارند.

پنجم: وحدت امت اسلامي و پاسداري از مصالح و منافع عمومي مسلمانان، اصلي مهم و برادري اسلامي اساس هر نوع همكاري، تعامل و همبستگي بين مسلمانان به شمار مي‌رود.

چشم‌اندازها

ششم: ضرورت دارد علما و انديشمندان اسلامي موارد زير را نصب العين خويش قرار دهند:

1- تلاش براي نزديك ساختن جامعه امروز اسلامي به شرايط و وضعيت صدر اسلام در راستاي گسترش برادري ديني، همكاري وهمياري و تقوا پيشه‌نمودن و ايستادگي در برابر چالش­ها، توصيه به حق و صبر و دوري از تفرقه و كشمكش و هر چه باعث سستي و ضعف مسلمانان مي‌شود.


2- الگو قرار دادن رفتار ائمه مذاهب اسلامي با يك‌ديگر و گسترش آن در ميان پيروان امروز آنان.
3- گسترش فرهنگ همبستگي بين مسلمانان تا جايي كه همه آنها، اختلافات فكري بين خود را پذيرفته و آن را نتيجه اجتهاد قانونمند بدانند.

هفتم: بر علما و انديشمندان است كه حركت بيداري اسلامي را تقويت، تعميق و هدايت نمايند و به‌منظور آشنايي مسلمانان بايكديگر بر نزديكي بين پيروان مذاهب، تحقق ألفت ديني و اخوت اسلامي برپاية اصول ثابت و مشترك اسلامي تاكيد ورزند.

زمينه‌هاي تقريب

هشتم: تقريب مذاهب اسلامي همه عرصه‌هاي زندگي پيروان مذاهب را در برمي‌گيرد و شامل عقايد، فقه، اخلاق، فرهنگ وتاريخ مي‌شود.

برنامه‌هاي عمومي

نهم: علاوه بر آنچه گذشت، برنامه‌ريزي‌هاي زير هم براي تحقق تقريب مذاهب اسلامي لازم است:
1- ضرورت همكاري كامل در مواردي كه مسلمانان برآن اتفاق نظر دارند.
2- بسيج همه نيروهاي مادي و معنوي در راه اعتلاي كلمة الله و اجراي اسلام به‌عنوان استوارترين راه سعادت.
3- موضع­گيري هماهنگ و واحد در برابر دشمنان اسلام، به خصوص در مسايلي كه مورد اهتمام همه امت اسلامي است، مثل مسئله افغانستان، عراق و...
4- خودداري مسلمانان از تكفير و تفسيق يك‌ديگر و نسبت بدعت­ به هم دادن. ما به عنوان مسلماناني كه به مشروعيت اجتهاد در چارچوب منابع اسلامي باور داريم، بايد لوازم و تبعات اين اصل را نيز بپذيريم، هر چند، نظر اجتهادي ديگران، به باور ما خطا باشد. بايد داوري خود درباره اختلافات را از سطح ايمان و كفر، به سطح درست و نادرست، تغيير دهيم. همچنين­ تكفير ديگران به خاطر لوازم گفته يا رأي آنان كه به گمان ما به انكار اصول دين منجر مي‌شود، ولي آنان خود اين لوازم را قبول ندارند، جايز نيست.
5- برخورد محترمانه با اختلافات، به عنوان نتيجه پذيرش تعدد اجتهاد در اسلام.
6- بي‌حرمتي نكردن به مقدسات ديگران؛ وقتي اسلام به نوعي شكيبايي ديني در مناسبات خود با ساير اديان توصيه مي‌كند و از مسلمانان مي‌خواهد به مقدسات فکري و اعتقادي باطل ديگران، بي‌حرمتي ننمايند، به طريق اولي در مناسبات بين مسلمانان، بر اصل اجتناب از بي‌حرمتي به مقدسات پيروان مذاهب اسلامي و احترام به اهل بيت پاك رسول­الله(ص) و اصحاب راست­کردارش تأكيد مي‌نمايد.
7- عدم تحميل مذهبي خاص بر افراد توسط سازمان­ها و حكومت­ها با سوءاستفاده از ضعف و نياز آنان: بايد با به رسميت شناختن مذاهب اسلامي معتبر، بر اساس اصول ياد شده، پيروان آنها را از تمامي حقوق شهروندي برخوردار ساخت.
8- آزاد بودن در عمل به احكام شخصي؛ در مسايل مربوط به احوال شخصيه، پيروان مذاهب اسلامي تابع مقررات مذهب متبوع خود هستند، اما در امور مربوط به نظم عمومي، قوانين جاري كشور متبوع آنان، حاكم خواهد بود.
9- از آن‌جا كه قرآن كريم مسلمانان را به اصل گفت­وگوي منطقي با ديگران به دور از هياهو و ايجاد رعب و به هدف دستيابي به حقيقت، دعوت كرده است، بنابراين بر مسلمانان به طريق اولي واجب است اختلافات خود را از طريق گفت­وگوي مسالمت‌آميز و با رعايت آداب منطقي و اخلاقي حل كرده و گام‌هاي عملي در اين راه بردارند و به بعد عملي تقريب و تبلور ارزش­هاي آن در زندگي، اهتمام داشته باشند.
10- باب بحث و گفتوگو در جنبه‌هاي تاريخي، عقيدتي و فقهي مورد اختلاف بين مسلمانان باز است و بايد توسط متخصصان و با تكيه بر روح برادري، بي­طرفي و حقيقت‌جويي انجام شود. از اين رو شايسته است مراكزي خاص براي گفت­وگو در مسايل عقيدتي، فقهي و تاريخي تأسيس گردد.
11- آموزش فقه وحدت اسلامي، آداب اختلاف، و مناظره هدفمند در فقه، كلام و تفسير موضوعي و تطبيقي در فضايي از احترام متقابل و عدم خرده‌گيري نسبت به آراي يكديگر، در حوزه‌ها و مراكز علمي.
12- احياي مكتب­هاي تربيتي پاي‌بند به كتاب و سنت، به عنوان وسيله‌اي براي كاهش گرايش‌هاي مادي افراطي و راه‌حلي جهت پيش‌گيري از فريب‌كاري مسلك­هاي نوظهور و ناآگاه نسبت به اصول اسلامي.
13- اهتمام علماي مذاهب به ترويج شيوة اعتدال و ميانه‌روي، با به‌كارگيري همه ابزارهاي علمي، ملاقات­ها، سمينارهاي علمي- تخصصي و كنفرانس­هاي عمومي با استفاده از مؤسسات تقريبي و با هدف تصحيح نگاه به مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي، به عنوان شيوه‌هاي گوناگون اجراي اسلام و اين­كه اختلاف بين مذاهب، اختلاف تنوع و تكامل است، نه اختلاف تضاد و نيز ضرورت شناخت ويژگي‌ها و امتيازات هر يك از مذاهب و آشنايي با ادبيات آنها.
14- مقابله با مكاتب و گرايش­هاي فكري افراطي و تندرو، متعارض با كتاب و سنت. بايد ضوابط ذكر شده در بندهاي گذشته درباره شرايط اسلامي بودن گروه­ها و گرايشات را در نظر داشت.
15- تأكيد بر عدم مسئوليت مذاهب اعتقادي، فقهي و تربيتي در برابر اعمال اشتباه پيروان آنها، مانند: كشتار بي­گناهان، هتك آبرو و حيثيت افراد، نابود كردن سرمايه‌ها و ...و ضرورت اتخاذ تصميماتي براي جلوگيري از اعمالي كه شكاف بين مسلمانان را بيشتر كرده و نسبت كفر و گمراهي را متوجه آنان مي‌سازد.
و نيز تلاش براي حذف اعمال و مسايل تحريك كننده و فتنه‌انگيزي كه باعث خشم مسلمانان و پراكندگي آنان مي‌شود.
16- انحصار صدور فتوا به كساني كه در شناخت كتاب خدا و سنت پيامبر اكرم(ص) و علوم مربوط به آن مانند فقه و اصول، تخصص داشته، توانايي استنباط احكام شرعي از منابع آن را داشته باشند و نيز به موضوعات، اوضاع و احوال مردم و مقتضيات زمان آگاه باشند.
/انتهاي ‍‍‍‍‍‍پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار