کد خبر:۱۷۲۳۰۴
سلسله نشستهای دین در زندگی مدرن-1؛ بخش دوم و پایانی
رهدار: روحانیت شیعه در تاریخ ایران همیشه بالای دار بوده است/عوض کردن جای خادم و خائن توسط برخی روشنفکران
مدیر موسسه فتوح اندیشه قم گفت: برخلاف ادعای برخی که میگویند روحانیت به وظیفه خود در قبال مسائل مختلف عمل نکرده، باید گفت که روحانیت معاصر شیعه در تاریخ ایران همیشه بالای دار بوده است.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حجتالاسلام احمد رهدار در ادامه اولین جلسه از سلسله نشستهای «دین در زندگی مدرن» تحت عنوان «مناسبات دین و استعمار در تاریخ معاصر ایران» که چهارشنبه، 26 بهمن به همت موسسه مطالعاتی روشنگر در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد به بیان رابطه دین و استعمار در تاریخ معاصر ایران پرداخت.
وی با اشاره به مراحل ظهور غرب در ایران گفت: غرب در ایران در سه مرحله ظهور یافته است، مرحله اول از عصر صفویه تا اوایل عصر قاجار است که غرب در این دوره با چهره کلامی – مسیحی حضور پر رنگ داشت. مرحله دوم در بازده زمانی اوایل قاجار تا آستانه مشروطه بود که غرب در ایران حضور نظامی، سیاسی و اقتصادی داشت. در مرحله سوم که از دوران مشروطه آغاز شد و تا اکنون نیز ادامه دارد حضور غرب نرمافزاری و فکری بود.
جریان دینی شیعی توانست مناسب با هر مرحله، پادزهر مخصوص آن مرحله را تولید کند.
مسلمان شدن میسیونرهای مسیحی در جریان مناظره با علمای شیعه
در دوره صفویه عالمانی بودند که با میسیونرها مناظرات مکتوب و شفاهی داشتند. در این دوره شاهد مسلمان شدن برخی از میسیونرها در جریان این مناظرات هستیم. نتیجه این دوره این بود که غربیها در سفرنامههای خود تصریح کردند که حضور سیصد ساله میسیونرهای مسیحی در ایران فقط توانسته کمتر از سی نفر را مسیحی کند.
تبلور چهره دوم غرب را در قراردادهای ننگین دوره قاجار مانند قرارداد ترکمانچای، قرارداد گلستان و ... میتوانیم ببینیم، در این دوره نیز جریان دینی پادزهر مناسبی داشت که به عنوان نمونه میتوان از سلسله جنبشهای آزادیبخش در برابر استعمار نام برد، چنانکه در جنگهای ایران و روس شاهد حضور عالمان برجسته دینی هستیم.
روحانیت معاصر شیعه در تاریخ ایران همیشه بالای دار بوده است/عوض کردن جای خادم و خائن توسط روشنفکران
از نمونههای دیگر پادزهر در این دوره میتوان به رسایل جهادیه و فتاوای متعددی که در این دوره صادر میشد اشاره کرد. برخلاف ادعای برخی که میگویند روحانیت به وظیفه خود در قبال مسایل سیاسی و اجتماعی عمل نکرده است، باید گفت که که روحانیت معاصر شیعه در تاریخ ایران همیشه بالای دار بوده است.
در دویست سال اخیر هیچ نهضت دینی و مردمی در ایران وجود نداشته که روحانیت سردمدار آن نبوده باشد، در نهضت مشروطه 112 عالم برجسته دینی حضور بسیار پررنگی داشتند و تهمتهایی که در مورد عدم حضور آنها در صحنه زده میشود دروغ است. برخی از روشنفکران جای خادم و خائن را عوض کردند و بسیاری از خادمان را خائن معرفی نمودند.
فتوای مجتهدان در مورد خرید پارچههای شرکت اسلامیه
در سال 1316 هجری قمری تعدادی از علما در شهر اصفهان شرکتی به نام شرکت اقتصادی اسلامیه را که یک شرکت تولید پارچه بود تأسیس نمودند. در 14 ماده از اساسنامه این شرکت تصریح شده است که ما این شرکت را برای قطع ید استعمار تأسیس میکنیم، این شرکت به قدری گسترده بود که در بسیاری از شهرهای جهان نمایندگی داشت و به نوعی شرکت فراملیتی محسوب میشد.
40 مجتهد در مورد استفاده از پارچههای این شرکت فتوای شرعی دادند که مسلمانان باید از این پارچهها استفاده کنند نه از محصولات غربی و بیگانه.
این مطلب که گفته میشود علمای ما با رشد علوم مختلف مخالف بودند صحت ندارد. میرزا جواد آقای ملکی تبریزی، میرزا حسن رشدیه را که پدر مدارس نوین ایران محسوب میشود به بیروت اعزام کرد و هزینه اقامت او را تقبل نمود تا وی با بهرهگیری از امکانات بیروت مدارس نوین را در ایران باب کند.
میرزا جواد آقا ملکی، مشوق تأسیس مدارس نوین در ایران
میرزا حسن رشدیه در بیروت بیدین و بابی شد و پس از فوت میرزا جواد آقا تبریزی مدارس نوین را در ایران ایجاد کرد. در واقع، علما با این مسئله مخالف بودند که مدارس نوین توسط تعدادی از بابیها پایهگذاری شود، و گرنه مخالفتی با تأسیس مدارس نوین نبود.
از زمان مشروطه به این سو حضور غرب به صورت نرمافزاری است و از طریق بیان مفاهیمی مانند آزادی، حقوق بشر، زنان و ... صورت میگیرد. در این دوره نیز پادزهر مناسب تولید شد و رسالههای فقه سیاسی گسترش یافتند که گل سرسبد این رسالهها، رساله حکومت سیاسی امام خمینی(ره) است.
جریان استعمار متأخر که توسط امریکا و انگلیس اداره میشود برای خاورمیانه دو شبه دین انحرافی ایجاد کرد. اول یک دین انحرافی یعنی مسیحیت صهیونیستی را تولید نمود، در همین راستا، انگلیسیها اسرائیل را در کشور فلسطین تأسیس نمودند.
نقشه استعمارگران برای بهایی نمودن ایرانیان
اسرائیل پایتخت اصلی فکری بابیت و بهاییت شد و طبق برنامهریزیها قرار شد کشور ایران را بابی و بهایی کنند.
در دهه 1330 نفوذ بهاییان در مجاری اداری و سیاسی چنان گسترده شده بود که آیتالله بروجردی به شاه اعتراض نمود.
اگر برخورد ما با جریان شیخیه درست بود، شاهد ایجاد بابیت و بهاییت نبودیم
جریان انجمن حجتیه دو هدف برای خود قرار داده بود، یکی مبارزه با بهاییت و دیگری صحبت از امام زمان(ع)؛ این جریان تا دهه 1340 مورد تأیید علما بود، اما پس از آن دچار انحراف شد و امام خمینی (ره) در دهه 1360 دستور تعطیلی این انجمن را صادر نمودند.
با تعطیلی انجمن حجتیه ما فراموش کردیم که باید با بهاییها مبارزه کنیم و در مورد امام زمان(ع) صحبت کنیم، اگر برخورد ما با جریان شیخیه که مادر تمام جریانهای انحرافی است، درست بود شاهد ایجاد بابیت و بهاییت نبودیم.
مناسبات دین و استعمار
میتوانیم از چهار مرحله برای استعمار در مناسبات دین و استعمار نام ببریم. مرحله اول، مرحله امپراتوریها است، در این مرحله مرز وجود نداشت و اگر امپراتوری میخواست کشورگشایی کند باید تمام مناطق را میگرفت تا بتواند مقصد مورد نظر خود را تصرف کند. در این مرحله، دین حضور دارد و حتی گاهی نیز پر رنگ است، همانطور که در ایران باستان برخی از پادشاهان خود، کاهن بودند.
مرحله دوم، مرحله استعمار کلاسیک است، که نمونه شاخص آن استعمار هند توسط انگلیس میباشد. در این مرحله کشور استعمارگر به کشور مورد نظر حمله میکند و با یونیفرم و پرچم خود آن کشور را به تصرف درمیآورد و چند صد سال استعمار میکند. دین در اینجا جاده صافکن استعمار است.
در مرحله سوم که از قرن 20 به این طرف را در برمیگیرد، استعمار نو ایجاد شد که شاخص آن عهد پهلوی است. در اینجا کشور استعمارگر با یونیفرم و اسلحه نمیآید، بلکه نیرویی را از همان کشور تربیت میکند تا منافعش را تأمین نماید.
در این مرحله دین آگاهانه به حاشیه رانده میشود یا حتی حذف میگردد، مثل برنامههایی که رضاشاه در مورد کشف حجاب، تعطیلی حوزهها و ... اجرا نمود.
در مرحله آخر که استعمار فرانو نامیده میشود، دین دوباره پیدا شده و استعمار با دین سر سازش دارد؛ زیرا فهمیده است که دین به راحتی قابل حذف نیست، بلکه باید تحریف شود و ابزاری در خدمت استعمار باشد.
به عنوان نمونه میتوان به سخنرانی انتخاباتی جرج بوش اشاره کرد که در کلیسا آغاز شد و با یک کشیش عکس انتخاباتی گرفت و شعارهای مذهبی سر داد. در این دوره در تمام دنیا هیچ مستکبری نیست که با پرچم ضدیت با دین به میدان آمده باشد.
ترویج دین متکثر بدون منسک در دوره استعمار فرانو
در این دوره دین متکثر بدون منسک تبلیغ میشود، میگویند که دل باید پاک باشد، اسلام در قلب است و نیازی به انجام مناسک دینی نمیباشد و روی معنویتهای متکثر از جنس معنویتهای بودیستی را سرمایهگذاری میکنند.
در این عصر رسالت ما شدیدتر است و باید بصیرت بیشتری داشت تا در بین تمام این شبه دینها بتوان دین واقعی را تشخیص داد.
پایان
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰