«غرب شناسي و تجددشناسي: حقيقت هاي متضاد»؛ كتاب بحق سال علوم اجتماعي
کد خبر:۱۷۲۳۷۴
تحليلي بر كتب برگزيده بيست‌و‌نهمين جايزه كتاب سال- 1

«غرب شناسي و تجددشناسي: حقيقت هاي متضاد»؛ كتاب بحق سال علوم اجتماعي

کتاب سال علوم اجتماعي به عنوان درآمدی بر غرب شناسی، پاسخگوی دغدغه اصلی و وجه اصلی تفکر انتقادی نویسنده نسبت به تجدد و در راستای نقد علوم اجتماعی مدرن ...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ مراسم معرفی برگزیدگان بیست و نهمین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و نوزدهمین دوره جایزه جهانی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران چهارشنبه 19 بهمن در تالار وحدت در حالی برگزار شد که در حوزه علوم اجتماعي كتاب «تجددشناسی و غرب شناسی: حقیقت های متضاد» نوشته دكتر حسين كچويان به عنوان كتاب سال اين حوزه برگزيده شد، امري كه گوياي اتفاقي قابل توجه در جامعه علمي كشورمان  است.

نگاهي به دوره هاي اخير اين مراسم كه مسئول برگزاري و ادارۀ امور داوري آن بر عهده معاونت امورفرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است نشان مي دهد كه روند داوريي جشنواره چه از لحظ علمي و چه از لحاظ توجه به نويسندگان ارزشي نسبت به سال هاي گذشته با رويكرد مثبت تري روبرو  بوده است.
 
در حوزه علوم اجتماعي نيز صرفا با مروري كوتاه بر كتاب هاي برگزيده اين حوزه در 10 سال گذشته مي توان اين روند متفاوت از گذشته را ديد.

ليست كتاب هاي برگزيده در حوزه علوم اجتماعي در 10 سال اخير عبارتند از:
 
دوره نوزدهم : اقتصاد : پول و بانكداري اسلامي و مقايسه آن با نظام سرمايه داري/تأليف ايرج توتونچيان/تهران: توانگران
 
دوره بيستم: جمعیت شناسی و مردم شناسی : واره: نوعي تعاوني سنتي كهن و زنانه در ايران؛ درآمدي به مردم شناسي و جامعه شناسي تعاونو مشاركت مردمي/تأليف مرتضي فرهادي؛ ويراستار غلامحسين صالح نسب /تهران: وزارت جهادكشاورزي، معاونت ترويج و مشاركت مردمي
 
دوره هاي بيست و يكم، بيست و دوم و بيست و سوم: در اين دوره ها كتابي به عنوان كتاب برگزيده حوزه علوم اجتماعي انتخاب نشده است.
 
دوره بيست و چهارم: جامعه شناسي: معرفت شناسي اجتماعي: طرح و نقد مكتب ادينبورا/تأليف سعيد زيباكلام/تهران: سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاهها (سمت)

دوره بيست و پنجم: در اين دوره  كتابي به عنوان كتاب برگزيده انتخاب نشده است.
 
دوره بيست و ششم: آمار: نظريهاحتمال/تاليف عين الله پاشا/تهران: دانشگاه تربيت معلم
 
دوره بيست و هفتم:جامعه شناسي: مباني رويكرد اجتماعي به حقوق: جستاري در نظريه‌هاي جامعه‌شناسي حقوق و بنيادهاي حقوق ايران/تأليف عبدالرضا عليزاده/قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تهران: سازمان مطالعه وتدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها
 
دوره بيست و هشتم: مديريت: دانشنامه كارآفريني/ شوراي علمي جهانگير يدالهي فارسي و ديگران/تهران: بنياد دانشنامه نگاري: موسسه كارآفريني و تأمين اجتماعي؛ 2 جلد
 
تعریف یک فرایند آشکار داوری از ملزومات جایزه کتاب سال است
 
در كنار اين امر جايزه كتاب سال اما و اگرهاي ديگري نيز پيشروي خود دارد كه كه حتي برگزيدگان اين جايزه نيز گاهاً اعتراضاتي را به آن وارد مي دانند همچنان كه كچويان در خصوص اين مراسم معتقد است :« این جایزه نیازمند یکفرآیند آشکار از ابتدا تا انتهای انتخاب آثار برگزیده و نحوه داوری هاست.و  بایستی این فرآیندها در معرض دید عموم باشد تا اثر بیشتری در جامعه مخاطب بگذارد و نياز است  رسانه ملی زمانی را در ساعت های پرمخاطب خود به برگزاری جلسه های نقد و بررسی کتاب های برگزیده  اختصاص دهد.و اطلاع رسانی گسترده تر مشابه جشنواره های موسیقی و فیلم برای جایزه کتاب سال از سوی رسانه ملی اتفاق بيا فتد.» كه خود اين امر گويا محجور بودن اين مراسم در جامعه علمي و فرهنگي ماست كه توجه بيش از پيش به اين امر را مي طلبد.
 
تجدد شناسي و غرب شناسي كتابي در پي پاسخ به دو سوال اساسي
 
در این مقال تلاش می شود به معرفی کتاب برگزیده سال علوم اجتماعی در باب این مسئله و با عنوان «تجددشناسی و غرب شناسی: حقیقت های متضاد» تأليف دکتر حسین کچویان، عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی که در اواخر سال گذشته (اسفندماه 1389)، توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ رسیده است، پرداخته شود. 

کتاب حاضر به عنوان درآمدی بر غرب شناسی، پاسخ گوی دغدغه اصلی و وجه اصلی تفکر انتقادی نویسنده نسبت به تجدد (به عنوان یک دین و نظام فکری در تعارض با هر نوع نظام دینی) و در راستای نقد علوم اجتماعی مدرن می باشد.

همچون دیگر آثار دکتر کچویان در این کتاب نیز، نگاه تاریخی ایشان در تحلیل مسائل و عمیق شدن شان در موضوع مورد بحث غنای هر چه افزون تر مطلب را سبب گردیده است، همچنین کتاب حاضر به سبب داشتن چشم انداز و نگاه جامع در مواجه با وقایع تاریخی – اجتماعی معاصر ودیدگاه ها و گفتمان های عمده اجتماعی – سیاسی موجود در آن و از جهت تازگی و بدیع بودن این نوع مواجه با مسئله در نوع خود کتاب خواندنی می باشد.
 
گرچه شاید در ابتدای امر عنوان کتاب حاضر برای خواننده مبهم به نظر آید؛ به خصوص آنکه در طول این سال ها کارهای بسیاری با عنوان های مشابه غرب شناسی، هرچند با محتوایی متفاوت، صورت پذیرفته است؛ اما بنا بر دیدگاه نویسنده کتاب، غرب شناسی در این اثر به عنوان یک حوزه مطالعاتی جدید مورد بحث قرار گرفته و کتاب حاضر پرداختی است به مفهوم غرب شناسی در معنا و مفهوم حقیقی آن و در تعبیری شناخت بایسته از غرب.
 
نویسنده با بیان اینکه آنچه در طول 200 سال مواجه ی ما با غرب و به عنوان شناخت از غرب توسط مصلحان و اندیشمندان ما معرفی شده چیزی جز خود فهمی و خودشناسی غربی ها از خودشان نبوده است که جدای از آنکه در طول سال های رویارویی ما با غرب در عرصه عمومی در باب تجدد بیان و یا نگاشته شده از زمان تأسیس موسسات آموزشی مدرن و دانشگاه ها نیز در صورت هایی چون علم بر ما عرضه گردیده است و لذا آنچه در طول این سال ها با عنوان علم در کشورمان آموخته و می آموزیم به ویژه در حوزه هایی چون علوم اجتماعی و انسانی در بخش اعظمی از آن یا چیزی جز غرب شناسی نبوده و یا متضمن غرب شناسی و شناخت جامعه، تاریخ و فرهنگ غرب است، به لزوم پرداخت به مسئله در شکل صحیح آن می پردازد.
 
دکتر کچویان غرب شناسی در مفهوم حقیقی آن را دارای اهمیتی بنیادین و الزام آور و حوزه ای مهم و تعیین کننده برای تاریخ تفکر کشور و بلکه جامعه بشری در کل می داند که البته تاکنون مورد غفلت تام بوده است. ایشان معتقدند این امر نه تنها دارای الزام نظری و شناختی بوده بلکه شرط ضروری دوام و بقای انقلاب اسلامی در معنای حقیقی دینی و مابعد تجددی در مفهوم اصیل آن می باشد که در فقدان آن انقلاب اسلامی با خطر مهلک استحاله در جهان تجدد و تبدیل به رخدادی متعلق به تاریخ تجدد مواجه خواهد شد.

اما نویسنده دلیل ضرورت انجام این کار بعد از سی سال را شکل گیری حوزه مطالعاتی خاصی به نام تجددشناسی (البته نه دقیقا با این نام و عنوان بلکه به معنای اشتغال نظریه پردازان غربی به مسئله تجدد و کارهایی که در این زمینه حول سوالاتی در باب منشاء، ماهیت، علل و عوامل، شیوه و مراحل دگرگونی آن پس از شکل گیری جریان مابعدتجددگرایی انجام گرفته و می گیرد.) در سه چهار دهه اخیر در غرب می داند که نتیجه آن پیدایی این سوال است که وجه تمایز دو قلمرو پژوهشی «تجدد شناسی»، یعنی آنچه که تا کنون در بحث شناخت از غرب و تجدد در کشورمان مطرح بوده، از مفهوم «غرب شناسی» به معنای شناخت غرب در شکل و ماهیت حقیقی آن و مستقل از خود فهمی غربی ها از خود چیست؟

گرچه نویسنده معتقد است پاسخ به این سوال در پس زمینه مباحث موجود در این حوزه در گذشته موجود بوده است اما ایشان بر این عقیده اند که تاکنون پاسخ شایسته و درخوری به آن داده نشده است؛ اگر نگوییم که اصلا پاسخی داده نشده است.
 
در ادامه و در ضمن پاسخ به سوال اول به این سوال که چرا تاکنون در ایران غرب شناسی نداشته ایم؟ نیز پاسخ داده و از لوازم و شرایط شکل گیری حوزه غرب شناسی هم در ضمن بحث خواهد شد.

بدین ترتیب در این کتاب تلاش می شود در ضمن 5 بخش به این 3 سوال مهم در این موضوع پاسخ داده شود.
 
بخش اول: تجدد و غرب شناسی: موضوع محوری انسان، جامعه و تاریخ اخیر جهان
 
در این بخش از کتاب رویکرد های مختلف تجددشناسی در تطورات تاریخی آن در غرب و شرق (به معنای جوامع غیر غربی به طور عام و ایران به طور خاص) و در قالب 3 دوره تاریخی در هر دو دسته از این جوامع بررسی می شود.
 
3 دوره تجدد شناسی در غرب عبارتند از:

1) دوره جنینی و اولیه و روایت روشنگری از تجدد: که آغاز آن از اوایل قرن هجدهم میلادی است و در قالب نظریه های کلان تاریخی که به فلسفه تاریخ مشهور است و شامل روایاتی به ظاهر عالمانه از سیر تاریخ بشر است، مطرح می شود. (توجه به وجوه عقلی/شناختی در فهم ماهیت تجدد)

2) دوره مربوط به شکل گیری جامعه شناسی: شناخت از تجدد در این دوره در قالب نظریه های جامعه شناسی و با تمرکز بر جامعه، تاریخ و نهادهای تجددی و از اواسط قرن نوزدهم مطرح می گردد (توجه به وجوه نهادی و عینی در فهم تجدد). این مرحله مهمترین دوره در تاریخ تجددشناسی بوده و اثر عمیق و دیرپایی از همه جهات بر آن داشته است.
 
3) تجدد شناسی مابعد تجددی: دوره شکسته شدن انحصار جامعه شناسی در نظریه پردازی در باب تجدد و پیدایی حوزه های مطالعاتی متعددی نظیر مطالعات فرهنگی، فمنیسم و... (توجه به هر دو وجه عقلی و عینی در شناخت تجدد)

با اندکی تأخیر و پس از استعمار و گسترش تجدد در سایر نقاط جهان پرسش از تجدد برای غیر غربی ها نیز مطرح شد. نویسنده در این قلمرو نیز 3 مرحله را از هم تفکیک می کند.
 
1) دوره اول تجددشناسی شرقی: آغاز این دوره در ایران در اولین مواجهه های تمدنی اخیر با غرب تجددی و پس از شکست های پی در پی مسلمین در رویارویی نظامی آنها با غرب است. در این دوره علی رغم تأکید مصرانه و مداوم غرب بر ماهیت کاملا متمایز تجدد با سایر تمدن ها و بلکه کل تاریخ بشری درکی از تمایز غرب تجددی با غرب مسیحی و تمدن های مسیحی و تمدن های سنتی در کل وجود ندارد و در قالب برنامه های چون نوسازی، توسعه، جهانی شدن و پیوستن به موج دموکراسی شاهد تلاش برای اخذ تجدد و مظاهر تمدنی تجدد  به صورت تام و تمام و با شعار از فرق سر تا نوک پا غربی شویم، می باشیم.

2) دوره دوم تجددشناسی شرقی: شروع آن از اوایل قرن 14 ه. ش و از شهریور 1320 است و در این مرحله شاهد شکل گیری نوعی گرایش منفی نسبت به تجدد و درک ویژگی متمایز غرب در قیاس با اسلام و تمدن اسلامی در قالب یک حرکت جمعی و غالب هستیم.

3) دوره سوم تجددشناسی شرقی: این دوره در ایران پس از انقلاب اسلامی آغاز می شود. در این دوره همچون دوره گذشته شاهد رویکردی شدیدا انتقادی نسبت به غرب تجددی می باشیم با این تفاوت که در این دوره نوعی آگاهی به دشواری مسئله درک تجدد در معنای واقعی آن و فقدان اقتضائات آن به وجود می آید.

دشواری این مسئله از دیدگاه نویسنده از آن جهت است که ما دائما از مجرای نظام آموزش رسمی و گفتمان روشنفکری غالب بر عرصه غیر رسمی دائما در حال شناخت غرب تجددی به همان شکلی که خود ارائه می دهند، می باشیم و این سدی است که بدون عبور از آن و درک و پاسخ به سوال، تفاوت سوال از تجدد با سوال از تجدد به عنوان غرب شناسی یا مسئله مورد علاقه غیر غربی ها، نمی توان ادعای حوزه جدیدی به نام غرب شناسی را به اثبات رساند.

بخش دوم: تجدد شناسی غربی: از تجدد به مثابه تاریخ عام بشری تا تجدد به منزله تاریخ خاص غربی

نویسنده در این فصل با بیان اینکه شناخت شرقی ها از غرب در بیشتر مواقع تحت تأثیر نظریه پردازی های غربی در باب تجدد و نوع رویکرد و شناخت آنها از خود  بوده، بررسی تجددشناسی غربی را برای شناخت شرقی ها از غرب ضروری می داند.

• خود شناسی اولیه تجدد: تجدد همچون آغاز و همزمان پایان تاریخ

در این مرحله در قالب کلان روایت های عصر روشنگری تجدد در صورت آغاز و پایان تاریخ تصور می شود. آغاز تاریخ به معنای آغاز تاریخ در معنای مطلق آن و پایان تاریخ به معنای تحقق تام و تمام معنای هستی بشری و عدم امکان تصور غایتی برتر در تاریخ بشر. خود فهمی اولیه نظریه پردازان تجدد از این تحول تاریخی متأثر از انقلاب علمی بود که در میان  سال های 1650 تا 1750 و به وسیله ی دانشمندانی چون کوپرنیک، کپلر، گالیله، نیوتن و... به وقوع پیوسته بود، در این دیدگاه تاریخ همچون آزمایشگاهی تصور می شد که تنها درگیر فعالیت های ناب حقیقت جویانه بوده و از تأثیر هر عامل و علت دیگری غیر از آنچه به حقیقت و علم مربوط می شود، بری است. از این رو شاهد آنیم کهتجدد مساوی عقل ورزی و تسلط علم بر جامعه بشری تلقی شده و تاریخ آن بر اساس تاریخ علم و قهرمانان آن توضیح داده می شود. امری که نتیجه آن عدم فهم ماهیت حقیقی تجدد و اشتباه در فهم کل تاریخ بشری است.

آگاهی به این اشتباه و تلاش برای اصلاح آن منجر به شکل گیری جامعه شناسی و آغاز مرحله ای دیگر در شناخت از تجدد گردید.
 
• جامعه شناسی شیوه عالمانه فهم خود و عرضه ی تجدد به غیر

آغاز این مرحله از زمان ظهور جامعه شناسی تا اواسط قرن 20 یا زمان بحرانی شدن شدن آن و جایگزینی صورت های جدید نظریه پردازی به جای جامعه شناسی است. در این دوره شاهد شکل گیری جامعه شناسی با هدف شناخت تجدد به عنوان یک کل جامع و یکپارچه اجتماعی- تاریخی و تبدیل تجددشناسی به عنوان یک برنامه رسمی تحقیقاتی و کاری نهادی و مستمر می باشیم.
 
• تجددشناسی مابعدتجددی: تجدد بی بنیان یا تجدد مطلق
 
در تجددشناسی دو دوره گذشته تمام آنچه در مقام شناخت تجدد یا ارائه نظریه ای در باب آن انجام می شود، در معنای خاص تجددشناسی نیست بلکه ارائه شناختی عام و کلی در مورد تاریخ و جامعه بشری است؛ به بیان دیگر بنا بر اعتقاد آنها عنوان یا صفت تجدد متضمن هیچ مفاد و معنای خاصی نیست؛ لذا این ادعا یا تصور که علوم اجتماعی علم تمام جهان های اجتماعی انسان ها یا جامعه به طور کلی بوده و شناختی عام از تمامی جوامع تایخ بشری در صورت کلی اش ارائه می دهد به مناقشه اصلی دوره پس از شکل گیری جامعه شناسی بدل گردید و نتیجه آن پیدایی تکثر نظری در حیطه نظریه پردازی های اجتماعی است. نقطه کانونی این گرایش نفی عقلانیت عام، حقیقت معیار و شناخت کلی و معرفی عقلانیت تجددی به صورت عقلانیتی خاص، تاریخی و قومی است.
 
بنا بر دیدگاه نویسنده یکی از وجوه بنیادین در تاریخ غربی تطورات تجددشناسی، درک تجدد به عنوان آغاز و پایان تاریخ است به عبارتی وجه ثابت این 3 مرحله و این 3 روایت از تجدد قائل بودن به مطلوبیت و ارزشمندی کلی هستی و جهان تجددی ست.
 
بخش سوم:  تطورات تجدد شناسی در شرق: فرایند رهایی از خودشناسی تجدد

در این فصل به توصیف وضعیت کلی حاکم بر شرق در هنگام مواجهه با غرب تجددی پرداخته شده است، اینکه شرق در آن زمان چه شرایطی داشته و اینکه غرب چطور خود را معرفی کرده که حاصل و جمع این دو شرایط تجددشناسی شرقی هاست.

سه عامل فقدان تجربه درونی از تجدد؛ رویارویی جهان اسلام از جمله ایران با غرب تجددی در شرایط کاملا غیر عادی، بحرانی و نامتعادل و ماهیت کاملا متمایز و بی سابقه تمدن نوظهور غرب یا همان تمدنی که از حدود اواسط قرن بیستم به نام تجدد معروف گردید، سبب اتخاذ رویکرد اشتباه در شناخت از تجدد و خطاهایی چون عدم درک صعوبت و پیچیدگی موجود در معضله شناخت تجدد، تبعیت مطلق از نظریه پردازان غربی در شناخت از غرب، مترادف دانستن تجدد با علم و عقلانیت و جوهره ی آن را همین خصیصه تلقی کردن و تلقی وحدت علم و عقل دینی با علم و عقل تجددی شد و در بیانی دیگر می توان ویژگی بازنمایی تجددی تجدد را چنین بر شمرد: معرفی تجدد به عنوان تحول طبیعی انسانی، عام، چاره ناپذیر و مساوی علم و عقلانیت.

لذا ما با روایتی روبروییم که قدرت آن تقریبا چاره ناپذیر و گریز ناپذیر است؛ یعنی ویژگی در قیاس با معجزات انبیاء. (تبدیل مدرنیزاسیون و توسعه به عنوان یک هدف ملی – تاریخی  ناشی از نگاه به تجدد به عنوان یک تحول طبیعی و چاره ناپذیر است.)
 
بخش چهارم: کلیت بخشی و تعمیم دهی به هستی و تاریخ تجدد: ناممکن سازی غرب شناسی

روایت کلاسیک تجدد به جهت کلی کردن تاریخ تجدد و یکی گرفتن آن با تاریخ بشری از طریق روایت گری آن به عنوان سیر دست یابی به حقیقت، جایی برای فهمی متفاوت باقی نمی گذارد.
 
رویکرد غرب شناسانه مستلزم حداقل دو وضعیت ذهنی – روانی ویژه و در صورت کلی مستلزم فاصله گیری از غرب است. این فاصله گیری ایجاب می کند آنکه با غرب تجددی رویاروی می شود، متعلق به یک متن زنده و دارای هستی و هویت خاص خود باشد که در مقابل متنی مرده قرار می گیرد؛ اما روایت تجدد با قرار دادن غیرها در متن هستی خود از همان آغاز آن ها را به بازی خود فراخوانده و آنها را درگیر تاریخ ویژه یا روایت خود از این تاریخ ویژه می سازد. او نه تنها در بازی تجدد به عنوان بخشی از بازی زندگی خود مشارکت می کند؛ بلکه به طور ضروری یا الزامی خود را موضوع این بازی می داند لذا به این ترتیب ملل غیر غربی امکانی برای غرب شناسی نخواهند داشت، روایت تجددی به جای غرب شناسی تنها امکان شرق شناسانه یعنی مواجهه ای همچون مرده با هویت خود برای شرقی باقی می گذارد.
 
در دوره دوم روایت از تجددشناسی با ظهور جریان مارکسیستی در صحنه فکری کشور، جامعه شناسی و علوم اجتماعی منبع مفهومی شناخت تجدد را فراهم می آورد که گرچه عمق چندانی در مطالعات غرب شناسانه ایجاد نمی کند اما حداقل اثر آن رهایی از نگاه اسطوره ای به غرب و رهایی از انفعال مطلق در برابر آن است.
 
در اواخر این دوره شاهد تحولاتی در جهتی کاملا متمایز با جریان غالب و پیدایی رویکردی با تحلیل ریشه ای تر و پایه ای تر از تجدد می باشیم.

در دوره سوم از تجددشناسی با فروپاشی عقل غربی و چند پاره شدن فضای اجتماعی و معرفتی آن امکان شکل گیری غرب شناسی در معنای دقیق آن فراهم می آید؛ گرچه همچنان شاهد چند دستگی در ارائه دیدگاه ها در باب تجدد می باشیم.

نویسنده در این دوره دو گروه از تجدد شناسی غیر غربی را از هم تفکیک می کند: به عقیده ایشان در یک دسته تجدد شناسی های سکولار شامل دو گروه تجد شناسی های متأثر از تجددشناسی مابعد تجددی و تجدد شناسی های غیر غربی تابع روایت روشنگری در فهم تجدد البته با تفاوت قائل بودن به نقش سنت در تحولات تاریخ بشر قرار دارد که هر دو ارزیابی مثبتی از تجدد دارند و در دسته دیگر تجددشناسی هایی که خود را دینی و اسلامی معرفی می کنند شامل دو گروه: تجدد شناسی که علی رغم مسلمان بودن صاحبنظران آن تمایز ماهوی با تجدد شناسی مرحله اول ندارد و تجددشناسی هایی که از منظر اسلامی به تجدد می نگرند. 
 
بخش پنجم: غرب شناسی: شرایط امکانی و ویژگی ها

در این بخش از کتاب نویسنده به بحث در باب الزامات و اقتضائات موجود در زمینه غرب شناسی و موانع موجود در این مسیر و شرایط و لوازم طرح این حوزه شناختی می پردازد.
 
ایشان بر این عقیده هستند همچون تجدد شناسی های غربی، در تمام تجددشناسی های غیرغربی ارزیابی مثبتی از تجدد وجود داشته و به هیچ رو فاصله عظیم و ماهوی تجدد با سنت درک نمی شده است و تجدد حاصل سبقت گیری غربی ها در قبول و به کارگیری توصیه و رهنمود های دینی تصور می شود لذا غیر از اخلاقیات و فرهنگ غربی در زمینه های خانواده، روابط میان زن و مرد و... سایر مظاهر تمدنی تجدد مطلوب تلقی شده و چنین ترویج می شود که اسلام متضمن صورت بهتر و کامل تری از آنچه تجدد عرصه می کند، است که نتیجه چنین امری در پایان عدم امکان شکل گیری حوزه مطالعاتی غرب شناسی در ایران است.
 
در این باب دکتر کچویان شرایط پیدایی غرب شناسی را در قالب دو دسته از عوامل بررسی می کنند: 1- عوامل و لوازم نهادی: به معنای وجود یک ساختار اجتماعی غیر تجددی و یک پایگاه اجتماعی بیرون از ساختارها و نهادها یا شرایط اجتماعی تجددی و تجددزده. 2- عوامل و لوازم شناختی: به معنای توان پاسخ به سوال تمایز غرب شناسی از تجددشناسی و نگاه به مسئله ی تجدد از منظری متمایز از نگاه موجود در تجدد شناسی
 
نویسنده با بیان اینکه داشتن موضوع شناختی متفاوت نیازمند رویکرد ذهنی متفاوت به موضوع است، معتقد است این التفات یا رویکرد ذهنی متفاوت تنها در پرتو علائق یا دغدغه های جدید ممکن خواهد شد بدین معنا که علائق مختلف منشاء پیدایی سوالات متفاوت و نتیجه آن توجهات التفاتی متمایز به جهانی خارجی یا عینی است.
 
لذا ایشان دلایل ناتوانی در دستیابی به رویکرد مناسب تجددشناسی ایرانی را چنین بر می شمارند: 1- دلایل عینی -  اجتماعی: به معنای فقدان پیوند وجودی با جهان خاص ایرانی و نداشتن پایگاه اجتماعی – تاریخی متفاوت از تجدد 2- دلایل نظری: در مورد این دسته، مشکل اصلی به مسائل موجود بر سر راه مفهوم سازی خاص و لازم برای دست یابی به چنین دیدگاه و سرمشقی است. در صورت کلی مشکل مورد بحث به وجود مانعی ذهنی – نظری مربوط است که اساسا امکان سرمشقی متفاوت را از آغاز نفی کرده و در معنای دقیق آن از قبل چنین تصوری را ناممکن می سازد؛ گرچه ایشان معتقدند با انقلاب اسلامی از شدت این مسئله کاسته شده است.
 
نتیجه این همه آنکه درک درست از تجدد مستلزم برداشتن سه گام است:

گام اول: رهایی از تجدشناسی و مفروضات مختلف آن؛ همچون چون حذف امر مطلق فرا تاریخی و بعد متعالی وجود انسان

گام دوم: طرح درست مسئله و صورت بندی مناسب سوال؛ اهمیت این مسئله از آن جهت است که در تحلیل نهایی سوالات و مسائل در پیوند با زندگی و هستی عینی انسان ها و اجتماعات تعیین می شوند و تأثیر محیط فرهنگی -  اجتماعی سوال کننده بر ذهنیت و عقلانیت او اجتناب ناپذیر است که عدم توجه به آن نتیجه اش بازگویی مقلدانه نظریات دیگران خواهد بود.
 
در بحث حاضر ایشان طرح درست مسئله و سوال از تجدد را مستلزم دو دسته از اقدامات می دانند: 1- اقدامات لازم جهت رهایی از غلبه عقلانیت تجددی و ادعاهای عام گرایانه نظریه های اجتماعی آن در رابطه با جامعه و تاریخ بشری، امری که مستلزم درگیری نظری و مباحثه نقادانه با نظریه اجتماعی غربی است. 2- لزوم داشتن پایگاه اجتماعی مستقل در عرصه حیات تاریخی و اجتماعی (ادغام در جامعه و درگیری در تولید و بازتولید آن)

گام سوم: خودشناسی و درک عمیق و گسترده از خود؛ در این باب ایشان تأملات مداوم در باب هویت ایرانی و ابعاد مختلف آن جهت خودشناسی و آگاهی از خود و مقاصد و ارزش های بنیادین هویت ایرانی – اسلامی را حائز اهمیت می دانند.
 
و این همان مسیری است که ایشان در تمام طول پروژه فکری شان در پی آن هستند: در بخش اول کار  نقد فکر مدرن و در مرحله بعد ارائه روایت تاریخ در شکل درست آن.
 
اما همچنان که خود نویسنده بیان می دارد کتاب حاضر فارغ از تمام بحث هایی که ممکن است در باب آن مطرح شود به جهت طرح مسئله و شکافتن ابعاد مختلف این موضوع گامی به جلو به حساب آمده و از این جهت قابل توجه می نماید.
 
در حالی که کچویان در بخش سخن ابتدایی خود در این کتاب میزان  موفقیت اثر در پاسخ گویی به سوالات این کتاب را منوط به واکنش اصحاب علوم اجتماعی به این مسئله دانسته بود شاید این انتخاب را به عنوان ارزیابی مثبت از این کتاب دانست.
 

دیگر آثار این استاد دانشگاه تهران که به تازگی نیز شاهد انتشار کتاب «هويت ما» از وی هستیم به شرح زیر است:
 
- هويت ما: مجموعه ۱۰ گفتگو و گفتار دکتر حسین کچویان، موسسه كتاب فردا، 1390
- نظریه های جهانی شدن: پیامد چالش های فرهنگ و دین، نشر نی، ۱۳۸۶
- تطورات گفتمان های هویتی ایران: ایرانی در کشاکش با تجدد و مابعد تجدد، نشر نی، ۱۳۸۶
- نظریه های جهانی شدن و دین: مطالعه ای انتقادی، نشر نی، ۱۳۸۵
- فوکو و دیرینه شناسی دانش، روایت تاریخ علوم انسانی از نوزایی تا مابعدالتجدد، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۹
- کند و کاو در ماهیت معمایی ایران، بوستان کتاب قم، ۱۳۸۳
- تجدد از نگاهی دیگر، روایتی ناگفته از چگونگی ظهور و رشد تجدد، گنج معرفت، ۱۳۸۳
- فلسفه و جامعه شناسی سیاسی دکتر شریعتی برخی از ترجمه ها
- روشنفکران و شکست در پیامبری- هالری ایوا اتزیونی-ترجمه دکتر حسین کچوئیان-تهران: مؤسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان-1378
- علم و جامعه شناسی معرفت- مولکی، مایکل -ترجمه حسین کچویان؛ تهران: نشر نی، 1376
 
لازم به ذکر است، دكتر کچویان، مدیر مسئولي کتاب ماه علوم اجتماعی که به تازگی دچار تغییر مدیریتی شده است را نیز بر عهده دارد، وی همچنین سردبیر فصلنامه علمی – پژوهشی متفکران اجتماعی مسلمان که به تازگی مجوز صدور از وزارت علوم را دریافت کرده است را نیز دارا می باشد.
 
تقدير شدگان و ديگر برگزيدگان بيست و نهمين جايزه كتاب سال

در کنار برگزیدگان و در لیست اسامی تقدیر شدگان این دوره علوم اجتماعي دو اثر در ترجمه به طور مشترك انتخاب شد:

1. جنبش هاي اجتماعي (1768-2004)/ تأليف چارلز تيلي؛ ترجمة علي مرشدي زاد
2. مقاله هايي دربارۀ جامعه شناسي شناخت/ تأليف كارل مانهايم؛ ترجمة فريبرز مجيدي

لازم به ذكر است دیگر برگزیدگان این جایزه عبارتند از:

دین
الف. علوم قرآني: در اين حوزه دو اثر به طور مشترك برگزيده شد:
1. فرهنگ قرآن: كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم قرآن كريم/ زير نظر اكبر هاشمي رفسنجاني و محققان مركز
2. بيولوژي نص: نشانه¬شناسي و تفسير قرآن/ تأليف عليرضا قائمي نيا
 
ب. فقه و اصول:
3. حقوق قراردادها در فقه اماميه/ تأليف جليل قنواتي، سيدحسن وحدتي شبيري، ابراهيم عبدي پور فرد، زيرنظر سيدمصطفي محقق داماد
4. مستند الشيعۀ في احكام الشريعۀ/ تأليف احمد بن محمدمهدي نراقي؛ تحقيق مؤسسه آل البيت عليه السلام

ج . سيره معصومين:

5. كفايۀ الطالب في مناقب أميرالمؤمنين علي بن أبي طالب عليه السلام/ تأليف محمد بن يوسف الكنجي الشافعي تصحيح محمدكاظم محمودي

د. كلام: در اين حوزه دو اثر به طور مشترك برگزيده شد:

6. فرهنگ جامع فرق اسلامي: بر پايه دست نوشته هاي مرحوم آيت الهه سيدمهدي روحاني/ تأليف سيدحسن خميني . ـ تهران: اطلاعات، 1389، 3 ج.
7. عوامل فهم متن: در دانش هرمنوتيك و علم اصول استباط از ديدگاه پروفسور پل ريكور و محقق اصفهاني / تأليف سيدحميدرضا حسني . ـ تهران: هرمس، 1389، يازده، 416 ص.
 
علوم اجتماعی

الف . علوم اجتماعي
1. تجددشناسي و غرب شناسي: حقيقت هاي متضاد/ تأليف حسين كچويان
 
ب. حقوق
2. حريم خصوصي اطلاعات: مطالعه كيفري در حقوق ايران، ايالات متحده امريكا و فقه اماميه/ تأليف فريد محسني
 
زبان

الف . زبان هاي باستاني و گويش هاي لهجه اي
1. فرهنگ تطبيقي ـ موضوعي زبان ها و گويش هاي ايراني نو/ تأليف محمدحسن دوست
 
علوم كاربردي

الف. علوم پزشكي
1. فرهنگ جامع همه گيرشناسي (اپيدميولوژي)/ تأليف كيومرث ناصري

ب. گروه كشاورزي
2. توليد و فرآوري گياهان دارويي/ تأليف رضا اميدبيگي
 
ادبيات
الف. نقد ادبي
1. از اشارت هاي دريا (بوطيقاي روايت در مثنوي)/ تأليف حميدرضا توكلي

ب. داستان
2. جاده جنگ/ تأليف منصور انوري

ج. شعر معاصر
3. حق السكوت/ سروده محمدمهدي سيار
 
تاريخ و جغرافيا
الف. تاريخ: در اين حوزه سه اثر به طور مشترك برگزيده شد:
1. علل و عوامل جابجايي كانون¬هاي تجاري در خليج فارس/ تأليف محمدباقر وثوقي
2. فرهنگ و تمدن ايراني ـ اسلامي دكن در دورۀ بهمنيان/ تأليف محسن معصومي
3. نبرد سميرم (انگليس ها، قشقايي ها و جنگ دوم جهاني)/ تأليف كاوه بيات
* * *
بخش ويژه قرآن كريم
در اين حوزه دو اثر به طور مشترك برگزيده شد:
1. ترجمه قرآن كريم/ ترجمه سيدعلي موسوي گرمارودي
2. ترجمه قرآن كريم/ ترجمه حسين استادولي 
 
پربازدیدترین آخرین اخبار