ذبح حقوق بشر به پاي اژدهاي دمکراسي
کد خبر:۱۷۲۷۸

ذبح حقوق بشر به پاي اژدهاي دمکراسي

 

اين روزها عرصه خبر و رسانه شاهد توصيف صحنه هاي شگفتي است. از يک طرف مخابره مي شودکه: بعد از ماهها محاصره غذايي و دارويي غزه مورد  هجوم نظامي قرار گرفت. بيش از 430شهيد و2200زخمي حاصل اين حملات است. بيش از 40 نفر از شهدا کودک هستند و در يک حمله به يک منزل يک زن به همراه چهار فرزندش به شهادت رسيدند. يونيسف از هدف قرار گرفتن کودکان و وضعيت بحراني آنان در غزه ابراز نگراني کرده است. مساجد ، مدارس ، باشگاه ها و دانشگاه غزه هدف اصلي حملات هستندو...

در طرف ديگر امپراطوري رسانه اي حاکم برجهان نيز از همين نقطه زمين و با مشاهده  همين مختصات خبر از مقابله رژيم ( جعلي) اسرائيل با تروريستهاي حماس مي دهند و از موفقيت نظاميان تا بن دندان مسلح در مقابل جوانان مسلح به سنگ وفلاخن ابراز مسرت مي کنند. جالب توجه اين است که اين گروه اصلا انکار نمي کنند که اکثر قربانيان اين جنگ زنان وکودکان هستند بلکه به اين نکته بديهي از زبان ليپني اشاره مي برند که در هرجنگي غير نظامي هم کشته مي شود؟؟ به همين سادگي.و اين طرف خبرنگاران از مبارزين قنداق پوش حماس سخن مي گويندکه با بمب هاي هوشمند آمريکايي قنداق سفيدشان به کفن سرخ تبديل مي شود . اين کودکان بايد نشکفته پژمرده شوند تا فردا روزي سلاح مقاومت برندارند و.... در عقبه اين توصيفات خبرهاي ديگري است .

ويلسون رئيس جمهور اسبق آمريکا معتقد بود ابرقدرت ها زماني که به آخر خط مي رسند به سلاح متوسل مي شوند و امروزه بايد بوش اوباما اعتراف کنند که دمکراسي ليبرال چون به آخر خط مي رسد خون آشام تر مي شود. از دمکراسي_ حکومت مردم بر مردم؟ _  تاکنون بشر چهره هاي زشت وکريهي را نظاره گر بوده است. دمکراسي آنگاه که خواست با اميال سودپرستان سرمايه سالارهماهنگ شود به ليبرال دمکراسي تغيير وجهه داد وچون خواست هوا پرستي وزانو زدن در مقابل لذت را توصيف کند به سکولاريسم ولائيسم روي آورد و اينک براي سرپوش گذاردن بر ضعف ها وناتواني نظام سرمايه داري تبديل به اژدهايي شده که  تداوم حيات خويش را با خون ملتها تضمين مي کند.. ضحاک ماربگوش افسانه هاي ايراني اکنون چهره نموده است و سردمداران دمکرات جهان براي تضمين حيات کثيفه خود بايد خون بريزند و زن وکودک عراقي و افغاني و فلسطيني بايد براي چند روز آرامش بيشتر اينان قرباني شوند. به راستي چه اتفاقي بهتر از کشتار مردم غزه مي توانست  حد اقل براي چند روزي بحران بي انتهاي نظام سرمايه داري را مکتوم سازد و خون زن و کودک و جوان وپير غزه انگار آب سردي است بر شعله هاي نابود کننده سرمايه داري .

آري دمکراسي فقط با خون ملتها نجات مي يابد و فروپاشي سرمايه داري به اين طريق به تأحير مي افتد و اسرائيل که اساس وجود نامشروعش بر قتل و غارت صبرا و شتيلا و قانا بنا شده است آيا اين بار نيز خواهد توانست هژموني در حال افول آمريکا را از بحران حيات نجات دهد. و اينجا است که در مصاف دمکراسي  غربي و حقوق بشر ، اين حقوق بشر است که بايد ذبح شود. حقوق بشر فقط يک ژست سياسي بود تا دمکراسي در زير چتر آن خواست يهود جهود و مسيحي صهيون را بال وپر دهد. گويي ديگر جنون سران غرب چنان شدت گرفته که ديگر نيازي به ويترين و چهره وچتر نيست و اينگونه دست دمکراسي ليبرال رو مي شود. و مکرو مکرالله ان الله خير الماکرين.
ومگر نه اين که جرم مردم غزه اين است که شعارهاي دمکراتيک را باورکرده و دست به انتخابي زده اند  که با خواست هاي پدر خوانده هاي دنيا هماهنگ نيست.

در اين ميان فاجعه اي ديگر از ميان سيل خون وآتش در غزه رخ نموده است و آن برملا شدن نمايشي بودن چهره سازمان ها و مجامع بين المللي است. براستي آن تئوري پردازان داخلي که مدام دم مي زدند که به يمن وجود سازمان ملل تعداد جنگ ها فلان قدر و بهمان ميزان کم شده است در مقابل اين بي خاصيتي بر ملا شده مجامع کذايي چه جوابي دارند.

آري به يمن وجود سازمان ملل جنگ ها کاسته شده اند چرا که در جنگ دو طرف در روياروي هم مي ايستند نسل کشي هايي از جنس غزه که جنگ نيستندچرا که فقط ميدان جولان يک طرف است و طرف ديگر خيلي هنر کند بايد فرار کند وجان بدر برد و اگر سنگ وفلاخني هم براي دفاع داشت مخاطب بيانيه شوراي امنيت قرار مي گيرد که از خشونت بپرهيزند. چرا که دفاع ملتها از سرزمين، وطن و حيثيت خويش شأن وجودي سازمان ملل و شوراي امنيت را زير سؤال مي برد. نمي دانم چگونه با تفسير بند 7 منشور ملل اگر ملتي فقط مورد ترديد باشد مجازات مي شود چرا که امکان دارد در مسير نقض صلح حرکت کند اما قتل و تجاوز و نسل کشي آشکار در سکوت تأييد مي شود؟ و اين همه هويت و محتواي شوراي امنيت و سازمان ملل است. کجايند سازمان هاي حقوق بشري که از اعدام يک شرور در فلان نقطه جهان عواطفشان زخم هاي چرکين بر مي دارد اما قتل عام زن و کودک فلسطيني را چون فيلم هاي تخيلي هاليوود با هيجان ولذت مي نگرند و مهارت کارگردان صحنه ها را مي ستايند. کي مدعيان حقوق بشر وجدان  وانسانيت را به پاي شهرت و قدرت سربريده اند ما خبردار نشده ايم ؟ و کجايند مدعيان مسلماني که مدام فتوي به تفکير اين و آن مي دهند اما براي ستاندن داد هم کيشان خويش دم بر آورند. آيا نمي دانند زخم فلسطين ، زخم کهنه اي است که هر از چندگاهي سربر مي آورد و اگرروزي اين زخم تمام وجود امت را فرا گيرد و سوداي از نيل تا فرات صهيونيزم پا بگيرد  در کجاي جهان سر راحت بر بالين خواهند گذاشت و آن هنگام از معرکه به کجا خواهند گريخت؟ 

اما تحليل بعد ديگر قضيه وعده صادق الهي را نويد مي دهد که ان تنصر الله ينصرکم ويثبت اقدامکم . همان وعده صادقي که جنگ 33 روزه را به صحنه فضاحت غاصبان و حاميانش بدل کرد واينک ثابت قدمي حماس و مقاومت بي ترديد،سر منشأ نابودي اين غده سرطاني خواهد بود و در اين معرکه سرشکستگي نصيب کساني حواهد بود که به کف روي آبي دل خوش کرده اند.

راضيه اميري /انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار