کد خبر:۱۷۲۸۹۸
به بهانه همایش واکاوی جنبش تسخیر؛
جنبش وال استريت به مثابه نماد پايان یا افول سرمايه داري ؟
امروزه بر خلاف باور انديشمنداني چون فوكوياما كه ليبرال دموكراسي را بهترين سيستم براي اداره جهان مي داند، ليبرال دموكراسي و اقتصاد سرمايه داري نيز سرابي بيش نبوده و پاشنه آشيل اين نظام اقتصادي نيز از بحران در امان نمانده و آسيب پذير مي باشد
گروه بین الملل «خبرگزاری دانشجو»، رامین وزیری نمدی: جنبش وال استريت از خياباني به نام وال استريت در امريكا سر برآورد؛ همان خياباني كه چند ماه قبل مردم امريكا را براي گره كردن مشت عدالتخواهي شان بر عليه نظام ناعادلانه واستثمار كننده سرمايه داري به سوي خود فرا خواند. اين جنبش تاكنون ادامه داشته به طوري كه دامنه هاي آْن به ديگر نقاط جهان نيز رسيده است و به نظر مي رسد كه جهان بايد دوباره در انتظار فروپاشي اي ديگر این بار در عرصه اقتصاد باشد.
ريشه بحران فعلي را بايد در مشكلات و معضلات اقتصادي و اجتماعي جستجو كرد كه امروز گريبانگير بسياري از كشورهاي جهان و به خصوص كشورهاي سرمايه داري در قاره اروپا، امريكا و اسيا شده است. بنياد اين جنبش ابتدا در امريكا ،بعنوان مركز و يا يكي از مراكز اقتصاد سرمايه داري گذاشته شد و از اين كشور به ديگر نقاط جهان نيز سرايت كرده است. شكل گيري اين اعتراضات در كشورهاي سرمايه دار ي صنعتي نشان از اين دارد كه انگشت اشاره جهانيان به سوي اين كشورها بعنوان سردمداران اقتصاد جهاني ،است. جنبش وال استريت در واقع نشان از آن دارد كه سيستم اقتصاد جهاني مورد سوال واقع شده ودر كارامدي آن شك بايد كرد.
در رابطه با ريشه اي جنبش وال استريت مي توان گفت كه گسست هاي سياسي ،فرهنگي،اجتماعي وعدم انطباق شرايط عيني جامعه با خواستها وآرمان هاي مردم ،منجر به چالش هاي اجتماعي ودر نهايت صف ارايي مردم در مقابل دولت مي شود. حذف اصل برابری اجتماعي بدنبال سياست هاي اقتصادي –اجتماعي و ايجاد يك طبقه اقليتي ثروتمند و مرفه در حاليكه اكثريت مردم در فقر به سر مي برند. فروپاشي نگرش واحد فرهنگي به دليل عدم اصالت فرهنگي و تاريخي حاكم بر آمريكا به گونهاي كه عامل پيوند مردم و نظام را صرفا مسائل اقتصادي تشكيل ميداد كه با نابساماني اقتصادي نيز اين پيوند خدشهدار گرديد. عدم تحقق وعدههاي دولتمردان در اجراي مطالبات سياسي، اقتصادي و اجتماعي مردم در سالهاي گذشته بر ميزان نارضايتي و بياعتمادي مردم به دولتمردان افزوده شده است.
چنانكه "نوام چامسكي"انديشمند بزرگ آمريكايي در تبیین جنبش ضد وال استريت تاكيد ميكند: امروز در آمريكا كرسيهاي كنگره را با پول ميتوان خريد و فروش كرد، ديگر جايي براي آراي مردمي وجود ندارد و اين امر نارضايتي مردمي را تشديد كرده است. عدم انطباق سياست خارجي سران با شعارهاي آرماني و تاريخي آمريكا مبني بر حمايت از عدالت و آزادي و تبديل شدن آن به جنگ افروزي و كشتار انسانهاي بيگناه. تزلزل جايگاه بينالمللي آمريكا و سوق يافتن آن به سوي انزوا كه سرخوردگي جامعه را به همراه داشته است وهمچنين الگو گيري مردم از حركت هاي ضد حاكمان سلطه در كشورهاي عربي واسلامي كه موسوم بيداري اسلامي است ،كه به شكل ديگري در اروپا وامريكا خود را نشان داده است.
بعد از جنگ دوم جهاني و به خصوص بعد از اتمام جنگ سرد و بدنبال آن با فروپاشي شوروي سابق و ناكام ماندن انديشه ماركسيستي براي برقراري يك اقتصاد سوسياليستي ،بخت يار انديشه هاي اقتصاد ازاد بود وتا امروز نيز كمتر كسي به بوجود آمدن بحران در اقتصاد سرمايه داري جهاني كه زاده انديشه اقتصاد آزاد بود ،فكر مي كرد .ولي امروزه با وجود نتايج مثبت اقتصادي و رفاهي كه سرمايه داري براي انسان ها بوجود اورد بايد در كارامدي آن شك كرد. بهترين سند براي اين نظر جنبش وال استريت و بحران امروزي اقتصاد جهاني است.
انديشه اقتصاد ازاد با ناكام گذاشتن انديشه اقتصادي ماركسيستي واقتصاد دولتي افسار اقتصاد جهاني رابه دست گرفت و تا به امروز عصاي دست اقتصاد جهاني بوده است .ولي امروزه بر خلاف باور انديشمنداني چون فوكوياما كه ليبرال دموكراسي را بهترين سيستم براي اداره جهان مي داند ، ليبرال دموكراسي و اقتصاد سرمايه داري نيز سرابي بيش نبوده و پاشنه آشيل اين نظام اقتصادي نيز از بحران اقتصادي درامان نبوده و آسيب پذير مي باشد. با اين اوصاف آيا بايد دوباره بايد در انتظار جان گرفتن اقتصاد سوسياليستي ودولتي باشيم يا نه ،وانديشه اقتصادي نوپديدي چراغ راه اقتصاد جهاني خواهد يود ؟
اما در شرایط فعلی راه حل اين مسئله چه مي تواند باشد؟ در اين شرايط تنها راهكاري كه به نظر مي رسد مي تواند به اين شرايط سروسامان دهد نيم نگاهي به نظريه های دولت گرا ودست به دامان دولت شدن است. به نظر می رسد که دولت باید با کمک به بازار دوباره روحی تازه به آن بدهد. همانطور که در مورد بحران اقتصادی اروپا نیز شاهد آن بودیم. دولت ها به کمک بانک ها و موسسات مالی آمدند و با تزریق پول و نقدینگی به آنها، تا حدی از وخامت اوضاع کاستند. در واقع مشارکت دولت در رفع بحران نشان دهندۀ آنست که دولت باید در مواقع بحرانی به کمک بازار بیاید. در واقع اقتصاد کینزی یا همان اقتصاد ارشادی شاید بتواند در مقطع فعلی از وخامت اوضاع بکاهد.
با اين اوصاف ، آيا مي توان گفت جنبش وال استريت نشانه اي بر پايان نظام سرمايه داري صرف است. مي توان با توجه به شعارهايي كه مردم امريكا در جنبش وال استريت سر مي دهند اين را فهميد كه آنها ديگر خواستار بهبود شرايط اقتصادي نيستند، بلكه خواستار برچيده شدن نظام سرمايه داري مادی گرا و بدنبال آن از بين رفتن سلطه سرمايه داران بر اقتصاد آمريكا و جهان هستند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰