فلسفه كيهان شناسي؛ تولد رشته اي جديد از دل فلسفه و فيزيك
کد خبر:۱۷۳۰۳۷

فلسفه كيهان شناسي؛ تولد رشته اي جديد از دل فلسفه و فيزيك

جاذبه آسمان پرستاره به گونه‏ای بوده که پیشینه مطالعه و بررسی کیهان به قدمت تمدّن بشری است اخيرا هم صحبت از تاسيس رشته جديدي به نام فلسفه كيهان شناسي ...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»، زهرا حسيني، كارشناس ارشد فلسفه اسلامي؛ محققان دو رشته فیزیک و فلسفه دو دانشگاه آکسفورد و دانشگاه کمبریج باهمکاری همدیگر، رشته فلسفه کیهان شناسی را پایه گذاری کردند و پژوهشگران دانشگاههای بزرگ دیگری چون دانشگاه نیویورک و دانشگاه کلمبیا نیز به این همکاری پیوستند.
 
در طرح ایده نخستین آن که سه سال نیز زمان برده است، دانشمندانی چون سیمون ساندرز، جو سیلک و دیوید والاس از دانشگاه آکسفورد و جان بارو و جرمی باترفیلد از دانشگاه کمبریج انگلستان مشارکت داشته اند و حمایت مالی از آن بر عهده بنیاد جان تمپلتون بوده است که به گفته دانشگاه آکسفورد حدود 960 هزار دلار برآورد شده است. در این يادداشت مي كوشيم ابتدا به خاستگاه این رشته و ارتباط آن با فیزیک و فلسفه بپردازیم، سپس در قسمت بعد به خود فلسفه کیهان شناسی خواهیم پرداخت.
 
فیزیک، فلسفه، الهیات

کیهانشناسی به معنای عام آن یعنی شناخت جهان تاریخچه ای بسیار دیرین دارد. زیرا توجه بشر به جهان و کائنات با توجه وی به ستارگان، خورشید و زمین و به طور کلی نجوم آغاز شد و در پی آن، مباحث عمیقی چون مطالعه آغاز و انجام جهان را در پی داشت.
 
مطالعاتی که از مقولات مشترک سه حوزه معرفت بشری یعنی علم، دین و فلسفه است و از قدیم مورد عنایت صاحب نظران این سه حوزه بوده است. کیهان‏شناسی از جمله رشته هایی است که علم (فیزیک)، مابعد الطبیعه (فلسفه) و دین (الهیات) در آن به تحقیق و مطالعه پرداخته اند؛ اگرچه امروزه صورت علمی آن به صورت یک مطالعه منسجم آکادمیک را خاص رشته فیزیک و نجوم می دانند. کیهان‏شناسی در معنای عامّ آن مطالعه ساختار و تحوّل جهان به مثابه یک کلّ در مقیاس کلان است،که از دو واژه یونانیKosmosبه معنای کیهان و Logia ازLegeinبه معنای نطق و سخن مشتق شده است.
 
 جاذبه آسمان پرستاره به گونه‏ای بوده که پیشینه مطالعه و بررسی کیهان به قدمت تمدّن و فرهنگ بشری است، به طوری که در برخی از تمدّنهای کهن اندازه‏گیریهای به عمل آمده در مورد پدیده‏های نجومی با توجّه به مقادیر فعلی از دقّت حیرت‏آوری برخوردار بوده است. کیهان شناسی تاریخچه ای بسیار طولانی و مفصل دارد و به قطعیت می توان گفت هیچ تمدنی بدون کاوشی در نجوم پیدا نمی شود و جالب آنکه هرچه این تمدن صبغه دینی و معنوی بیشتری داشته باشد، میزان توجه آن به نجوم و کاوش در آسمان بیشتر است و هرچه آن درون مایه دینی نیز گرایشات فلسفی بیشتری داشته باشد، مطالعات کیهان شناسی بیشتری دارد.
 
این ادعا را با نگاهی به تمدن بزرگ اسلام به راحتی می توان اثبات کرد. مطالعات ریاضی و نجوم در عالم اسلام در زمان شکوفائی فلسفه به اوج می رسد و این صرفا به معنای همزمانی نیست، زیرا نجوم و ریاضی و هندسه را در کتب فلاسفه می بابیم و فلسفه را در نوشته هایی از ریاضیدانان. خیام منجم، اشعار فلسفی می سراید و سهروردی فیلسوف درباره افلاک و زکریای رازی که طبیب و شیمیدان است درباره معاد گفتگو می کند.
 
زیرا از یکسو فیزیکدانان عالم اسلام تجربی مسلک نیستند روش آنها یک روش عقلی و فیزیک و ریاضیات آنها برخاسته از محاسبات عقلی است و از طرف دیگر، فیلسوفان و متکلمان ما نیز صرفاً به مباحث الهیاتی و دینی و وجود شناسی و ... نمی پردازند و این چیزی است که خود فلاسفه اسلامی گفته اند و اصلاً رسم در نوشتن کتابهای فلسفی چنین بود که ابتدا به طبیعیات، یعنی مباحثی چون چیستی حرکت، زمان، نور می پرداختند و سپس در قسمت دوم کتاب به فلسفه اولی یا ما بعد الطبیعه می پرداختند. زیرا حکمای اسلامی فلسفه را به معنایی اعم از معنای امروزی می گرفتند؛ چه اینکه به نظر آنها فلسفه شامل فلسفه اولی (الهیات)، فلسفه وسطی (ریاضیات) و فلسفه سفلی (طبیعیات) بود.
 
از این رو مباحث فلسفه، علم و دین به هیچ وجه جدا از هم نبودند و همین هم باعث می شد خواجه نصیر الدین طوسی در کشف المراد یا حاج ملاهادی سبزواری در منظومه در اوج بحث کلامی و اثبات معاد به بحث از افلاک بپردازند.
 
 البته ادعا نمی کنیم تمام این بحث های علمی درست و با یافته های امروز سازگار باشد، اما در بسیاری از موارد، فرضیات صادقی هم وجود دارد. مثلاً به نظر صاحبنطران قانون جاذبه چندین قرن پیش از نیوتن در میان عبارات ابن سینا درباره مبحث خلأ مطرح شده است. یا حتی قانون اینرسی در میان عبارات صریح ابوریحان بیرونی و ابن سینا مشاهده می شود. به هر حال اینها مصادیقی از شمول گسترده فلسفه نسبت به علوم مختلف بود. اصولاً حکیم به کسی اطلاق مي شده است که بر تمامی علوم اشراف داشته باشد.
 
  زمان گذشت و در پی تحول در روش علمی از عقل به تجربه، علوم نیز از هم جدا شدند و مسائل آنها از هم فاصله گرفتند و نوع بحث درباره اینها نیز متفاوت شد. در پی انشعاب آکادمیک علوم، کیهان شناسی نیز به عنوان رشته و گرایشی از فلسفه زاده شد. شروع کیهان‏شناسی نوین از مقاله‏ای است که در سال 1917 توسّط آلبرت اینشتین تحت عنوان «ملاحظات کیهان شناختی در نظریّه نسبیّت عمومی» انتشار یافت.

وی در این مقاله کوشید با استفاده از معادلات میدان و چند پیش‏فرض دیگر از قبیل توزیع یکنواخت مادّه در سراسر فضا، ایستا بودن عالم و یا ثابت بودن چگالی جهان در زمان و برخی مقبولات دیگر، خواصّ فیزیکی عالم را استنتاج کند. این معادلات با اصلاحات به عمل آمده در آن و به همراه چند فرض بنیادین، زیربنای تمام مدلهای کیهان‏شناسی نوین هستند. امروزه کیهان شناسی به مثابه یک رشته دانشگاهی در دانشگاه های دنیا داوطلبان بسیاری را به خود جذب می نماید و در جمهوری اسلامی ایران نیز مهندسی کیهان شناسی در دانشکده فیزیک دانشگاه امیر کبیر در مقطع کارشناسی ارشد، مورد مطالعه قرار می گیرد.
 
فلسفه کیهان شناسی

هرگاه سخن از فلسفه به میان می آید، معانی و مفاهیمی چون حکمت، مابعد الطبیعه، وجود شناسی و مسائل جهان که در سایر علوم از آن بحث نمی شود و فلسفه به آنها می پردازد، به ذهن متبادر می گردد. اما باید در آغاز این مقاله متوجه بود که واژه فلسفه در تعبیر فلسفه کیهان شناسی به هیچ یک از این موارد ناظر نیست و کاری با مکاتب فلسفی شرق و غرب و باورهای متافیزیکی ندارد. زیرا فلسفه کیهان شناسی یک فلسفه مضاف است و فلسفه مضاف غیر از فلسفه به معنای مطلق آن است؛ لذا در این قسمت برای آشنایی با ماهیت این رشته از فلسفه، بحث خود را از چیستی فلسفه مضاف آغاز می نماییم.
 
فلسفه های مضاف

به بیان بسیار ساده فلسفه های مضاف، به فلسفه هایی گفته می شود که دارای یک مضاف الیه هستند مانند فلسفه علم، فلسفه جامعه شناسی، فلسفه اخلاق و ... . فلسفه های مضاف درباره ماهیت، چیستی، چرایی و ریشه های تاریخی آن مضاف الیه که خود یک شاخه از معرفت یا علم است، گفتگو می کنند. بنابراین واژه فلسفه، مشترک لفظی میان فلسفه های مضاف و فلسفه مطلق و محض است.
 
فلسفه مضاف، دانش فرانگرانه وصفی - تحلیلی یک رشته علمی است و فلسفه محض، دانش درون نگرانه وصفی - عقلانی پدیده های حقیقی و اعتباری. فلسفه مضاف به دانش ها از سنخ معرفت درجه دوم است یعنی دانش سیستمی و نظامند که به توصیف تاریخی و تحلیل عقلانی و فرانگرانه دانش مضاف الیه می پردازد. به عبارت دیگر، فلسفه های مضاف به علوم با نگاه بیرونی به دانش های نظامند و رشته های علمی پرداخته و احکام و عوارض آنها را بیان می کنند و درباره صدق و کذب گزاره های دانش مضاف الیه هیچ گونه داوری نخواهد داشت.
 
رشته های فلسفه دین، فلسفه علم، فلسفه اخلاق و فلسفه هنر از جمله فلسفه های مضاف هستند که در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران به صورت رشته های مجزا در مقاطع تحصیلات تکمیلی تدریس می شود. فلسفه کیهان شناسی از جمله شاخه های فلسفه علم است و اگر بخواهیم دایره را بازهم محدود کنیم باید گفت از شاخه-های فلسفه فیزیک است.
 
در فلسفه علم عمدتاً به تاریخ و تحلیل روش علم در شناخت جهان پرداخته می شود، نه حل مسائل خاص یک علم. مثلاً در فلسفه فیزیک، به مطالعه مسائل فیزیک پرداخته نمی شود و نباید از تحولات ماده و انرژی، جرم، نیرو، سرعت، شتاب، نور، الکتریسیته و غیره سخن گفت .فلسفه فیزیک، دانشی است که فیزیک را به منزله واقعیت خارجی، مورد مطالعه و کاوش فلسفي قرار می دهد و از چگونگی پیدایش و بالندگی فیزیک، ابزار و منابع معرفت شناختی و روش تحقیق آن، واقع نمایی یا ابزارانگاری تئوری های آن و رابطه فیزیک با علوم دیگر بحث می کند.

چیستی و مسائل احتمالی فلسفه کیهان شناسی
 
با آنچه تا کنون گفته شد، گمان میکنم خواننده محترم نیز که با خودِرشته کیهان شناسی در قسمت نخست مقاله آشنا شده است، به تصور نسبتاً صحیحی درباره ماهیت فلسفه کیهان شناسی، رسیده باشد. بنابراین این رشته نیز با مسائلی چون کرویت زمین، فاصله کهکشان ها، کشف یک سیاره جدید و... کاری ندارد. البته به مطالعه اینها از منظر تاریخی و روش شناختی خواهد پرداخت، اما این موارد مسئله فلسفه کیهان شناسی نخواهد بود که در پی ارائه راه حل و فرمول برای آن برآید. مسئله این رشته بررسی مباني، چیستی، خاستگاه، تاریخ و ... کیهان شناسی برای ارائه روش تحقیق مناسب در ترقی این علم است. بدیهی است که محققان این رشته می بایست در هر دو زمینه فلسفه و کیهان شناسی مطالعات دقیق و کافی داشته باشند.
 
 با توجه به سهم چشمگیر و انکار ناپذیر دانشمندان ایرانی مسلمان در ترقی نجوم، ایران نیز سخن های بسیاری برای گفتن در این رشته، به ویژه در تاریخ آن خواهد داشت. هرچند که هنوز این رشته در ایران به صورت یک رشته خاص دانشگاهی ظهور نکرده است، اما در واحدهای درسی رشته های «فلسفه علم» و «تاریخ علم» مطالعات نسبتاً عمیق و وسیعی را به خود اختصاص داده است. امید است که محققان ایرانی با پژوهش های عمیق تر در این رشته بتوانند با ارائه روش های مناسب تحقیق، همچون گذشته، سهم شایان توجهی از پیشرفت کیهان شناسی و نجوم در آینده را نیز از آن خود نمایند.
 
منابع

1- www.philosophy.ox.ac.uk   سایت دانشکده فلسفه دانشگاه آکسفورد
2- قربانی، رحیم، راعی، علی، «وامداری غرب به اسلام در علم نجوم»، مجله معرفت، مهر 1384، ش94.
3- نصر، سیدحسین، علم و تمدّن در اسلام، ترجمه احمد آرام، چ دوم، تهران، خوارزمی، 1359.
4- مرتضی مطهری، مقالات فلسفی، چ سوم، تهران، حکمت، 1370، ج 1.
5- جهان بینی اسلامی و کیهان شناسی نوین، بازتاب اندیشه، آبان و آذر 1383 - ش 55 و 56.
6- موسوی کریمی، میرسعید،«آغاز جهان و کیهان شناسی نوین»، نامه مفید، 1380، ش 25 1380.
7- رشاد، علی اکبر، «فلسفه مضاف»، قبسات، بهار و تابستان 1385، ش 39 و 40.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار