ابوطالبي: مشروطيت به عنوان يك خواسته مردمي در سفارت انگليس كليد خورد
کد خبر:۱۷۳۸۱۲
سلسله «همايش‌هاي جريان‌شناسي تاريخ معاصر»- 1؛ بخش دوم

ابوطالبي: مشروطيت به عنوان يك خواسته مردمي در سفارت انگليس كليد خورد

دبیر علمی سلسله همایش‌های جریان‌شناسی تاریخ معاصر گفت: سران انگلیسی به اصناف پيشنهاد دادند كه اگر می‌خواهند به تبعیت از متحصنین قم تحصن کنند، برای در امان بودن...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، در ادامه جلسه اول از سلسله همايش‌هاي آموزشي «جريان‌شناسي تاريخ معاصر» كه تحت عنوان «جريان‌شناسي عصر مشروطه» به همت مؤسسه ولاء منتظر(عج) و با همكاري مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) قم و مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، حجت‌الاسلام دكتر ابوطالبي به بيان اتفاقات و ويژگي‌هاي دوران مشروطه پرداخت.

آيا دغدغه مردم در مشروطه دموكراسي خواهي بود؟

آن چیزی که امروز در تاریخ نگاری‌ها و تحلیل‌های ما راجع به مسئله مشروطیت به چشم مي‌خورد، آن است که در نهضت مشروطیت مردم به دنبال یک دموکراسی و ایجاد فضایی برای مشارکت عمومی، آن هم در غالب‌های دموکراسی جدید بودند و این خواسته به نتیجه نرسید.

دغدغه مردم این بود که دموکراسی شکل بگیرد و فضا برای مشارکت آنها باز شود، اما این مسئله محقق نشد و به همین دلیل کسانی که صاحب این تحلیل و نگاه هستند، معتقدند که این خواسته هنوز هم محقق نشده است.

در بعضی مقالات تعابیری وجود دارد، تحت عنوان «رویای مشروطه» یا «ناکامی مشروطه»؛ این تعابير ناظر بر این است که آنچه مردم به عنوان مشارکت و دموکراسی می‌خواستند، محقق نشد و هنوز هم به نتیجه نرسیده است.

این در حالی است که با مطالعه متون دست اول تاریخ مشروطه مانند تاریخ مشروطه کسروی، تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی، انقلاب مشروطیت ایران ملک زاده، کتاب یحیی دولت‌آبادی و همچنين کتبی که خاطره‌نویسی یا روزنگاری است، مانند وقایع‌الاتفاقیه شریف کاشانی و یا کتبي مثل روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که البته بخشی از آن جزو مشروطیت است و توجه به نویسندگان آنها که عمدتا طرفدار خط مشروطه غرب‌گرا هستند، درمی‌يابیم که نهضت مشروطیت چگونه و با چه خواسته‌هایی آغاز شد.

اذعان كسروي به دين‌محور بودن نهضت مشروطه در آغاز شكل‌گيري

کسروی که در کتاب خود به علما و روحانیون اتهامات و توهین‌هایی بسياري وارد كرده است، تصریح می‌کند که مشروطه را آن دو سید پدید آوردند؛ «سید عبدالله بهبهانی» و «سید محمد طباطبایی» و پس از چندی «شیخ فضل الله نوري» هم با اینها همراه شد.

کسروی تصریح دارد که ستارخان و باقرخان به خاطر فتوای علمای نجف، پا در عرصه مشروطیت نهادند و اگر فتوای ایشان نبود اینها وارد عرصه مشروطیت نمی‌شدند.

نهضت عدالت‌خانه يا نهضت مشروطه؟

کسروی و سایر تاریخ‌نگارها، بدون استثناء ذکر کرده‌اند؛ نهضتی که در ایران شروع شد با نام «عدالت‌خانه» بود نه «مشروطه».

یعنی اول این نهضت با نام عدالت‌خانه شروع شد، بعدها به نهضت مشروطیت تبدیل شد و امروز هم به نهضت مشروطیت معروف است، بنا به تصریح کسروی، نهضت در ابتدا رنگ و بوی شریعت‌طلبی داشت.

مرکزیت مشروطه غرب‌گرا و سکولار، «تبریز» بود، یعنی فضا و نمایندگان تبریز مانند سید حسن تقی‌زاده که از گردانندگان اصلی نهضت مشروطه غرب‌گرا و سکولار بودند در تبریز مرکزیت داشتند.

فضاي تبريز در دوران مشروطه از نگاه كسروي

تبریز از لحاظ نگاه عمومی فضای مشروطه، فضای تند و کاملا غرب‌گرایی داشت که افراد شاخص این جریان در آنجا حضور دارند، ولی کسروی می‌گوید در تبریز در صدر مشروطه آنقدر فضا و حال و هوا، دینی و شریعت‌محور شده بود که فضاهای عمومی را تحت تاثیر خود قرار داده بود.

وي می‌گوید در ابتدای نهضت مشروطیت در تبریز، صفوف نماز جماعت چند برابر شده بود و سلمانی‌ها، ریش نمی‌تراشیدند، چنین فضاهای دینی و مذهبی بر فضای عمومی حاکم بود و بهترین تعبیر، همان تعبیر کسروی است که مي‌گويد شهر رنگ و بوی شریعت طلبی داشت.

استاد ابوالحسنی می‌فرمودند: مشکل دوران مشروطه، ظلمي بود که از طرف دربار یا حاکم تهران اتفاق می‌افتاد و جریاناتی از قبیل چوب زدن تاجر قند و حرکات این‌چنینی که دردهای این نهضت به حساب می‌آیند.

راه‌حل رفع ظلم، عدل است؛ یعنی برای اینکه ظلم برطرف شود باید عدل حاکم شود، به همین دلیل خواسته مردم  تاسیس «عدالتخانه» بود.

مهاجرت صغري و تحصن در حرم حضرت عبدالعظيم(ع)

در فرآیند نهضت مشروطیت 2 مهاجرت اتفاق افتاد؛ اولين مهاجرت، مهاجرت صغری بود كه اولين تجمع رسمي مردم محسوب مي‌شود. اين مهاجرت، مهاجرت بخشی از علما و مراجع از تهران به حرم حضرت عبدالعظیم (ع) بود که معترضین در آنجا تحصن کردند و درخواست خود را نسبت به حکومت مطرح كردند.

فرايندي كه طي آن استبداد به جاي ظلم مشكل اصلي تلقي شد

اولین و مهمترین خواسته آنان تاسیس یک عدالت‌خانه برای رفع ظلم بود. در واقع مشکل ظلم بود و راه‌حل آن ايجاد عدالت‌خانه، ولی در یک فرآیندی، مشکل را استبداد و راه حل آن را آزادی مطرح كردند.

این نکته بسیار ظریفی است که عدالت‌خانه را تبدیل به مشروطه کرد، هرچند این ظلم ریشه در رفتارهای استبدادطلبانه حکومت هم داشت، ولی برخي مشکل اصلی را استبداد مطرح کردند، آن هم استبداد در نگاه غربی که به معنای «تک‌رایی» است، در نگاه غربی هر نوع تک‌رایی استبداد است، در مقابل تک‌رایی، رای جمعی وجود دارد، لذا راه‌حل دفع استبداد، اعطای آزادی به مردم و مشارکت آنهاست تا این استبداد رفع شود، این فرآیند نهضت را دچار انحراف کرد.

مهاجرت كبري و تحصن در حرم حضرت معصومه(س)

مهاجرت صغری با وعده حکومت به متحصنین به پایان رسید، اما چون حکومت به وعده خود عمل نکرد، مهاجرت کبری شکل گرفت.

در مهاجرت کبری قریب به 3 تا 4 هزار نفر از مردم، از تهران به قم مهاجرت کردند، هرچند در ابتدا قصد مهاجرت به عتبات را داشتند، اما به قم رفتند و در حرم حضرت معصومه متحصن شدند و در آنجا هم خواسته خود را مجددا مطرح نمودند.

در مهاجرت صغری شیخ فضل‌الله حضور نداشت، اما در مهاجرت کبری به متحصنین پیوست، بعضی تاریخ‌نگاران معتقدند كه حضور ایشان، وزن این تحصن را بالا برد، هرچند بسياري از افراد تلاش کردند که شیخ با آنها همراه نشود.

خواسته این تحصن «تاسیس مجمع و مجلس عدالت» است، علت این خواسته، بنا به متن موجود که توسط متحصنین تنظیم شد، اختلاف و اغتشاشات جاری در امور مملکت از تجاوزات و تعدیات امور و عدم اعتنا در اجرای احکام الهیه و حجت شرعیه و اشاعه فواحش و منهیات و اتکا به محذورات دینیه مي‌باشد.

کار این مجلس، عبارت بود از نظارت بر ادارات دولتی و تنظیم وظایف دوائر مملکت و منع ارتکاب منهیات و منکرات الهیه و امر به معروف و واجبات شرعیه و تطبیق معاملات و روابط با احکام شرعیه و اصلاح امور مسلمین بر طبق قوانین مقدس و متقن شرع مطاع که قانون رسمی و سلطنتی مملکت است. 
 
همزمان با برپایی مهاجرت کبری در قم تحصنی دیگر در سفارت انگلیس در باغ قلهک تهران شکل گرفت، نقل شده که قریب به 14 هزار نفر از اصناف مختلف بازار در آنجا جمع شدند.
 
بحث مشروطيت به عنوان يك خواسته مردمي در سفارت انگليس كليد خورد
 
این تجمع با هدایت انگلیسی‌ها شکل گرفت، یعنی بعضی از سران انگلیسی به باغ اصناف رفتند و گفتند اگر می‌خواهید به تبعیت از متحصنین قم شما هم تحصن کنید، برای در امان بودن از حکومت، ما فضای سفارت را در اختیار شما قرار می‌دهیم، بسياري معتقدند بحث مشروطیت به عنوان خواسته عمومی جامعه، براي اولین بار در اینجا مطرح شد.
 
آقای شریف کاشانی نقل می‌کند: هنگامی که خانم کاردار سفارت انگلیس می‌خواست وارد سفارت شود از تجمع‌کنندگان علت تجمع را جویا شد، آنها گفتند که می‌خواهیم مجلس عدالت یا عدالت‌خانه‌‌ای در حکومت تاسیس کنیم که جلوی ظلم و تعدیات حکومت گرفته شود.
 
خانم كاردار پرسید: می‌خواهید مجلس تاسیس کنید؟ گفتند: بله مجلس می‌خواهیم. گفت: ما هم چنین مجلس مشروطه‌‌ای داریم، شما هم بگویید ما مشروطه می‌خواهیم.
 
شریف کاشانی در وقایع الاتفاقیه نقل می‌کند: کسی از میان جمع داد زد ما مشربه می‌خواهیم و دیگری گفت ما شرطه می‌خواهیم، یعنی حتی تلفظ آن را هم بلد نبودند. عده‌‌ای از مشروطه‌خواهان غرب‌گرا هم در این تجمع صحبت‌هایی می‌کردند که به تعبیر یکی از همین روشنفکران در این فضا یک شبه خیلی‌ها تربیت سیاسی خوبی پیدا کردند.
 
با اینکه تحصن سفارت انگلیس با هدایت انگلیسی‌ها شکل گرفت و به دنبال این بودند که فضا را به سمت مشروطیت غربی ببرند، باید دید خواسته مردم چه بود؟؟
 
خواسته اصناف مختلف از مشروطه، عدل و عدالت و حمایت از دین بود
 
در کتب نقل شده که هر صنفی در سفارت چادری برپا کرده بود، صنف قناد، صنف پنبه دوز، صنف روغنی و...، هر صنفی برای معرفی خود تابلويي سر در چادر نصب و خواسته خود را مطرح کرده بود. باید دید خواسته توده مردم در شرایطی که انگلیسی‌ها آنان را هدایت می‌کنند چیست؟
 
صنف تجار:
نموده‌ایم به پا خیمه با دل افگار      برای پیروی دین احمد مختار
به یاری شه دنیا و دین، امام زمان      به اذن حضرت حجت، قسیم جنت و نار
رضای حق بود باعث ترقی دین      رضای ملت و دولت رضای هشت و چهار
بزرگ بار خدایا به حق ختم رسل      برآر حاجت حضار فقه تجار
 
صنف روغنی:
تجار روغنی همگی متفق شدند      این خیمه را به باغ سفارت به جان زدند
اسلام شد ضعیف، خدایا ترحمی      خشنود کن که جمله پریشان و درهمند
 
صنف آهن‌ساز:
ز لطف حضرت پروردگار بنده نواز      پی حمایت دین رسول ملک حجاز
ز کسب دست کشیدند صنف آهن‌ساز      برای اینکه شود شرع احمدی ممتاز
 
صنف کتابفروش:
علم سیاسی است در کتاب الله      چرا عمل نکنی لا اله الا الله
 
به این ترتیب فضای عمومی مردم به این شکل بود که هم کسروی آن را تصریح کرده و هم در این شعارها پیداست. خواسته اصلی مردم چه بود؟ عدل و عدالت و حمایت از دین.
 
تغيير ماهيت مطالبات مردمي در نتيجه نفوذ ديدگاه‌هاي غربي
 
در این عبارات یک کلام از رای مردم یا مشارکت عمومی یا مشروطیت یا دموکراسی مشاهده نمی‌شود. در خواسته‌های رسمی متحصنین هم این صحبت‌ها دیده نشده است، اما این فضای عدل و ظلم در فرآیندی تبدیل به فضای استبداد و آزادی شد.
 
انحراف استبداد و آزادی در کجاست؟ در اینجاست که استبداد به معنای رای یک نفر قطعا منفی است و آنرا این‌طور استدلال می‌کنند که نظر یک نفر بهتر است یا نظر جمع؟ همه می‌گویند جمع نظر بدهد، پس ولایت فقیه به درد نمی‌خورد، اگر شورایی از ولایت فقیه باشد بهتر است.
 
نکته آن است که در نگاه غربی، یک نفر گرچه رسول‌الله هم باشد و نظر بدهد استبداد است، درحالی‌که در نگاه ما اگر ظلم است باید در مقابل آن عدل باشد، گرچه یک نفر نظر بدهد، اما نظر او عادلانه باشد، با رعايت شرایط و معیار، اما به هر صورت این‌طور نیست که لزوما هرجایی یک نفر نظر داد و جمع نيز نظر خود را گفتند، نظر جمع بر فرد غالب باشد.
 
مثلا اگر کسی در اینجا غش کند و یک تکنسین اورژانس اینجا باشد، نظر او محترم است یا نظر همه ما؟ این اعتراض به حکومت استبدادی یک نفر وارد بود، اما این اشکال حکومت، لزوما با وارد شدن یک جمع دیگر و نظر دادن آنها رفع نمی‌شود.
 
همچنان‌که بسياري از نظریه‌پردازان دموکراسی گفته‌اند، دموکراسی یعنی استبداد اکثریت، پس این فضا مطرح شد تا مدل به سمت غربی سوق داده شود.
 
در طی فرآیندی، دستخط شاه که به نام مجلس شورای اسلامی بود را برگرداندند و به مجلس شورای ملی تغییر دادند و یا موقعی که محمدعلی شاه از مجلس به نام مجلس مشروعه نام برد، گفتند مجلس مشروعه نیست، بلكه مشروطه است.
 
مردم می‌خواستند ظلم رفع شود، بخشی از این ظلم ناشی از عدم اجرای احکام بود و می‌خواستند احکام دین اجرا شود، بخش‌هایی از ظلم هم به سیستم استبدادی حکومت مربوط بود که آن هم باید با نگاه اسلامی رفع می‌شد تا این ظلم برطرف شود.
 
ادامه دارد...
 
پربازدیدترین آخرین اخبار