کد خبر:۱۷۴۱۵۲
سلسله همايشهاي «جريانشناسي تاريخ معاصر» - 1؛ بخش اول
ابوطالبي: گريه ميرزاي شيرازي پس از شنيدن خبر پيروزي نهضت تنباكو / نهضت مشروطه دینمحور و به دنبال کمکردن اختیارات شاه بود
دبیر علمی سلسله همایشهای جریانشناسی تاریخ معاصر با اشاره به گريه ميرزاي شيرازي پس از شنيدن خبر پیروزی نهضت تنباکو گفت: ميرزاي شيرازي در پاسخ به علت گريه خود عنوان كرد، اكنون بیگانگان ...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، جلسه اول از سلسله همايشهاي آموزشي «جريانشناسي تاريخ معاصر» با عنوان «جريانشناسي عصر مشروطه» به همت مؤسسه ولاي منتظر(عج) و با همكاري مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی (ره) قم و مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی، با حضور حجتالاسلام دكتر مهدي ابوطالبي، دبیر علمی سلسله همایشهای آموزشی «جریانشناسی تاریخ معاصر» و استاد موسسه آموزشی-پژوهشی امام خمینی (ره) قم در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد به بیان اتفاقات و ویژگیهای عصر مشروطه پرداخت.
وی گفت: در عصر مشروطه نهضت و جنبشي در ایران به راه افتاد که این نهضت پيشینههایی داشت و زمینه ساز ايجاد آن گرديد.
جنبش تنباكو زمينهساز انقلاب مشروطه شد
یکی از مهمترین اتفاقاتی که زمینهساز جنبش مشروطیت شد، نهضت تحریم تنباکو بود که 15 سال قبل از مشروطیت اتفاق افتاد؛ اين نهضت به چند دلیل زمینه وقوع نهضت مشروطیت را فراهم كرد؛ اولين دلیل به بحث شکسته شدن ابهت استبداد و استعمار در ایران برميگردد.
نهضت تحریم تنباکو علیه قراردادی بود که یک شرکت انگلیسی با ایران بست؛ علاوه بر کشور انگلیس و مسئولان سفارت اين كشور در ایران كه بشدت حامی این قرارداد بودند، شخص ناصرالدین شاه به عنوان پادشاه ایران نيز شديداً از این قرارداد حمایت میکرد و بر اجرا و ابقای آن اصرار داشت.
اما در هر صورت با تحرکات اقشار مختلف مردم و حرکتهایی که بویژه با هدایت علما شکل گرفت، هم انگلیسیها و هم ناصرالدین شاه که مصداق استعمار و استبداد در زمان خودش بود، مجبور به لغو قرارداد شدند.
نکته جالبی که در لغو این قرارداد وجود دارد و باب دوم زمینهسازی برای مشروطیت را فراهم كرد، این بود که با وجود تظاهرات، تجمعات و درگیریهای مردم با حکومت و تلفاتی که مردم در شهرهای مختلف دادند، این اعتراضها به جایی نرسید.
حتي نامهنگاریهای بزرگانی مثل میرزای شیرازی نتیجه نداد؛ در واقع آن چیزی که قرارداد تنباکو را لغو کرد و به تعبیر بنده هم استبداد و هم استعمار را به زانو درآورد، فتوای میرزای شیرازی بود.
فتواي ميرزاي شيرازي يك نافرماني مدني بود
میرزای شیرازی با حکمی که صادر كرد، مردم را به شورش و حمله به شرکت انگلیسی و حمله به دربار دعوت نكرد، بلکه به تعبیر امروزی، حکم به یک نافرمانی مدنی داد.
یعنی شاه و سفارت با همه اعتراضات حاضر نشدند قرارداد را لغو کنند و میرزاي شيرازي هم كه اين شرايط را ديد، گفت ایرادی نیست، قرارداد لغو نشود، ولی از فردا دیگر هیچ کس تنباکو استعمال نکند.
این عمل موجب شکست قرارداد شد؛ چرا كه شرکتي كه كارش نظارت بر خرید و فروش معاملات تنباکو بود، با اجراي اين حكم عملاً ورشکست میشد؛ وقتی قرار شد به تعبیر زیبای میرزا مبني بر اينكه «بای نحو امکان»، هیچ کس تنباکو استفاده نکند، بنابراین دیگر تنباکو جایی نداشت تا اینکه شرکتی هم بر آن نظارت کند.
مبنای این نافرمانی مدنی تبعیت از حکم یک مرجع تقلید بود، تبعیت از حکم کسی که در متون و اسناد تاریخی از او به نام نايب عام امام زمان یاد میشود؛ بر این مبنا به تایید اسناد سفارت انگلیس، مردم ایران یک شبه عادت چند صد ساله را ترک کردند.
این نقطه عطفی در تاریخ معاصر ما بود، یک حرکت مردمی از باب مقابله با استبداد و استعمار، آن هم حرکتی موفق و بر مبنای یک فتوای دینی.
آگاهي بيگانگان از جايگاه مرجعيت پس از جنبش تنباكو
وقتی خبر پیروزی نهضت تنباکو را خدمت میرزای شیرازی بردند، ایشان گریه کرد، علت را كه پرسیدند، ایشان فرمود: الان تازه بیگانگان، نقش و جایگاه و پتانسیل مرجعیت در عرصه سیاسی اجتماعی را درک کردند و لذا از این به بعد در این حوزه کار خواهند کرد.
این پیشبینی میرزا، 15 سال بعد در نهضت مشروطیت کاملاً نمود پیدا کرد، بنابراین شکسته شدن ابهت استعمار و استبداد، برجسته شدن جایگاه مرجعیت در تحولات سیاسی-اجتماعی و بعدها، قتل ناصرالدین شاه به عنوان شاه مملکت، جرات و جسارتی را به مردم داد تا با حکومت درگیر شوند.
نهضت مشروطه به دنبال كم كردن اختيارات شاه بود
تا اینجا مردم با اجرای یک قرارداد و در واقع، یکی از اعمال حکومت، مقابله کردند، اما در نهضت مشروطه بحث بر سر کم کردن اختیارات شاه، به طور کلی بود.
چنین برخوردی با شاه، جسارت خاصی میخواست و دو عامل زمینهساز بوجود آمدن این جسارت و جرات در مردم بود.
با توجه به اینکه بحث ما جریانشناسی است ما با نگاه کلان به موضوعات گذر میکنیم، اما به دو نکته خاص از مشروطه میپردازیم.
با توجه به اینکه بحث ما جریانشناسی است ما با نگاه کلان به موضوعات گذر میکنیم، اما به دو نکته خاص از مشروطه میپردازیم.
جريان روشنفكران غربگرا و جريان ديني و بومي دو جريان كلان در مشروطه
در مشروطیت، دو جریان کلان به طور جدی وجود دارد؛ یکي جریان روشنفکری غربگرا که به دنبال تحقق یک مشروطه با مدل و الگوی غربی ميباشد و ديگري، جریاني که به دنبال یک مدل و الگوی دینی و بومی است.
البته در هر دو جریان از هر تیپ شخصیتی وجود دارند، یعنی در همان جریان غربگرا بعضاً معممها و روحانیون حضور دارند و در جریانی که نگاه بومی و دینی دارند نيز غیر معممها و تیپها و قشرهای مختلف جامعه به چشم میخورند؛ این دو جریان در فرآیند نهضت مشروطه تاثیرگذار بودند.
آيا دغدغه مردم در مشروطه دموكراسي خواهي بود؟
آن چیزی که امروز در تاریخ نگاریها و تحلیلهای ما راجع به مسئله مشروطیت به چشم ميخورد، آن است که در نهضت مشروطیت مردم به دنبال یک دموکراسی و ایجاد فضایی برای مشارکت عمومی، آن هم در غالبهای دموکراسی جدید بودند و این خواسته به نتیجه نرسید.
دغدغه مردم این بود که دموکراسی شکل بگیرد و فضا برای مشارکت آنها باز شود، اما این مسئله محقق نشد و به همین دلیل کسانی که صاحب این تحلیل و نگاه هستند معتقدند که این خواسته هنوز هم محقق نشده است.
در بعضی مقالات تعابیری وجود دارد تحت عنوان «رویای مشروطه» یا «ناکامی مشروطه»، این تعابير ناظر بر این است که آنچه مردم به عنوان مشارکت و دموکراسی میخواستند، محقق نشد و هنوز هم به نتیجه نرسیده است.
این در حالی است که با مطالعه متون دست اول تاریخ مشروطه مانند تاریخ مشروطه کسروی، تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی، انقلاب مشروطیت ایران ملک زاده، کتاب یحیی دولتآبادی و همچنين کتبی که خاطرهنویسی یا روزنگاری است، مانند وقایعالاتفاقیه شریف کاشانی و یا کتبي مثل روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که البته بخشی از آن جزء مشروطیت است و توجه به نویسندگان آنها که عمدتا طرفدار خط مشروطه غربگرا هستند، درمیيابیم که نهضت مشروطیت چگونه و با چه خواستههایی آغاز شد.
اذعان كسروي به دينمحور بودن نهضت مشروطه در آغاز شكلگيري
کسروی که در کتاب خود به علما و روحانیون اتهامات و توهینهایی بسياري وارد كرده است، تصریح میکند که مشروطه را آن دو سید پدید آوردند: «سید عبدالله بهبهانی» و «سید محمد طباطبایی» و پس از چندی «شیخ فضل الله نوري» هم با اینها همراه شد.
کسروی تصریح دارد که ستارخان و باقرخان به خاطر فتوای علمای نجف، پا در عرصه مشروطیت نهادند و اگر فتوای ایشان نبود اینها وارد عرصه مشروطیت نمیشدند.
ادامه دارد ...
آيا دغدغه مردم در مشروطه دموكراسي خواهي بود؟
آن چیزی که امروز در تاریخ نگاریها و تحلیلهای ما راجع به مسئله مشروطیت به چشم ميخورد، آن است که در نهضت مشروطیت مردم به دنبال یک دموکراسی و ایجاد فضایی برای مشارکت عمومی، آن هم در غالبهای دموکراسی جدید بودند و این خواسته به نتیجه نرسید.
دغدغه مردم این بود که دموکراسی شکل بگیرد و فضا برای مشارکت آنها باز شود، اما این مسئله محقق نشد و به همین دلیل کسانی که صاحب این تحلیل و نگاه هستند معتقدند که این خواسته هنوز هم محقق نشده است.
در بعضی مقالات تعابیری وجود دارد تحت عنوان «رویای مشروطه» یا «ناکامی مشروطه»، این تعابير ناظر بر این است که آنچه مردم به عنوان مشارکت و دموکراسی میخواستند، محقق نشد و هنوز هم به نتیجه نرسیده است.
این در حالی است که با مطالعه متون دست اول تاریخ مشروطه مانند تاریخ مشروطه کسروی، تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی، انقلاب مشروطیت ایران ملک زاده، کتاب یحیی دولتآبادی و همچنين کتبی که خاطرهنویسی یا روزنگاری است، مانند وقایعالاتفاقیه شریف کاشانی و یا کتبي مثل روزنامه خاطرات اعتمادالسلطنه که البته بخشی از آن جزء مشروطیت است و توجه به نویسندگان آنها که عمدتا طرفدار خط مشروطه غربگرا هستند، درمیيابیم که نهضت مشروطیت چگونه و با چه خواستههایی آغاز شد.
اذعان كسروي به دينمحور بودن نهضت مشروطه در آغاز شكلگيري
کسروی که در کتاب خود به علما و روحانیون اتهامات و توهینهایی بسياري وارد كرده است، تصریح میکند که مشروطه را آن دو سید پدید آوردند: «سید عبدالله بهبهانی» و «سید محمد طباطبایی» و پس از چندی «شیخ فضل الله نوري» هم با اینها همراه شد.
کسروی تصریح دارد که ستارخان و باقرخان به خاطر فتوای علمای نجف، پا در عرصه مشروطیت نهادند و اگر فتوای ایشان نبود اینها وارد عرصه مشروطیت نمیشدند.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰