راز اين همه سرسپردگي نامبارك
در سيزدهمين روز حملات هوايي رژيم صهيونيستي كه چند روزي است عمليات هاي زميني- توپخانه اي و همچنين دريايي به آن افزوده شده است بيش از 600 فلسطيني شهيد و بيش از 3000 هزار نفر مجروح شده اند، اين در حالي است كه دولت مصر براي كمك به مردم فلسطين در نوار غزه هيچ تمايلي براي بازگشايي گذرگاه رفح نشان نمي دهد.
رفح تنها گذرگاهي است كه فلسطيني هاي نوار غزه مي توانند به آن اميدوار بوده و براي تقويت و يا تغذيه خود از آن استفاده كنند، اما چرا اين گذرگاه باز نمي شود.
رفح گذرگاهي خاكي است كه با كشور مسلمان مثل مصر هم مرز است، اما دولت حسني مبارك به گونه اي آن را بسته نگه داشته است كه مردمي كه خواهان خروج از غزه براي درمان يا كمك رساني هستند با گلوله هاي نيروهاي مصري مواجه مي شوند.
براين اساس بسياري از مردم مصر و ديگر كشورهاي جهان دولت مصر را همدست رژيم صهيونيستي دانسته اند، اين در حالي است كه حسني مبارك به خواسته خود ادامه داده و گذرگاه را بسته است.
حال پرسش اين است كه چرا مبارك حيثيت خود را در دست هاي رژيم صهيونيستي قرار داده است و برادران مسلمان و هم كيش خود را در معرض گلوله قرار مي دهد.
پاسخ به اين پرسش همچنين مي تواند حمايت ديگر كشورهاي عربي را در منطقه توجيه كرده و به سياست هاي آنها تعميم داده شود.
درواقع پي گيري چنين سياستي از دو دليل اصلي ريشه مي گيرد: ابتدا اينكه مصر به رهبري حسني مبارك و همچنين ديگر كشورهاي عربي مسلمان در خاورميانه از ساختار سياسي بسته، قبيله گرايانه و ديكتاتورمنشانه اي برخوردار است و در صورت اوج گيري قدرت مقاومت و رشد گروه هاي مخالف، مي تواند سياست هاي آنها را با چالش مواجه كرده و به ناامني سياسي – اجتماعي كشورهاي منطقه بخصوص مصر و عربستان منجر شود.
از اين رو مصر و ديگر كشورهاي عربي منطقه خواهان ريشه كن شدن تفكرات و اعمال گروه ها و جنبش هايي مثل حماس هستند. چنين جنبش هايي با قدرت گيري و پراكندن آن به كشورهاي منطقه سران كشورهاي عربي را با چالش افول قدرت مواجه مي كنند، بخصوص اگر در اين جنگ پيروز شوند.
بحث دوم به فراتر از مسائل گروه ها بازمي گردد و تغيير توازن قدرت منطقه اي و ظهور هژمون منطقه اي را به همراه دارد. در پي پيروزي حزب الله لبنان اگر جنبش حماس نيز به پيروزي برسد، جمهوري اسلامي ايران به دليل حمايت از اين گروه هاي تاثير گذار، گام هاي موثر به سمت تبديل شدن به هژمون منطقه را خواهد برداشت.
اين در حالي است كه در ميان مجموعه كشورهاي عرب در خاورميانه ايران هم شيعه مذهب است و هم فارسي زبان و اين براي اعراب منطقه بخصوص مصر و عربستان بسيار گران تمام مي شود.
از بزرگ ترين دلايل تمايل اعراب منطقه به رهبري اين دو كشور بزرگ، به سمت رژيم صهيونيستي و آمريكا اين است كه خواهان جلوگيري از چنين رخدادي در منطقه هستند.
واقعي اي كه اگر رخ دهد، آنها را زير سيطره ايراني قرار مي دهد كه در حال قدرت مند كردن دكترين ام القري در جهان اسلام است.
بنابراين مي توان گفت رفح مي تواند دروازه اي باشد كه اگر گشاده شود قدرت هاي ديكتاتور منطقه را متزلزل كرده و حتي مسير عبور قدرت گيري ام القري را بازتر مي كند.
/انتهاي پيام/