کد خبر:۱۷۵۸۱۴
دلايل ازدواج نكردن حضرت معصومه(س)- 2 و پایانی
ازدواج نکردن حضرت معصومه يك حرکت سیاسی و نوعی مبارزه بود
موج شیعهگری و ارادت به اهل بیت (ع) در زمان امام رضا(ع) بسيار زياد شده بود؛ اما همه ادعا بود و آدمی که شایسته باشد با حضرت معصومه ازدواج کند، پیدا نشد؛ یعنی عدم تاهل حضرت یك نوع مبارزه و پیام و نوعی حرکت سیاسی بود.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ به مناسبت رحلت کریمه اهلبیت به بحث درباره دلایل ازدواج نکردن حضرت معصومه که توسط حجتالاسلام پناهیان مطرح شده است میپردازیم.
قسمت اول سخن که در مطلب قبلی آورده شد، به تعبیری مفهوم مخالف از ازدواج نکردن حضرت معصومه (س) یا کفو پیدا نکردن حضرت را گرفته شد، حال قسمت دوم سخن این است که بله مردها حق ریاستی دارند، منتها فرد حق ریاست خودش را چگونه ایفا میکند؟
هرکس حق بیشتری بر گردن دیگران داشته باشد مظلوم واقع خواهد شد
«والعصر* ان الانسان لفی خسر* الاّ الذین آمنو و عمل الصالحات* و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر»؛ صاحبان حق و حقپرستان دچار این مشکل اساسی هستند که صبر ندارند؛ نمیتوانند برای رسیدن به حق خود صبر كنند و از حق خود صبورانه دفاع کنند، اگر لازم باشد صبر میکنند، اما علیالقاعده صبر نمیکنند.
در حاليکه اصل بر این است هرکس حق با او بود باید صبر کند و اصل بر آن است که هرکس حق با او است به او ظلم میشود؛ کسی که حق بیشتری بر گردن دیگران دارد مظلوم واقع خواهد شد، لذا هرکسی حق با او باشد باید صبر کند.
اهل حق در همه عرصهها باید صبر کنند
کسی میگوید «اگر مشکلی پیش آمد صبر میکنم» در جواب میگوییم این نوع نگاه غلط است. اهل حق! اصل بر این است که شما در همه عرصهها صبر کنید.
در عرصههای اجتماعی اگر کسی به حق نزدیک شود اولین چیزی که لازم میشود صبر است و چقدر اخلاق بچه مذهبیها و بچههایی که دارای عقايد ولایی هستند در اثر نابردباری بد میشود و جامعه اینها را خراب میکند، رنگ دین را خراب و چهره دین را مخدوش میکنند.
درباره همدیگر بايد صبوری اتخاذ کرد. پیامبر (ص) آنقدر صبوری میکردند که بعضی از نفهمها میآمدند و میگفتند، پیامبر(ص) استغفر الله خاصیت ندارد و فقط میشنود؛ آنقدر علی(ع) صبر میکردند که میگفتند سیاست ندارد.
آنها که بیشتر حق داشتند و حق با آنها بود و با حق ممزوج شده بودند «علی مع الحق و الحق مع علی»، بیشتر باید صبر کنند؛ ما که اینگونه نیستیم و با حق ممزوج نشدهایم.
ذوالفقار؛ نمادی برای نشان دادن صبر امیرالمومنین(ع)
چرا بیشتر از این به ما ولایت نمیدهند؟ چون عالم را به آتش میکشیم، چون صبر نداریم، لذا دو درصد به ما ولایت میدهند و میگویند همین قدر برای تو بس است.
ذوالفقار، نمادی برای نشان دادن صبر امیرالمومنین(ع) است نه برای نشان دادن قهر ايشان. ذوالفقار برای ما شیعیان و براي صبر نماد است، کی از نیام در آمد؟
اگر بچه مذهبیها در برخورد با رفقا و بدیهای رفقا، بلد باشند بدی همدیگر را تحمل کنند و لبخند بزنند به خدا عالم گلستان میشود و دیگر نيازي به جذب آدمهای بد نيست، فقط بر بدی صبر کن.
آقایان مذهبی دچار آفتی هستند که تحمل نمیکنند. نکتهای كه به خانمهای آقایان مذهبی خوب بايد گفت اين است كه گول لبخند شوهرتان را نخورید، به احتمال زیاد در روز قیامت شما بدهکار شوهرت خواهی بود، گول لبخند او را نخور و اگر او چیزی نمیگوید فکر نکن چیزی هم نیست.
آداب حق بیشتر داشتن:
حق بیشتر به گردن آقایان است و مردها بیشتر به گردن خانمهايشان حق دارند و به همین دلیل حضرت معصومه(س) ازدواج نکرد به این خاطر که چه کسی شایسته بود که حق بر گردن او پیدا کند؟
من میخواهم آداب حق بیشتر داشتن را هم بگویم؛ آداب حق بيشتر داشتن، مظلومیت چشیدن است، یعنی خانمها میخواهند ازدواج بکنند بگردند رئیسی که شایسته است این همه حق به گردن او پیدا بکند انتخاب کنند.
آقایان هم بايد ببینند چه کسی شایسته است که اینقدر صبر نشان بدهند و چه کسی شایسته است که اگر بدی کرد و حق را ادا نکرد صبرش را به جا بیاورند.
نباید دنبال کسی بگردید که حق شما را ادا کند، کسی که این همه حق به گردن او میآید نمیتواند همه را ادا کند. خودت حق امام زمانت را توانستی ادا کنی؟ آن زن هم همینطوری است، البته نه اینکه تو امام باشی و یا نائب امام، بلکه هر کسی به نسبت حقی که دارد.
مردها حق بیشتری به گردن زنان دارند پس زنان باید ذاتاً بنای صبر بر سرپرست خود بگذارند
هر کسی به گردن ما حقی دارد ما بیشتر حق او را ضایع کردیم، خود ما چقدر حق پدر و مادرهایمان را ادا کردیم.
اینکه مرد حق بیشتري دارد به اين معناست که باید بیشتر از زنها صبر کردن را یاد بگیرد. اين قسمت دوم سخن است که به مردها برمیگردد، در قسمت اول گفتیم که زنان چون مردها حق بیشتری به گردنشان دارند از اول و ذاتاً بنای صبر بر سرپرست خودشان را دارند؛ چون حقوق بیشتری به گردنشان پیدا میکند.
اینجا چون مرد حق بیشتری دارد، به واسطه توصیه اخلاقی قرآن «و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر» او را ارشاد میکنیم.
هر جا حق با شما بود باید صبر کنید/ اصحاب پیامبر(ص) بعد از جلسات، سوره والعصر را میخواندند
حق آفتی دارد و آن اين که صبر آدم را از بین میبرد، لذا هر جا دیدی حق با شما است ابتداً باید صبر کنی و خودت را کنترل کنی.
اصحاب پیامبر(ص) بعد از جلسات، سوره والعصر را میخواندند؛ چون باید به هم توصیه کنند، البته توصیه به صبر معانی متعددی دارد، ولی خواهش میکنم صبر را در مواقع بلا به حساب نیاورید، یعنی به صبر جوري نگاه نكنيد كه اگر ضرورت آن پيش آمد لازم است.
طیف گستردهای از بیدینها در جامعه، حقپرستانی بودند که نتوانستند صبوری کنند
صبر با حق است، حق با شما است، باید صبر کنی وگرنه خراب میکنی. صبوری کردن سخت است، ولی حقپرستی سخت نیست، کاری ندارد که انسانها حقپرست باشند. طیف گستردهای از بیدینها در جامعه ما حقپرستانی بودند که نتوانستند صبوری کنند.
انواع و اقسام صبر را داریم: صبر در برابر بلا، صبر در برابر معصیت، صبر در برابر اهل حق، صبر در برابر باطل و... .
یک نفر به امام صادق(ع) گفت: آقا دوستتان دارم. فرمودند: برو آماده شو برای بلا؛ بلا برای دوستان اهل بیت است، ولي ما كه بچه مذهبی میشویم انتظار داریم هیچ بچه مذهبی به ما نارو نزند و هیچ بچه مذهبی به ما نیش، کلک و زخم و... نزند. بچه مذهبیها نمیتوانند همدیگر را تحمل کنند، بچه مذهبیها اهل باطل را هم نمیتوانند تحمل کنند.
اگر میخواهید امام زمان به شما پست بدهد، صبر را تمرین کنید
شهید بهشتی نامه برای امام (ره) نوشت و گفت که امام ما رفتیم و بریدیم، یعنی شما اینقدر صبر کردید و به بنیصدر میدان دادید که ما را کشت، اصلاً ما رفتیم قم طلبگی. امام اینقدر صبور بود که آیتالله بهشتی بُريد.
صبری که شهید بهشتی نتواند تحمل کند ما ميتوانيم بکشیم؟ اگر میخواهید امام زمان به شما پست بدهد، صبر را تمرین کنید نه اينكه حقپرستی را زیاد کنید، به اندازه حقی که دارید صبر را تمرین کنید حقتان زیاد خواهد شد.
حق باید در روح انسان حلول کند، ما از پیامبر(ص) روایت داریم که «عمار معالحق و الحق مع العمار»، البته رتبه ممزوج بودن حق با علی است و علی با حق، خیلی بالاتر است؛ عمار در سطح پایینتری است، ولی خوب پیامبر(ص) این حرف را درباره عمار فرمودند.
هرقدر ظرفیت صبر خودت را بالا ببری، خدا وجودت را از سرچشمه حق سیراب میکند
شهید چمران حرف قشنگی زده است که خدایا مرا میزان حق و باطل قرار بده. هر قدر صبر کنی به همان اندازه محبت اهل بیت(ع) را در دل شما قرار میدهند و توفیق عبادت به شما میدهند.
هر چقدر ظرفیت صبر خودت را بالا ببری خدا از سرچشمه حق وجود تو را سیراب خواهد کرد. بیشتر از این حرفها بايد ظرفیت داشته باشی وگرنه خدا در امتحان کردن کم نمیآورد.
همه شما محبت اهل بیت را در دل دارید، هر چقدر صبر را بالاتر ببری این محبت افزوده میشود، شما همه باحق هستید، صبر کنید و هر چقدر صبرتان را بالاتر ببرید حقتان را زیاد کردهاید.
بلافاصله بعد از حق، بحث صبر باید مطرح شود والا سنگ روی سنگ بند نمیشود. آنقدر بايد صبر کنی که اگر اختلافی بین زن و شوهری پیش آمد فرد دیگري باید بگوید که حق طرف را رعایت کن، چون آنقدر صبر میکند که حق خودش را بیان نمیکند، مثل امام (ره) كه حق زيادي بر گردنش بود، ولی اصلاً جلوی کسی را نگرفت و حق خود را از كسي مطالبه نكرد.
موج شیعهگری، ارادت به اهل بیت (ع) در زمان امام رضا(ع) بسيار زياد شده بود
علت دیگری که میتوان برای ازدواج نکردن فاطمه معصومه(س) ذكر كرد این است که از نظر تاریخی در زمان امام رضا(ع) افراد مدعي ايمان و شيعهگري زیاد شده بودند و آقا امام رضا(ع) بزرگترین موقعیت اجتماعی را داشتند.
مثلاً امام صادق(ع) 4000 شاگرد داشتند، یکی آمد و گفت شما در کوفه 50 هزار یار دارید، چرا قیام نمیکنید؟ فرمودند: من اگر 40 مرد داشتم جنگ میکردم.
موج شیعهگری، ارادت و ایمان به اهل بیت (ع) در زمان امام رضا(ع) بسيار زياد شده بود. موقعیت حضرت طوری بود که به مامون میفرمودند اگر من بر استر خودم بنشینم و کاغذی بنویسم غرب و شرق عالم از من تبعیت میکنند، یعنی تو فکر نکن مرا به اينجا آوردهاي و چيزي به من دادهاي!
موقعیت اجتماعی امام رضا(ع) اینقدر بالا است. حالا انتظار امام از مردم چیست؟ اینکه مردم آدم شوند و این اعتراض را چگونه اعلام ميکنند؟ با ازدواج نکردن حضرت معصومه(س).
یعنی آدم نیستید، اگر آدم بودید که با او ازدواج میکردید، آدم پیدا نمیشود. شیعه باید متوجه شود، باید خودش را بیابد و این یك نوع مبارزه و پیام و يك نوع حرکت سیاسی بود.
ازدواج نکردن دختر موسیبنجعفر(ع) حرمت ایشان را صد چندان میکند
ازدواج نکردن دختر حضرت موسیبنجعفر(ع) که نابغه بنیهاشم بود، آن هم در جامعهاي که حرمتی برای زن قائل نبودند، البته از نظر عرف، نه دین، حرمت ایشان را صد چندان میکند. از آن طرف وقتی کسی عالم شد كه از روی هواي نفس زندگیش را اداره نمیکند.
شیعه باید درس بگیرد که خواص و اهل بیت واقعاً غریب بودند، به همین دلیل دست به شمشیر نبردند، این همه آدم داشتند، اما دریغ از یک آدم حسابی!
لذا کنار مرقد مطهر حضرت معصومه(س) برای غربت خاص ایشان باید گریه کرد، شما چقدر در بین دوستانتان غریب بودید، در اوج شهرت و احترام چقدر دچار غربت و مظلومیت بودید و چقدر تنهایی میکشیدید.
اصل حرکت فاطمه معصومه(س) برای رفتن به سمت برادرشان یك مبارزه بود
خانم فاطمه معصومه(س) طبیعتاً همینجوری هستند، اصل حرکت ايشان برای رفتن به سمت برادرشان یك مبارزه بود و الا حمله نميكردند و هجوم نمیآوردند.
حضرت معصومه وفات یا شهادت؟
یکی از علما در حرم حضرت معصومه(س) تاکید میکردند که از تقویمها وفات حضرت معصومه (س) را بردارید و «شهادت» ایشان را بگذارید، حمله کردند و بعضی از امامزادگان محترم را کشتند، این نقل است که حضرت را به شهادت رساندند، این تحلیل نیست.
اگر دست این خواهر به برادر میرسید...
اگر دست این خواهر به برادر میرسید آن طوفان عاطفی که به واسطه حضور حضرت زینب(س) در کربلا برقرار شد به واسطه حضور حضرت معصومه(س) در طوس برقرار میشد.
اهلبیت و بنیهاشم میآمدند و دیگر حرمت حکومتی که امام پیدا کرده بود با یک طوفان عاطفی برقرار میشد و موقعیت امام عجیبتر و غریبتر در دلها نفوذ میکرد.
مامون افرادي را فرستاد كه در برابر کاروان سد کردند، مامون در عظمت امام رضا(ع) مانده بود و حالا اهلبیت امام هم بیایند و اقبال مردم بیشتر میشد و دیگر نمیشد آنها را مظلوم قرار داد.
باید متناسب با شکوه خانواده بنیهاشم، احترام را زیادتر بکند و خانههای بیشتری را بدهد و هر آنچه که به طور طبیعی برای حرکت اجتماعی امام رضا(ع) لازم بود را بايد واگذار ميكرد.
جلو کاروان را گرفتند و حضرت معصومه(س) هم متوجه شدند که باید صبر کنند، با اينكه بسياري از کارهایشان نیمه تمام مانده بود شرایط و ظلم را پذیرفتند.
پایان
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰