جدایی اسکار از سیاست
کد خبر:۱۷۵۸۹۳
وبلاگ «رمق»

جدایی اسکار از سیاست

من به شخصه به زوج ساره بیات و شهاب حسینی در این اثر امتیاز بیشتری میدم تا به معادی و حاتمی.
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، حسن فکوری در آخرین برزورسانی وبلاگ «رمق»، طی درج مطلبی با عنوان «جدایی اسکار از سیاست» نوشت:
 
 
قبل از هر چیز یقیناً جا داره کسب اولین اسکار برای سینمای ایران رو تبریک بگم. این موفقیت و این تبریک برای من مثل خوشحالی و شادباشِ یه فوتبال دوست می مونه که مثلاً از تیم باشگاهی محبوبش هیچ کسی رو توی تیم ملی راه نداده باشند، اما تیم ملی بره جام جهانی. مطمئنا شادی آور و حتی غرور آفرینه، اما برای من همراه با حرف و حدیث خواهد بود.
 
یادداشتهای سابقم رو حتما دوستان جاهای مختلف خوندند و از موضعم در قبال فیلم با خبرند. از اینکه این جدایی مورد بی مهری صدا و سیما قرار گرفت و کم لطفی برخی آقایون هم که براش حرف و حدیث در میاوردند، متنفر بوده و هستم. از همه مهمتر از واکنش های کودکانه و عجیب و غریب برخی دیگر از مسئولین و اظهار نظرهای رنگ به رنگشون که یه روز فیلم رو در حد فیلم فجر گچساران پایین میارند (گچساران رو از کجا آوردی؟!) و یه روز دیگه اسکار گرفتنش رو شکست لابی های صهیونیستی می شمرند...
 
اما در عین حال، مثل همه فیلم ها (مثل همه انواع آثار هنری) این جدایی رو هم قابل نقد می دونم. چنانکه من محبوبترین فیلم هام رو هم به بوته ی چالش کشیدم. (آخرینش یادداشت هام راجع به فیلم "یه حبه قند" بود) اما متاسفانه جو بسیار نامناسبی توی فضای اینترنتی شکل گرفته. فضایی که مملو بوده از اتهام زنی ها و کوچک کردن ها. کافیه کسی نقدی (ولو صرفا هنری) راجع به جدایی بنویسه، دوستانِ شبه روشنفکر با عینک های کارشناسانه شون، چنان به آدم حمله ور میشند که انگار بر خطوط قرآن دستبردی زده شده!
 
جالب کامنت دوستی بود که بنده رو مورد تفقد خودش قرار داده بود و به عامی بودن متهمم کرده بود. که اتفاقا دیدگاهم اینه که اگر مولفه ی عامیانه بودن، مثل مردم فکر کردن باشه، ترجیح میدم اینطور باشم تا اینکه ادای روشنفکر ها رو دربیارم و هر چیزی رو که دیگران دوست نداشتند، بگم این هنریه و شما ازش سر درنمیارید.
 
مهم‎تر اینکه همچین واکنش هایی رو من از قشر ظاهرا# تحصیل کرده و متفکر و بعضا آزاداندیش انتظار نداشتم. قشری که تحمل انتقاد رو افتخار می دونند و انتظار دارند آستانه تحمل جامعه در تمامی شئون سیاسی و اجتماعی بالا بره. اما از قضا سرکه‎انگبین صفرا فزود!
 
به هر تقدیر، نکاتی ذهنم رو در گیر کرده که امیدوارم به دور از هر پیش فرضی دوستان بهش فکر کنند.
 
اول اینکه، کسانی که فیلم رو دیدند یقینا نظر من رو تایید می کنند که حجم سنگینی از طبیعی و اثرگذار دراومدن کار بر دوش نقش کلیدی حجت (با بازی شهاب حسینی) بوده. من به شخصه به زوج ساره بیات و شهاب حسینی در این اثر امتیاز بیشتری میدم تا به معادی و حاتمی. البته این از ارزش کار سایر بازیگران کم نمی کنه. در هر حال چه با نظر من موافق باشید چه نباشید، این رو باید قبول کرد که سهم شهاب حسینی از این فیلم بیشتر از سایرین نباشه، کمتر نیست. چنانکه سابق بر این، مثلا در "درباره الی..." هم خودش رو ثابت کرده. اما...
 
کافیه کمی در بین کامنت ها و پیام ها و متن هایی که این روز ها توی فیس بوک و گوگل پلاس و سایر شبکه های اجتماعی، بین هواداران فیلم رد و بدل میشه گشتی بزنید، از همه حواشی فیلم حرف زده شده، الا از شهاب حسینی. راحت بگم گویا ایشون تافته ی جدا بافته ی این فیلم هستند.
 
اگر تا اینجای حرفهام رو تحمل کردید، حتما بقیه اش هم براتون قابل پیش بینیه، حرف من ساده است، اونهم اینه که هواداران فیلم بیش از اینکه نظراتشون هنری باشه، با درصد بسیار بالایی، به دنبال مقاصد سیاسی از این اثرند. و گرنه شهاب حسینی با انگشت جوهریِ حاصل از انتخابات هم جزئی از این اثر بوده اما گویا به چشم نمیاد.
 
همه اینها رو گفتم که بگم دوستان! شما رو بخدا بیاید و یکبار هم که شده دیدگاههای سیاسی تون رو از مسائل هنری (و البته سایر شئون زندگی) جدا کنید.
 
دوم اینکه باز هم این روز ها دوستانمون رفتند و سید شهدای اهل قلم رو از دفتر خاطرات خاک گرفته شون بیرون کشیدند و اون نوشته ی زیباش رو نشونمون دادند که: "آنها به تكنيك محض جايزه نمي‌دهند و راهشان نيز با ما متفاوت است. تكنيك و محتوا را نيز نمي‌توان از يكديگر تفكيك كرد و چون اينچنين است، پر روشن است كه آنها كدامين فيلم‌ها را خواهند پذيرفت. كسي مخالف شركت در جشنواره‌هاي خارج از كشور نيست، اما آنچه كه اصلا در شأن ما نيست، شيفتگي و مقهوريت و مرعوبيت در برابر آنهاست".  البته خدا رو شکر که آوینی عزیز این حرف ها رو دو دهه قبل زده، وگرنه محکوم میشد به حسادت به جناب فرهادی و یا به ملحق بودن به دولتمردان و... بگذریم. بیشتر مد نظرم این بود که آقایونی که اینجور مواقع یادشون میفته اون بزرگوار چه حرفهای نابی زده، بد نیست کامل اون متن رو بخونند و اون بخش هاییش رو که بر لزومت برنامه ریزی تاکید داره رو نصب العین قرار بدند. هرچند گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست، آنچه جایی نرسد فریاد است.
 
سوم اینکه حرف از سیدمون آقا مرتضی آوینی بزرگ شد، خبر اومد که دیروز مادر بزرگوارش به رحمت خدا رفته. به یاد اون مادری که همچین فرزندی در دامنش تربیت شده و همینطور به یاد ننه علی که چند روز پیشتر فوت کرد و به یاد همه مادران شهدا باشیم.
 
چند روز پیش خیلی گذری تبلیغات یه گروه سیاسی رو برای انتخابات مجلس دیدم (اصلا نمیشناسمشون و حتی اسمشون روهم نمی دونم) اما این جمله شون برام جالب بود که به ازای هر صندلی مجلس 720شهید داده ایم.
 
خدا همه مون رو هدایت کنه که حرمت این خون ها رو بدونیم. خدا رحمت کنه ابوذر زمان، مرحوم طالقانی رو که در اولین حضورش در مجلس روی زمین نشست و گفت ما انقلاب نکردیم که روی این صندلی ها بشینیم.
 
با رمق بمونید.
پربازدیدترین آخرین اخبار