من نسكافه نمي‌خورم!
کد خبر:۱۷۶۷۶
بيائيد كالاي اسرائيلي نخريم

من نسكافه نمي‌خورم!

من نسکافه نمي خورم !

نسکافه داغ است

داغ تر از آن تکه سربي که نشست توي سينه ي محمد

وقتي نشسته بود

در آغوش پدرش

 

من نسکافه نمي خورم !

نسکافه تلخ است      

تلخ تر از آن روزي که پدر زينب را گرفتند

و کشان کشان انداختند

توي آن ماشين آهني

که حتي پنجره هم نداشت

 

من نسکافه نمي خورم !

نسکافه سياه است

سياه تر از آن شبي که هانيه و مادر بزرگش را

از خانه بيرون انداختند

و يک غول آهني روي سقف خانه شان راه رفت

 

من نسکافه نمي خورم !

من افتخار مي کنم که نسکافه نمي خورم

بگذار همان چهار جوان اسراييلي

بنشينند زير سايه ي درخت پرتقال خانه ي احمد

و بخندند به ريش همه شيوخ عرب

 

من نسکافه نمي خورم !

من نسکافه نمي خرم !

من پول نمي دهم که بشود تکه سرب

که بشود يک قطره بنزين براي آن ماشين آهني

که بشود بند پوتين آن سرباز اسراييلي

 

من نسکافه نمي خورم !

و نسکافه فقط همان يک فنجان قهوه نيست

همان پيراهني است که تو پوشيده اي ومن پوشيده ام

همان گوشي موبايلي است که تو خريدي

و براي خريدنش سيصد و پنجاه هزار تومان بدهکار شدي...

/انتهاي پيام/

پربازدیدترین آخرین اخبار