کد خبر:۱۷۷۳۸۰
بايستههاي تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي - 2
سيره اهلبيت(ع) اين بود كه مهريه همسرانشان را بلافاصله ميدادند / زنان بيشترين استفاده را از اسلام و انقلاب بردند
امروزه در جامعه ما مطالبه مهريه ضد ارزش است، اما قرار دادن مهريه بالا يك نوع ارزش محسوب ميشود، در حالي كه سيره اهلبيت (ع) اين بود كه بلافاصله پس از عقد مهريه همسرانشان را پرداخت ميكردند.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ بحث حقوق و تكاليف زن در اسلام و تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي بسيار مهم است، بدين منظور به ارائه مباحث دكتر فرهمندپور در اين خصوص ميپردازيم.
ضرورت تفكيك مفهوم و مصداق حق و تكليف
فهم، شناسایی و تفکیک دقيق مفهوم و مصداق حق و تکلیف و رعایت توازن میان آنها در قالب مدل پیشنهادی ضروري است.
حق چیست؟ تکلیف چیست؟ گاهی اوقات اینها را با هم قاطی میکنیم. برای بدست آوردن چیزی سینه میزنیم و خیال میکنیم حقمان است، ولي وقتی آن را بدست آورديم میفهمیم حقمان نبوده، بلكه تکلیفی برای خودمان درست کردهایم.
حق آن چیزی است که من از دیگران به نفع خودم مطالبه میکنم، تکلیف آن ماموریت دیگران است که به عهده من واگذار میشود و من موظف هستم در قبال آن پاسخگو باشم.
حق و تكليف با هم متفاوت هستند، حق را من از دیگران مطالبه میکنم، تکلیف را باید به دیگران جواب پس بدهم، ما باید مفهوم و مصداق حق و تکلیف را به دقت بشناسیم، بفهمیم و از هم تفکیک کنیم.
زنان دنبال چيزي رفتند كه تكليف آنها نبود
متاسفانه خانمها دنبال چیزهایی دویدند که در واقع تکلیفی بوده كه خدا از دوش آنها برداشته، آنها ناراحت شدند که چرا تکلیفی بر گردنشان نیست؟ تمام تلاش خود را به كار بستند که حق را بگیرند، ولی تکلیف بوده است.
من هر روز صبح که به مرکز مشاوره (محل کار) میروم از خیابان جلالآلاحمد و از مقابل مركز میوه ترهبار كه رد میشوم، پشت چراغ قرمز خانمي را ميبينم كه کیسههايي پر از میوه در دست دارد و ساك ديگري را نيز حمل ميكند، اين خانم از خط عابر و از مقابل ماشينها که عبور میکند یکدفعه یکی از کیسهها پاره میشود، همان موقع چراغ سبز میشود و ماشینهايي كه میخواهند بروند دائماً بوق ميزنند و خانم دچار استرس و اضطراب ميشود.
بعضی اوقات دلم به درد میآید و با خود فکر میکنم زمان مادر بزرگهاي ما، آقای خانه صبح بلند میشد، قبل از اینکه به محل کارش برود، وسایل خانه را میخرید و از خانم میخواست زحمت بکشد مثلاً قورمه سبزی درست کند. این خانم هم غذا میپخت و عطر قورمهسبزی در حیاط میپیچید، آقا هم که ظهر به خانه میآمد، کلی مدیون خانم بود که قورمهسبزی بار گذاشته و مثل اینکه کش به پایش بسته باشند، به سمت خانه میپرید و با خانم و بچهها غذا میخورد.
بعد، خانمها دیدند چه کاری است، گفتند ما هم میخواهیم به کوچه و خيابان بیاییم و نشان دهیم که میتوانیم گوشت و مرغ و بقيه ملزومات زندگي را بخریم. به خیابان آمدند برای اینکه بگویند ما حق داریم. حقشان همین است که الان بايد بروند 10 – 15 کیلو وسیله بخرند و به خانه ببرند و شب هم آقا بیاید بخورد.
اصلا حرف من این نیست که آن نظام خانوادگی مشکل نداشت، قطعاً مادربزرگهای ما با مشکلاتی مواجه بودند که الان ما با آنها مواجه نیستیم، اما مشكلات ما الان دو برابر شده است، چون مشکل با مشکل فرق میکند، بعضی مشکلات را حل کردیم، ولی مشکلات بدتری دامنگیر ما شد.
من میخواهم بگویم اين راهحل درستي نبود. زنها دنبال چیزی رفتند که حق نبود، تکلیف بود و کار خودشان را سخت کردند. بحث حضانت نيز از همین جنس است، بايد مواظب باشیم حق را با تکلیف اشتباه نکنیم.
ارزیابی منطقی پیامدها پس از اجرای کامل و جامع مدل پیشنهادی امكان دارد
من چه وقت میتوانم نظام کمونیستی را نقد کنم؟ وقتي نظام کمونیستی در جایی امکان اجرا پیدا کند و من این نمونه تام و تمام اجرایی را ببینم، سپس بگویم اين نمونه عیب دارد. چه وقت میتوانم نظام سرمایهداری را نقد کنم؟ وقتي نظام سرمایهداری شکل اجرایی پیدا کند.
حالا ما میخواهیم دو نظام حقوقی، يعني نظام فمينيستي و نظام اسلامي را با هم مقایسه کنیم و ببينيم كدام نظام بهتر و كدام بدتر است.
آمريكا بهشت فمينيستهاست
آیا نظام فمنیستی امکان اجرا پیدا کرده است یا نه؟ بله، امروز آمریکا بهشت فمنیستهاست. در برخی کشورهای غربی، بویژه در آمریکا، نگاه و نگرش و نظام فکری فمنیستی امکان اجرا پیدا کرده و میبینیم كه هر گوشه آن عیبی دارد.
همین 10-15 کتابی که به شما معرفی کردم، نگاه کنید. نشان میدهد که از ابعاد مختلف این نظام فکری جای نقد و گفت و گو دارد. من میتوانم و حق دارم آن را نقد کنم و امکان ارزیابی منطقی پیامدهای آن را نيز دارم، چون امکان اجرای کامل و جامع پیدا کرده است.
نظام حقوقي اسلام امكان عملياتي شدن پيدا نكرده است
اما آیا نظام حقوقی اسلام با این منطق امکان نقد و ارزیابی را دارد؟ خير، چون هرگز حتی در یک کشور، در یک سرزمین، در یک منطقه، نظام حقوقی اسلام به طور کامل و جامع امکان عملیاتی شدن پیدا نکرده است.
نه برای اینکه اسلام قابل عمل نبوده است، برای اینکه این فرصت هرگز به اسلام برای اجرا و عملیاتی شدن داده نشد، حتی در حکومت 10 ساله پیامبر و حکومت پنج ساله امیرالمومنین، متاسفانه به این دو بزرگوار، معصوم كه از جانب خداوند منصوب هستند، فرصت داده نشد اسلام را با همه ابعادش پیاده کنند.
پيامبر در 10 سال اقامت در مدينه و 10 سال اقامت در مكه درگير مشكلات بسيار زيادي بودند، حواسشان به مشرکین باشد، به منافقین، به یهود، به تازه مسلمانانی که هنوز از فضای جاهلیت فاصله نگرفتهاند؟ خُب چطور اسلام تمام را اجرا کنند؟ حتی پیغمبر هم نتوانست، امیرالمومنین پنج سال حکومت کردند، نگذاشتند ايشان هم اسلام را كامل اجرا كنند.
زنان از اسلام و انقلاب اسلامي بيشترين استفاده را كردند
آیا امروز جمهوری اسلامی میتواند ادعا کند كه نماد کامل و تجسم کامل و دقیق نظام حقوقی اسلامی است؟ قطعاً نه، البته اين به این معنا نیست که ما دستاوردهای جمهوری اسلامی را نادیده بگیریم. مرکز شورای فرهنگی – اجتماعی زنان کتابی را به نام کارنامه جمهوری اسلامی ایران در خصوص مسائل زنان منتشر کرده است.
حتماً این کتاب را ببینید، تازه این کتاب کامل نیست و تنها بخشی از کارنامه موفق جمهوری اسلامی ایران در مواجه با زنان است. من معتقدم همان طور که وقتی اسلام آمد، زنان بیشترین استفاده را از اسلام کردند، همچنين زنان بیشترین بهره را از انقلاب اسلامی و رهبری بردند.
تحول وضعیت زنان در ایران، قبل از انقلاب با بعد از انقلاب خیلی ویژهتر از تحولات دیگر است، اما حقیقت این است كه ما خیلی راه آمدهایم، اما همه راه را نرفتهایم، بخش بسیاری باقی مانده است.
بايد بين مدل جامع نظری با صورت ناقص اجرا شده آن تفكيك صورت گيرد، من امروز آمدهام مدل جامع نظری اسلام را تبيين كنم، یعنی بگویم اسلام این مطالب را گفته است، پس لطفاً وقتی میگویم اسلام این را گفته، نگویید پس چرا همسایه ما اینطوری عمل نمیکند.
وقتی میگوییم اسلام این حرف را زده، نگویید چرا حق زنان ما در دادسرای خانواده ضایع میشود. امروز اسلام در هیچ جای دنیا، حتي در جهان اسلام نيز به طور کامل اجرا نشده، البته در ایران از جاهای دیگر بهتر است، اما به هر حال در ایران هم کامل نیست.
ضرورت تأسيس نهادهايي براي عملياتي كردن مدل جامع
برای اجرا و عملیاتی شدن آن مدل جامع عملی، متعادل و متوازن، ناچاریم نهادهای جدیدی تاسیس کنیم. منظور از نهاد، سازمان یا اداره نیست، بلكه نهاد به معنای جامعهشناختی آن مدنظر است. لازم است نهادهايي تاسیس کنیم و بعضی از ساختارهای موجود فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی خود را بازتعریف نمايیم.
این طور نیست که مثلاً رئیسجمهور بگوید فرهمند بیا مدلت را بگو، من هم مدلم را بگویم، بعد رئیسجمهور از فردا بخشنامه کند و همه طبق این مدل عمل کنند، چنین چیزی امکان ندارد.
برای اینکه این مدل امکان عملیاتی شدن پیدا کند، لازم است برای آن نهادسازی و ساختارسازی کنیم. جاهایی باید دست در فرهنگ و جاهایی دیگر باید دست در نظام اقتصادی ببریم و این نیازمند یکسری مقدمات است.
بازتعريف نقشها، ايجاد كننده يك جريان فرهنگي در جامعه است
بازتعریف نقشها و اصولاً طراحی نقش، یک جریان فرهنگی در جامعه است. شما یک میکروفن در دست بگیرید و به خیابان برويد، از مرد و زن سوال کنید كه به نظر شما چه نقشهایی زنانه هستند؟
فکر میکنید مصاحبه شوندگان به شما چه جوابی میدهند؟ ظرف شستن، آشپزی کردن، جارو کردن و مثلاً بچه را تر و خشک کردن، نقشهای زنانه میشوند. در ادامه خواهیم گفت كه اینها اتفاقاً اصلاً نقشهای زنانه نیستند، یعنی اگر تلقی جامعه این است که اینها نقش زنانه هستند، برای آن مدل مطلوب باید آن نقشها دوباره بازتعریف شوند و بازنگری در ارزشها صورت گيرد.
مطالبه مهريه ضد ارزش نيست
مثلاً امروز مطالبه مهریه در جامعه ما ارزش است یا ضد ارزش؟ ضد ارزش. خانم در حالي كه خوب و خوش با شوهرش زندگی میکند به چشمهای شوهر نگاه كرده و میگوید مهر من را بده، این یعنی طلاق میخواهم، خُب این ارزش است یا ضدارزش؟
بله، خود مهریه 1450 سکهاي ضد ارزش است، ولي مطالبه مهریه ضد ارزش نیست. در جامعه ما برعکس است، آن مهریه ارزش، ولي مطالبه مهریه ضد ارزش است.
سيره اهلبيت (ع) اين بود كه مهريه همسرانشان را بلافاصله ميدادند
کسی براي ديدن امام حسین(ع) به خانه ايشان رفت. از روایت اینطور استفاده میشود كه ظاهراً خانه امام حسین(ع) اینگونه بوده كه وقتي در باز میشد راهرویی بود، بعد در این راهرو، درب اتاق خواب باز میشد، این فرد از جلوی اتاقی میگذشت، درب اتاق باز بود، کار بدی کرد و داخل اتاق را نگاه کرد.
به قول یکی از دوستانم ما اصولاً هر دری که باز میشود داخل آن را نگاه میکنیم. حالا، آن فرد داخل اتاق را نگاه کرد، دید به هر حال نسبت به زمان خودش یک اتاق آراسته و قابل قبول است، شاید شیک نبود، ولی یک اتاق آراسته و خوب بود.
بعد به اتاقی که امام (ع) میهمانانشان را میپذیرفت رفت، اتاقی ساده دید، کف آن یک زیرانداز ساده، خیلی ناراحت شد و به او فشار آمد. گفت نگاه کن امام حسین(ع) هم بالاخره بله. حالا خدا رحم کرد این قدر این فرد عاقل بود که بپرسد، اگر نمیپرسید تاریخ را به انحراف میکشاند.
وقتی حرف هایش با امام حسین(ع) تمام شد، گفت عرضی دارم، دارم دیوانه میشوم، امام(ع) فرمودند: چیست؟ گفت: من میآمدم درب اتاقی باز بود و خیلی چنین و چنان بود، پس معلوم میشود اندرونی غیر از بیرونی است.
امام(ع) لبخندی زدند و فرمودند (منظورم این جمله است، سیره اهلبیت (ع) این است): ما وقتی کسی را عقد میکنیم بلافاصله مهریه او را میدهیم و این خانم مهریه خود را که گرفت، دلش خواست با آن مهریه اثاث بخرد، ملک خودش است، مال خودش است.
حالا یک زن میخواهد با مهریهاش سهام بخرد، یکی میخواهد طلا بخرد، یکی میخواهد پسانداز کند، یکی میخواهد اصلاً به شوهرش ببخشد.
ولی اهلبیت(ع) عقد كه میکنند، مهر را میدهند، منتهی یک مهر متعادل و متعارف، پس مهریه گزاف ضدارزش و دادن مهریه ارزش است. حالا در جامعه ما، مطالبه مهریه ضدارزش و مهریه گزاف ارزش است، خُب، این با مدل مطلوب ما سازگار نیست.
من وقتی میخواهم مدل مطلوب را اجرایی کنم گاهی لازم است در ساختارهای موجود فرهنگی دست برده و در تعریف نقشها و ارزشها بازنگري انجام دهم، گاهی ممکن است ساختارهای موجود اقتصادی را به هم بریزیم و قالبهای اقتصادی مناسب طراحی کنیم، در واقع، برای اجرای یک مدل مطلوب، یک جریان هماهنگ و فراگیر لازم است.
توجه منطقی به ماموریت قانون در شمول حداکثری
هیچ قانونی، حتي قانون الهي هم نمیتواند شمول 100 درصدي داشته باشد. درست است که هر قانونی مصلحتسنجی میشود، ولی نمیتواند شامل همه موارد شود، حتماً مواردی هست که از شمول مصلحت قانون خارج باشد.
آن وقت فرق قانون خوب و بد چیست؟ فرق در این است كه شمول قانون خوب حداکثری، ولي شمول قانون بد حداقلی است. قانون بشری بر مصلحتهایی شکل گرفته که شمول آن حداکثری است، اما 100 درصد نیست، بنابراین اگر مثلاً من به شما عرض کردم منطق قانون ارث این است، نگویید ولی من یک دخترخاله داشتم که اینجوری بود، دخترخاله شما احتمالاً از آن موارد استثناي قانون است، آن وقت شما به من نگویید پس دخترخاله من چه کار کند؟
بخشی از آن مصالحي که قانون امکان شمول آن موارد را ندارد، به عهده مجری قانون گذاشته میشود، یعنی گفته میشود حکم است، اما دولت است که قانون را اجرا میکند و باید از اختیارات خود برای رعایت حقوق اقلیتها هم استفاده کند، پس اگر گفته میشود قانون دیه براي این است و جایی مورد نقض دارد، قانونگذار باید اینها را جبران کند.
من در اين قسمت هفت مقدمه را مطرح كردم و در قسمت بعدی بحث، پنج مبنا و اصل میگویم كه این هفت مقدمه خود را در آن اصلها نشان میدهند و شما میتوانید به یک جمعبندی برسيد.
ادامه دارد ...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰