انقلاب اسلامي؛ سه الگو و هزينه‌هاي آن
کد خبر:۱۷۷۹۵۶

انقلاب اسلامي؛ سه الگو و هزينه‌هاي آن

... اين رويه نشان مي‌دهد كه مبارزه غرب با انقلاب اسلامي در هيچ بعدي مغفول نمانده است آنان صرفا درصدد تبليغ ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد ياس در مردم و از يك سو و پيشگيري از الگو شدن آن در جهان اسلام از سوي ديگر نيستند بلكه مانع اصلي براي بروز و ظهور اين كارآمدي هستند.
گروه يادداشت هاي «خبرگزاري دانشجو»، عبدالله گنجي؛ ارائه الگو براي ديگران در سطح فردي، اجتماعي، سياسي و فرهنگي هميشه مطلوب صاحبان تفكر و سياست بوده است. افرادي كه منشا تحولات بزرگ در جهان بوده‌اند و توانسته‌اند نظريه‌اي را به عمل تبدبيل كنند مشتاق گسترش و فرامرزي شدن آن نيز بوده‌اند. كمونيزم تا سال 1991 همين رويه را دنبال مي‌كرد و اكنون ليبراليسم نيز درصد معرفي خواهد به عنوان تنها هنجار جهاني است. الگو شدن، عملي تجويزي، دستور و قهري نيست. هزينه الگو آن است كه به صورت ويتريني عمل نمايد. يعني خود را در معرض نمايش ديگرا قرار دهد و ديگري نيز به صورت داوطلبانه از اين الگو بهره مي گيرد.
 
الگوي انقلاب اسلامي در همان سال‌هاي اوليه انقلاب اسلامي به سان زلزله‌اي سياسي نه تنها جهان اسلام كه جهان مستضعفان را نيز تكان داد. انفجار مراكز نظامي غرب در لبنان، شيفت پارادايمي مبارزه در فلسطين از ملي‌گرايي، به اسلام‌گرايي، ترور رئيس جمهور مصر در سال 1981، پيروزي اسلام‌گرايان تركيه و الجزاير در انتخابات، قيام استان‌هاي شرقي عربستان، قيام افغانستان در مقابل ارتش متجاوز شرق و قيام يكپارچه جنوب عراق و شهادت سيد محمد باقر صدر، اجراي شريعت اسلامي در سودان و…. بخشي از اين تكانه بود.
 
در مرحله دوم از سال 1389 شمسي الگوي نظام‌سازي كه معمولا در فرداي انقلاب ها مورد نياز است مورد توجه قرار گرفته است. در نظام جمهوري اسلامي بايد براي انطباق الگوي موجود خود با وضعيت واقعي جهان عربي – اسلامي تلاش نمايد چرا كه الگوي جمهوري اسلامي با شكل فعلي قدري براي آنان دشوار خواهد بود بنابراين بايد ورژن ديگري از مردم‌سالاري ديني را براي آنان طراحي و توصيه كرد.

در مرحله سوم الگوي توليد علم در پيشرفت علمي انقلاب اسلامي مدنظر الگوگيران است. غرب امروز خود را مالك و صاحب علم و فناوري مي‌داند و تصور حذف سلطه هژمونيك خود از آن را باور نمي‌كند. امروز نظام جمهوري اسلامي با مبنا و دستگاه معرفت‌شناسانه متفاوت به اين مهم همت گماشته است. پيشرفت علمي كه روي ديگر سكه كارآمدي است يكي ديگر از عرصه‌هاي مبارزه اسلام و غرب است كه در ادامه بدان خواهيم پرداخت و هزينه‌هاي آن را برخواهيم شمرد.

صاحبان فكر، علم و انديشه در طول تاريخ و در كل جهان هميشه به عنوان پرچم عزت و افتخار شناخته مي‌شوند. ساحت علم به گونه‌اي كه فراتر از ايدئولوژي، نژاد، جغرافيا و ديگر تعلقات براي همه جهانيان قابل قبوول و قابل تكريم است.
 
تاريخ و فلسفه علم مملو از اسامي و سرگذشت كساني است كه در عصر و عهد خويش منشا تحول و خلاقيت در بخشي از مكاشفات علمي بشر بوده‌اند. در هيچ جاي جهان و در هيچ عصري دانشمندان زندگي مخفيانه و حاشيه‌اي نداشته‌ايم. همه مردم آنان را مي شناخته‌اند و به تكريم و نقد آنان همت مي‌گماشته‌اند. حتي در قرون وسطي كه علم به شدت سركوب مي‌شد، عمل علمي مخفي نبود چرا كه مخفي ماندن يك كشف، فلسفه آن را به چالش مي‌كشد و چرايي آن را با سوالات جدي مواجه مي‌نمايد.
 
گاليله نيز كه چرخش زمين به دور خورشيد را كشف نمود، آن را علني كرد و هنگام محاكمه نيز از ترس جان، سخن خويش را پس گرفت اما همان جا زير لب گفت زمين! تو به دور خورشيد بگرد اما من مي‌گويم نمي گردد. حال به ايران پس از انقلاب اسلامي برگرديد.

دانشمندان ناامن‌ترين زندگي اجتماعي را دارند و به همين دليل جزء مظلوم‌ترين و گمنام‌ترين افراد جامعه خويش شناخته مي شوند. چرا؟ نوع مبارزه غرب با جمهوري اسلامي در طول تاريخ بشر بي‌سابقه است. مبارزه سياسي – نظامي براي پيدايش يا حذف قدرت‌هاي حاكم امري معمول در طول تاريخ بوده است اما مبارزه با دانش و دانش‌پژوهان توسط كساني كه مدعي و صاحب علم و تمدن علمي هستند امري تازه و بديع است.
 
دكتر شهرياري و علي‌محمدي چقدر در ايران معروف و مشهور بودند؟ آيا مردم آنان را به اندازه يك بازيكن تيم باشگاهي فوتبال مي‌شناختند؟ آيا سرلشگر تهراني‌مقدم كه در تعبير مقام معظم رهبري نيز درجه دانشمند گرفت حتي در درون سپاه هم شناخته شده بود؟ آيا اگر دكتر شهرياري در خيابان راه مي‌رفت مردم و جوانان به اندازه يك هنرپيشه سينما وي را تكريم مي‌كردند؟ اين ظلم و مظلوميت به خاطرچيست؟
 
اين رويه نشان مي‌دهد كه مبارزه غرب با انقلاب اسلامي در هيچ بعدي مغفول نمانده است آنان صرفا درصدد تبليغ ناكارآمدي نظام جمهوري اسلامي ايران براي ايجاد ياس در مردم و از يك سو و پيشگيري از الگو شدن آن در جهان اسلام از سوي ديگر نيستند بلكه مانع اصلي براي بروز و ظهور اين كارآمدي هستند.
 
بنابراين امروز جنگ فقر و غنايي كه امام در سال آخر حيات‌شان مي‌فرمودند در همه ابعاد شروع شده است. مبارزه اقتصادي، سياسي، فرهنگي، نظامي، رسانه‌اي، ترور و ترور شخيت و مبارزه علمي به صورت همزمان در حال انجام است. دانشمندان و افتخارات ملت ايران به خاطرمصون ماندن از گزند دشمن مخفي و ناشناخته‌اند اما دشمن به جاي ما آنان را معرفي مي‌كند. ليست انديشمندان هسته‌اي ايران در قطعنامه‌هاي شوراي امنيت زمينه‌ساز ترور آنان نبود؟

حضرت امام در هنگامه پذيرش قطعنامه 598 خطاب به جوانان فرمودند خودتان را براي يك مبارزه علمي و عملي تا رسيدن به اهداف عالي انقلاب اسلامي آماده نماييد و از مسئولين نيز با صراحت خواستند كه زمينه اين رشد و شكوفايي را به هر شكل ممكن فراهم آورند. امام پيش‌بيني اين مسئله را كرده بود كه مسير علمي انقلاب اسلامي نيز مانند مسير سياسي آن ميدان مبارزه است و در اين ميدان نيز بايد منتظر شهيدان آن باشيم بنابراين امروز خون و دانش در اين كشور به هم رسيدند و مشتاقان شهادت و آناني كه از غافله شهدا جا مانده اند براي نزديك شدن به فيض الهي بايد به عرصه علم و دانش وارد شوند. امروز گشودن مرزهاي دانش به مثابه باز كردن معبر در ميدان مين در شب‌هاي قبل از عمليات است. مشتاقان شهادت بايد در عرصه‌ علم تمركز يابند چرا كه جهاد علمي بدون تلفات علمي مسير نخواهد بود.

پاكستان را بنگريد علي‌رغم اينكه اين كشور بمب‌هاي اتمي خويش را در آزمايش هم نموده است. هيچ كس با انديشمندان آنجا كاري ندارند. عبدالقادر خان پدر بمب اتمي پاكستان امروز يك چهره شناخته شده ملي و جهاني است اما در ايران ما اين چهره‌هاي ملي متسور و مظلومند. دشمنان درصد حذف انديشمندان ما بوده و هستند و بر اين باورند كه بالا بردن هزينه دانش در ايران، اين عرصه را ضعيف خواهد نمود اما نمي‌دانند كه در دستگاه معرفت‌شناسي اسلام و تشيع اين هزينه به شهادت تعبير مي گردد و نمي دانند كه خميني كبير در واپسين ماهاي حيات‌شان فرمودند «خدا مي‌داند راه و رسم شهادت كور شدني نيست و در پرتوي شهادت الگوي دوم و سوم انقلاب اسلامي يعني رشد علمي و نظام سازي نيز مانند اصل انقلاب صادر خواهد شد.»
پربازدیدترین آخرین اخبار