کد خبر:۱۷۸۰۳۱
مناظرات درباره مصدق- زیدآبادی و حسینیان؛
زیدآبادی: مصدق یک سکولار بااخلاق بود / حسینیان: مصدق هر وقت فرصتی دست میداد کمال چاپلوسی را میکرد؛ وی را ناسیونالیست و لیبال - دمکرات نمیدانم
در مقابل نگاه زیدآبادی که مصدق را شریفترین رجل سیاسی به لحاظ اخلاقی میداند و او را سکولار متدین معرفی میکند؛ حسینیان معتقد است مصدق هر وقت فرصتی دست میداد کمال چاپلوسی را رعایت میکرد و مصدق را ناسیونالیست و لیبال - دمکرات نمیداند.
گروه دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»؛ بنا داریم به منظور شفاف شدن ابعاد مختلف شخصیتی و عملکردی دکتر مصدق،مناظراتی را که در فضای دانشگاهی پیرامون وی برگزار شده است ارائه دهیم. در این نوشتار مناظرهای که بین «احمد زیدآبادی»، روزنامهنگار و کارشناس مسایل سیاسی و «روح الله حسینیان» رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی در تالار شهید موسوی دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران واقع در پاکدشت ورامین برگزار شده است را مطرح میکنیم.
احمد زیدآبادی در ابتدای این مراسم با گرامیداشت 39 سال وفات دکتر مصدق گفت: «واقعیت این است که در نهضت ملی شدن صنعت نفت شخصیتها و گروههای مختلفی دخیل بودند، اما هر کدام دارای یک انگیزه، شیوه و روش خاص خویش بودند و در این مسیر از یکدیگر متمایز بودند.»
معتقدم هم آیت الله کاشانی و هم فداییان اسلام در شکل گیری نهضت ملی شدن صنعت نفش داشتند، اما نقششان با مصدق فرق میکند
من درصدد دفاع مطلق از هیچ کس نیستم و از طرفی اگر به مشی آیت الله کاشانی و نواب صفوی هم انتقاد میکنیم به این معنا نیست که در حوزه قدرت آنها هیچ نقطه مثبتی دیده نمیشود، بلکه معتقدم هم آیت الله کاشانی و هم فداییان اسلام در شکل گیری نهضت ملی شدن صنعت نفش داشتند، اما نقششان با مصدق فرق میکند.»
کاشانی به شدت ضدانگلیسی و به غایت خودخواه بود!
آیت الله کاشانی شخصیتی است که در دورههای مختلف به نظر میآید مواضع مختلفی میگیرد، به شدت ضدانگلیسی بود، انگیزه کاملی داشت اما در تاکتیکها ثابت قدم نبود و مرتب دیدگاه هایش را عوض میکرد.
کاشانی فردی به غایت خودخواه بود و با اینکه موقعیت نسبتا مناسبی داشت، اما با این حال دوست داشت همه چیز بر محور ایشان بچرخد و همین امر باعث شد کم کم از اصل ملی شدن صنعت نفت فاصله بگیرد و نهایتا کودتا را تأیید کند.
مصدق فردی معتقد به دموکراسی است و به لحاظ سلامت نفس او را به دو جریان دیگر ترجیح میدهم
در این میان مصدق هست که به هر حال فردی معتقد به دموکراسی است و میکوشد با تکیه بر قواعد خاصی به هدفی که آن را ملی مینامد دست پیدا کند، مصدق فرد مسئول و اصولی است. مصدق گاهی بیش از اندازه احساسی برخورد میکند، اما به لحاظ سلامت نفس من او را به دو جریان دیگر ترجیح میدهم.»
حسینیان: امام وقتی در مورد جبهه ملی حرف میزند می گوید کسی که اینها این همه از وی تعریف میکنند، (مصدق) اصلا مسلمان نبود
روحالله حسینیان: کلی گویی در مسایل تاریخی غیر از مسایل سیاسی است و انسان باید محکم و مستند حرف بزند.
اگر ما بخواهیم شخصیتها را تعریف کنیم یا گونه شناسی کنیم، تعاریفی که از مصدق ارایه شده، با یکدیگر 180 درجه فاصله دارد؛ برخی طرفدارانش او را ناسیونالیست و بعضی لیبرال دمکرات و برخی او را به عنوان یک مبارز و عدهای هم او را رهبر ملی شدن صنعت نفت تعریف می کنند.
در مقابل هم عدهای او را سلطنت طلب، فرصت طلب، محافظه کار، قدرت طلب، دیکتاتور ناتمام می دانند و امام هم وقتی در مورد جبهه ملی حرف میزند می گوید کسی که اینها این همه از وی تعریف میکنند، اصلا مسلمان نبود.
مصدق در یک طبقه اشرافی وابسته به حکومت متولد شد، پدرش یکی از کارگزاران حکومت قجری بود، مادر مصدق نوه فتحعلی شاه بود، مظفرالدین شاه شوهر خاله مصدق بود.
رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی مدعی تمجید مصدق از رضاشاه شد و گفت: «رضا شاه بارها او را به عنوان مشورت دعوت میکرد.»
زیدآبادی: مشکل مصدق دیکتاتوری بود و میگفت اگر رضاخان شاه شود دیکتاتوری ایجاد شده و مشروطه از بین میرود
احمد زیدآبادی در پاسخ به ادعای حسینیان در مورد اشراف زاده بودن مصدق، به نقل جملهای از مرحوم آیت الله طالقانی اشاره کرد که: «مصدق مانند موسی در دربار بزرگ شد اما علیه دربار طغیان کرد.»
مشکل مصدق دیکتاتوری بود و سخن مصدق این بود که اگر رضاخان (که در آن زمان هنوز رئیس الوزرا بود) پادشاه شود، دیکتاتوری ایجاد شده و مشروطه از بین می رود.
یکی از درخشانترین کارهای مصدق نطقی بود که در مجلس منصفانه انجام داد. مصدق نه هر چیزی را تأیید میکرد و هر چیزی را هم نفی نمی کرد بلکه خوبی را تأیید و بدی را نفی میکرد.
مصدق یک لیبرال، دمکرات، دارای شور ناسیونالیستی و ملی گرایی معتدل بود که تلاش او حفظ منافع ملی بود.
مصدق: برای من بین بهائیان و مسلمانان فرقی نیست و هر دو اعضای این کشورند
روحالله حسینیان: مصدق از نگاه نظری قطعا مسلمان بود، اما در عمل هیچ کس عملی را که عمل به شریعت باشد از او روایت نکرد، مصدق با اینکه مستطیع بود اما به حج نرفت.»
در دوران حکومت مصدق برخی بهائیون شروع به آزار مسلمانان کردند و آیت الله بروجردی هم آقای فلسفی را به عنوان نماینده نزد مصدق فرستاد و درخواست برخورد با بهائیون را داشت که مصدق هم خندید و گفت: «برای من بین بهائیان و مسلمانان فرقی نیست و هر دو اعضای این کشورند.»
مصدق مدعی دکومراسی بود ولی در عمل ناقض آن
مصدق مدعی دموکراسی بود اما وقتی به عنوان نخست وزیر انتخاب شد اولین کاری که کرد تصویب لایحه اختیارات بود و این در حالی است که پیش از نخست وزیری مصدق وقتی وزیر دادگستری درخواست اختیارات کرد، مصدق در نطقی گفت: «طبق اصل 27 قانون اساسی تمامی قوا منفک از یکدیگرند.»
مصدق به دلیل وابستگی طبقاتی به اشراف هیچگاه به طبقه پایین مردم اتکا نداشت
مصدق مانند دیکتاتوری مثل رضاخان فرد قدرتمند نبود و آدم ناتوانی بود. مصدق به دلیل وابستگی طبقاتی به اشراف هیچگاه به طبقه پایین مردم اتکا نداشت و به همین دلیل هیچ گاه از مردم در مقابل کودتاگران کمک نخواست.
احمد زیدآبادی: از یک طرف میگویند چرا انقلاب نکرد و از طرف دیگر میگویند چرا کار فراقانونی کرده؟
مصدق به لحاظ شخصی پایبند به دموکراسی بود اما در کشور ما دموکراسی با تناقض روبرو می شود؛ وی یا میبایست بحث ملی شدن صنعت نفت را کنار بگذارد و یا اینکه به ملی شدن صنعت نفت و راه حلی برای کنترل مجلس بیابد و تنها راهش این بود که مجلس را منحل کند.
مصدق یک سکولار متدین بود
مصدق فردی مذهبی به معنای شخصی بود، او یک سکولار متدین بود. در یک کشور باید همه یکسان باشند وگرنه نظام آپارتایدی حاکم می شود.
یک بهایی از نظر آقای بروجردی مشکل دارد، اما از نظر دولت آدمی است که اعتقاد دیگری دارد و نمیشود او را به لحاظ اعتقادش به صلابه کشید.
مصدق رفتاری رادیکال اما با پوششهای قانونی داشت و به نظر من او درست و انسانی رفتار کرد.
روحالله حسینیان: برخورد مصدق با مخالفانش به گونهای بود که شیخ محمد تهرانی به جرم مخالفت با مصدق دستگیر شد و تا آخر عمر دولت مصدق در حبس بود.
از اشتباهات مصدق برانگیختن حالت ضدمذهبی بود
رادیو در اختیار دولت بود و مصدق هر نطقی میخواست انجام میداد و روزنامهها از وی حمایت میکردند، لذا طرفداران جبهه ملی به رهبری فروهر به منزل آیتالله کاشانی حمله کردند و فردی به نام حدادیان را به قتل رساندند.
یکی از اشتباهات مصدق برانگیختن حالت ضدمذهبی بود که علمای نجف و قم علیه او موضع گیری کردند.
وقتی مصدق به خارج از کشور رفت، آیت الله کاشانی شورشهای توده را آرام کرد.
آیت الله کاشانی تا اواخر سال 1331 کاملا از مصدق حمایت میکرد و وقتی مصدق به خارج از کشور رفت این آیت الله کاشانی بود که شورشهای توده را آرام میکرد و دلیل اصلی اختلافات برنامههای دیکتاتوری بود که مصدق آغاز کرد.
مصدق یک جنتلمن واقعی بود و اهل توهین و بدگویی هم نبود
احمد زیدآبادی: دکتر مصدق حتی یک بار هم علیه آیت الله کاشانی سخنی نگفت، مصدق یک جنتلمن واقعی بود و اهل توهین و بدگویی هم نبود.
زیدآبادی در ادامه با اشاره به ارتباط برخی اطرافیان آیت الله کاشانی با سفارتخانههای خارجی، گفت: «اطرافیان آیتالله کاشانی وارد یک توطئه عملی شده بودند.»
مصدق هر وقت فرصتی دست میداد کمال چاپلوسی را رعایت میکرد
روح الله حسینیان: من برای مصدق نسبت به سایرین فرقی قایل هستم ولی نمیتوان اسناد را نادیده گرفت؛ مصدق هر وقت فرصتی دست میداد کمال چاپلوسی را رعایت میکرد.
حسینیان در این هنگام عکسی از دکتر مصدق را نشان داد که در حال بوسیدن دست «ثریا» همسر محمدرضا شاه بود و ادامه داد: «وقتی شاه موضع مصدق را حمایت میکرد، مصدق هم متقابلا به تعریف و تمجید از شاه میپرداخت.» درحالیکه آیتالله کاشانی یکسره بر آزادی و حق مردم در مقابل دربار اصرار میکرد.
آیت الله کاشانی در تمام بیانیههای خود تأکید میکرد: «نفت ایرانی مربوط به ایرانی است درحالیکه...
حتی یک نطق هم تا قبل از 28 خرداد 1329 نمیتوان یافت که دکتر مصدق از ملی شدن صنعت نفت سخن گفت باشد و این درحالی است که آیت الله کاشانی در تمام بیانیههای خود تأکید میکرد: «نفت ایرانی مربوط به ایرانی است؛ نطق 28 خرد 1329 مصدق هم، بیانیه آیت الله کاشانی است که مصدق از طرف او در نطق قبل از دستور خود قرائت میکند.
آقای کاشانی از ابتدا از آزادیخواهی سخن میگفت ولی مصدق قبل از 1329 از مخالفان ملی شدن صنعت نفت بود.
احمد زیدآبادی: مصدق چیزی را بدون مطالعه ملغی نمیکرد و وقتی از نظر حقوقی به این نتیجه رسید که این (ملی کردن صنعت نفت از دیدگاه مجامع جهانی) امر امکانپذیر است آن را انجام داد.
حسینیان: مصدق را ناسیونالیست و مبارز نمیدانم چراکه...
روح الله حسینیان: آنچه را که من میگویم از دیدگاه فرد مذهبی است. مصدق را ناسیونالیست نمیدانم برای اینکه ناسیونالیست باید به وطن خود عشق بورزد ولی مصدق خود (در خاطراتش) معترف است میخواستم در سوئیس زندگی کنم.
من او را مبارز نمیدانم برای اینکه هر وقت اوضاع سخت میشد به احمدآباد میرفت و به زندگی خصوصی خود میپرداخت و هر گاه اوضاع باز میشد دوباره وارد صحنه سیاسی میشد.
مصدق را لیبرال – دموکرات نمیدانم؛ چرا که وقتی به حکومت رسید تمامی مبانی لیبرال – دموکراسی را زیر پا گذاشت.
حسینیان با بیان اینکه ما مصدق را در چارچوب ادعای خودش مورد نقد قرار میدهیم گفت: «مصدق مدعی قانون اساسی و تفکیک قوا بوده و وقتی به حکومت رسید مبانی دموکراتیک را زیرپا گذاشت.»
مصدق را فردی وابسته به طبقه اشرافی میدانم که در طول زندگی سیاسی خود اشرافیت را کنار نگذاشت و تکیه بر مردم نکرد و همین باعث شکست او شد.
مصدق به لحاظ اخلاقی شریفترین رجل سیاسی است / به جدایی دین از مذهب اعتقاد داشت
احمد زیدآبادی: فکر میکنم مصدق به لحاظ اخلاقی شریفترین رجل سیاسی است که در دنیای معاصر ظهور کرده، وی فردی پایبند به اخلاق و دارای احساسات ملیگرایانه بود.
دکتر مصدق را انسانی فوق العاده، نترس و دمکرات میدانم که جلوهای شجاعت او در قائله 9 اسفند بود.
دکتر مصدق انسانی است به لحاظ فکری نابغه؛ مصدق را دارای شخصیتی قوی و پاک میبینم که هرگز از مقدسات عدول نکرد و او را فردی سکولار میدانم که به جدایی دین از مذهب اعتقاد داشت.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰