زن محور انسجام خانواده است / نقش زنان در بی وفایی همسرانشان چیست؟
کد خبر:۱۸۰۸۸۵
بايسته‌هاي تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي -5

زن محور انسجام خانواده است / نقش زنان در بی وفایی همسرانشان چیست؟

زن، نخ نبات خانواده است، یعنی محور انسجام و امنیت‌بخشی درون خانواده است. همان مردی که اینقدر محکم است که تکلیف خانواده روی دوشش سوار شود، احتیاج دارد در فضای عاطفی یک زن پناهنده شود.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»؛ بحث حقوق و تكاليف زن در اسلام و تدوين يك مدل جامع و متوازن جنسيتي بسيار مهم است، بدين منظور به ارائه مباحث دكتر فرهمندپور در اين خصوص مي‌پردازيم.

آیه‌ای در قرآن است که تقریبا همه مردم آن را حفظ هستند، آقایان برای سوءاستفاده و خانم‌ها برای غر‌زدن و نق‌زدن و شکایت‌کردن. آیه «الرجال قوّامون علی النساء» از آن آیه‌های مظلوم است که مردها آن را بد فهمیدند و زن‌ها بدتر فهمیدند، هر دو بد فهمیدند و بابت بدفهمی‌شان به جان هم افتادند.

معنای واژه تمکین چیست؟

واژه تمکین یکی از بد فهمیده شده‌ترین واژه‌های حقوقی در نظام حقوقی خانواده است. تمکین یعنی چه؟ الرجال قوّامون علی النساء یعنی چه؟

تفاوت قوّام با قیّم در ادبیات قرآنی

چقدر اسلام محجور و به دست خود مسلمانان ناشناخته است. کتاب لغت را نگاه کردم تا ببینم واژه «قوّام» یعنی چه؟ دقت کنید که اولاً قوّام با قیّم فرق می‌کند. باور بفرمایید که خداوند واژگان را خوب می‌شناخته و شک نکنید از واژگان به جا استفاده کرده است.

وقتی می‌گوید«الرجال قوّامون علی النسا» قوّام با قیّم فرق می‌کند. قیّم را برای چه کسی معلوم می‌کنند؟ برای کسی که از اداره خودش عاجز و ناتوان است، برای بچه،سفیه، محجور، دیوانه و کسی که خودش توانایی اداره خودش را ندارد، قیّم تعيين می‌کنند، ولی خدا نگفته «الرجال قیّمون...»، گفته است «قوّامون»، پس قوّام با قیّم فرق می‌کند.

مرد وکیل زن است

قوّام، قیّم نیست که قهری باشد و یکی از معانی آن «وکیل» است. عرب‌ها به وکیل «قوّام» می‌گویند، یعنی من توافق کردم عقلم را به کسی واگذار کنم، یعنی خودم توافق کردم و وکیل را انتخاب نمودم. وقتی می‌گوید «الرجال قوّامون علی النساء» یعنی زن و مرد در یک قرارداد هوشمندانه قرار گذاشتند.

چرا ما می‌گوییم مرد به خواستگاری زن برود؟ شرعا و قانونا ممنوع نیست که زن به خواستگاری مرد برود، اما چرا ما می‌گوییم مرد به خواستگاری زن برود؟ چون معنای خواستگاری این است که وقتی مردی به خواستگاری زن می‌رود، یعنی خانم شما لطف کنید، قدم روی تخم چشم‌های من بگذارید و وارد سرنوشت من بشوید.

زن با جواب مثبت به خواستگاری مرد می‌پذیرد مدیریت زندگی خود را به او واگذار کند

من وقتی به خواستگاری شما می‌آیم متعهد می‌شوم نیازهای مالی و امنیت شما را تامین و زندگی شما را اداره کنم و هنگامی که زنی به این خواستگاری جواب مثبت می‌دهد به این معناست که من آگاهانه، با انتخاب و با اراده پذیرفتم مدیریت عمومی زندگی‌ام را به تو واگذار کنم، یعنی من پذیرفتم گاهی به تو«چشم» بگویم.

گاهی دخترها برای مشاوره ازدواج پیش من می‌آیند و می‌گویند آقایی به خواستگاری من آمده که تحصیلات و اخلاق و همه چیزش خیلی خوب است، ولی کمی بچه است. من می‌گویم فاتحه این ارتباط خوانده است، چون وقتی از الان او را بچه می‌بینی یعنی حاضر نیستی خودت را دست او بسپاری.

آدم باید زن کسی بشود که بتواند آگاهانه، با اراده و اختیار، کار و زندگی‌اش را به او بسپارد و بتواند به او بگوید«چشم»، آدم باید بتواند به شوهرش چشم بگوید چون ما توافق کردیم.

همانطور که ما خودمان به رییس جمهور رای می‌دهیم و با رای ما رییس جمهور می‌شود، ولی وقتی کاری به ما می‌گوید ما باید بگوییم«چشم». مگر می‌توانم بگویم من به رییس جمهور رای دادم حالا به من حکم کند؟

بله رای دادی ولی معنای این رای این است که تو خود پذیرفتی که در مقابل مدیریت او تابع باشی. ما به نماینده مجلس رای می‌دهیم، ولی او در مجلس قانون تصویب می‌کند و ما مجبوریم به این قانون عمل کنیم، مگر اینجا قیّم ماست؟ قیّم ما نیست، قوّام ما است، یعنی من آگاهانه، خودم و کارم را به او واگذار کردم.

رابطه زن و شوهر اینطوری است. مرد خواستگاری می‌کند و مسئولیت می‌پذیرد، زن هم آگاهانه قبول می‌کند و کارش را به مرد واگذار می‌کند. این به این معنا نیست که من نمی‌توانم خودم را اداره کنم، بلکه ما در یک مناسبات دوطرفه با هم قرار می‌گذاریم.

موارد استعمال واژه قوّام در لغت‌نامه

در کتاب لغت می‌خواستم ببینم دقیقا ابعاد معنای واژگانی قوّام چیست؟ اصولا فرهنگ لغت به این شکل است که معانی لغت را می‌گوید سپس چند مورد محل استعمالش را هم مثال می‌زند. در فرهنگ لغت برای معانی قوّام چند مثال آورده بود.

شما می‌دانید «مو» مانند سیب و موز و ... درخت ندارد، بلکه درختچه‌ایست که روی زمین پهن می‌شود. جاهایی که مو زیاد است نمی‌توانند آن را به حال خود رها کنند، چون زیر پا پخش می‌شود و وقتی می‌خواهید انگورها را بچینید باید روی این برگ‌ها پا بگذارید، گاهی اوقات هم انگورها زیر پا له می‌شود و از بین می‌رود، ضمن اینکه معروف است که در تاكستان مار زیاد است، چون مو روی زمین پخش می‌شود زیر آن جای مناسبی برای حیوانات موذی است.

باغداران انگور زیر این درختچه پایه‌ای می‌گذارند و درخت مو را روی این پایه می‌اندازند. در فرهنگ لغت بعد از اینکه این را توضیح داد، نوشته بود عرب به این پایه«قوّام» می‌گوید.

حق و تکلیف مرد در خانواده

مرد تکیه‌گاه و محل اعتبار و اتکای خانواده است، ضمن اینکه تکیه‌گاه است و تکلیفی بر دوشش است، بابت آن امتیازی هم دارد و آن امتیاز این است که در جاهایی نظر خودش را اعمال ‌کند.

اگر نظر زن و شوهر یکی نباشد مرد این حق را دارد که نظر خود را اعمال و مدیریت کند. این یک امتیاز برای اوست، ولی امتیازی است که در قبال یک تکلیف اساسی و جدی برایش پیش‌بینی شده است، یعنی اقتصاد و امنیت خانواده را تامین می‌کند و تکیه‌گاه خانواده هست و البته جاهایی هم قدرت تصمیم‌گیری به او داده می‌شود.

اگر این قدرت را از مرد بگیرید به او ظلم کردید، چون تمام تکالیف را به او دادید بدون اینکه هیچ حقی داشته باشد. گفتیم که مدل ما باید مدل توازن میان حق و تکلیف باشد، در قبال این همه تکالیف سخت و متنوع، مرد هم باید حقی داشته باشد.

پس از سوال سوم شروع می‌کنیم، جایگاه مدیریت خانواده در نظام طولی، حق مرد است و این همان چیزی است که از آن تحت عنوان تمکین یاد می‌کنیم. تمکین در فقه ما دو اصطلاح دارد: تمکین عام و تمکین خاص.

نوعی از تمکین که تمام فقها در مورد آن اتفاق نظر دارند

تمکین خاص که همه فقها روی آن نظر قاطع دارند برآورده کردن نیازهای زناشویی مرد است، یعنی مرد هر وقت و به هر شکل ارتباط زناشویی را مطالبه کند زن موظف است تمکین کند و تمام فقها بر این حق متفق هستند.

تمکین خاص یکی از دستاویزهایی است که غربی‌ها آن را نوعی خشونت علیه زنان می‌دانند و معتقدند این ظلم به زن و مصداق خشونت جنسی و خشونت علیه زن است که اسلام زن را ملزم کرده هر وقت مرد مطالبه جنسی داشت نیازهای جنسی او را تامین کند، حتی وقتی زن تمایل نداشته باشد.

زمان دولت اصلاحات، تحت تاثیر جریان‌های فکری خارج از کشور، طرح آموزشی آوردند و در روستاها به زنان آموزش دادند که چطور از حقوق خودتان دفاع کنید، از جمله این بود که چه معنی دارد مرد از زن مطالبه جنسی کند اگر زن موافق نباشد.

حالا باید بررسی کرد که اگر مرد در قبال وظایفی که به عهده می‌گیرد این مطالبه را از زن داشته باشد و زن در قبال این همه برخورداری که شریعت برای او پیش‌بینی کرده است، این الزام را داشته باشد آیا این ظلم و خشونت است؟

در نظام حقوقی اسلام حقوق جنسی دو طرفه است

ضمن اینکه به نظر من اگر این حلقه یک‌طرفه باشد نگران کننده است، اما در نظام حقوقی اسلام این حق دو طرفه است، یعنی اگر زن هم از مرد مطالبه کند، مرد موظف است تامین کند.

اگر مردی در تامین نیازهای جنسی زنش کوتاهی کند، زن حق دارد به دادگاه رفته و شکایت کند

شما می‌دانید که در نظام حقوقی ما هست که اگر مردی در تامین نیازهای جنسی زنش کوتاهی کند، زن حق دارد به دادگاه رفته و شکایت کند. چرا دادگاه برود؟ چون به طور طبیعی زور مرد به زن می‌رسد و می‌تواند او را وادار کند، اما زور زن به طور طبیعی به مرد نمی‌رسد و باید یک دستگاه حمایتی وجود داشته باشد.

مرد می‌تواند زنش را مجبور به تمکین کند، اما زور زن به مرد نمی‌رسد، پس باید به نحوی از او حمایت شود، به دادگاه می‌رود و شکایت می‌کند و قاضی دادگاه، حاکم شرع موظف است به دادخواست زن رسیدگی کند.

ارزش‌ها و ضدارزش‌ها باید بازتعریف شوند، در جامعه ما این خیلی حرف زشتی است که زن به دادگاه برود و به قاضی بگوید که مرد من تمایل یا توانایی یا احساس مسئولیت تامین نیازهای جنسی مرا ندارد.

یکی از مشکلات ما در پرونده‌های حقوقی این است که زوجین اصل حرف خودشان را نمی‌زنند و اصل مشکلشان را نمی‌گویند، یکی از مشکلاتی که زن‌ها زیر بار نمی‌روند بگویند همین است، مرد یا نمی‌تواند یا نمی‌خواهد یا احساس مسئولیت نمی‌کند که نیازهای زن را تامین ‌کند و زن نمی‌تواند این را بگوید.

من مراجعه کننده‌ای داشتم که 7 سال با شوهرش در یک خانه زندگی کرده بود، اما فقط یکبار تماس جنسی برقرار شده بود و مشکل ناتوانی از ناحیه مرد بود، این زن مشکل جسمی و روحی پیدا کرده بود، فشارهای عصبی داشت و مثل ابر بهار اشک می‌ریخت، پیش مشاور آمده بود، ولی حاضر نبود پیش مشاور حقوقی یا دادگاه برود.

مفهوم نشوز در عرف و در دین

چیز دیگری که در عرف ما شایع شده مساله زن ناشزه است، همین اصطلاح نشوز در مورد مرد هم وجود دارد، یعنی زن ناشزه و مرد ناشز. زن ناشزه، زنی است که به تکالیف زناشویی‌اش عمل نمی‌کند و مرد ناشز نیز مردی است که تکالیف زناشویی‌اش را انجام نمی‌دهد.

ضمن اینکه یادتان باشد همین ارتباط کمک می‌کند تا جامعه از امنیت برخوردار باشد، زنی که برای شوهرش تامین کننده است از یک طرف باعث می‌شود که این مرد در جامعه برای زنان دیگر خطرناک نباشد و از طرف دیگر وقتی فقط برای شوهرش تامین کننده است نه برای مردان دیگر، باعث نمی‌شود که مردان دیگر از او تامین شوند و بعد برای خودشان تامین کننده نباشند.

من کارگاهی دارم تحت عنوان اخلاق جنسی، در بحث اخلاق جنسی یکی از بحث‌های ما نوع رابطه میان حریم خصوصی و حریم عمومی است و نشان می‌دهد که چگونه مناسبات ما در حریم خصوصی و عمومی روی یکدیگر اثر می‌گذارد.

تمکین خاص امنیت اخلاقی جامعه را تضمین می‌کند

زنی که نیازهای جنسی او در حریم خصوصی برطرف می‌شود، در حریم عمومی آلوده به مناسبات جنسی نمی‌شود و از طرف دیگر در جامعه‌ای که در حریم عمومی آن زن و مرد نامحرم برای یکدیگر تامین کننده نیستند، انرژی جنسی آنها برای خانواده خودشان ایمن می‌ماند.

شما فراوان می‌شناسید زنانی را که در خیابان، در اداره و در محل کار غرق آرایش هستند، اما در خانه ماسک‌های وحشتناک لجنی می‌مالد تا وقتی بیرون می‌رود قشنگ باشد. شما فراوان مرد‌هایی را می‌بینید که در محیط کار خوشحال و بگو بخند، اما در خانه برج زهرمار هستند. من مردی را سراغ دارم که اگر همکارش مریض شود از او احوالپرسی می‌کند، اما زنش در خانه می‌میرد و به او توجهی نمی‌کند.

زن و مردی سراغ دارم که با همکار خودشان با ادبیات عزیزم و قربانت بروم صحبت می‌کنند، اما درون خانه به گونه‌ای دیگر هستند. در واقع تمکین خاص، بالانس کننده مناسبات امنیت اخلاقی جامعه نیز هست.

تمکین عام و جایگاه آن در زندگی خانوادگی

اما تمکین عام، تمکین عام تابع بحث مدیریت طولی است، البته در مصادیق تمکین عام همه فقها یک نظر ندارند، اما چیزی که در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد این است که در مواردی که تصمیم‌گیری در زندگی نسبت به مسئله‌ای باشد که با اساس خانواده مرتبط است، زن باید حرف مرد را گوش بدهد.

زن روز اول وقتی گفت بله، یعنی پای این تمکین و متابعت برای مدیریت خانواده ایستاده است، البته این در مورد مسایل واجب شرعی استثنا است، اگر زن بخواهد حج واجب برود مرد نمی‌تواند مانع شود، اما سفر دیگر را مرد می‌تواند مانع شود.

بنابراین حق و تکلیف مدیریت به عهده مرد است و زمینه احقاق حقوق را برای مرد تامین می‌کند، اما چیزهای دیگری هم در تکالیف زنان وجود دارد، به سوال 2 نگاه کنید که در قبال حقوق متنوع زنان چه وظایفی بر عهده دارند؟ فقط یک تمکین خاص و عام وجود دارد؟

نقش زنان در روابط ایجاد خارج از خانواده همسرانشان

متأسفم از اینکه بگویم امروزه آمار بالایی در خصوص مردان جامعه ما وجود دارد که این آقایان در خارج از حریم خانواده تعلقات خاطر دارند و به قول معروف زیر سرشان بلند شده است.

این تعلق خاطر و شیطنت از خانمی که کنار خیابان ایستاده شروع می‌شود تا احتمالا سوار کردن آن خانم و کافی‌شاپ رفتن یا یک همکار و منشی که در اداره و شرکت هست تا یک شب با هم شام خوردن تا جلوتر برویم امکانی را برای خانمی فراهم کردن و عقد موقت کردن، بعد یک مدتی مخفی بعد یک جایی آشکار... خلاصه آمار بالایی وجود دارد.

آخر هم می‌گوییم عجب مردهای بدی، من اصلا نمی‌خواهم عملکرد بد مردان را توجیه کنم یا بگویم مردان حق دارند این کار را بکنند، خیر این کارها اصلا حق مردان نیست، اما اجازه بدهید در یک جمع زنانه یک واکاوی منصفانه کنیم که چرا مردها این کارها را می‌کنند، این کار بد است اما مردها چرا این کار بد را انجام می‌دهند؟

خانمی گریه‌کنان به من مشاور حقوقی مراجعه می‌کند و می‌گوید به دادم برسید، من 20 سال با شوهرم زندگی کردم، 20 سال برایش همه کار کردم، اما حالا به زنش بدبین شده است.

اشتباهات زنان و عدم دلبستگی عاطفی مردان به زندگی خانوادگی

من باید این موضوع را واکاوی و کالبدشکافی کنم، می‌گویم خانم بفرمایید در این 20 سال برای شوهرتان چه کارها کردید؟ من می‌خواهم برای شما کارنامه‌ای درست کنم و در آخر از این کارنامه معدل بگیرم و ببینم که شوهر شما چقدر جنایتکار و خیانتکار و مجرم است.

خانم می‌گوید 20 سال نشد شوهر من به خانه بیاید و غذا آماده نباشد، برنج در می‌آورم یک بند انگشت، خورشت قورمه سبزی جا می‌اندازم که عطرش 7 تا محله را می‌گیرد، آنوقت این مرد سر من هوو آورده است.

من به عنوان یک کارشناس با خودم فکر می‌کنم که آیا آشپزی به خودی خود(به کلمه به خودی خود دقت فرمایید)، تعلق خاطر می‌آورد یا خیر؟ وقتی فکر می‌کنم می‌بینم نه، نشانه‌اش هم این که من 20 سال است غذای دانشگاه را می‌خورم، اما به آشپز دانشگاه علاقمند نشدم. آشپزی که به خودی خود دلبستگی نمی‌آورد، هر موقع آشپز خوب آشپزی نکند به رییس دانشگاه اعتراض می‌کنم که این فرد پیر شده او را بیرون بیندازید و یک آشپز جوان بیاورید، پس جلوی آشپزی کردن یک تیک می‌زنم که خیلی مورد توجه و مورد اعتبار نیست.

به خانم می‌گویم شما چه کارهای دیگری کردید؟ می‌گوید من 20 سال در این خانه مثل یک کلفت کار کردم و خانه را مثل گل نگه داشتم. باز من با خودم فکر می‌کنم آیا نظافت خانه دلبستگی تولید می‌کند؟

در زندگی امروزی شما صبح به یکی از شرکت‌های خدماتی زنگ می‌زنید و می‌گویید یک نظافتچی برای خانه نیاز دارید، می‌گوید زن باشد یا مرد باشد؟ پیر باشد یا جوان باشد؟ می‌خواهید داخل خانه را تمیز کند یا می‌خواهید تراس هم تمیز کند؟ مشخصات می‌دهید و نیم ساعت بعد همان کسی که خواسته‌اید دم در آماده است. آیا این برای من دلبستگی می‌آورد؟ خیر، می‌آید کارش را انجام می‌دهد و می‌رود.

به خانم می‌گویم چه کار دیگری کردید؟ می‌گوید من 20 سال این مرد را تر و خشک کردم، خط اتوی شلوار شوهر من خربزه را قاچ می‌کند، بعد من می‌بینم یک اتوشویی نزدیک خانه ما هست که روی شیشه مغازه‌اش نوشته سرویس رایگان، به ایشان زنگ می‌زنم و ایشان هم شاگرد خودش را می‌فرستد و من هم همه خانه را به او می‌دهم، فردا همه چیز شسته و اتوکشیده و تمیز در خانه‌ام است، اما بنده هیچ رابطه عاطفی هم با این فرد ندارم.

اینها هیچ کدام به خودی خود فایده ندارد، حتی روابط زناشویی هم به خودی خود، وابستگی ایجاد نمی‌کند. نشانه‌اش این است که زن و شوهرهای در آستانه طلاق و دادگاه و دادگاه‌کشی می‌فهمند که زن حامله است، یعنی اینها در اوج طلاق هم با هم روابط جنسی داشتند، پس روابط جنسی هم به خودی خود وابستگی ایجاد نمی‌کند.

پس چه چیزی وابستگی ایجاد می‌کند؟ شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد، بنده طلعت آن باش که آنی دارد. زن باید یک «آن»ی داشته باشد که متاسفانه قریب به اتفاق زن‌های ما آن را ندارند. برای همین همه کارهایی که وظیفه‌شان نیست را انجام می‌دهند، اما نتیجه نمی‌گیرند، چون آن کار اصلی که وظیفه و تکلیفشان است را انجام نمی‌دهند.

خداوند همه کارهای متفرقه را از زن برداشته و گفته است تامین معاش و تامین امنیت به عهده مرد است، تو اصلا به فکر اینها نباش، تو به فکر آن یکی باش، آن یکی چیست؟

نبات و پولکی هر دو ماده و عنصر واحد دارند، عصاره و درون مایه واحد دارند، اما نبات مقاوم است و پولکی شکننده. نبات 40 سال هم بماند سالم می‌ماند، اما پولکی 6 ماه بماند به درد نمی‌خورد، نبات زمین هم بخورد سفت و محکم است، اما کیسه پولکی زمین بخورد خرد می‌شود.

فرق نبات و پولکی در چیست؟ هر دو ماده و عصاره واحدی دارند. وقتی آب و شکر می‌جوشد، متخصص نخی داخل این شربت می‌کند و بلورهای شکر دور این نخ جمع می‌شود، اگر نخ را زود بردارم نبات باریک است و اگر دیر بردارم کلفت شده و نبات می‌شود.

زن محور انسجام خانواده است

زن، نخ نبات خانواده است، یعنی آن محور انسجام و محور امنیت بخشی درون خانواده است، اگر مرد محل اتکاء برای خانواده است، زن پناهگاه عاطفی خانواده است. همان مردی که اینقدر محکم است که تکلیف خانواده روی دوشش سوار شود، احتیاج دارد در فضای عاطفی یک زن پناهنده شود.

همین مردهایی که به قول شما زیر سرشان بلند شده، می‌گویند گرفتار زن بد و ناجور شدم. آن زن چه کار کرده که توانسته این مرد را جذب کند ولی زن اصلی او نتوانسته؟

محبت، عاطفه، سازگاری، پناهگاه ایجاد کرده، حرف می‌زند و مرد را تشویق می‌کند، از او تعریف کرده و به او ابراز احساسات می‌کند، هر کاری می‌کند که مرد به او بگوید اصلا تو از کجا آمدی؟

اما به زن خودش می‌گوید مثلا این کار را نکن، زن می‌گوید برو بابا. حالا به آن زن می‌گوید جواب می‌دهد «چشم». به زن خودش می‌گوید نکن، جواب می‌دهد حالا می‌کنم ببینم چه می‌گویی؟ مرد هم می‌گوید خیلی خوب حالا تو بکن ببین من چه کار می‌کنم، حالا این وسط چه کسی باخته؟ زن.

ادامه دارد ...
پربازدیدترین آخرین اخبار