کد خبر:۱۸۲۳۴۳
جنبههای مختلف بدعتهای خلفا؛
غصب فدك، در راستاي بدعتهاي علمي
نوآوريها و بدعتهاي خلفا پس از پيامبر جنبههاي اجتماعي، سياسي، قضاوتي داشت، اما دردناك و فاجعهبارتر از همه بدعتهای علمی است.
گروه دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو» - زينب صارم؛ بعد از جريان غصب خلافت، تاريخ اسلام شاهد بدعتهاي فراواني از سوي خلفا بود؛ تمام اين نوآوريها در دين برخلاف عقل و شرع بود تا آنجا كه گاه ظاهري مضحك پيدا ميكرد.
از بدعتهاي مضحك خليفه دوم ميتوان به معياري كه وي براي مجازات دزد تعيين كرده بود، اشاره كرد. خليفه دوم طنابي را به شهرهاي مختلف اسلامي فرستاده بود و دستور داده بود كه اگر دزد از اين طناب بلندتر بود دست وي را قطع كنند و اگر از طناب كوتاه تر بود وي را رها سازند (اسرار آل محمد) (الغدير علامه اميني)
بدعتهاي خلفا تنها در مسند قضاوت نبوده، بلكه جلوههاي ناپسند بدعتها در زمينههاي اجتماعي نيز ديده ميشد. رفتار و عملكرد خلفا به خاموش شدن سنت و شعلهور شدن بدعت ها منجر ميشد. در اين باب ميتوان به دستور عمر بر اخراج عجمها از شهر مدينه اشاره كرد. در زمان رسول الله برابري بين عرب و عجم و سياه و سفيد، فقير و غني يك ارزش و هنجار اجتماعي بود، اما در زمان خلفا نه تنها از اين سنت پيامبر پيروي نشد، بلكه به غير اعراب با نگاهي سخيف و پست نگريسته ميشد.
اينكه تمامي بدعتها در زمينه سياسي، اجتماعي و ديني در اسلام پايهگذاري شده، مايه تأسف و درد است، اما از همه دردناكتر و فاجعه بارتر بدعتهاي علمي بود كه در زمان خلفا انجام شد و متأسفانه تا به امروز نيز گريبانگير جامعه است.
حذف مفسر قرآن از جامعه
يكي از مصاديق رعبانگيز بدعتهاي علمي، حذف مفسر واقعي قرآن از متن جامعه بود؛ طبق فرمايشات متعدد و اكيد رسول اكرم، تنها مفسر قرآن و كسي كه صلاحيت تاويل و تفسير قرآن را دارد، ائمه معصومين بودند.
چنانچه پيامبر در حديثي مفصل ميفرمايد: «تفسير و تاويل تمام آيات، محكم و متشابه قرآن، را به علي آموختم.» همچنين رسول خدا (ص) فرمودند: «من شهر علمم و علي درب آن و هر كس خواهان علم است از درب آن وارد شود.»
تمامي اين احاديث و احاديث ديگر نه تنها مقام علمي اميرالمومنين (ع) را از زبان پيامبر اثبات ميكند، بلكه به نياز مردم جامعه به عالمي معصوم تاكيد مي نمايد.
پيامبر در صحبتها و فرمايشات خود بارها به اين موضوع اشاره كرده بودند كه اجازه تفسير قرآن تنها با شخص معصوم است و هر كس كه قرآن را به راي و نظر خود تفسير كند، چه درست باشد و چه اشتباه، جايگاه وي در آتش است. (تفسير برهان مقدمه جلد اول)
غصب خلافت از امام علي (ع) در جامعه يك خيانت بود و غصب جايگاه علمي آن حضرت، خيانتي بزرگ تر به اسلام و جامعه مسلمين.
غصب جايگاه علمي اميرالمومنين (ع) تنها به تحديد و خانه نشين كردن آن جناب محدود نشد، بلكه در كمال جسارت، قانون منع نقل احاديث پيامبر را اجرا كردند و پس از مدتي اين وقاحت تا بدانجا وسعت يافت كه احاديث فراواني را نسبت به پيامبر جعل كردند (علاقهمندان براي اطلاع بيشتر به كتب نقش ائمه در احياي دين علامه عسگري رجوع كنند.)
غصب فدك در راستاي جعل احاديث
جعل احاديث و تفسير به راي را ميتوان در ماجراي غصب فدك مشاهده كرد، هر چند غصب فدك، جدا از آن كه برخلاف حكم قرآن و سنت پيامبر بود، برخلاف حكم صريح عقل نيز بود.
براي اثبات اين مسئله كافي است كه به حكم حقوقي كه كاملاً بديهي است، توجه كرد و براي روشن شدن احكام حقوقي ميتوان از اين مثال ساده استفاده كرد.
ادعايي برخلاف عقل
پيراهني در تن شما است و فردي ادعا ميكند كه اين پيراهن كه در تن تو است متعلق به من است. به حكم عقل زماني كه اين دو فرد به دادگاه مراجعه ميكنند شخص مدعي موظف به دليل آوردن است. فدك در تصرف حضرت زهرا (س) بوده است و هنگامي كه ابوبكر آن را از دخت پيامبر غصب ميكند، ادعا ميكند كه فاطمه الزهرا بايد دليلي براي مالكيت آن بياورد. در صورتي كه به حكم عقل و شرع مدعي بايد دليلي بر ادعاي خود بياورد. با اين حال حضرت زهرا (س) در جواب و پاسخگويي به خليفه اول برآمدند. ( علاقه مندان براي مطالعه بيشتر به زندگاني فاطمه الزهرا در بحارالانوار رجوع كنند.)
زير پا گذاشتن آيات قرآني
خليفه اول در جواب حضرت، حديث جعلي «انبيا ارث باقي نميگذارند» را بيان كرد. حضرت زهرا (س) كه در جايگاه علمي از شان و مرتبه خاص برخوردار بودند از آيات قرآن شاهد آوردند كه انبيايي چون داود براي فرزندان خود ارث گذاشته بودند.
هر چند حديث جعلي خليفه اول در مغايرت صريح با آيات قرآني بود، اما وي دلايل آن حضرت را نپذيرفت. بيشك از واقعه دردناك غصب فدك تنها پايمال شدن حقوق ولايت ديده نميشود، بلكه از آن تأسف بارتر از بين رفتن سنتهاي نبي و بدعتهاي بزرگي بود كه در دين پايهگذاري ميشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰