کد خبر:۱۸۴۳۷۱
استاد نمونه، شهید هسته ای - 3
ماجرای گوشت قربانی، شهيد علیمحمدی و مستخدم دانشگاه
وقتی استاد از ماشین پیاده شد، یک مشمع گوشت در دست داشت، پشت سرش رفتم و دیدم مشمع گوشت را به دست مستخدم دانشکده داد ...
گروه سياسي «خبرگزاري دانشجو»؛ استاد شهید علیمحمدی در دوره ای استاد برجسته دانشگاه بود و امروز که در بین ما نیست شهید هسته ای ایران است.
وی همچون سایرین زندگی با شاخصه های منحص داشت که شاید استاد برجسته و شهید هسته ای بودن تنها بخشی از آن باشد.
با علی اکبر چاهه دانشجوی ارشد رشته فیزیک در دانشگاه تهران که دانشجوی دوره کارشناسی استا علیمحمدی بوده به گفت و گو نشستیم تا تنها بخشی از شاخصه های زندگی استاد شهیدش را بازگو کند.
مشروح این مصاحبه از نظرتان می گذرد.
«خبرگزاري دانشجو» - نحوه كلاسداري دكتر عليمحمدي چطور بود؟
چاهه: يكي از مشخصههاي جدي دكتر عليمحمدي نظم و جديت در كارها بوده است و همين جدي بودن باعث ميشد كه بچهها نيز كار را جدي بگيرند، استاد ضمن اينكه يك معلم خيلي خوبي بود و چيزهايي را كه لازم بود آموزش مي داد، مطالب را نيز به خوبي به بچهها ميفهماند و باعث جذب دانشجويان به كلاسهاي درس استاد ميشد، همچنين استاد در كارهاي پژوهشي هم بسيار قوي بود.
دكتر عليمحمدي در طول تدريس از تمام شيوهها براي فهم بهتر مطلب استفاده ميكرد. خاطرم هست در كلاس فيزيك پايه وسايل كمك آموزشي سركلاس ميآورد تا بچهها مطالب را خوب درك بكنند؛ مثلاً براي نشان دادن پايستگي تكانه خطي وسايل كمك آموزشي براي ما ميآورد يا در فيزيك دو و يا مباحث الكترومغناطيس راجع به بحثهاي روز دنيا از جمله بمبهاي مغناطيسي صحبت ميكرد و اين شاخصهها درس را براي بچهها جذاب مي كرد.
«خبرگزاري دانشجو» - مباحث درسي چقدر براي وي در اولويت بود و چقدر به مسائل اخلاقي ميپرداخت؟
چاهه: استاد در صحبتكردن خيلي دم از اصول نميزد و سعي ميكرد در عمل اين را نشان دهد؛ به طور مثال براي حضور در كلاسها نظم بسياري داشت، سرموقع در كلاس حاضر ميشد و درس را شروع ميكرد و تا آخرين دقايق هم درس ميداد بدون اينكه هيچ خستگي در او احساس شود و همين نظم خود يك الگوي عملي براي ما بود.
«خبرگزاري دانشجو» - در مباحث درسي چقدر سختگيري ميكرد؟
«خبرگزاري دانشجو» - در مباحث درسي چقدر سختگيري ميكرد؟
چاهه: دكتر از اساتيدي بود كه به شدت سخت ميگرفت، هم در مسئله حضور و غياب در سركلاسها و هم در امتحانات بسيار سختگير بود؛ به طوري كه امتحانات سخت دكتر عليمحمدي در دانشكده معروف بود.
استاد همانطور كه خيلي خوب درس ميداد، توقع داشت دانشجويان هم بتوانند به خوبي جواب دهند، ولي با اين حال او منعطف هم بود.
اوايل سال در اولين كلاسي كه با استاد عليمحمدي داشتم از بين 60 دانشجو 17 نفر درس فيزيك يك را افتادند، البته در همان درس نمره 20 هم داشتيم؛ يعني اينطور نبود كه آنقدر سخت بگيرد كه هيچ كس بيست نشود بلكه ملاك اين بود كه ثابت شود دانشجو درس را خوب فهميده بعد آن را پاس كند؛ چرا كه امتحانات دكتر طوري بود كه اگر كسي درس را نفهميده بود، نميتوانست آن را پاس كند.
اولين روز كلاس فيزيك دو با استاد عليمحمدي وقتي وي سركلاس حاضر شد، به ما گفت كه ديديد ترم پيش 17 نفر از درس فيزيك افتادند، بنابراين اگر در دانشگاه درس نخوانيد و همه درسها را براي شب امتحان بگذاريد قبول نميشويد، مگر اينكه معجزه شود براي 19 و 20 هم بايد خيلي زياد درس بخوانيد.
«خبرگزاري دانشجو» - بيرون از فضاي كلاس، رفتار استاد با دانشجويان چطور بود؟
چاهه: خارج از كلاس درس اگر دانشجويي سوالي وي داشت به راحتي ميتوانست بپرسد؛ يعني دكتر از آن دسته استاداني نبود كه دانشجو براي پرسيدن سوالش حول و ولا داشته باشد، يا اينكه اصلاً اميدي به جواب گرفتن نداشته باشد.
خاطرم هست يك بار يك سئوال سخت برايم به وجود آمد كه به سراغ استاد رفتم، اما چون آن لحظه حضور ذهن نداشت به من گفت برو و چند روز ديگر بيا، چند روز بعد در همان ساعتي كه با هم قرار گذاشته بوديم به دفتر كارش در دانشكده رفتم و دكتر خيلي صميمي من را روي صندلي اتاقش نشاند و شروع به توضيح دادن سوال كرد. استاد نوع فكر كردن و نگاه كردن به سوال را ياد مي داد.
«خبرگزاري دانشجو» - استاد نسبت به چه مسائلي حساسيت داشت و عصباني ميشد؟
«خبرگزاري دانشجو» - استاد نسبت به چه مسائلي حساسيت داشت و عصباني ميشد؟
چاهه: ورود و خروج هنگام درس وي را عصباني ميكرد و نسبت به اين مسئله تذكر ميداد و معتقد بود اين رفت و آمدها حواس بقيه دانشجويان را پرت ميكند.
«خبرگزاري دانشجو» - شهيد عليمحمدي را در يك جمله تعريف كنيد؟
چاهه: دكتر در يك جمله نميگنجد.
«خبرگزاري دانشجو» - از وي در دوران تحصيل چه درسي گرفتيد؟
چاهه: جدي بودن در كارها و نگاه علمي به همه مسائل درسي بود كه از دكتر گرفتيم. استاد در آخرين تاكيداتش كه يك هفته مانده به شهادتش در كلاس درس داشت اين بود كه به همه مسائل علمي نگاه كنيد؛ چون نگاه علمي به مسائل حل موضوعات را راحت تر ميكند.
«خبرگزاري دانشجو» - يك خاطره از شهيد عليمحمدي برايمان تعريف كنيد.
چاهه: يك روز صبح زود يعني زودتر از هميشه به دانشكده آمدم. استاد هميشه زود به دانشگاه ميآمد و آن روز من هم زودتر از هميشه آمدم و ساعت 7 صبح در دانشگاه بودم؛ طوري كه همزمان با استاد وارد دانشگاه شدم، من ديدم كه استاد در حال پارك كردن ماشينش بود و بعد از اينكه پياده شد يك مشمع پر از گوشت در دست داشت.
«خبرگزاري دانشجو» - يك خاطره از شهيد عليمحمدي برايمان تعريف كنيد.
چاهه: يك روز صبح زود يعني زودتر از هميشه به دانشكده آمدم. استاد هميشه زود به دانشگاه ميآمد و آن روز من هم زودتر از هميشه آمدم و ساعت 7 صبح در دانشگاه بودم؛ طوري كه همزمان با استاد وارد دانشگاه شدم، من ديدم كه استاد در حال پارك كردن ماشينش بود و بعد از اينكه پياده شد يك مشمع پر از گوشت در دست داشت.
تعجب كردم كه چرا استاد امروز اين همه با خود گوشت به دانشگاه آورده است. پشت سر وي رفتم و ديدم كه مشمع گوشتها را به دست مستخدم دانشگاه داد. بعدها فهميدم كه چون آن روز، روز بعد عيد قربان بود استاد گوشت قرباني را براي مستخدم دانشگاه آورده بودم.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰