استراتژی‌های رقیب در منطقه آسیای مرکزی
کد خبر:۱۸۴۴۳۵

استراتژی‌های رقیب در منطقه آسیای مرکزی

قدرت‌های بزرگ در اطراف آسیای مرکزی، مدت‌هاست به دنبال پیاده سازی استراتژی‌های متفاوت خود هستند، چین، روسیه و آمریکا به مانند بازی شطرنج، مهره‌های خود را در این منطقه جابجا می‌کنند.
به گزارش خبرنگار حوزه بین الملل «خبرگزاری دانشجو» به نقل از نشنال اینترست، امروزه صحبت در مورد رقابت ها در آسیای مرکزی، کلیشه ای شده است؛ جایی که قدرت های رقیب برای بسط نفوذ خود، باهم رقابت می کنند.
 
چه این منطقه را به صورت منطقه حائلی میان قدرت های دیگر ببینیم و یا به عنوان یک منبع ثروت طبیعی و منبع بی ثباتی منطقه ای به آن بنگریم، قدرت های بزرگ در اطراف آسیای مرکزی، مدت هاست به مانند بازی شطرنج، مهره های خود را در آن جابجا می کنند.

با این حال، این روزها، رویکرد استراتژیکی که از طرف قدرت های اطراف، در قبال این منطقه اتخاذ می شد، تغییر کرده است، به جای اینکه در مورد تسلط بر منطقه صحبت شود، در اینجا بحث بر رویکردهای متفاوت به توسعه متمرکز شده است و جالب اینکه همه این رویکردها بستگی مستقیم به منافع خاص قدرت های بزرگ دارند. در میان این قدرت ها، چین، روسیه و ایالات متحده نقش اصلی را دارند و همه آنها در پی راه اندازی طرح های جدیدی هستند تا بتوانند ثبات و امنیت را به منطقه برگردانند.

سه استراتژی رقیب
 
رویکرد استراتژیک آمریکا به وضوح توسط کلینتون وزیر امور خارجه تصریح شده است، وی سال گذشته در هند خطاب به حضار از تمایل آمریکا برای همکاری برای ایجاد یک جاده ابریشم جدید یعنی شبکه ای بین المللی از ارتباطات اقتصادی و حمل و نقل سخن گفت.
 
او به وضوح از اشتیاق ایالات متحده برای توسعه کل منطقه سخن گفت و با برجسته کردن یکی از رویکردهای اصلی ایالات متحده آمریکا گفت: افغانستانی که بصورت پایدار و محکم در زندگی اقتصادی آسیای مرکزی و جنوبی جای داده شود، با اتصال به بازارهای خارج از کشور و با ارائه سیاست های جایگزین معتبرتر، بهتر قادر به جذب منابع جدید سرمایه گذاری خارجی خواهد بود، به عبارت دیگر، این استراتژی متمرکز اقتصاد افغانستان خواهد بود که به خروج نیروهای آمریکایی نیز کمک می کند و از شنیده ها اینطور بر می آید که استراتژی جاده ابریشم کلینتون، «اولویت شماره یک سیاسی " برای آسیای مرکزی و جنوبی خواهد بود.»
 
اولویت چین، توسعه آسیای مرکزی برای کمک به رفاه و ثبات در استان ناآرام سین کیانگ است، یعنی روش استفاده از اتصالات قدیمی مربوط به تجارت و حمل و نقل در منطقه برای ایجاد ثبات.
 
لی پنگ، نخست وزیر وقت چین در اوایل سال 1994، اعلام کرد که اولویت آسیای مرکزی، باز کردن یک نسخه مدرن جاده ابریشم است.
 
سال ها بعد، در سال 2004 در مقاله ای در روزنامه چاینا دیلی، اصول این طرح منتشر شد که حاکی از پل زمینی مابین چین و اروپا بود؛ یعنی شبکه ای از راه های ریلی که به اصطلاح «جاده ابریشم آهنی» را تشکیل می دهند و جایگزینی برای مسیرهای دریایی طولانی خواهند بود. از آن زمان به بعد، چین با سرعتی شگفت آور در حال توسعه زیرساخت های راه آهن خود می باشد و این استراتژی را به جلو می برد. در حالی که به نظر می رسد برخی از پروژه ها مثلا آنهایی که در قزاقستان هستند، متوقف شده اند، خطوط راه آهن منطقه ای در قرقیزستان و ازبکستان، در حال پیشرفت هستند.
 
از سوی دیگر، رویکرد روسیه، به منطقه، بازگشتش به شکوه گذشته خود است. در حال حاضر اتحادیه گمرکی میان کشورهای بلاروس، قزاقستان و روسیه در سال 2009 شکل گرفته است و در ماه اکتبر سال گذشته نیز پوتین، پیشنهاد اتحادیه اروپایی و اسیایی را داد که با «سیاست های اقتصادی و ارزی» هماهنگی داشته باشند و همچنین درهای آن به سوی اعضای جدید از کشورهای شوروی سابق باز باشد.
 
شاید این هدف قابل تحسین باشد، اما به طور مستقیم با اهداف چین برای داشتن حوزه وسیعتری از نفوذ و ادغام و همکاری در تضاد است. در خلال بحث های سال گذشته در قرقیزستان، یکی از مقامات گفت که اگر اتحادیه اوراسیایی به کار خود ادامه دهد، بازار کاراسو در جنوب قرقیزستان نابود خواهد شد.
 
همچنین در حال حاضر این تنش ها در طرح  بلند پروازانه «مرکز تجارت آزاد فرا ملی» که چین و قزاقستان در ماه دسامبر گذشته بین مرزهای خود در منطقه «خورگوس» ایجاد کرده اند قابل مشاهده است.
 
این فقط استراتژی های چینی و روسی نیستند که به ظاهر در تضاد با یکدیگرند بلکه استراتژی های آمریکایی و چینی نیز متفاوت هستند: هدف آمریکا این است که افغانستان را به منطقه گسترده تر پیوند دهد، به گونه ای که از شمال و جنوب از طریق راه هایی، به  سراسر منطقه متصل شود، در حالی که چین جاه طلبی بزرگتر شرقی-غربی را در ذهن می پرورد که بتواند با اروپا تجارت کند. چین همچنین در حال توسعه برنامه های زیر بنایی مختلف در سراسر افغانستان است تا بتواند مسیر شرق به غرب را برای خود باز کند.
 
نتیجه اینکه یک سری استراتژی برای متصل کردن کشورهای آسیای مرکزی به هم وجود دارد که هرکدام از آنها بر اساس منافع دیکته شده مختلفی از سوی پکن، واشنگتن و مسکو شکل گرفته و متمرکز شده اند. چین به ترویج توسعه و تجارت می پردازد، آمریکا می خواهد زمانی افغانستان را ترک کند که این کشور، باثبات و مرفه شده باشد و روسیه نیز می خواهد روابط نزدیک تری با کشورهای شوروی سابق برقرار کند. این روش ها اساسا متفاوت و در تضاد با یکدیگر هستند.
 
اما برای توسعه جاده ابریشم، نیاز زیادی به هماهنگی وسیعتر و مذاکره وجود دارد و تا زمانی که هماهنگی بیشتری بوجود نیاید، کشورهای منطقه در گیر و دار استراتژی های رقیب، فقیرتر می شوند.
 
پربازدیدترین آخرین اخبار