کد خبر:۱۸۵۸۷۰
گفت وگو با معاون فرهنگي دانشگاه شريف؛
آيا ركود فرهنگي دانشگاهها مغزها را فراري مي دهد؟
واژه افول را نمیپذیرم، من میگویم دچار رکود شدهایم. رکود هم به معنای کم شدن شور و نشاط فعالیتهاست. ما در دهه...
گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»؛ نشريه مهاجر كه با موضوع خروج نخبگان از كشور در دانشگاه صنعتي شريف منتشر مي شود در سومين شماره خود در مصاحبه اي با معاونت فرهنگی دانشگاه شریف وضعيت فرهنگي دانشگاه هاي كشور را بررسي كرده است.
اين نشريه در شماره هاي اول و دوم خود به دغدغه هاي فرهنگي دانشگاه هاي كشور در خصوص وضعيت خروج نخبگان پرداخته و مستند میراث آلبرتا را كه در دانشگاه شريف پخش شده و مورد استقبال قرار گرفت، بررسي كرده است.
در شماره اول اين نشريه مستند آلبرتا بررسي شد كه نخستين پیام آن شاید در هم شکسته شدن کلیشه «دانشجوی فنی» توسط سازندگان این مستند بود.
کلیشه دانشجوی متخصصی که تنها سردرگریبان دغدغه علمی محض خویش دارد و دامنبرکشانه به بیاعتنایی تمام و کمالش به جامعه و سیاست و دین و تفکر مینازد.
اين نشريه در شماره هاي اول و دوم خود به دغدغه هاي فرهنگي دانشگاه هاي كشور در خصوص وضعيت خروج نخبگان پرداخته و مستند میراث آلبرتا را كه در دانشگاه شريف پخش شده و مورد استقبال قرار گرفت، بررسي كرده است.
در شماره اول اين نشريه مستند آلبرتا بررسي شد كه نخستين پیام آن شاید در هم شکسته شدن کلیشه «دانشجوی فنی» توسط سازندگان این مستند بود.
کلیشه دانشجوی متخصصی که تنها سردرگریبان دغدغه علمی محض خویش دارد و دامنبرکشانه به بیاعتنایی تمام و کمالش به جامعه و سیاست و دین و تفکر مینازد.
مستند میراث آلبرتا کاری از حسین شمقدری است که مهاجرت نخبگان به کشورهایی مثل آمریکا و کانادا را مورد بررسی قرار می دهد که بعضی از مهاجران، دانشگاه را به عنوان یک تخته پرش برای مهاجرت به کشورهای خارجی اعلام می کنند و جو دانشگاه و برخی عوامل درون دانشگاهی را عامل اصلی در رسیدن به خواسته هایشان می دانند و برخی دیگر شدت برخورد بعضي دانشگاه ها در مقابله با وضع حجاب و طرز لباس پوشیدن دانشجویان را از عوامل زدگی تحصیل در ایران و این مهاجرت می دانند.
اين نشريه در شماره سوم نيز با درج گفت و گويي از دهقانی معاونت فرهنگی دانشگاه شریف وضعيت فرهنگي دانشگاه ها و ميزان اثرگذاري آن بر خروج نخبگان از كشور را بررسي كرده است.
دهقانی: میپذیرم که در وضعیت رکود فرهنگی به سر میبریم، اوضاع باید تغییر کند
* شما وضعیت فرهنگی فعلی دانشگاه شريف را نسبت به دهه 70 چطور ارزیابی میکنید؟ قبول دارید در حال حاضر دچار افول فرهنگی شدهاید؟
دهقاني: واژه افول را نمیپذیرم. من میگویم دچار رکود شدهایم. رکود هم به معنای کم شدن شور و نشاط فعالیتهاست. ما در دهه 70 اینترنت نداشتیم و وقت بچه ها بیشتر با کتاب و مطالعه پر میشد ولی اكنون اینترنت وقت بچه ها را پر میکند؛ لذا بحث این نیست که فکر نمیشود و وقت گذاشته نمیشود، محتوای فکر ها و بحثها تغییر کرده و بسترهای متناسب با آنها فراهم نشده است.
این مسئله عدم تناسب رکود فرهنگی را موجب شده است و لازم است که این شرایط تا حدی تغییر کند. یکی از خلأهای فرهنگی که شناسایی کردهام، نداشتن مهارت اجتماعی در دانشجویان فعلی است.
ما در زمان جنگ فارغالتحصیلان دبیرستانها را میدیدیم که جنگ را اداره میکردند، بعد از آن در دهه 70 فارغ التحصيلان كارشناسي ما یک اداره و یک مجموعه را میگردانند، در دهه 80 فارغ التحصيلان كارشناسي ارشد تا حدی به این قابلیتها میرسیدند، ولی در حال حاضر ما فارغالتحصیلان دکتری را میبینیم که هنوز توان تاثیرگذاری اجتماعی ندارند.
توجه صرف به درس خواندن و رشد تک بعدی دانشجویان علت این ناتوانی در فعالیتهای اجتماعی است. ما در معاونت فرهنگی به مهارتهای اجتماعی اهمیت خاصی خواهیم داد و از هم اكنون تاکید داريم که نام معاونت فرهنگي را «معاونت فرهنگی- اجتماعی» درج کنند.
جنس برنامههای فرهنگی و حمایت دانشگاه از آنها هم تغییر کرده. پیش از این از برنامههای جدی و ریشهای فرهنگی حمایت میشد مثل دفتر مطالعات؛ ولی در حال حاضر بیشتر برنامههای فراغتی و سرگرم کننده مثل گروه موسیقی و تئاتر و غيره در دستور کار است.
برنامههای فراغتی باید باشد و باید حمایت هم بشود. چون وقت دانشجویان به واسطه اتوماسیون اداری و غيره نسبت به سابق بازتر شده است و در وقتهای آزاد باید به تفریح سالم پرداخته شود.
علاوه بر اين من معتقد نیستم موسیقی و تئاتر صرفا فعالیتهای فراغتی است. در موسیقی و در تئاتر شخصیت خیلیها شکل میگیرد.
من به برنامههای مطالعاتی و جدی و اثرگذار، نيز معتقدم و به شدت از آنها حمایت میکنم. حمایت از نشریات منصف و پرمحتوا نيز در همين راستا است.
ما تا امروز هم خوب از این برنامهها حمایت کردهایم. حمایت از حوزه دانشجویی، مرکز پژوهشها، دفتر مطالعات (که فراهم کردن یک محل مطالعه مناسب برای آنها یکی از دغدغههای این روز های بنده است)، همه در همین راستاست.
باید بسترهای مطالعاتی بیش از اینها فراهم شود و مطالعات به حوزههای اندیشهای و اثرگذار و عمیق سوق داده شود.
* هم اكنون نشریات نیاز به حمایت دارند، از یک طرف برای ادامه حیات باید حمایت مالی شوند و از آن مهمتردر مقابل هجمهها و بسته شدنها و غيره، نیاز به حمایت و پشتیبانی دارند. مثلاً همین نشریه مهاجر در دانشکده فیزیک مفقود شد و تبلیغات آن کنده شد.
دهقاني: من قول حمایت از نشریاتی که در چارچوب آییننامه مصوب کار کنند را به شما میدهم ولی به شرطی که سیاه نمایی نکند، نقد منصفانه کنند و کسی که آن را میخواند از کشور و نظام و دانشگاه و غيره ناامید نشود اما درمورد اتفاقی که در دانشکده فیزیک افتاد شما باید قبول کنید که نقد غیرمنصفانه و تخریب شخصیت در این دانشکده مسبوق به سابقه بوده است.
هرکسی که وارد فضای نقد میشود باید اول برادریاش را ثابت کند و از باب دوستی وارد شود و بعد اگر نقدی هم دارد بیان کند.
* دانشجویان در مقابل این مسائل نیاز به حمایت دارند. رهبری هم میفرمایند دانشجو باید تحلیل کند ولو غلط، چه تضمینی وجود دارد که دانشجویان با تحلیلهای خود اگر غلط بود به دردسر نیفتند؟
دهقاني: رهبری میفرمایند فکر کنید، تبیین کنید و سعی کنید درست قضاوت کنید، در کنار آن میفرمایند نقد کنید ولی تخریب نکنید، فضا را مسموم نکنید. این دو را باید در کنار هم قرار دهید. بله من میپذیرم اگر کسی فکر کرد، مشورت کرد و با نیت درست و غیرمغرضانه مطلب نوشت که احیاناً غلط هم بود، باید اشتباه او را نادیده گرفت به شرط آنکه مدام این اشتباهات تکرار نشود در این شرایط اگر نشریهی اثربخش و عمیقی که امید و نشاط را به خواننده القا میکند نیاز به حمایت بنده داشت، بنده نه تنها از منابع اینجا که از پول شخصی خودم هم حاضرم از او حمایت کنم.
* مدیریت فرهنگی که شما در این سمت بنا دارید اعمال کنید بیشتر از نوع حمایت از برنامهها و گروههای موجود و رتق و فتق امور جاری و در یک کلام مدیریت حمایتی است؟ یا اینکه شما نظام فکری- مدیریتی خاص خود را دارید و بر مبنای آن عمل میکنید و در یک کلام مدیریت هدایتی را اعمال خواهید کرد؟
دهقاني: من به نوعی به هردوی اینها معتقدم و اصلاً برنامه خود را در هر دو محور تعریف کردهام. از یک طرف به نظر من کارهای بسیار خوبی شکل گرفته و بناهای خیری ایجاد شده است که مسلماً ادامه پیدا خواهد کرد اما از طرف دیگر به خاطر فراموش شدن اولویتها و گم شدن مسائلی اصلی، باید برنامههای پیشبرنده جدید هم داشته باشیم.
اولویت من در این برنامهها تحقق فرمایشات رهبری است که به نظرم درست فهم و اجرا نشده است. حکایت ما در مواجه با برخی از فرمایشات ایشان، حکایت مریدان شیخی است که حرف خود شیخ را هم درمورد کرامات و مقامات او قبول نداشتند! ما بعضاً به آن دسته از فرمایشات ایشان که منطبق بر نظر خودمان است عمل میکنیم و نظر خود را مقدم بر نظر ایشان میدانیم.
رهبری میفرمایند جذب حداکثری و دفع حداقلی، میفرمایند کرسیهای آزاد اندیشی، میفرمایند فضای نقد و نظر برای دانشجویان باید فراهم باشد و غيره ولی ما حرف ایشان را تفسیر میکنیم و به نحو دیگری عمل میکنیم.
من بنا دارم در بخش دوم سیاستهای فرهنگی خود این بسترهای تحقق فرمایشات ایشان را به عنوان خط دهنده اصلی فرهنگی کشور، فراهم کنم.
* شما میپذیرید که تا الآن مدیریت فرهنگی در مقام برنامه ریزی و سیاستگذاری فرهنگی نبوده است؟
دهقاني: بله تا حدودی اینطور بوده. چون مدیریت فرهنگی با فوق برنامه ممزوج بوده و این آفات را به همراه داشته ولی به نظر میرسد با تبدیل مدیریت فرهنگی به معاونت تا حدی این مسائل برطرف شود. البته دو سالی هست که برنامههای فرهنگی به صورت جدی و با مبنای خاصی در دانشگاه دنبال میشود.
حلقههای فکری و تربیتی شکل گرفت و اهمیت بیشتری به مسائل فرهنگی داده شد.
دکتر روستا آزاد نيز به عنوان رئیس دانشگاه بهای ویژهای برای مسائل فرهنگی قائلند، تا جایی که شاخصهای فرهنگی را هم در نظام ارتقای اساتید در کنار مقالات ISI و مسائل آموزشی،آوردهاند.
بنده معتقدم اساتید مهمترین و مؤثرترین بستر تأثیرگذاری فرهنگی در دانشگاه هستند. ما بعضاً میبینیم که اساتید را با یک برچسب و به سادگی از خودمان طرد میکنیم، این یقیناً مخالف نظر رهبری است و ایشان را آزرده خاطر میکند. اساتید با هر اعتقادی به نظام اسلامی باید مورد توجه ما در کارهای فرهنگی قرار گیرند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰