فرصت‌هاي از دست رفته كشور در فضاي سايبري كم‌تر از تهديدات اين فضا نيست
کد خبر:۱۸۵۸۷۷
عضو شوراي عالي فضاي مجازي:

فرصت‌هاي از دست رفته كشور در فضاي سايبري كم‌تر از تهديدات اين فضا نيست

عضو شوراي عالي فضاي مجازي گفت: مديريت فضاي سايبري در جهان عادلانه نيست و به‌شدت يك سويه بوده و در جهت منافع نظام سلطه حركت مي‌كند. به نظر من فرصت‌هايي که در اين زمينه از دست داده و مي‌دهيم، کم‌اهميت‌تر از تهديداتي که متوجه ما شده نيست.
به گزارش گروه علمي «خبرگزاري دانشجو»، در گفتگويي که از نظرتان مي گذرد، عليرضا شاه ميرزايي از اعضاي حقيقي شوراي عالي فضاي مجازي، که چندي پيش با حکم رهبر معظم انقلاب تشکيل شده است، به سوالات خبرنامه شورا در خصوص لزوم تشکيل و چشم انداز پيش روي فعاليت هاي اين شورا پاسخ داده است:

_چه ضرورتي تشكيل اين شوراي عالي فضاي مجازي را  در اين سطح و با فرمان رهبر معظم انقلاب را ايجاب كرد؟

در ابتدا بايد عرض كنم كه توسعه و کاربرد  فناوري اطلاعات اساسا بدون هماهنگي سازمان‌ها ممکن نيست و با مشكلات عديده اي مواجه مي شود.  زيرا موفقيت هر سامانه در حوزه فناوري اطلاعات، نيازمند تعامل و همسان بودن بخش‌هاي مختلف اين سامانه است.

در گذشته پروژه‌هاي متعددي در سطح کلان در کشور آغاز به اجرا مي‌شده است، ولي فقط به خاطر اينکه يکي از حلقه‌هاي زنجيره اجرايي همکاري نکرده است، مثلا در زير مجموعه قوه ديگري بوده است و امکان هماهنگي با آن وجود نداشته است، پروژه مزبور به علت ناهماهنگي در عمل به بن بست خورده است.

به همين دليل  ما در مقايسه با کشورهايي که سطح توسعه يافتگي آن ها خيلي کم‌تر از ما است، در استفاده از فضاي مجازي توفيق چنداني نداشته ايم. مثلا در مورد تلويزيون هاي تعاملي،‌ اگر بخواهيم به اندازه ميانگين کشورهاي آسيايي هم از اين خدمات بهره‌مند باشيم، بايد هم اکنون حدود 600 هزار خانواده در کشور تحت پوشش اين خدمات باشند، اما هنوز حتي 1000 نفر را هم نتوانسته ايم تحت پوشش قرار دهيم.

اين كمبود و عقب ماندگي، آن هم در پروژهاي که مي تواند اولويت کشور باشد، ناشي از آن بوده  که بخشي از فرايند اجرايي، مربوط به سازمان صدا و سيما و بخش ديگر مربوط به وزارت مخابرات و فن‌آوري اطلاعات بوده و هماهنگي بين بخشي در اين حوزه وجود نداشته است.

يا مثلا پروژه هاي زيادي در حوزه دولت الکترونيک، به دليل عدم هماهنگي سازمان ثبت اسناد که زيرمجموعه قوه قضائيه است متوقف شد.

لهذا در اين حوزه، نياز به يک ساختار فرابخشي بود که هر سه قوه و سازمان‌هايي مانند صدا و سيما، تبليغات اسلامي  و مجموعه هايي مانند سپاه پاسداران در آن حضور داشته باشند و بتوانند در اين ساختار جديد با هم هماهنگ شوند. اين مهم‌ترين هدف تأسيس اين شورا بود که در حکم مقام معظم رهبري هم صريحا به آن تاکيد شد.

_آيا فکر نمي‌کنيد که علت اصلي تشکيل اين شورا، دشمني‌هاي نظام سلطه با کشور ما و بي‌عدالتي‌هايي که در فضاي تبادل اطلاعات ما شاهد آن هستيم باشد که متاسفانه اين روند تشديد هم شده است؟  در اين باره به نظر شما چه بايد كرد؟

متأسفانه اين حرف صحيح است که مديريت فضاي سايبري در جهان عادلانه نيست و به‌شدت يك سويه بوده و در جهت منافع نظام سلطه حركت مي‌كند. ولي بايد دقت کرد که ما در کنار تهديدات، فرصت‌هاي زيادي هم داريم. به نظر من فرصت‌هايي که از دست داده و مي‌دهيم، کم‌اهميت‌تر از تهديداتي که متوجه ما شده نيست. حتي محصول كار پژوهشگران و محققان ساير كشورها هم نهايتا در راستاي منافع اين نظام ظالمانه است.

ما امروز، 2 رويكرد كلان در سطح جهان را در بحث فناوري اطلاعات مي‌بينيم، يکي روند جهاني‌سازي و دوم روند ملي‌گرايي. هرچند هر دو اينها جريان با قدرت و سرعت رو به رشد بوده‌اند، ولي متاسفانه در کشور ما غالب مسئولين و کارشناسان فقط از روند جهاني‌سازي خبر دارند و راجع به آن بحث مي‌کنند. دليل اين هم آن است که منابع خبري ما غالبا همان شرکت‌هايي هستند که روند جهاني‌سازي را دنبال مي‌کنند.

اين درحالي است که ما شاهد هستيم امروز کشورهاي زيادي هستند که در عين آنكه از نظر استفاده از اينترنت جهاني با و پهناي باند دسترسي، در صدر جدول قرار دارند، ولي در فعال‌سازي اپراتورها و سرويس‌هاي اينترنتي و شبه اينترنتي داخلي و بحث امنيت اطلاعات و غيره مانند ميزباني پايگاه‌هاي مهم و دولتي هم پيشگام هستند.
 
متأسفانه در کشور ما بسياري تصور مي‌کنند جريان جهاني‌سازي، مانند رشد شرکت‌هايي همچون فيس‌بوک، گوگل و امثال آن  به مثابه يک جبر تکنولوژي و يک جريان  غيرقابل كنترل  و در حال پيشروي است و ما هيچ چاره‌اي جز پيوستن به آن روند نداريم.
 
درحالي‌که کشورهاي زيادي به موازات اين پيشروي و رشد شرکت‌هاي جهان شمول، اپراتورها و سرويس‌هاي داخلي خود را نيز توسعه دادند تا حدي که هرچند ميزان دسترسي مردم به فضاي مجازي بيشتر مي‌شود، اما درصد استفاده آنها از سرويس‌هاي داخلي کمتر نمي‌شود بلکه بيشتر مي‌شود.
 
ممکن است شما فکر کنيد فقط برخي کشورهاي بزرگ يا کشورهايي با سابقه کمونيستي مانند چين و روسيه اينگونه هستند ولي تجربه‌ها نشان داده حتي کشوري مثل کره جنوبي که 50 ميليون جمعيت دارد و سابقه کمونيستي هم ندارد اينگونه است. کره جنوبي با آن که از نظر پهناي باند دسترسي به اينترنت، مقام اول را در دنيا دارد ولي بين 60 تا 70 درصد خدمات به کاربران از داخل كشور داده مي‌شود. پس رشد سرويس‌هاي جهاني به معني بالا رفتن درصد استفاده از خدمات خارجي نيست و جمع بين  استفاده حداكثري از اينترنت افزايش پهناي باند و داخلي شدن خدمات کاملا ممکن است.
 
_منظور شما اين است که اين شورا به دنبال کاهش دسترسي مردم پس ارائه خدمات داخلي به معناي قطع اينترنت نيست؟
 
متاسفانه کلمه «اينترنت»، مانند کلمه «تايد» که برخي به غلط براي پودر رختشويي به کار مي‌برند يا «پپسي» که به جاي نوشابه به کار مي‌برند، اشتباه ايجاد مي کند. اگر سوال شما اين است که آيا ما بايد به دنبال کاهش اتکاي مردم کشورمان به «اينترنت»، به معني خاص کلمه که يک شبکه اطلاعاتي خاص است باشيم، پاسخ من مثبت است. ولي اگر سوال اين است که آيا ما مي‌خواهيم دسترسي مردم به شبکه‌هاي اطلاعاتي که به نحوي به شبکه‌هاي دنيا متصل هستند را کم کنيم، پاسخ من منفي است. اين تصور كه اگر بخواهيم خدمات داخلي ارائه دهيم بايد الزاماً ارتباطمان را با دنيا کم کنيم، غلط است. گريزي از ارتباط نيست؛ ولي ما بايد ارتباط فعال داشته باشيم.
 
مساله ديگر اين است که به شوراي عالي فضاي مجازي صرفا نبايد ديد سلبي داشته باشد، بلکه مسائلي که ما در حوزه ايجابي داريم مهمتر است. هم اکنون در کشور ما نكته مهم اين است كه توليد محتوا و خدمات فرهنگي ديجيتال، وضعيتي شبه انحصاري دارد و اين انحصاري بودن جلوي حرفه‌اي شدن را گرفته است.
 
اگر در اين عرصه برخي موانع را برداريم و بين متوليان هماهنگي ايجاد کنيم، نه تنها بسياري از دغدغه‌هاي فرهنگي کمتر مي‌شود بلکه از جهت توليد ملي و اشتغال‌زايي نيز گام‌هاي بزرگي به جلو برداشته مي‌شود.
عرصه فضاي مجازي، در صورت فعال شدن در کشور، ظرفيت ايجاد رشد 10 درصدي در کل GDP کشور را دارد و اين نکته را بنده به‌عنوان يک دانشجوي حوزه «سياستگذاري صنعتي»، که با مباحث اقتصادي آشنايي دارم عرض مي‌کنم.
 
متاسفانه در کشور ما تابه حال تلاش شده، با سرمايه‌گذاري بسيار كمتر  در حوزه‌هايي ديگر مانند صنعت پتروشيمي که اشتغال‌زايي بسيار کمي نسبت به واحد سرمايه دارند، رشد اقتصادي ايجاد کنيم. درحاليکه از حوزه‌هايي مانند فاوا که يک تنه بسياري از کشورها را در حوزه اقتصادي به پيش رانده و سرمايه گذاري کمي به ازاي هر شغل نياز دارد، غفلت کرديم.
 
اميدواريم اين عقب‌ماندگي را بتوان با تاسيس اين شورا سريعتر جبران كرد.
 
البته خوشبختانه در قالب شركت‌هاي دانش بنيان اين كار به خوبي قابل تحقق است ولي اين مهم يک سامانه‌ كارآمد را نياز دارد.
 
در نهايت با تاسف مي‌گويم  علي‌رغم همه اين ظرفيت‌هاي  کشور متأسفانه آمارها و شاخص‌ها نشان مي‌دهد، رشد خوبي را در اين حوزه‌ها نداشتيم و در اکثر بخش‌ها ما کاملا به يک مصرف‌کننده محصولات خارجي تبديل شده‌ايم كه اين مصرف كنندگي هم خطرات فرهنگي در پي دارد و هم يک بازار بسيار بزرگ و مهم را در توليد و اشتغال از دست مي‌دهيم.
 
_در مورد اينترنت ملي شايعاتي در سطح افكار عمومي مبني بر ممنوعيت در دسترسي به شبكه جهاني اينترنت مطرح است. در اين مورد چه نكته‌اي به نظرتان لازم به ذكر است؟
 
متاسفانه اکثر مسئولين، حوزه اينترنت را مشابه حوزه شبکه‌هاي تلويزيوني ماهواره اي تلقي مي‌کنند. درحاليکه ما نمي‌توانيم منازل مردم و ساير نقاط را که از شبکه‌هاي تلويزيوني ماهوارهاي خارجي امواج دريافت کنند، را رصد کنيم چون مشكلات عديده ايجاد مي‌كند. ولي در شبکه‌هاي اينترنت ملي اينگونه نيست. شبکه اينترنت جهاني مستقيما به منازل ما راه ندارد. اينترنت ملي يك شبكه است و از طريق چند نقطه به‌عنوان دروازه ورود به کشور به داخل متصل شده است و بقيه اين شبکه بايد در داخل کشور به‌صورت محلي ايجاد شود. بنابراين راه عبور خدمات اينترنت جهاني از مسير شبکه داخلي است. اما طبق نيازهاي داخلي ما به دنبال افزايش سرعت دسترسي به اينترنت هستيم.
 
ما بدون ايجاد يک شبکه قوي در داخل کشور نمي‌توانيم دسترسي مردم را در همه نقاط به اينترنت را افزايش داده و تقويت کنيم پس حتي از نظر سخت‌افزاري، اگر کسي صرفا به دنبال افزايش دسترسي مردم به اينترنت هم باشد، بايد از توسعه دسترسي به شبکه داخلي دفاع کند.
 
 ضمن اينکه مهمتر از سخت‌افزار، نرم‌افزار و خدمت‌دهي است. همانطور که عرض کردم، ما بايد بتوانيم اپراتورهاي متعددي را در کشور ايجاد کنيم که اينها نه تنها خدمات و محتواي مختلف را از خارج کشور دريافت و ترجمه کنند و در دسترس کاربران داخل کشور قرار دهند، بلکه براي توليدات داخلي هم بازار ايجاد کنند.
 
بنابراين هم از جهات سخت‌افزاري و هم از جهات نرم‌افزاري اساسا بدون تقويت سرويس‌ها و اپراتورهاي شبکه داخلي، بازار بزرگ کشور را در اختيار خارجي ها قرار داده ايم.
 
ضمن اينکه ما کشوري هستيم که داراي فرهنگ متفاوتي هستيم و بايد بتوانيم محتوايي را که با زبان بومي خودمان و با شرايط فرهنگي ما خودمان تطبيق بيشتري دارد توليد کنيم و حتي صادرات محصولات فرهنگي و خدمات فناوري اطلاعات به ساير کشورها هم داشته باشيم.
 
الان در برخورد و مواجهه با برخي مصاديق  مثل تهديدات «شبيخون فرهنگي»، ابزارهايي مثل فيلترينگ وجود دارد. با تشکيل مرکز ملي فضاي مجازي، آيا نوع اقدامات براي مواجهه با اين تهديدها تغيير خواهد كرد؟
به نظر من کليد اصلي حفظ اقتدار و امنيت کشور در مقابل اين تهديدات، و حفظ بازارهاي کشور «تسلط به فناوري» است. يعني اگر ما در اين بحث فضاي مجازي مسلط به فناوري بومي شويم و از نظر دانش فني و نيروي انساني خودمان مسلّط بر طراحي و پياده‌سازي سيستم‌ها و سامانه‌ها باشيم، هم مي‌توانيم امنيت را تضمين کنيم و  هم مي‌توانيم کيفيت و سرعت خدمات را بالا ببريم و اشتغال‌زايي نيز کنيم.
 
متأسفانه ما در سال‌هاي گذشته، روندي را در كشور شاهد بوديم که «بهره‌برداري» از فاوا را از توسعه صنعت فاوا جدا ‌کرد ه است. يعني برخي مديران تصور مي‌کردند که اگر فناوري و صنعت داخلي را توسعه بدهند، اين بهره‌برداري سريع را به تاخير مي‌اندازد و  به همين دليل همه چيز را از خارج خريداري مي‌كردند.
اما تجربه چند سال اخير نشان مي‌دهد غالب مديراني که با اين رويکرد خواستند فقط بهره‌برداري را تسريع كنند، تأخيرهاي زيادي در پروژه‌هايشان ايجادکردند. شما ببينيد آيا با واگذاري اجراي پروژه مهم IPTV توسط سازمان صداوسيما به شرکت هوواي چين، در اجرايي شدن اين پروژه تسريع شد؟ بنابراين به نظر من مسئله اصلي اين است که اين فناوري‌ها بومي و نرم‌افزارها داخلي شوند و آن موقع هم امنيت و اقتدار كشور تضمين مي‌شود و هم صنعت داخلي رشد مي‌کند.
 
_کشور هم اكنون چقدرتوانايي در بومي‌سازي اين فناوري دارد و چه ظرفيت‌هايي قابل فعال شدن است؟
 
در سال‌هاي گذشته خوشبختانه ميزان ورودي رشته‌هاي دانشگاهي مرتبط با بحث فناوري اطلاعات و فضاي مجازي به ميزان قابل توجهي افزايش يافته است و ما از نظر خروجي نيروي انساني وضعيت بسيار خوبي داريم. ضمن اينکه دانش فني اين افراد دسترسي متخصصان ما به جديدترين نرم افزارهاي دنيا معمولا، در مقايسه با مشابه خارجي‌، معمولاً از ميانگين دنيا بسيار بالاتر است.
 
لذا من فکر مي‌کنم از نظر منابع انساني، مشکل نداريم و ظرفيت خوبي داريم.
 
اما همچنين به ‌دليل اينکه ما تاخير داشته‌ايم، ارائه بسياري از سرويس‌ها و خدمات در کشور مي‌تواند به ‌صورت جهشي انجام شود. يعني ما اينقدر کارهاي انجام نشده و عقب‌ماندگي‌هاي انباشته شده داريم، که فقط اگر همان كارها را انجام دهيم يک جهش در فضاي مجازي در کشور ايجاد مي‌شود که نتايج اين جهش براي مردم محسوس و مشهود خواهد بود.
 
_پس ما با تشکيل اين شورا شاهد ارتقا و رشد سريعي در فضاي مجازِي خواهيم بود؟
 
اگر بهترين ساختار را در اختيار مجريان ناشايست قرار دهند، اتفاقي نمي‌افتد. به نظر من زمينه‌هاي اين  ارتقا و رشد فراهم شده است يعني ساختاري که ايجاد شده به نظر من بهترين ساختار است و مقام معظم رهبري از اختيارات خود استفاده کرده‌اند و نهادي ايجاد کردند که ديگر هيچ سازماني نمي‌تواند ادعا کند که با آن هماهنگي نشده و... و براي کم‌کاري خود بهانه بياورد.
 
از جانب ديگر اگر اعضاي اين شورا بخواهند به اختلافات گذشته ادامه دهند اين ساختار هم به جايي نمي‌رسد.
 
توجه به تجربه ساير نهادها مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي هم مي‌تواند کمک کننده باشد. نهادي مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي، تاکنون چقدر مسائل لاينحل در کشور را تعيين تکليف کرده است؟ آيا ساختار ديگري مي‌توانست تکليف «دانشگاه آزاد» را حل کند؟ يا مثلا در زمينه بازي‌هاي رايانه‌اي، فناوري اطلاعات و ضوابط شبكه‌هاي اطلاع‌رساني اين نهاد مصوبات خوبي داشته و با ايجاد بنياد ملي بازي‌هاي رايانه‌اي ، باعث برکات زيادي شده است.
 
_آيا حضور بعضي از افراد كه در حوزه‌هايي امنيتي مشغول هستند، شائبه امنيتي بودن اين شورا را ايجاد نمي‌كند؟
 
در مورد ساختار شوراي عالي فضاي مجازي اولا: ً تعداد اعضاي فرهنگي بيش‌تر از اعضاي امنيتي است، ثانيا: حضور سازمان‌هاي مختلف در اين شورا بيش از آنکه باعث شود آن سازمان تأثيرگذاري بيش‌تري داشته باشد، باعث محدوديت آنها خواهد شد چراکه که آن سازمان‌هاي عضو شورا از اين پس نمي‌توانند خارج از مصوبات شوراي عالي فضاي مجازي عمل کنند. البته اين محدوديت براي سازمان‌هاي غير عضو هم هست ولي قاعدتا سازمان‌هايي که به‌طور مستقيم با شورا در ارتباط هستند،‌ نظارت بيش‌تري برآن ها اعمال مي‌شود.
 
البته شورا ابتدا براي سازمان‌هايي تعيين تکليف مي‌كند كه به طور مستقيم در آن حضور دارند، يعني اينها از همان لحظه‌اي که شورا تأسيس شده است نبايد هيچ اقدامي را بدون هماهنگي شورا انجام دهند. سپس به تدريج و در صورت لزوم براي ساير نهادهايي كه در شوراي عالي حضور ندارند، نيز تعيين تكليف خواهد شد.
 
بنابر اين حضور سازمان‌هايي كه صبغه امنيتي هم دارند، به معناي آن است که اين سازمان‌ها  نمي‌توانند فقط با توجيهات امنيتي، تصميمات خود را يکطرفه در کشور اجرا ‌كنند.
 
نکته آخر نيز اينست که برخي نهادهايي که امنيتي تلقي مي‌شوند و فراتر از همه اين حرف‌ها نهادي مانند سپاه پاسداران، انباشته از فعالان و نخبگان فرهنگي است كه مي‌توانند به شوراي عالي فضاي مجازي در راستاي اهداف فرهنگي آن كمك كنند.
 
_شوراي عالي فضاي مجازي چگونه مي‌تواند به شوراي عالي انقلاب فرهنگي كند در راستاي ارتقاي فرهنگ كشور كمك كند و چگونه اين دو با يکديگر هماهنگ مي‌شوند؟
 
به دليل اينکه اين دو  شوراي عالي  اعضاي مشترک زيادي دارند خود به خود موضع واحدي در هماهنگي بين دو شورا ايجاد اتخاذ خواهد شد. لذا آن ناهماهنگي كه ممكن بود ميان شوراي عالي انقلاب فرهنگي با برخي دستگاه‌هاي فرهنگي بوجود بيايد، مثل آنچه قبلا در برخي زمينه ها اتفاق مي‌افتاد، بين اين دو شوراي عالي انشاءالله پيش نخواهد آمد.
 
_به عنوان سخن آخر اگر بخواهيد تعريف کوتاهي از شوراي عالي فضاي مجازي داشته باشيم ، چه مي‌گوييد؟
 
در حکم مقام معظم رهبري آمده است: اين شورا به‌عنوان کانون وحدت فرماندهي در همه شئون فضاي مجازي به خصوص و  فناوري اطلاعات تلقي خواهد شد. همچنين بايد اشاره کنم دو سه موضوع هم در پيوست حکم مقام معظم رهبري بيش از همه مورد توجه قرار گرفته است: يک فناوري، يعني مسأله علم مطرح است و دو توليد محتوا.
 
يک نکته ديگري که هم در شرح وظايف شورا مورد تأکيد ايشان قرار گرفته است فعال شدن بيشتر بخش خصوصي است.
 
در مورد نکته سوم بايد عرض کنم ؛ تجربه نشان داده ما هرگاه که توليد محتوا و خدمات‌دهي در اين حوزه‌ را از سازمان‌هاي دولتي انتظار داشتيم، نتوانستيم توفيق داشته باشيم. يعني صنايع فرهنگي صنايعي است که در دنيا از آن به عنوان «صنايع خلاق» ياد مي‌شود و موفقيت در آن، بستگي به خلاقيت تک‌تک افرادي دارد که در آن بخش صنعت فعاليت مي‌کنند لذا بدنه جامعه بايد در اين زمينه فعال شود؛ در غير اين صورت نمي‌توانيم در اين زمينه موفق باشيم.
 
به نظر من با تشكيل اين شوراي عالي،  تكليف بخش خصوصي براي دريافت مجوز جهت فعاليت‌هاي خود روشن شده و وحدت برنامه‌ريزي و رويه عملي براي آنها ايجاد خواهد شد و بخش خصوصي مي‌تواند با اطمينان خاطر بيشتري در اين عرصه سرمايه‌گذاري کند.
پربازدیدترین آخرین اخبار