معلمي مطهري نوآوري
روز بزرگداشت معلم با شهادت علامه صمداني، استاد حوزه و دانشگاه حضرت آيت الله مطهري (ره) رقم خورد؛ هر ساله در سالروز آن شهيد عزيز و پاره تن امام راحل در اين ميهن اسلامي محافل و مراسمي در بزرگداشت مقام منيع معلم و آن استاد بزرگ برگزار ميشود و اهل نظر و اصحاب قلم نيز درباره جايگاه و نقش كليدي معلم و آرا و انديشههاي ناب اسلامي آن معلم ارجمند داد سخن ميدهند، اما با اين همه هنوز حرفهاي نگفته بسيار است و چه درهاي نسفته اي كه در اين بحر عميق از دسترس غواصان معرفت به دور درمانده است.
اينجانب با بضاعت مزجات از يك سوي و اهميت موضوع و گستردگي آن از سوي ديگر با عنايت به اينكه امسال از سوي مقام عظماي ولايت، سال نوآروي و شكوفايي نامگذاري شده است، لازم دانستم به عنوان معلمي كه بيش از دو دهه در عرصه تعليم و تربيت مدرسه و دانشگاه در تلاش و تقلا بوده، به سهم خود نكاتي را يادآور شوم.
ميدانيم كه از منظر جهان بيني عرفان اسلامي، شكوفايي و نوآوري از مهمترين ويژگي هاي عالم وجود است؛ به اين معنا كه استمرار وجود و دوام هستي بر خلق مدام و افاضه فيض از جانب حق تعالي محقق ميشود؛ چنانكه در قرآن كريم ميخوانيم «بل هم في لبس من خلق جديد»
جهان هستي و سراسر ملك وجود در اين بسط و قبض و حكم «تجدد امثال» دائماً در حال رشد و حركت و شكوفايي و نوآوري است و همواره كاروان وجود و قافله هستي به مقتضاي اسم «هوالرحمن» كه مقام «بسط وجود» است از دروازه عدم و «اعيان ثابتات» به عالم ظهور ميآيد و به مقتضاي اسم «هوالرحيم» كه مقام «استمرار وجود» است از اين عالم فنا رو به عالم بقا ميآورد؛ چنانكه در آيه كريم قرآن آمده است: «و عنت الوجوه للحي القيوم»
از عدم ها سوي هستي هر زمان هست يا رب كاروان در كاروان
باز از هستي روان سوي عدم ميروند اين كاروانها دم به دم
بر اساس اين دور و دايره «انا لله و انا اليه راجعون» چرخ وجود ميچرخد و پابرجاست.
بنابراين بر اساس نظرات فلاسفه و عرفاي اسلامي كه مبتني بر نصوص آيات و روايات است، در تجلي حق تعالي تكرار نيست؛ چنانكه گفته اند: «لا تكرار في التجلي»
هميشه به مصداق «يا دائم الفضل علي البريه»، فضل و آفرينش و تجليات اسمايي و صفاتي حق تعالي علي الدوام ادامه دارد و كار حق تعطيل بردار نيست كه «بل يدان مبسوطتان» و «كل يوم هو في شان»؛ دست حق هميشه مبسوط و باز، و خوان رحمت بي دريغش به مصداق «وسعت رحمتي علي كل شي» هميشه گسترده است.
از آنجا كه در اين ميان آدمي، بالقوه خليفه الله و آيينه تمام نماي حق تعالي است و فطرتاً اذعان و ايمان به او دارد و مومن به اوست، به مصداق «المومن مراه المومن» بيش از همه موجودات بالقوه و بالفعل در صورت متابعت از حق و انبياء الهي، بويژه خاتم پيامبران ظرفيت اين ظهور و مجلاي اين تجلي را دارد.
شايسته است كه قدرت شايستگي خود را بداند و به اين معرفت الهي دست يابد تا بتواند مظهر اتم و اكمل اين اسم حسناي الهي شود.و اين مظهريت به منصه ظهور نميرسد، مگر با تهذيب، تعليم و آموزش و پرورش منطبق با شرع انور مقدس اسلام ناب محمدي (ص)؛ اين در حالي است که آموزش و پرورش و تعليم و تعلم و تهذيب و تربيت صحيح صورت نمي گيرد مگر با استحكام و اصلاح خانواده و مدرسه و اين دو حاصل نميشود مگر با تربيت پدران و مادران شايسته و معلمان فرهيخته؛ و باز اينها حاصل نميشود مگر با احساس مسئوليت و اهتمام همه نهادها و سازمانهاي دولتي و غيردولتي و آحاد مردم كه «يدالله مع الجماعه» و «و اعتصمو بحبل الله جميعا و لا تفرقوا»
بنابراين براي رسيدن به رشد و بالندگي و شكوفايي و نوآروي در تمام عرصهها نخستين گام معرفت است؛ معرفت به مبدا و معاد و موقعيت و نقش خويش در هستي؛ كه درك چنين معرفتي مرهون رحمت حق و مشمول دعاي صادق آل محمد(ص) شدن است، آنجا كه ميفرمايند: «رحم الله امراً قد علم من اين و في اين و الي اين» يعني خدايش بيامرزد هر كس بداند از كجا آمده، در كجاست و به كجا ميرود.
پس نخستين گام و وظيفه نهادهاي تعليم و تربيت كه اساساْ معلم ركن اصلي آن است، توجه به مبدا متعال و شكوفا ساختن فطرت الهي جامعه است كه «اول العلم معرفت الجبار»؛ اگر اين شناخت محقق و موانع رشد فهم و درك آن مرتفع شود، همه امور اصلاح خواهد شد و الا فلا.
بنابراين دعوت و تلاش همه انبيا و اوصياي الهي براي فهم و درك درست همين مطلب بوده است: «لا اله الا الله»
پيامبر اعظم، حضرت محمد مصطفي (ص) نيز نخستين دعوت و پيامش توجه به همين حس مشترك فطري و اديان الهي و دريافت درست آن بوده است:« قولوا لا اله الله تفلحوا»، بگوييد خدايي نيست جز الله تا رستگار شويد؛ اين قول رستگاري نميآورد مگر در فهم و درك كامل آن.
به همين جهت حضرت امام رضا (ع) در حديث مشهور و متواتر سلسله الذهب، شرط تحقق كلمه مقدس «لا اله الا الله» كه موجب حضانت و حصانت از هر بدي و پليدي و خواري و عذابي در دنيا و آخرت مي شود را تسليم شدن محض در برابر حق مي داند؛ و كسي تسليم محض او ميشود كه تسليم خليفه خدا و اوامر او شود؛ چنانكه در قرآن آمده است: «اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم» و يا محب صادق حق را كسي ميداند كه متابعت از رسول او كند: «قل ان كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله»، بگو اگر خدا را دوست داريد از من (رسول خدا) اطاعت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد.
بنابراين اساس مشكل و نزاع و جنگ شيطان و اولياي طاغوت و ائمه کفر در طول تاريخ بشر براساس اصل ربوبيت در خالقيت خدا نبوده، بلكه براساس قبول و يا رد ربوبيت تشريعي حق تعالي بوده است؛ چرا که شيطان خود به خالقيت و ربوبيت تكويني حق و حتي قيامت اذعان داشته، چنانكه در آيات قرآن كريم نيز به آن اشاره شده است كه پرداختن به آن خارج از اين مقوله مي باشد، بنابراين تا اين فهم و درك صورت نگيرد، رشد و شكوفايي اتفاق نمي افتد؛ چون رشد و شكوفايي فقط در سايه جوار حق تعالي و قرب او محقق مي شود.
بر اساس آيات و روايات، خداوند هيچ عملي را بدون معرفت و اخلاص نمي پذيرد؛ چنانكه امام صادق(ع) مي فرمايد: «لا يقبل الله عملاً الا بمعرفه و لامعرفه الا بعمل» و نيز در قرآن كريم عمل كساني را كه بي معرفت و بي اخلاص انفاق مي كنند به بذري تشبيه كرده كه جوانه زده و رشد مي كند و ابتدا باعث شگفتي دهقانان مي شود، اما ناگهان باد تند و مسموم آن را خشك و تباه مي گرداند.
و با مطالعه فرمايشات امام راحل و مقام معظم رهبري به اين نتيجه مي رسيم كه اگر مسئولان كشور، بويژه شوراي عالي انقلاب فرهنگي از مهندسي فرهنگي بيش از اين غفلت ورزند و همچنان سيستم و نظام حاكم بر دستگاههاي تعليم و تربيت كشور ما بر اين طريق و منوال پيش روند و با توجه به هجمه وسيع فرهنگي شياطين داخلي و خارجي، در آيندهاي نزديك ضربه جبران ناپذير و سنگيني بر نظام مقدس جمهوري اسلامي كه دستاورد خون هزاران شهيد و جانباز عزيز است، وارد خواهد آمد.
آن روز تاسف و دريغ و حتي اقدام و انقلاب در نظام تعليم و تربيت بي فايده خواهد بود، بنابراين تفكر غالب بر نظام تعليم و تربيت، نيروهاي انساني، مواد و متون درسي، شيوه درس و مشق و در كل، سيستم فعلي هر چه زودتر بايد با اسلام ناب محمدي(ص) و مقتضيات زمان و مكان و اولويتهاي حقيقي منطبق شود تا رشد و شكوفايي و بالندگي و نوآوري حقيقي اتفاق افتد.
هر چند طي اين 30 سال تلاشهاي گسترده و همه جانبهاي انجام گرفته است، ولي به دليل عدم مهندسي فرهنگي و عدم هدف گذاري حقيقي براساس اسلام ناب محمدي (ص) كه همان تربيت جامعه توحيدي و نسل رباني است، اين تلاشها يا ذاتاً ضد يكديگر هستند و يا به دليل هم جهت نبودن، همديگر را خنثي مي کنند.
حق و سهم شهيد مطهري در زمان حيات و پس از شهادت وي، با عنايت به محدوديتهاي روزگار ايشان و مقتضيات زماني و مكاني، بحق موثر و بجا بوده است؛ چرا که استاد شهيد در تمام زمينههايي كه احساس نياز مي كردند، دين خويش را ادا كردهاند که شكوفهها و ثمرات آنها هنوز پس از گذشت 30 سال هر روز به ثمر مي نشيند.
راستي اگر امروز استاد شهيد مطهري (رض) در قيد حيات بودند، صدها جلد كتاب ديگر با توجه به خلا هاي موجود در جامعه توليد نمي كردند؟ گر چه از يك جهت بسيار جاي افتخار و سربلندي است كه هنوز اگر خواسته باشيم مثلاً در زمينه حجاب اسلامي و حقوق زنان كتاب مفيد، ارزنده و نويي به جامعه دانشگاهي معرفي کنيم، بايد از كتب آن استاد فقيد نام ببريم.
از ديگر سو بسيار جاي تاسف و دريغ است كه با وجود فقدان محدوديتهاي زمان طاغوت در اين زمان و ايجاد زمينههاي پژوهشي و علمي، كسي نتوانسته است رقيب استاد شود و پس از گذشت 30 سال جاي خالي ايشان را پرکند.
به راستي چه بجا است كه اين گفتار نغز رسول معظم اسلام، حضرت محمد(ص) را به عنوان حسن ختام اين مقال بياوريم كه فرمودند: «وقتي عالم اسلامي از دنيا مي رود، خلاء و كمبودي در جامعه مسلمانان ايجاد مي شود كه هيچ چيز نمي تواند جاي آن را پر کند.»
به اميد آن روزي كه اين خلا با حضور شاگردان نسل سوم استاد پر شود و معلمان عزيز با معرفت و شناخت جايگاه و نقش خود، اين كمبود را جبران کنند و زمينههاي رشد و شكوفايي و نوآوري را بيش از پيش فراهم سازند./انتهاي پيام/