تفاوت زنان و مردان در دغدغه‌هاي تشكيلاتي لحاظ شود/نقش زنان در سياست‌گذاري تشكل‌ها جدي نيست/تشکل‌ها؛ تنها فضايي كه دانشجوي انقلابي تربيت مي‌کند
کد خبر:۱۸۵۹۱۱
نشست بانوان تشکل هاي دانشجويي - 1

تفاوت زنان و مردان در دغدغه‌هاي تشكيلاتي لحاظ شود/نقش زنان در سياست‌گذاري تشكل‌ها جدي نيست/تشکل‌ها؛ تنها فضايي كه دانشجوي انقلابي تربيت مي‌کند

بانوان فعال دانشجويي در نشستي به دغدغه هاي خود در زمينه فعاليت هاي تشكيلاتي اشاره كردند. 
به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، به مناسبت ایام ولادت حضرت زهرا (ع ) بر آن شديم در نشستي با حضور بانوان فعال دانشجو جايگاه، وضعيت بانوان و مشكلات آنها را از نگاه خود انها به بحث بنشينيم.

در اين نشست مريم صمدي از اعضاي شوراي مركزي جنبش عدالتخواه دانشجويي، فاطمه پوررجبيان مسئول حوزه خواهران بسيج دانشجويي دانشگاه تهران و سميه چيتي عضو سابق شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و فعال دانشجويي شركت كردند.

آنچه در ادامه مي‌خوانيد حاصل گفتگوي 2 ساعته «خبرگزاري دانشجو» با اين عزيزان است:

«خبرگزاری دانشجو» - جايگاه زنان در فعالیت تشكیلاتی و دانشجويي را از منظر فقه و سيره امام و رهبري چگونه مي‌بينيد؟

پور رجبيان: اين دغدغه خيلي از بچه‌هاست مخصوصا دوستاني كه در فضاي مذهبي بزرگ شده‌اند، در مدارس مذهبي تحصيل كرده‌اند، وارد فضاي دانشگاه شدند و مي‌خواهند فعاليت اجتماعي جدي خود را در دانشگاه آغاز كنند.

اينكه حد و حدود اين فعاليت چقدر است، چقدر مي‌تواند با آقايان تعامل داشته باشد، سر چه موضوعاتي نياز به تعامل است و سر چه موضوعاتي نبايد تعامل داشته باشد.

فضاي كلاس‌هاي درسي كه عموما مشترك است و بچه‌هاي مذهبي آموختند كه در آن فضا چگونه بايد رفتار كنند، اما در تشكل وارد فضاي كار تشكيلاتي و فعاليت چند برابري مي‌شود، در نگاه وسيع‌تر حضور زن در فعاليت‌هاي اجتماعي و جامعه است زن مي‌خواهد از يك طرف فعاليت اجتماعي كند، ازطرف ديگر هم وظايف مهمي در خانه دارد؛ مديريت خانه و تربيت كودكان از وظايف اوست، در زمان دانشجويي فعالان تشكلي در مدلي كوچك‌تر با اين مسئله مواجه مي‌شوند كه بايد در مناسبات دانشجويي و تشكل خود آن را ياد بگيرند.

ضرورت وجود برنامه‌ریزی مشترک در سطح بانوان و آقایان

چيزي كه دغدغه اكثر بانوان فعال تشكلي است اين است كه ما در چه حد فعاليت كنيم در مباحث فقهي تعاملات زن و مرد بايد در حد ضرورت باشد، اينكه اين ضرورت چقدر و چه چيزي تعريف مي‌شود خود مسئله‌اي است. نگاه ديگر اينكه بگوييم تا آنجا كه مي‌شود بانوان و آقايان رابطه اي با هم نداشته باشند، مگر اينكه شرايط خاصي پيش آيد و اين در حالي است كه ما يك فضاي دانشجويي داريم كه مشترك است اگر كار مشترك نشود جواب نمي‌دهد؛ نمونه‌هاي آن را ديديم برنامه‌هايي كه آقايان يا بانوان براي سطح عمومي دانشگاه بستند و به دليل آشنا نبودن با ذائقه هاي يكديگر جوابگو نبوده است، بنابراين احتياج است نگاه مشترك صورت بگيرد و با چند بعد به اين مسئله نگاه كرد.

پس مي‌بينيم اين ضرورت وجود دارد كه بايد تعامل بين بانوان و آقايان در فعاليت‌هاي دانشجويي صورت بپذيرد لذا بايد تلاش كنيم اين تعامل ساختارمند و تعريف‌دار باشد، مثلا در تشكيلات بسيج يك واحد برادران و يك واحد خواهران داريم كه هر كدام در فضاي خودشان كار مي‌كنند و جايگاه‌هايي را تعريف مي‌كنيم كه در آن بانوان و آقايان بايد در آن به برخي تعاملات دست يابند و در زمينه مسائل مشتركي به نتايجي دست يابند.

ضرورت برنامه مشترک به این معنا نیست که همه بانوان و آقايان تشکل با هم بنشينند پاي ميز و گفت‌وگو كنند.
 
از آن طرف هم نمي‌خواهيم همه بدنه تشكل يعني از هر دختر مذهبي كه وارد بسيج مي‌شود بگوييم تو حتما بايد با آقايان كار كني اين درست نيست؛ وقتي مي‌گوييم در حد ضرورت يعني هرگاه يكي دو نفر كه جزو شوراي مركزي هستند مي‌تواند مسائل را منتقل كنند احتياجي نيست كه همه بانوان و آقايان با هم بنشينند پاي ميز و با هم گفت‌وگو كنند، بنابراين تعامل ساختارمند لازم است.

آموزش در کنار کار مشترک حتما باید در نظر گرفته شود

در كنار وجود اين ساختار آموزش هم بايد باشد كه بتواند اين مسائل به نسل‌هاي بعد هم منتقل شود؛ اينكه افراد چطور در آن جلسات نظرات خود را بيان كنند و كار مشترك را انجام دهند، با حفظ همه اين حدودها باز هم نيازمند آموزش هستيم، نمي‌شود فردي را در راس فعاليت سنگين قرار داد بعد از او توقع داشت همه چيز را بداند، خوب هم كار كند، هيچ آسيبي هم به او وارد نشود و در عين حال موفق هم باشد.

تفاوت بانوان و آقایان در زمینه انتقال دغدغه‌ها نیز باید لحاظ شود

اين معضل را من در بسيج كمتر و در ساير تشكل‌ها بيشتر ديدم، گاهي آنقدر بچه‌ها را مجبور مي‌كنيم كه مثل آقايان همه كار بكنند و بايد از تمام وجودشان مايه بگذارند، ذرحالی‌که نگاه اسلام به زن به گونه اي است كه بين زن و مرد تفاوت قائل می‌شود و آن هم به دليل وجود و جايگاه اوست كه اگر اين نگاه نباشد بانوان را آنقدر درگير و دغدغه‌مند مي‌كنند كه با جايگاه و وجود او چندان سنخيت ندارد؛ اين تفاوت بايد در زمينه انتقال دغدغه‌ها هم لحاظ شود به عنوان مثال برخي از خانم‌ها اشتياق فراواني براي رفتن به فلسطين دارند و حتي برخي از آنها مدام با اين مسئله دست و پا مي زنند، يعني اينكه جايگاه زن در برنامه‌ها و دغدغه‌ها براي آنها تبيين نشده است اين باعث مي‌شود ما بانوان دغدغه‌مند زيادي را پرورش دهيم كه در سطح دانشجويي فعاليت دانشجويي درستي كرده است، اما به دليل همراه داشتن اين دغدغه‌ها نتواند در زندگي موفق باشند اين آسيبي است كه در فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي بانوان خيلي پررنگ شده است.

از لحاظ مباني قرآني و ديني از ائمه و امام (ره) بر سر حضور اجتماعي زنان مشکلي نيست

صمدي: در آيه‌اي از قرآن خداوند مي فرمايد زنان و مردان مومن بر هم ولايت دارند كه همديگر را امر به معروف و نهي از منكر كنند و امثال و مصداق آن مي‌شود جامعه‌اي كه ما در آن زندگي مي‌كنيم؛ پس از لحاظ ديني مباني قرآني و مباني ديني از ائمه و حضرت امام بر سر حضور اجتماعي زنان مسئله اي نيست و از لحاظ نظري و ديدگاه اسلام مشكلي با حضور زن در اجتماع نداريم، البته هدف از حضور او مهم است اگر هدف تعالي اسلام و قرآن باشد مسئله اي نيست.

حضور زن بما هو حضور هدف عالی ما نيست

حضور بما هو حضور هدف ما نيست؛ حضور اجتماعي زنان هدفي دارد كه بسيار والاست و بايد به آن تاكيد كرد نكته دوم اينكه چه در تشكل‌هاي دانشجويي و چه در جامعه اگر نگاه انساني به افراد داشته باشيم و حضور آنها را بر اساس وظيفه ببينيم تفاوتي بين فعاليت يك دانشجوي پسر و يك دانشجوي دختر نمي‌بينيم در نقش دانشجويي خود دانشجوي دختر هم وظيفه دارد مانند يك دانشجوي پسر فعاليت داشته باشد و وظيفه خود را به درستي نسبت به جامعه ايفا كند.

بحث بر سر نحوه حضور اوست كه حضرت آقا و حضرت امام به آن تاكيد كردند در اكثر سخنراني‌ها امام به حضور زن در اجتماع افتخار مي‌كنند؛ به شرط اينكه هدف والايي داشته باشد و با هدف تعالي كشور و اسلام بوده باشد.

بايد ساختارهايي را ايجاد كرد كه خانم‌ها بتوانند به وظايف دانشجويي مسلماني و انساني خود عمل كنند

در فضاي دانشجويي برداشت من اين است كه بايد ساختارهايي را ايجاد كرد كه خانم‌ها بتوانند به وظايف دانشجويي مسلماني و انساني خود عمل كنند و اين وظيفه فرقي براي زنان و مردان نمي‌كند و باید تدابیری اتخاذ شود که جلوی آن اختلاط گرفته شود و آسيبي پيش نيايد که غالبا آن آسيب ها براي بانوان بيشتر است.

اما اينكه چه ساختارهايي نياز است موضوعي است كه بايد در مورد آن بحث كرد. اين ساختار ها در بسيج كاملا مشخص شده است و البته در تمامي تشكل‌ها هم همين گونه است و تا حدي تعريف شده است مثلا در تشكل ما و زيرمجموعه‌هاي آن نيز همين کار صورت گرفته است.

شايد برخي اوقات بحث در اين زمينه مطرح شود كه ما بايد بيايم سهميه بندي كنيم؛ يعني اينكه چند نفر حتما از بانوان و چند نفر آقايان حتما بايد عضو شوراي مركزي باشند، آن چيزي كه ما در جنبش عدالتخواه داريم اين است كه هيچ وقت در عضويت در شوراي مركزي سهميه بندي نمي‌كنيم و اينكه در انتخابات سالانه اتحاديه اصلا بحث سهميه‌بندي مطرح نيست.

در شوراي مركزي و تشكل‌هاي زير مجموعه مبناي ما توانايي افراد است اگر بانوانی داريم كه توانمند هستند سطح فكري بالايي دارند، اهل مطالعه‌اند، اشخاصي با فكري قوي هستند و مي‌شود از آنها در سطح اتحاديه استفاده كرد در انتخابات شركت مي‌كنند و دوستان شوراي عمومي هم به آنها راي مي‌دهند (ممكن است مثل امسال كه بنده هستم فقط يك خانم انتخاب شود) با يك مسئول خواهران كه هميشه هست اعضاي شوراي مركزي تشكيل شود كه كاملا داراي شخصيت حقوقي است؛ یعنی مسئول خواهران هم وظيفه ارتباط با خانم‌ها و ساير وظايف محول شده را دارد.

اين به لحاظ ساختاري بود، البته من فكر مي‌كنم در مبناي ساختاري در همه تشكل‌ها هم مانند بسيج باشد و حساسيت‌هاي كه به لحاظ ارتباط گيري در بسيج بود، وجود دارد، شايد مدل كاري و سلايق كمي متفاوت باشد، اما در مبناي كار تشكيلاتي فكر نمي‌كنم از لحاظ مبنايي خيلي متفاوت باشد و هميشه تلاش مي‌شود اين مسائل رعايت شود.

معمولا تلاش مي‌شود زنان در شورای مرکزی حضور داشته باشند تا بتوانند حرفشان را بزنند و بناي ما بر اين است كه هميشه زناني در سطح كشور باشند و حضور داشته باشند و وقتي مبناي ما به توانمندي باشد، همه تلاش آن اتحاديه رشد همه دانشجويان و زير مجموعه است وسعي شده است هدف پر كردن شورا نباشد، بلكه حضور افراد توانمند باشد؛ ضمن اينكه اين دغدغه هميشه بوده است كه همه افراد با هم رشد كنند و بالا بيايند.

چیتی: شفاف نبودن مباني فقهي در مناسبات زنان باعث آسيب پذيري آنها مي شود

چيتي؛ آسيبي كه ما امروز در مناسبات زنان در تشكل‌ها مي‌بينيم و انكار ناپذير است، ناشي از شفاف نبودن مباني فقهي در زمينه حضور زنان در اجتماع می‌باشد. در حقیقت نه تنها در مباحث كلان حضور اجتماعي زنان شاهد سياست‌هاي شفاف نيستم، طبيعي است در سطوح پايين نيز اين مسئله وجود خواهد داشت.

زماني امام خميني (ره) بعد از انقلاب افتخار زنان ايران را دور شدن از نگاه سطحي و ابزار گرايي به زن مي‌دانستند كه اين مسئله در سطح كلان هم وجود دارد و امروز رهبري هم به مقوله زنان حاكي از همين مساله است، اما در سطوح پايين تر هنوز اين نگاه به زن وجود ندارد و شاهدي نگاه‌هاي ابزاري و مادي به طرق و شيوه‌هاي مختلف در مورد زنان هستيم.

در مورد سياست‌ها هم همين طور است اگر در سطح كلان ببينيم هنوز برخي معتقدند حضور زنان در يك احزاب يا تشكل‌هاي سياسي به عنوان يك پز روشنفكري يا به عنوان تبليغ حزبي است نه اینکه اعتقاد واقعي به حضور زنان وجود داشته باشد.

نگاه افراط و تفریطی به حضور زن در عرصه سیاست

نگاه به حضور زنان در عرصه سياسي داراي دو تفكر و نگاه افراط و تفريط گرايانه است برخي هنوز متحجرانه به زن نگاه مي‌كنند و از آن طرف برخي تفكري بي‌قيدانه نسبت به زن دارند و هنوز يك نگاه متعادل كه به طور جدي در اين زمينه سياست‌گذاري بكند را به ندرت شاهديم.

به طبع اين مسئله در تشكل‌ها هم است و در تشكل‌هاي اسلامي بيشتر شاهد نگاه متحجرانه به حضور زنان هستيم، البته زنان سعي كردند حضور شان را در فعاليت هاي سياسي باز كنند و البته با هزار تلاش و زحمت، گروه‌ها و تفكرات مجبور به ناديده نگرفتن آنها شدند و اين گونه نبود است كه رغبتي به حضور جدي زنان باشند.

در سطح سياست‌گذاري تشكل‌ها حضور زنان به صورت فعال و جدي نیست

در حال حاضر هم در سطح سياست‌گذاري تشكل ها حضور زنان را به صورت فعال و جدي نمي‌بينيم شايد در سطوح پياده نظام يا گوش به فرمان يك سياستگذاري بينيم اما در سطح كلان سياست گذاري‌ها به صورت جدي نيست.

البته بخشي از آن هم به واسطه نگاه زنان به جايگاه خود است برخي از زنان در حضورشان داراي انشقاق فكري هستند و هنوز در اين زمينه بلاتكليفند؛ بحث خانواده براي زنان مهم است و عدم پذيرفتن حضور اجتماعي و سياسي زنان از طرف خانواده يكي از آسيب‌هاي جدي و هميشگي بوده است.

مشکلات فعالیت بانوان در تشکل‌ها

خود زنان در زمينه حضور خود دائم با نگا‌ه‌هاي سنتي و مدرن در حال دچار چالش هستند و يك نگاه ميانه‌اي كه بتواند حضور زنان را درست تعريف كند و بپذيرند به ندرت ديده مي‌شود.

هنوز در پس زمينه ذهني مردان دائم مباحثي چون زنان تا كجا باشند و چرا باشند مطرح است. من قطعا تفاوت زن و مرد را مي‌پذيرم، زنان در برخي مناسبات نبايد حضور فيزيكي داشته باشند، اما عمدتا حضور فكري آنها هم صرف وجود اين نگاه در برخي از نقاطی كه زنان بايد باشند حذف مي‌شود.

عدالت جنسيتي به معناي واقعي در حضور اجتماعي زنان هنوز ديده نمي‌شود؛ به این معني که در برخي مناسبات با وجود توانمندي زنان و مردان حتي ترجيح خود زنان اين است كه مرد جايگزين حضور اجتماعي زنان شود و اين ظلم جدي است كه امروز در مورد زنان اتفاق مي‌افتد، حتي در مباحث تشكلاتي مانند بسيج و غيره البته فضاي انجمن‌ها اسلامي بازتر است و ما خيلي راحت تر بوديم، خودمان تصميم مي‌گرفتيم؛ یعنی اين طور نبود كه دائم پيرو آقايان باشيم و عمدتا در مباحث خيلي جدي‌تر و پيشرو تر از آقايان بوديم.

جدا کردن فضای بانوان و آقایان به دیده نشدن بانوان کمک می‌کند

جدا كردن فضا هم دامن مي‌زند به اين مسئله چون فضاي جداگانه باعث مي‌شود خيلي از مباحث مطرح نشود. الان در فضاي سياسي موجود ما خيلي شاهد فضاي اخلاقي نيستيم؛ در تشكل‌ها هم همين طور است، بنابراين حضور زن در جلسات مختلف شورا باعث مي‌شود آنها بيشتر در جريان امورات باشند و از لايه‌هاي مختلف قضايا مطلع باشند و بتوانند درست تصميم بگيرند.

از آن جمله مصاديق اتفاقي كه در مقابل سفارتخانه انگليس رخ داد يك جرياني بود كه آقايان ترجيح مي‌دادند حمايت كنند، اما تحكيم و جنبش عدالتخواهی خيلي از اين مساله حمايت نكرد و بخش اعظم آن به واسطه حضور فعال بانوان تشكل ها در اين زمينه بود.

تبادل نظر خانم‌ها و آقایان باعث تأثيرگذاري بيشتر و موثرتر زنان مي‌شود
 
وقتي خانم‌هاي تشكل خود را كنار مي‌كشند آقايان هم در حدي كه لازم است به آنها اطلاع مي‌دهند و در سياست‌هاي جدي آنها را دخيل نمي‌دهند، به نظرم جدايي زن و مرد به آن معني كه در بسيج است اصلا درست نيست؛ هر چند به بي‌بندوباري و بي‌قيدي هم قائل نيستم و با آن اتفاق‌هايي كه در تحكيم گذشته مي‌افتاد و انجمن‌ها به عنوان پاتوقي بود براي اختلاط زن و مرد هرگز موافق نيستم، اما هم فكري، تبادل نظر و گفت‌وگو در كنار هم باعث تأثيرگذاري بيشتر و موثرتر زنان مي‌شود،حداقل در تحكيم اين گونه بود، ما در تشكلات خودمان به عنوان زنان پيشرو بوديم و حتي خيلي جاها مردان تحت تأثير اقدامات ما قرار مي گرفتند.

با وجود ساختار جدا اگر بانوان قوی حاضر شوند، در حوزه تصمیم‌گیری نیز وارد می‌شوند 
  
صمدي؛ بحث ما در اين زمينه از لحاظ ساختاري بود و بحث جدايي از لحاظ فكري و تفكري نبود، لازم است ساختاري باشد كه بانوان در فضاي جدا و آقايان در فضايي مجزا به فعاليت تشكلي خود مبادرت كنند. لزوما ساختار جداگانه باعث نمي‌شود تصميماتي كه در راس مجموعه گرفته مي‌شود تصميمات آقايان است.

من قائلم به اينكه در عين حال كه ساختار جداست، اما اگر خانم‌ها خودشان را از نظر فكري قوي كنند، در عرصه‌هاي مختلف ظرفيت مطالعاتي خود را بالا ببرند و كار كنند و حرف داشته باشند در سطح تصميم گيري هم موثر خواهند بود، من چنين چيزي را در جنبش نديدم و قبول ندارم.

فضایی که عدالت جنسی رعایت نمی‌شود

پور رجبيان: دو بحث است؛ اين افراط و تفريط را بايد ديد، يك زمان هست اين نگاه‌هاي افراطي در تشكل‌هاي دانشجويي اين است كه خانمي فكر مي‌كند چون من راحت نيستم با آقايان كار كنم، پس جدا كار كنم. اكثرا در تشكل‌ها آقايان كارهاي خروجي دار و سطح بزرگ تشكيلاتي را انجام مي‌دهند، از آن طرف هم نه خانم خيلي تمايل دارد با آقايان كار مشترك انجام دهد؛ نه آقايان تمايل به اين فعاليت مشترك دارند و كلا جدا كار مي‌كنند، قطعا در اين فضا عدالت جنسي رعايت نمي‌شود.

فرض كنيم در دانشگاهي دو تشكل باشد و خانم‌ها و آقايان جدا كار كنند قطعا رقابت بين آنها پيش مي‌آيد كه رقابت غلطي است و بيشتر به خانم‌ها ضربه مي‌زند.

اين كه ساختار را درست كنيم ناظر به اين حرف است كه ما نبايد به خانم‌ها بگوييم اگر توانستي خود را ثابت كني آقايان قبولت مي‌كنند، اين به اين معني است كه بانوان كمتر از بقيه است و اول بايد خودش را ثابت كند تا ديگران قبولش داشته باشند.
 
صمدي: من به سطح توانايي افراد توجه داردم؛ تفاوتي بین آقا و خانم دانشجو وجود ندارد؛ هر دو يك دانشجوي مسلمان فعال و دغدغه‌مند هستند، وقتي يك خانم وارد يك فضاي تشكيلاتی مي‌شود، نمي‌گويند اول برو خودت را اثبات كن قرار است او در اين تشكيلات مطالعه كرده، رشد كند و تجربه كسب كند تا توانمند شود و قرار نيست از همان ابتدا وارد شوراي مركزي اتحاديه يا دانشگاه شود.
 
تشکیلات؛ تنها فضايی در دانشگاه كه دانشجوي مسلمان و دلسوز تربيت مي‌کند
 
در فضاي دانشگاه‌ها تنها فضاي تشكيلاتي است كه دانشجوي مسلمان و دلسوز تربيت مي‌كند نه معاونت فرهنگي و خود دانشگاه، اگر تشكل ها تعطيل شوند به اين حقيقت پي مي‌بريم. اگر بسيج انجمن يا جنبش عدالتخواه نبود كجا مباني امام را فرا مي گرفتيم؟ كجا با فرمايشات رهبري آشنا مي‌شديم؟ نه در دروس معارف و نه در فعاليت‌هاي فرهنگي دانشگاه‌ها چنين رويكردي وجود دارد.

من منظورم از اثبات خانم ها اين نبود كه بايد خودش را به در و ديوار بزند تا اثبات شود كه بگويند او قوي است؛ در جنبش خانمي هايي داشتيم كه در مباحثي بسيار كار كردند و دغدغه داشتند و حتي خود آقايان آنها را به عنوان يك مرجع و داراي فكر قبول دارند، چنين فردي آن مشكلات و سوال‌هاي اوليه برايش حل شده است.
 
در جامعه بستری که بانوان را به عنوان فعال اجتماعی آماده کند نداریم
 
پور رجبيان؛ در فضاي جامعه فعلي هم ساختارها به سمتي مي‌رود كه هيچ بستري كه بانوان را به عنوان يك فعال اجتماعي مهيا كند، وجود ندارد، بنابراین ما بايد ساختار را براي دانشجو طوري فراهم كنيم كه اين بستر براي فعاليت او آماده شود و آن پتانسيل ها فراهم شود تا در عرصه اجتماعي از آن استفاده كنيم.

معتقدم بايد ساختارهاي متناسب با نظام وجودی زن باشد چون وقتي دختري وارد دانشگاه مي‌شود براساس اين ساختار بستر فعاليت خود را متوجه مي‌شود؛ اين ساختار كمك مي‌كند كه خود سانسوري از سوي او نباشد.
 
تعامل او با آقايان بايد قانونمند و ساختارمند باشد باز بايد چيزهايي را به او آموخت به بچه‌ها باید فعاليت زن مسلماني كه همه حدود را رعايت مي‌كند آموخت، بعضي وقت‌ها بچه‌ها اين را با هوچي گر اشتباه مي‌كنند و صدا و سيما نيز فعاليت دانشجويي و تشكل را با اباهه گري و هوچي‌گري نشان مي‌دهد.

صمدي؛ نگاهي كه حتي رسانه‌هايي نسبت به مناسبت تشكل‌ها دارند با ‌آقايان تعريف مي‌شود در نشست 13 آبان در گفت‌وگو ويژه خبري با من تماس گرفتند که اگر براي شما اشكالي ندارد از جنبش شما كه خانم هستيد بيايند و وقتي من صحبت مي‌كردم از سخنان من انتقاد مي‌كرد كه شما خانم‌ها چرا اين قدر دغدغه‌ داريد؟

 
در بحث الگوسازی به‌شدت ضعف داریم/ خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) را نمی‌بینیم
 
چيتي؛ در بحث الگوسازي ما به شدت دچار خلع هستيم؛ ما حضرت زهرا (س) را به عنوان الگوي زنان عمدتا در زمان وفات و شهادت ياد مي‌كنيم، ولي در ساحت‌هاي مختلف به هيچ عنوان ايشان را وارد زندگي خود نمي كنيم، اينكه بهترين چيز براي زن اين است كه مردي او را نبينند را بارها مطرح مي‌كنند، اما خطبه فدكيه ايشان كه يكي ‌از مهم‌ترين خطبه‌هاست و در آن مباحث جدي معرفت شناختي مطرح است،‌ چندان گفته نمی‌شود.

به جاي اينكه گندم آسيب كردن ايشان را پررنگ كنند به اينكه چرا ايشان اين مسائل را تحمل مي‌كنند اشاره نمي‌كنيم.

«خبرگزاري دانشجو» - مدل فعاليت خانم‌ها در تشكيلات تقريبا همان مدل تعريف شده از سوي آقايان است؛ به نظر شما نبايد مدلي متناسب با ساختار وجودي زنان تعريف شود؟ آیا مدل فعلي براي زنان آسيب پذير نيست؟

نحوه تقسیم کار در فضای تشکیلاتی متفاوت است
 
صمدي: ما وقتي مي‌توانيم در سال نشستي برگزار كنيم اول حرف به سر مباحث محتواي است و چون اكثرا آقايان درگير مباحث اجرايي مي شود اكثر بار محتوايي به دوش خانم‌هاست؛ معمولا در برنامه‌هاي تشكيلاتي بار محتوايي به دوش خانم‌هاست و درصد آن 60 به 40 در بحث محتوايي براي خانم ها و در کارهای اجرايي 80 به 20 است.
 
وقتي شما برسر موضوعاتي كه آرمان شماست بحث مي‌‌‌كنيد نيازي نيست و ربطي ندارد که به عاطفه زنانه شما آسيب وارد شود. يك وقتي هست كه شما به فضاي جدل مي‌افتيد و مي‌خواهيد كم نياوريد كه اين فضا چون از احساس خارج مي‌شود، مسلما به روحيات فرد آسيب مي‌زند.
 
اگر به کار تشکیلاتی به‌عنوان امري مستحب نگاه شود نه وظیفه، آسیب‌زاست
 
اگر بخواهيم از فضاي تشكيلاتي بالا بيائيم، اگر خانمی با نگاه و وظيفه مسلماني وارد تشکیلات شده باشد، غالبا در اين مدل مي‌تواند به خوبي كار كند، اما اگر بنا به اينكه برنامه‌ ديگري نداشته و در اين حد كه فعاليت تشكيلاتي نيز كار خوبي است نه وظيفه و مثل يك كار مستحب به آن نگاه مي كند، اين مسئله به ما آسيب زند و بهتر است از آن پرهيز كنند، اما وقتي نگاه شما اين شد كه اين وظيفه است و بايد به آن عمل كنيم آسيب نمي‌بينند و به دنبال آن مي‌روند كه شيوه هاي مناسب آن را انجام دهد، آن وقت ضوابط را رعايت مي‌كند.
 
صمدي: در رابطه با اصل قرار گرفتن خانم و آقا در جلسه صحبت مي‌كنم، اينكه اين ارتباط بيشتر و ويژه‌تر است و شما بايد بيشتر رعايت بكنيد را قبول دارم و به همين دليل مطرح شد كه در حد ضرورت بايد باشد، يعني اگر اين مسئله براي شما حل شد و حد ضرورت را هم رعايت كرديد، در اين صورت مشكلی پيش نمي‌آيد، ولي اگر نگاه اين بود كه اصل حركت مشكل دارد موضوع عوض می‌شود.
 
در عرصه اجتماعی زن باید به‌گونه‌ای برخورد کند که ظرایف زنانه او دیده نشود 
 
پوررجبيان: در رابطه با ساختار وجودي خانم‌ها، اصل آن چند سال دانشجويي كه كار تشكلي صورت مي‌گيرد آنقدر فضا باز نيست و در ضمن بچه‌ها كاري نمي‌كنند كه به ساختار وجودی آنها برگردد؛ زمانی‌که وارد فضاي اشتغال مي‌شويم، وقتي وارد فضاي اجتماعي در عرصه‌هاي مختلف سياسي، فرهنگي مي‌شويم آن زمان يك مقدار اين كلمه بيشتر معني پيدا مي‌كند.
 
البته براي يك خانم مذهبي كه يك‌سري تقيدات دارد، یک واقعيت در عرصه فعاليت زن این است که بايد به گونه‌اي برخورد كند كه ظرايف و لطايف زنانه او ديده نشود، اينكه يك زن در صحبت با مرد نامحرم به صورت زنانه صحبت كند يا رسمي، معني متفاوتي دارد. ديده نشدن ظرفيت زنانه، دیده نشدن روحيه لطيف زنانه در فعاليت‌هاي اجتماعي واقعي است و اتفاقا بايد اين موارد را به بچه‌ها ياد داد.
 
دانشجوها باید ياد بگيرند كه در كار تشکیلاتی اين موارد را رعايت كنند؛ یعنی اگر خيلي فضاي احساسي دارند درگير يكسري از كارها نشوند مثلا در مناظره دانشجويي به واسطه زن بودن درگير يك فضاي احساسي نشوند؛ چرا كه اين مربوط به بعد انساني زن است و او بايد سعي كند بعد عقلاني خود را تقويت كند و اين برداشت غلطي از فضاي زن است.
 
نحوه جمع کردن فعالیت‌های اجتماعی با لطافت زنانه
 
زن يك سری فعاليت اجتماعي جدي مي‌كند از آن طرف اين زن يك لطايفي هم دارد که اين غير از آن چیزی است كه در فضاي اشتغال معني مي‌دهد؛ يعني لطايف زنانه بايد در زندگي خصوصي‌تر وارد شود نه در عرصه فعاليت اجتماعي او.
 
بانوان هنگامی‌که در فضاي دانشگاه كار مي‌كند بايد یک نكاتي را رعايت كند و در فضاي خصوصي نكات ديگري را، لذا لازم است خانم‌ها يك فضاي خصوصي‌تري حتي در صحن دانشگاه داشته باشند؛ يعني لازم است ساعات تفريح، بين دو كلاس جايي باشد كه خانم‌ها استراحت كنند تا در صحن دانشگاه و در انظار عمومی ننشينند. اين چيزي است كه جامعه بايد براي زنان تامين كند.
 
رعايت حدود باید در كنار تقويت فضاي داخلي خود خانم‌ها اتفاق بيفتد
 
من احساس مي‌كنم رسالت يك تشكل دانشجويي اين است كه اين رعايت حدود در كنار تقويت فضاي داخلي خود خانم‌ها بايد اتفاق بيفتد؛ اينكه اگر خانمي در يك تشكل دانشجويي فعاليت مي‌كند بايد برنامه‌اي هم براي تقویت بعد زن بودن او در نظر گرفته شود؛ يعني اگر از يك طرف او را مجبور مي‌كنيم در فعاليت‌هاي مشترك با آقايون، فعاليت‌هاي سنگين عرصه‌هاي سياسي – اجتماعي شركت بكند، فضاهاي داخلي خانم‌ها را نیز تقويت كنيم كه در اين فضاها بتواند يك سري مسائل را مطرح كند، فضاي تفريحي جداگانه‌ براي او در نظر گرفته شود، فضاي رشد داخلي براي او لحاظ شود تا بعد زنانه او هم رشد كند.
 
چون فعاليت تشكلي شروع فعاليت جدي زن است كه اگر اين برنامه‌هاي تكميلي نباشد، همان آسيبي را دارد كه گفته شد؛ ممکن است زني در اثر كار تشكيلاتي بسيار فراموش مي‌كند چطور زندگي كند، حتي فراموش مي‌كند كه چطور تفريح كند؛ چرا كه تفريحي كه يك خانم مي‌كند با تفريحي كه آقايون مي‌كنند متفاوت است و اين خانم آنقدر درگير مسائل شده كه فراموش مي‌كند كه او نيز نياز دارد پارك برود، بخندد. اين موارد بايد در نظر گرفته شود كه در اين صورت به جنبه زنانه او نيز دقت شده است.
 
ادامه دارد...
پربازدیدترین آخرین اخبار