کد خبر:۱۸۶۱۲۳
در جلسه نقد كتاب «نظريهپردازي علمي اقتصادي اسلامي» مطرح شد؛
سبحاني: اين كتاب انصافا چندين سر و گردن از كتابهاي ديگر بالاتر است/ پيغامي: نقطه قوت كتاب تبديل به نقطه ضعف آن شده است
كتاب «نظريهپردازي علمي اقتصادي اسلامي» روز گذشته با حضور سبحاني، آقانظري و پيغامي در دانشگاه تهران به نقد گذاشته شد.
به گزارش خبرنگار علمي «خبرگزاري دانشجو»، كتاب «نظريهپردازي علمي اقتصادي اسلامي» عصر روز گذشته با حضور سبحاني، آقانظري و پيغامي در دانشگاه تهران به نقد گذاشته شد.
در ابتداي اين جلسه آقانظري، استاد دانشكده اقتصاد و نويسنده كتاب «نظريهپردازي علمي اقتصادي اسلامي» گفت: سهم واقعيت، اساس علم در همه شاخههاي علمي است؛ اما آيا اين واقعيت در علوم طبيعي و انساني متفاوت است و فقط به لفظ يكي است اين بحث بسيار جنجالي است و خيلي از فيلسوفان علم ميخواهند بگويند اين واقعيت يكي بوده و از لحاظ روش متفاوت است؛ اما عدهاي هم مي گويند واقعيت در علوم طبيعي و انساني معناهاي متفاوت دارد اين نزاع هميشه وجود داشته، دارد و خواهد داشت بحث من در اين كتاب اين است كه ما در پژوهش هاي اقتصادي به دنبال چه هستيم ما ميخواهيم واقعيت اقتصادي را به عنوان نياز معرفتي خودمان بفهميم علم اقتصاد به عنوان كشف واقعيت اقتصادي اين واقعيت اقتصادي در خلق شكل نميگيرد بلكه رفتارهاي اقتصادي انسان روي زمين شكل ميگيرد.
آقا نظري افزود: يك بخشي از اين واقعيت اقتصادي رفتارهاي ماست كه اقتصاد خرد تعبير دارد و يك بخش آن هم متغييرات اقتصادي در سطح كلان است رفتارهاي خرد كه در زمين اتفاق ميافتد نياز به چارچوب دارد اين چار چوب به هر حال چه برساخته از ذهن انسان باشد يا بر ساخته دين و يا نظم خود جوش جامعه باشد وجود دارد اين چارچوب ها رفتارهاي اقتصادي را نظم ميبخشد واقعيت اقتصادي چيست اين بايد كسر شود در سطح خرد تابع رفتارهاست و رفتارها تابع چارچوب است.
آقانظري گفت: اين چارچوبها بنابراين در هر جاي دنيا فرق ميكند حرف من اين است كه هيچ كس قسم نخورده است كه روش تجربي و قانون علمي جهان شمول باشد قانون اقتصادي تابع واقعيت هر جامعه است و اين واقعيتها جهان شمول نيست ما حتي در علوم طبيعي هم يك قانون فيزيك را محدود به يك سري شرايط ميدانيم.
در ادامه اين نشست، پيغامي، استاد اقتصاد دانشگاه جامع امام صادق(ع) گفت: در باب اين كتاب ميتوانم عرض كنم كه يك خط سير مهمي دارد و آن توجه خوب ايشان به واقعيت اعتباريات است معمولا در فضاي آكادميك به دليل پوزيويتيست زدگي به مسئله اعتباريات خيلي كم توجه شده است از مسائل ديگر ترسيم ابعاد واقعي علوم انساني مشخصا اقتصاد و مثالهاي خوبي كه در اين كتاب آورده شده است.
وي افزود: وال استريت نماد بخش اعتباري و مال استريت نماد بخش واقعي و بحرانهاي امروز ناشي از اين عدم توازن است من با يك حساب سرانگشتي نسبت به وقت پولي در دنيا را نسبت به بخش واقعي يك به 200 ميدانم ويژگي دوم اين كتاب مباحث توجه به حكومت اسلامي و شأن آن در اقتصاد اسلامي است و نكته بعدي نقدهاي است كه از بعضي جريانهاي اقتصادي مطرح صورت گرفته است.
پيغامي از ويژگيهاي مهم ديگر اين كتاب را مرور موجز از فلسفه اقتصاد است دانست و گفت: اما سوالهايي هم نسبت به اين كتاب وجود دارد در مواردي مباني ارزشي به عنوان چارچوبهاي رفتاري در نظر گرفته ميشود در حالي كه مباني ارزشي بعدي پايين تر از فلسفي محسوب ميشود. اما اشكال اصلي من از كتاب اين است كه نقطه قوت آن تبديل به نقطه ضعف شده است بدان معني كه از اعتباريات سخن گفته شده است اما در طرح ديدگاههاي ديگر اين مسئله ناديده گرفته شده است حوزه اعتباريات در قالب يك جمع جبرگرا مانده است و به ساير بخشها سرريز نشده است.
همچنين حسن سبحاني، استاد اقتصاد دانشگاه تهران در ادامه گفت: اين كتاب بسيار متمايز از كتابهاي ديگر اقتصادي است و انصافا چندين سر و گردن از كتابهاي ديگر بالاتر است اين كتاب تعاملات خيلي خوبي را براي كساني كه اقتصاد اسلامي را باور ندارند و يا خيلي به علوم تجربي اهميت ميدهند تدارك ميبينيد در هر حال اين كتاب مواجه منصفانهاي را با دانش متعارف اقتصاد دارد و خواننده هيچ احساسي را مبني بر اينكه اقتصاد اسلامي ميخواهد جايگزين اقتصاد شود نميكند، مطالبي كه از روش شناسي مطرح شده است نشان از سهم ايشان از اين مطالب است.
وي خاطرنشان كرد: ناگزير بودم بخش اول را براي تبيين بخش دوم در كتاب بياورم ولي همان كمك بسيار خوبي به كساني ميكند كه به دنبال چيستي اقتصاد اسلامي هستند. ما گاهي اوقات مجبوريم پاسخ بدهيم كه اقتصاد اسلامي علم است يا چرا مكتب است و يا چرا از ارزشهاي مدرن استفاده نميكند اين كتاب جايگاه هر كدام از اين مفاهيم را به خواننده معرفي ميكند.
آقانظري، نويسنده كتاب «نظريهپردازي علمي اقتصادي اسلامي» در پاسخ به نظرات اساتيد اقتصاد در ارتباط با كتاب خودش گفت: در وضعيت فعلي من مي خواستم بگوييم كه مفهوم اقتصاد اسلامي چيست عدهاي تصور ميكنند كه همان بحث اخلاقيات است مثل انفاق يا صدقه و عدهاي نيز ميگويند اقتصاد اسلامي قوانين مالي است مانند خريد و فروش در اين بين عدهاي هم مي گويند اقتصاد اسلامي همان احكام مالي ربا، خمس و يا زكات است و عدهاي نيز ميگويند اقتصاد اسلامي اقتصاد علمي است كه ميآيد تعريف كند كه واقعيت چيست؟ بنده منظورم تبيين اين بخش آخر است و چون انتصاب به اسلام دارد به بخش احكام و آموزههاي اسلامي مربوط ميشود من ميخواستم كه كمي به سوي نظريه پردازي بروم هيچ كس نميتواند بگويد براي علم يك روش انحصاري وجود دارد مثلا بگويد اين گزاره فقط از راه تجربه به دست ميآيد علم فلسفه و حتي عقل هم اين ادعا را ندارند ما ميگوييم اقتصاد اسلامي آيا امكان دارد يا خير و آخر بحث به اين رسيديم كه امكان هر علمي بسته به اين است كه موضوعي داشته باشد.
وي افزود: من آموزههاي اسلامي را چه مفاهيم و چه احكام به عنوان چارچوبها در نظر گرفتهام و در اين صورت است كه ميتوانم رفتارهاي برآمده بر آن را رفتارهاي اقتصادي در نظر بگيرم، در اينجا موضوع متبلور ميشود پس اين زمينه فراهم ميشود كه بگوييم اقتصاد اسلامي علم است.
آقا نظري گفت: شما نظريات علمي را با توجه به آموزههاي اسلامي چطور تدوين ميكنيد اين احكام را از كجا ميجوشانيد و با چه روشي آن را ميجوشانيد علم اقتصاد نئوكلاسيك ميگويد من روش مشخص و خاصي دارم.
نويسنده اين كتاب در ادامه خاطرنشان كرد: ما يك موضوعي به نام واقعيت اقتصادي داريم كه برگرفته از آموزههاي اسلامي است و اين زمينه را براي شكل گيري يك معرفت وعلم به وجود ميآورد آموزهها هم فقط احكام ثابت نيست بلكه احكام حكومتي هم شامل آن ميشود در قانون اساسي مانيز كه برگرفته از فقه هست احكام حكومتي بسياري وجود دارد.
وي گفت: علم اقتصاد اسلامي را اقتصاد دان مسلمان مطرح ميكند در حالي كه هم به آموزههاي اسلامي نگاهي دارد و هم از علم اقتصاد شناخت دارد.
عادل پيغامي در ادامه گفت: به نظر بنده نگاه حاج آقا نظري اين است كه با توجه به احكام اعتباري واقعيت اجتماعي تغيير ميكند و هر عالمي كه از طريق تجربه اين واقعيت را كشف كند علم اقتصاد اسلامي را توليد كرده است.
پيغامي گفت: سوال بنده اين است كه در اين صورت ديگر نميشود صحبت از اثباتگرايي و ابطلگرايي داشت چون واقعيت كاملا متغيير ميشود. نميتوان گفت: پزيتيوي ميتواند مبناي توليد علم يك اقتصاد دان مسلمان باشد.
پيغامي به آقا نظري گفت چرا شما اثبات گرايي وابطالگرايي را به همين راحتي پذيرفتهاي مسئوليت اقتصاد دان مسلمان آيا فقط كشف واقعيت است مثلا فريدمن هيچ كاري در حوزه نظري نكرده است هر چه كرده در حوزه اعتباريات است فريدمن دخل و تصرف در واقعيتها را به شيوه خودش انجام داده است آيا شناخت واقعيتها بدون مدل ميشود.
پيغامي گفت: اما ما ميگوييم اقتصاد دان مسلمان بايد علاوه بر توصيف در ارتباط با تبيين و رابطه سببي مسببي صحبت كند. غرب ادعا ميكند اين كار را كرده است ولي هيچ حرفي در حوزه رابطه سببي و مسببي ندارد.
حسن سبحاني در ادامه گفت: در قسمت دوم كتاب من فكر ميكنم اگر به بعضي از مطالب پرداخته نميشد بعضي از سوالات را ايجاد نمي كرد، علم اقتصاد اسلامي و علم اقتصاد داراي اشتراك لفظي است آنگونه كه شما فرموديد ميتوان در كنار اقتصاد اسلامي اقتصاد را هم گذاشت اقتصاد ادعاي تجربي ميكند ولي عمدتا تئوريهايش نياز به استدلال منطقي دارد. كلمه علم در كنار اقتصاد اسلامي وقتي از كانال تجربه ميرود به خواننده تلقي ميكند كه شما داريد اقتصاد متعارف را اسلامييزه ميكنيد در خصوص احكام حكومتي نيز
سبحاني گفت: آوردن اين مطالب از اين جهت كه در كشور ما گره اقتصاد وجود دارد و افراد ميگويند اين جمهوري اسلامي است و نتايج مطلوبي وجود ندارد اين نگراني را به وجود ميآورد كه اين نتايج منتصب به اسلام است. اينكه احكام حكومتي ما متبلور اقتصاد اسلامي است غلط نيست ولي آوردن آن در اين كتاب شايد خيلي مطلوب هم نباشدچرا كه خواننده خيلي سريع به دنبال واقعيت در جامعه ميرود.
آقانظري در پايان دفاعياتش از كتاب گفت: كلمه ساينس يا تجربه پذيري يا تجربه گرايي ابهاماتي دارد تجربه غير از قرائن تأييدي هيچ چيز ديگري را نشان نميدهد در رفتارهاي انساني تجربه صرف فقط به شما تأييد ميدهد و به ساحت آندين هم گردو غباري را نمي نشاند چرا كه اين شما هستيد كه دست كاري مي كنيد آن آموزهاي ديني تعريف شده است اما من براساس گزارههاي خودم آن را مي سازم كه اگر هم تأييد نشد ربطي به آموزهها ندارد گزارههاي كه من استنباط ميكنم دو گونه است:
وي افزود: گزارهاي كه مربوط به يك سري كميتهاي معين است ودومي بعضي گزارههاي كه رابطه ها را برقرار ميكند مثلا افزايش نرخ سرمايه باعث رشد پس انداز شما ميشود در اينجا نياز به تجربه وجود ندارد بلكه اقتصاد دان بايد تحليل نظري داشته باشد.
آقا نظري گفت: ما احتياج داريم نئوكلاسيك را بفهميم ولي بايد آن را به وجود بياوريم نه اينكه آن را از غرب بياوريم كسي كه نئوكلاسيك را نميداند و يا از آن طرف آموزهها اسلامي را نداند نمي تواند اين كار را كند بلكه كسي كه هم علم اقتصاد را ميداند و هم آموزه هاي اسلامي را در نهايت ميتواند علم اقتصادي كه تأثيرپذيرفته واقعي از آموزها اسلامي است را توليد كند.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰