نیرو مهمتر از قدرت
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»، در آخرین به روزرسانی وبلاگ «سه الف» مطلبی به مناسب بیست و پنجمین سالروز انحلال حزب جمهوری اسلامی نوشته است:
نگاهی به پیمانهای گروهی دهه اخیر و تجربه عموما شکست خورده احزاب، تشکلها و جبهههای تاریخ انقلاب اسلامی بیانگر آن است که فعالان سیاسی-اجتماعی در طراحی مدل تشکیلات بومی ناتوان بودهاند. بسیار ساده انگارانه است که تقصیر شکل نگرفتن تشکیلات فراگیر و پایدار را متوجه روحیه فردگرایی ایرانیان انداخت، در حالی که عامل اصلی غالب انشقاق های درون سازمانی اختلافات فردی نخبگان سیاسی بودهاند.
جبهه پیروان امام و رهبری بود و نبودش فرقی ندارد. شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی به سان رایحه خوش خدمت، جبهه ی متحداصولگرایان و دهها نام مقطعی دیگر، همبستگی سازمانیاش به دومین رقابت انتخاباتی هم نکشید و از هم پاشید. وضعیت ناکارآمد و بیخاصیت احزاب نیز جای بحث نمیگذارد و این در حالی است که با عنایت به جنس مردمی نظام و نقش آفرینی جدی مردم در شکل دهی به ساختار نظام اجرایی و قانون گذاری، به تشکلهایی که سازمانی هدفمند و غیر احساسی به آرا و افکار عمومی بدهد نیاز مبرم میرود.
در تاریخ انقلاب اسلامی ماندگار و تاثیرگذارترین تشکیلات "حزب جمهوری اسلامی" است که به همت انقلابیون آن زمان و مدیریت "پدر تشکیلات و قانون" ایران اسلامی، آیه الله دکتر بهشتی شکل گرفت. آیه الله بهشتی پیش از انقلاب نیز به تشکیل مدرسه ی دین و دانش، حوزه علمیه حقانی، مدرسه ی اسلامی هامبورگ و اتحادیه ی انجمن اسلامی دانش آموزان مسلمان اهتمام ورزید و نشان داد کار تشکیلاتی را به مثابه حرکتی انقلابی یا انقلاب ساز می داند.
چرا بر خلاف روال تشکیلاتی مرسوم تمامی سازمان های شکل یافته توسط شهید بهشتی موفق، ماندگار و تاثیرگذارند؟
نگاهی گذرا به سیره شهید والامقام دکتر بهشتی نشانگر آن است که نگاه ایشان به تشکیلات، کانون انسانسازی و تربیت انسانهاست. آیه الله بهشتی ابایی از شرکت در رقابت برای کسب قدرت ندارد ولی تشکیلات را به نحوی تنظیم میکند که فعالیت در آن براساس اعتقادات باشد. سازمان های قوام یافته توسط دکتر بهشتی همگی به غایت منظم و هدفمندند. دیگر خصوصیت آنها فراگیری توجه به نیازهای متنوع مخاطبان و نیاز زمان است. تشکل متبوع دکتر بهشتی جمعی محفلی برای فتح سکویی موقت نیست بلکه چشم انداز رفیع تربیت نیروی طراز جمهوری اسلامی را هدف قرار میدهد.
تجربه بارها ثابت کرده است تجمیع نامداران سیاسی هر چند در کوتاه زمان ردی گذرا از خود برجا بگذارد نمیتواند مقوم مسیری پویا و ماندگار در سیر به قله های رفیع نشانه گیری شده باشد و نتیجه نهاییاش زایش گروههای جدید با اسامی ملون و موقت است.
برخلاف آنچه در اذهان ساخته اند نه تشکیلات فساد آور است و نه ایرانیان تشکیلات گریز. مگر نه اینکه بزرگترین تشکلهای دینی در قالب هیات ها قرنهاست در بطن اجتماع ایرانیان ریشه دوانده است. مشکل تشکل ها و هم پیمانی های امروزین ایران در هدف گذاری های غلط و محوریت یافتن جمعی از افراد معتبر و نامقبول! است. آنچه امروز ایران محتاج آن است اصل قرار دادن رویکرد تربیتی با محوریت یک دین شناس آگاه به زمانه و شجاع در تشکیلات است. کسی که انسان -و تعبیر تشکیلاتی آن "نیرو"- برایش مهمتر از قدرت باشد.