آفت جهل انسان
جریده اینترنتی «خبرگزاری دانشجو»،در آخرین به روز رسانی وبلاگ «اجتماعیات» چینین آمده است:
يا شبهها ذهن جوانان را فلج كنند، يكي از مهمترين كارهايي كه ميتواند آفت جهل را بزدايد، مطالعه است و آنچه ميتواند شبهههاي ذهني را دفع كند و ايمان و اطمينان را به قلب ها باز آورد، كتابخواني است. گرفتاران در چنبره پرسشها و محاصره شدگان در ميان انبوه شبههها ميتوانند براي استعداد فكري به كتابخانه مراجعه كنند و از آنجا نيرو گيرند و به جنگ شبههها بروند و پاسخي در برابر القائات و شبهه افكني هاي ديگران بيابند و روح جان خود را با مطالعه كتاب سيراب نمايند.
دانش اندوزي و كتابخواني در اسلام از جايگاه والایی برخوردار است. روايت هاي گوناگوني از پيامبر اکرم (ص) و ائمه معصومين«ع» موجود است كه پيروان دين مبين اسلام را به دانش ورزي و كتابخواني توصيه و سفارش فرمودهاند.
آمار وزارت ارشاد اسلامی درباره ميزان مطالعه در ايران وساير كشورهاي آماري متاءثركننده است. براساس اين آمار در ميبابيم كه بيشتر افراد در كشور ما دقايق محدودي را به مطالعه اختصاص ميدهند، در حاليكه در برخي از كشورها متوسط 4 ساعت مطالعه در روز وجود دارد. تفاوت گاه به حدي است كه نشانهاي غمانگيز از عدم رغبت و علاقه مردم ما به مطالعه و كتاب را به رخ ميكشد. سرانه كتابخواني در كشور براي هر نفر تنها 12دقيقه در شبانه روز است و اين سرانه با افزودن كتب درسي براي برخي از افراد به 22 دقيقه مي رسد، واقعا جاي تاسف دارد و تاسف بارتر اين نكته است كه اين سرانه براي كشوري است كه 75 ميليون جمعيت دارد كه 85 درصد آن باسواد هستند كه اين ميزان در مقايسه با كشورهاي توسعه يافته همانند ژاپن يا انگليس كه سرانه مطالعه در حدود 90 دقيقه در روز است يا در مقايسه با كشورهاي در حال توسعه اي همانند تركيه يا مالزي كه اين عدد نزديك به 55 دقيقه در روز است، سرانه مطالعه در ايران چيزي در حد فاجعه است. بررسي ها نشان داده است كه در بسياري از خانواده هاي ايراني، هنوز فرهنگ مطالعه و كتابخواني به عنوان يك سنت و يك اصل فرهنگي پذيرفته نشده است. از ميزان کتابخوانها - نحوه کتابخواني - تعداد کتابخانه هاي عمومي - تعداد کتابهاي بچاب رسيده ميزان کتاب خريداري شده توسط مردم و مقدار وقتي که صرف مطالعه ميکنند مي توان پي برد که فرهنگ مطالعه در آن کشور در چه جايگاهي قرار دارد و از اين طريق مسير و جهت رشد و توسعه و يا افول ملتي را ميتوان مشاهده کرد که متاسفانه آمار و ارقام موجود در جامعه ما از موقعيت جالبي بر خوردار نيست.
كمبود كتابخانه که طبق آمار كنفرانس بينالمللي كتابداري و اطلاعرساني در هر جامعهاي براي هر 3 تا 5 هزار نفر بايد يك كتابخانه عمومي وجود داشته باشد و اگر ما حداقل استاندارد را در نظر بگيريم بايد براي هر 5000 نفر يك كتابخانه وجود داشته باشد، يعني در كشور ما بايد حدود 14000 كتابخانه عمومي وجود داشته باشد، درحالي كه طبق آمار ارائه شده حدود 1500 كتابخانه داريم و اگر كتابخانههاي مدارس، حوزههاي علميه و مساجد و غيره را هم در نظر بگيريم در مجموع حدود 4000 كتابخانه عمومي داريم و اين بدين معنا است كه 11000 كتابخانه كم داريم.
به عبارت ديگر از هر 100 كتابخانه كه بايد داشته باشيم تنها 20 كتابخانه داريم. در اين صورت يك نوجوان يا جوان 5 بار كمتر كتابخانه ميبيند. به عبارت ديگر در وضعي كه كتابخانه به عنوان يكي از گزينههاي مهم براي پر كردن اوقات فراغت بايد خودش را نشان بدهد 15 جايگاه خود را دارد. در بسياري از مواقع نوجوان يا جوان از وجود جايي به نام كتابخانه بياطلاع است، يعني كتابخانه درجايي قرار گرفته كه در معرض ديد و در دسترس افراد قرار نگرفته است و اين باعث ميشود كتاب جزو انتخابهاي فرد نباشد واگر شخص وقت يا ساعتي براي فراغت داشته باشد بجاي كتاب خواندن، به سوي رفتارهاي هنجار يا ناهنجار يا تفريحات سالم و ناسالم دركنار دوستان و همسالان خود كشانده ميشود. اما او اين را نميداند كه ميتواند در اين اوقات فراغت ساعتي را به كتاب خواندن اختصاص بدهد و به مطالعه بپردازد.
مطالعه چيست؟
مطالعه و کسب علم و دانش زير بنا و زمينه ساز توسعه و پيشرفت کشور و راهگشاي بهروزي - سعادتمندي و فرزانگي جامعه و انسانهاست.مطالعه دو جنبه را در بر ميگيرد.
1- کمي
2- کيفي
کمي شامل مدت زمان مطالعه و مقدار مطالعه انجام شده در زمان مشخص است.
کيفي شامل مقدار يادگيري مطالب - بخاطر سپاري - تجزيه و تحليل - بسط معنايي و کاربردها و....
اگر کتاب را دريچه اي بسوي جهان علم و معرفت بدانيم مطالعه راهي است براي پرورش استعدادهاي خدادادانساني که او را در مسير رشد و تکامل راهنمايي ميکند.
پر واضح است که پيشرفت کشور هاي مترقي مديون مطالعه و کتابخواني آنهاست. چرا که کسي که به مطالعه اهميت دهد به سطوح بالاي علمي دست مي يابد واين مسئله بر سرنوشت افراد تاثير مثبتي خواهد گذاشت ونسلهاي بعدي را نيز بهرهمند خواهد نمود و از آنجا که دانش و آگاهي انسان فطري نيست و بر اثر تجربه و مطالعه بدست خواهد آمد و ميتوان گفت اکتسابي است بهمين دليل نسل حاضر اطلاعاتي بر اندوخته هاي پيشين ميافزايد و براي آيندگان به جا ميگذارد و اين جاست که نقش و اهميت مقولهاي بنام کتاب نمايان ميگردد.
این در حالی است که ما ملتي هستيم كه قديميترين وغنيترين كتابخانههاي دنيا را داشتيم. در كتابخانه خواجهنصيرالدين طوسي(مراغه) بيش از 400 هزار جلد كتاب ونسخه خطي قديمي وجود داشت كه نگارش هر كدام از اين نسخ همزمان با دورهاي است كه در اروپا عدد كتابهاي كتابخانههاي بزرگ و قديمي آنها به 100 يا كمتر از 100 معمولي ما نميرسيد .
وقتي امروز ما نسلي داريم كه در خانواده جز تلويزيون چيزي نديده و كتابخانه و كتابخوان در خانه نداشته است و در مدرسهاش كتابخانه بيشتر شبيه به يك انباري خاك گرفته، بسته و غيرقابل استفاده بوده و در جامعه چيزي به عنوان كتابخانه نديده است، چه توقعي ميتوان داشت كه در جامعه آن موجي كه در جوامع ديگر در ارتباط با روز آمد كردن اطلاعات و ارتباط آن با شغل افراد ايجاد شده است خود را نشان بدهد؟
در كشوري مثل ژاپن كه بيشترين استفاده را از تكنولوژي دارند، مي بينند كه بالاترين سرانه مطالعه را هم به خود اختصاص داده اند و رسانه هاي جديد نتوانستند كتاب كاغذي را از ميدان خارج كنند و كتاب هم اكنون به عنوان بيشترين و نجيب ترين پديده فرهنگي براي همه مردم ژاپن حائز اهميت است.
امروزه مي بينيم براي برخي كالاها و محصولات كم اهميت و حتي مضر مثل چيپس و پفك تبليغات گستردهاي در صدا و سيما، مطبوعات و در سطح شهرها مي شود، اما براي كتاب كه محصولي با ارزش است، تبليغ و تشويق مناسبي صورت نمي گيرد و در واقع فقدان مطالعه منظم و دقيق بر شانههاي فرهنگ و توسعه كشور بيشتر سنگيني ميكند.
عوامل موثربرمطالعه وکتابخوانی
1- خانواده
خانواده عامل بسيار موثري در ايجاد عادت به مطالعه و ترويج فرهنگ کتابخواني است. محيط و شرايط خانواده، روش تربيتي و آموزشي والدين، طرز تفکر و نگرش والدين در رابطه با مطالعه و کتابخواني، وجود کتب و نشريات قابل دسترس و همچنين سطح اقتصادي و پايگاه اجتماعي خانواده، نقش بسزايي در تقويت عادات مطالعه و کتابخواني دارد.
كشور ما از ساليان دور كشوري با قدمت فرهنگي بالا بوده و نويسندگان و شاعران درخشاني داشته است ولي متأسفانه سرانه مطالعه و كتابخواني، زيبنده مردم ما نيست. همين كه آمار دقيق از ميزان مطالعه مردم موجود نيست، خود نشاني از مهجوريت كتاب و كتاب خواني در جامعه ما ميباشد. در ريشهيابي اين معضل بايد از كودكي شروع كنيم.
2- مدرسه
پس از خانواده، دشوارترين وظيفه در اشاعه كتابخواني در هر جامعهاي بر عهده مدارس و نظام آموزش و پرورش آن جامعه است. اگر دانش آموز در مدرسه با كتاب آشنا شده و لذت مطالعه، خودآموزي و افزايش معلومات عمومي را درك كند و به مطالعه خو بگيرد، در تمام دوران زندگي، از كتاب دست نميكشد.
در نظام آموزشي، سه كاركرد مهم، نقش اساسي دارند؛ خواندن، نوشتن و حساب كردن. در طول دوران آموزش، فرد تحت آموزش، از سالهاي اول، توانايي خواندن را مي آموزد و در ادامه، به درك مطالب خوانده شده و در نهايت به نوشتن، ميرسد.
تاكيد بيش از حد آموزگاران بر روي مهارت خواندن و استفاده از تك منبعها، سبب شده كه دانش آموزان از مطالعه، لذت كافي نبرند و آن را بيشتر براي رفع تکليف انجام دهند. يکي از کمترين نمرات ايران، در آزمون سنجش سواد خواندن در سطح بين المللي، همين لذت نبردن افراد از مطالعه خويش است.
3- نقش كتابداران و كتابخانهها
كتابداران كتابخانهها، از عوامل موثر در ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخواني به شمار ميروند. كتابداران با روشهاي خلاقانه خود ميتوانند فعاليتهاي كتابخواني را رشد داده و حتي به حوزههاي بيرون از كتابخانه بكشانند. اگر كتابداران كتابخانهها از حيث علم كتابداري و اخلاق انساني، رشد كاملي داشته باشند، بدون ترديد، همچون معلمان و استادان جامعه، معماران نسلهاي آينده بشر خواهند بود.
كتابداران، بيشتر با افرادي سر و كار دارند كه خود اين افراد، عادت به مطالعه داشته و كتابخوان هستند، پس بايد بتوانند با در اختيار قرار دادن منابع لازم، نيازهاي اين قشر را برآورده كنند. اما كمبود منابع موجود و گاه فقدان آنها، سبب ميشود كه افراد مراجعه كننده به كتابخانهها، حضور خود را كمرنگتر كنند و تمايل آنها به سمت منابع به صورت شخصي برود. از طرفي نيز، بالا رفتن توليدات کتاب، نبايد سبب گمراهي مان شود، زيرا بخش عظيم اين توليدات، کتاب هاي درسي و کمک درسي هستند. مطالعه خوب و مورد بحث در سطح جهاني، مطالعه اي فارغ از روابط کاري و اخبار مي باشد و ملاک اساسي، با علاقه خواندن کتاب است.
4- دولت و نهادهای ذی ربط
شيوه حکومت و همچنين شرايط اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي حاکم بر جامعه، نقش بزرگ و غير قابل انکاري در ترويج فرهنگ مطالعه و کتابخواني دارند. در اين زمينه نقش فرهنگ، سنت هاي اجتماعي و متوليان فرهنگي بيش از همه مهم و حياتي جلوه مي کند.
توسعه فرهنگ مطالعه و كتابخواني، يك عزم همگاني را ميطلبد ولي سهم دولت نيز بسيار مهم است. در سالهاي اخير، از طريق نهادهاي دولتي، اقدامات مهمي در اين خصوص صورت گرفته ولي كارهايي كه ما با شتاب بيشتري دنبال كردهايم، برگزاري نمايشگاههاي كتاب درسطح ملي و استاني، اهداي جوايز ادبي، اهداي كتاب، دادن بنهاي كتاب و توجه به زيرساختهاي لازم براي امر كتابخواني بوده است. از طرفي توقعات عمومي از وزارت ارشاد نيز بيش از حد بوده است زيرا دستگاههاي ديگري نيز در اين مهم، سهيم هستند.
5- نقش رسانه در ميزان مطالعه در جامعه
رسانههاي گروهي چون راديو و تلويزيون، به جز معدود برنامههايي كه آن هم گاهاً پخش ميكنند، ديگر هيچ پوششي در جهت گسترش فرهنگ كتابخواني نمي دهند. شايد بيشترين بار در حوزه رسانه بر دوش نشريات باشد، اما آنها نيز توان تحريك مخاطبين فرهيخته را نداشته اند. اين مخاطبين نيازمند مطالب غني تر و پربارتري هستند. بايد شاهد انعكاس جلسات نقد و بررسي كتاب، آمار دقيق كتابخانهها و كتاب فروشيها و علاوه بر آن حركتهاي مختلف دولتي و غيردولتي در زمينه كتاب و كتاب خواني براي گسترش فرهنگ مطالعه، در نشريات باشيم.
گروههاي مرجع چون نويسندگان، علما، صاحب نظران و تمام كساني كه ميتوانند نقش هدايت جمعي را در جامعه در زمينه مطالعه بر عهده بگيرند، بايد از كانالهاي رسانهاي به مخاطبين، اطلاعات لازم را برسانند. علاوه بر اين مردم نميدانند كه چگونه بخوانند و چه بخوانند. تقويت رسانهها، در نهايت به بهبود وضعيت نابسامان مطالعه در كشور ميانجامد.
6- نقش ناشران و كتاب فروشيها
ناشران و كتاب فروشيها هم به نوبه خود نقش بسيار موثري در اشاعه فرهنگ كتابخواني ايفا مي كنند. ميزان توجه ناشران به تمايلات و نيازهاي خوانندگان، استانداردهاي چاپ و نشر و همچنين گسترش قلمرو نمايش و توزيع كتاب توسط كتاب فروشيها از جمله عوامل اثرگذاري در گرايش مردم به سمت مطالعه ميباشد. كيفيت برتر كتاب، اعم از جذابيت ظاهري، نحوه صفحه آرايي و حروف چيني، شيوه طراحي و رنگ آميزي، تصاوير روي جلد و درون متن، حجم، قطع و كيفيت چاپ و صحافي و همچنين ويژگيهاي محتوايي و مسائل مربوط به ويراستاري كتاب از جمله مواردي است كه پيوسته بايد مدنظر ناشران، نويسندگان، ويراستاران و به طور كلي متوليان عرصه چاپ و نشر قرار بگيرد.
موانع موجود بر سر راه مطالعه و کتبخوانی
1-مطالعه كتاب، سنتي، ضعيف و شكننده است
علي رغم همه تاكيدات و توصيه هاي بزرگان و فرهيختگان به مطالعه، هنوز هم شاهد كم توجهي خانواده ها به مقوله كتاب و كتاب خواني هستيم، اگر آن قدر كه پدر و مادرها براي دكوراسيون منزل، خريد اسباب بازي و لباس بچه هاي خود هزينه مي كنند و ساعتها براي خريد يك لباس معمولي وقت تغيير مي گذارند و مغازه ها را بالا و پايين مي كنند، همان زمان را در بوستان پرطراوت كتاب بگذرانند و دسته دسته گل دانش بچينند، يا ساعتي از وقت خود را به گشت و گذاري در يك يا چند كتابفروشي اختصاص دهند، شاهد تحولي عظيم در نوع نگاه مردم به خصوص نوجوانان و جوانان به كتاب و كتابخواني خواهيم بود.
مطالعه كتاب در فرهنگ ما يك بحث شكننده و لرزان و سنتي ضعيف است، مي توان گفت این امر ريشه جامعه شناختي و تاريخي دارد، چرا كه ملت ما، يك ملت شفاهي است و خيلي به
مطالعه توجهي ندارد و اين مسئله نياز به بررسي دارد كه چرا به اينجا رسيده ايم.
2-عدم انسجام و هماهنگي در برنامه ها، عدم ثبات مسئوليتها در مديريتهاي فرهنگي و به دنبال آن تغيير در اصل برنامه ها و ارائه نگاه هاي نو به همراه مديريتهاي جديد نيز برخي از عواملي است كه به ضعف مطالعه و كم رنگ شدن كتابخواني در جامعه، دامن مي زند.
3- مردم به كتابخواني احساس بي نيازي مي كنند
يكي از دلايل پايين بودن سطح مطالعه در كشور در وهله اول به عدم شناخت صحيح از موضوع مطالعه برمي گردد كه بين مردم و مسئولان ديده مي شود.
مردم را به مطالعه عادت نداده ايم و آنها نيز به كتابخواني و مطالعه احساس نياز نمي كنند، افراد در استفاده از كتاب براي حل مشكلات خود احساس بي نيازي مي كنند، كتاب خواندن در كشور، پديده اي جدي و عبوس به شمار مي آيد كه خاص گروهي ويژه و براي قشر خاصي تلقي مي شود. تصور عامه از كتاب يك حجم انبوه از كاغذ است كه بايد در فضايي ساكت و به دور از دغدغه آن را خواند، حال آنكه مي توان كتابهايي را در جامعه عرضه كرد كه مردم براي برطرف كردن نيازهاي اوليه خود، براي سرگرمي و تفريح و يا لذت بردن و خنديدن به آن مراجعه كنند و ساعتها وقت براي مطالعه بگذارند.
4-نارسايي نظام آموزشي:
آموزش و پرورش، چون آبي است كه در سد ذهني ما جمع ميشود و بهره برداري از اين سد (ذهن ما) را، مهيا ميكند. به وضوح مشاهده می شود که ميليونها دانش آموز درس مي خوانند و ديپلم مي گيرند، بدون آنكه نيازي به مراجعه به كتابخانه اي داشته باشند. هزاران آموزگار و دبير همه روزه تدريس مي كنند، بدون آنكه سالي يك بار از كتابخانه اي گذر كنند. صدها هزار ديپلمه، هرسال در كنكور دانشگاهها شركت مي كنند و هزاران نفر از آنها نيز در امتحانات آن قبول مي شوند. درحاليكه اكثريت آنها حتي در تمام عمرشان از كتابخانه اي استفاده نكرده اند. هزاران دانشجو در دانشگاههاي كشور مشغول تحصيل اند كه اكثر آنها با كتابخانه كاري ندارند و آنهايي هم كه مراجعه ميكنند، يا براي خواندن جزوه درسي شخصي است، و يا براي استفاده از چند كتاب محدود درسي كه به وفور و به تعداد مكرر در كتابخانه دانشكده موجود است. اين جريان، حتي به شكلي درميان استادان دانشگاهها – اگر كه از استثناء نمي تواند به عنوان قاعده به حساب آيد – نيز كم و بيش ديده مي شود
5-بي توجهي دولت و رسانههاي گروهي به امر مطالعه،
6- كتابخانههاي عمومي به دليل كمبودهايي كه دارند، در روند ترويج مطالعه، كارايي لازم را ندارند. از اين مشكلات ميتوان به بي توجهي به استانداردهاي موجود در تهيه منابع و كتب، ضعف ارتباط با مدارس، دانشگاهها، خانوادهها، رسانهها و اقشار مختلف مردم، كمبود منابع علم و كتابهاي مرجع روزآمد در كتابخانههاي عمومي، عدم به كارگيري فنون و روشهاي عملي در جلب و جذب خوانندگان بالقوه كتاب، كمبود نيروي انساني متخصص و كارآزموده و عدم كارايي برخي از پرسنل موجود، عدم تناسب تعداد كتابخانهها با شاخصهاي رشد جمعيت، نارسايي فضا و مجموعه و عدم انسجام آنها، مجهز نبودن كتابخانهها به تجهيزات لازم، دستگاههاي تكثير، خدمات سمعي و بصري، نداشتن كتابدار مرجع براي پاسخگويي به سوالات علمي مراجعين، متناسب و هماهنگ نبودن كتب كتابخانه با شرايط و نيازهاي مراجعان، نداشتن فعاليتهاي جانبي مانند مسابقات كتابخواني، قصه گويي، نمايش فيلم، بي توجهي به دل انگيز سازي فضاي كتابخانه و چيدمان تجهيزات و ناكافي بودن سالنهاي مطالعه در كتابخانههاي عمومي، اشاره نمود.
7-گراني كتاب و مشكلات اقتصادي:
وضعیت بد اقتصادی در رویکرد مردم به فرهنگ کتابخوانی بسیار تاثیرگذار است. مردم از خریدن کتاب منصرف می شوند و از آن استفاده نمی کنند.
8- تعدد مشاغل و محدوديت ساعات فراغت افراد.
9-بيتوجهي ناشران و مولفان به نيازهاي مختلف مخاطبان در تهيه و توليد كتاب
مجموعه عوامل فوق باعث بي علاقگي افراد به كتاب و عدم ترويج و گسترش آن شده است.
راهکارهای لازم برای گسترش مطالعه
1-خانواده
اولين نهادي كه درآن، كودك با كتاب و كتابخواني، انس ميگيرد، خانواده است. پدر و مادر، بهترين معلم كودك هستند كه بايد شوق مطالعه را در او تقويت كنند. همچنين در منازل بايد محلي اختصاصي براي كتابخانه در نظر گرفته شود
اگر والدين و افراد بزرگتر خانواده به مطالعه علاقمند باشند، فرزندان آنها نيز، که همواره از اثرات طبيعي روابط عميق عاطفي حاکم در خانواده هاي ايراني برخوردار هستند، با کتاب، بيشتر و بهتر آشنا شده و به مطالعه و کتابخواني، عادت مي کنند.
2-نظام آموزشی
نظام آموزشي در كشورهايي نظير ايران، نظامي غيرپويا و تك محور است. نظامي كه براساس يك كتاب و يك جزوه درسي شكل گرفته، نميتواند دانش آموز را به سوي منابع غيردرسي و ديگر منابع اطلاعاتي رهنمون سازد. اگر نظام متكي بر پرسشگري و خلاقيت باشد، خود به خود، زمينه ساز و بسترساز مطالعه ميشود. در اين ميان نقش و جايگاه معلم در اشاعه فرهنگ مطالعه را نبايد ناديده گرفت. روشهاي تدريس، شيوه نگرش و رفتار توجه آميز معلمان به كتاب و كتابخواني، در ايجاد آمادگي ذهني و انگيزه مطالعه در دانش آموزان موثر است. اگر معلمان و دبيران مدارس، خودشان اهل مطالعه باشند، دانش آموزان را نيز به شيوههاي مختلف با كتاب و مطالعه آشنا مي سازند.
روشهاي تدريس جذابتر، دانش آموزان را بيشتر به مطالعه علاقمند ميكند. روشهايي چون بازديد دانش آموزان از كتابخانههاي عمومي شهر، گرفتن آمار كتابها به عنوان كار عملي از مراكز فروش كتاب در سطح شهر، آزاد گذاشتن دانش آموزان در انتخاب منبع براي انجام تحقيق و كار كلاسي، در دسترس قرار دادن كتابخانههاي مدارس با طرح كتابخانههاي آزاد (بدون حضور مسئول و ناظر كه امكان دسترسي هر فرد به كتابها و انتقال آن به بيرون از محيط كتابخانه بدون ثبت كتاب، وجود داشته باشد)، آموزشي نمودن فيلمها و سريالهاي تلويزيوني براي ترغيب مطالعه بيشتر، كرايه دادن كتابها به شيوه سالهاي دور و يا فروش آنها به صورت قسطي، بسيار مفيد و كارساز خواهند بود. اين روشها ميتوانند مطالعه را در سه بخش ديداري، شنيداري و مكتوب تقويت كنند.
براي بهبود نابسامانيهاي موجود در نظام آموزشي و گسترش فرهنگ مطالعه ميتوان راهكارهاي زير را لحاظ كرد:
ما بايد علاوه بر سيستم آموزشي، به صورت فوق برنامه، با به كارگيري شيوههاي نوين آموزشي، روند خلاقيت و نوآوري در امر مطالعه را به دانش آموزان بياموزيم. با تربيت مربيان مجرب و مسلط به مقوله كتاب و كتابخواني، ميتوانيم افراد را تشويق به خواندن كتابهاي سودمند كنيم و ذائقه كتاب خوانهاي جديدمان را ارتقاء دهيم. البته پايه گذاري اين حركت، بايد از مديريت كلان كشور شروع شود. مديران ارشد ما در امر آموزش بايد از مشاورين فرهنگي و هنري در جهت بررسي علمي و اصولي اين موضوع استفاده كنند.
غني كردن كتابخانههاي مدارس، تشويق دانش آموزان به مطالعه توسط معلمان و كاركنان مدارس، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب در كلاسهاي درس، معرفي كتابهاي مناسب در تابلو اعلانات و مراسم صبحگاه مدارس، اهداي كتاب به دانش آموزان به عنوان جايزه، دعوت از نويسندگان و اهل قلم جهت ايراد سخنراني در مدارس، اجراي مسابقات كتابخواني به مناسبتهاي مختلف، اعطاي بن خريد كتاب به دانش آموزان، گنجاندن درس مطالعه و كتابخواني در برنامه درسي مقاطع مختلف تحصيلي، ايجاد و توسعه رشتههاي تربيت معلمي كتابداران جهت اداره مطلوب كتابخانههاي آموزشگاهي، معرفي و تقدير از اعضاي فعال كتابخانههاي مدارس، تشكيل گروههاي مطالعه دانش آموزي برحسب علاقه آنان به موضوعات مختلف، پيوند دادن موضوع مطالعه و كتابخواني با درس انشاء، قراردادن ميزان توسعه و رشد كتابخانههاي مدارس و مطالعه بين دانش آموزان به عنوان شاخصهاي ارزيابي مديران مدارس و ارائه آموزشهاي لازم در امر مطالعه به معلمان و دبيران.
کتاب باید به سهل ترین شکل ممکن در اختیار دانش آموزان قرار گیرد و کتابخانه های مدارس باید به نوعی تجهیز شوند که نیازهای مطالعاتی دانش آموزان را به راحتی پاسخ گوید و بعضی ها معتقدند که وادار کردن دانش آموز به مطالعه می تواند مانع مطالعه دانش آموز گردد:
هنرِ مربی ایجاد نیاز است نه پاسخ به نیاز.
شاید این بیت پر نغز مولوی بحث را کامل نماید:
آب كم جو تشنگي آور به دست
تا بجوشد آبت از بالاو پست
3-دولت و نهادهای ذیربط
بايد نهادهاي دولتي و غير دولتي، چون شهرداريها، در اختصاص هرچه سريع تر بودجه نيم درصدي به كتابخانههاي عمومي و تامين اعتبارات لازم جهت خريد كتاب و ايجاد فضاي لازم كتابخانهها، اقدام نمايند. از طرفي دولت بايد بنيانهاي فرهنگي را در استانهاي محروم، تقويت كند تا به سطح مطلوب برسند. زيرا توجه لازم به اين مقوله سبب رسيدن جامعه به سطح ايده آل فرهنگي مي شود.
4 -رسانه ها
جلسات نقد و بررسي كتاب، اعلام ساعات كار كتابخانه، از صدا و سيما انتظار ميرود كه حداقل در يك سريال پربيننده، كتابخواني، خريد كتاب يا هديه دادن كتاب را بگنجاند. برگزاري اعلام اخبار مربوط به كتاب و معرفي نويسندگان ميتواند در برنامههاي صدا و سيما، گنجانده شود تا گامي براي گسترش فرهنگ مطالعه در جامعه باشد. مسئولين امر بايد بدانند كه كمبودهاي حوزه مطالعه، فقط با يك نمايشگاه كتاب به مدت ده روز، برطرف نميشود.
5-کتابداران و کتابخانه ها
كتابخانههاي عمومي در صورت برخورداري از كتابهاي مناسب و كتابداران متخصص و توجه به نيازهاي مراجعين، ميتوانند عامل موثري در تشويق اقشار مختلف مردم به مطالعه شوند. كتابخانههاي عمومي اگر جايگاه واقعي خود را بيابند و امكانات لازم و گستردگي متناسب با رشد جمعيت را به دست آورند، جامعه مخاطب آنها از حيث تاريخي و اجتماعي در مكاني از بلوغ و قدرت گزينش قرار ميگيرد كه نه تنها برآورنده نياز اطلاعاتي هر متقاضي و زمينه ساز رويكرد مردم به سوي مطالعه و كتابخواني است، بلكه ميتواند به عنوان پشتيبان امر تحقيقات در كشور و ضمانتي مطمئن براي سلامت جامعه باشد.
توجه به استانداردهاي موجود در راه اندازي و ايجاد كتابخانههاي عمومي و مجهز نمودن آنها به كتابهاي جديد و به روز، تجديد نظر در شيوه مجموعه سازي و انتخاب كتاب براي كتابخانههاي عمومي، برگزاري جلسات نقد و بررسي كتاب با حضور نويسندگان و اعضاي كتابخانهها، برگزاري برنامههاي جنبي از قبيل مسابقات كتابخواني، قصه گويي، شب شعر، نمايش فيلم، جهت جذب مراجعين، غني كردن بخش مرجع كتابهاي عمومي و استخدام كتابداران مرجع، جهت پاسخ گويي به پرشسهاي علمي مراجعين، توسعه و گسترش فضاهاي مناسب مطالعه در كتابخانهها، ايجاد و ارتباط و هماهنگي با مدارس جهت بازديد دانش آموزان از كتابخانهها و حضور كتابداران كتابخانههاي عمومي در مدارس و تشريح خدمات و فعاليتهاي كتابخانه، از راهكارهاي ارتقاء فرهنگ مطالعه و كتابخواني توسط كتابداران و كتابخانهها ميباشد.
بنابراين همواره نقش كتابخانهها و كتابداران در دسترسي آسان به منابع كتابخانهاي مهم و قابل توجه ارزيابي ميشود.
نتیجه گیری
كتاب و كتاب خواني و ميزان گرايش به مطالعه، امروزه يكي از شاخصهاي توسعه به شمار ميرود. بررسيها نشان ميدهد مطالعه و كتاب خواني وضعيت مطلوبي در ايران ندارد و عمدتا مردم ايران از خريد و يا مطالعه كتاب گريزانند و اقدامات لازم و جدي جهت ترويج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است.
براي رفع موانع و ايجاد زمينه و بستر لازم جهت ترويج و توسعه فرهنگ مطالعه، نهادهاي مختلف ، شامل خانواده، مدارس و نظام آموزشي، كتابداران و كتابخانهها، دولت و رسانههاي گروهي و ناشران و كتاب فروشيها، بايد با رفع مشكلات موجود، هم سو و هم هدف، به سمت مشخصي حركت كنند.
یکی ازعمده ترین وبهترین راههای افزایش اطلاعات عمومی مطالعه کتاب می باشدکه این امر زمینه ساز گامهای بعدی برای رفع نیاز می باشدوبه گونه مطلوب آنها رابه قله پیشرفت درهمه زمینه های مادی ومعنوی می رساند.اگربتوانیم مردم رابه هرترتیب که می شود با کتاب وکتابخوانی تشویق وترغیب کنیم توانسته ایم کامی مثبت در جهت پیشرفت جامعه برداریم. مطلب دیگر اینکه رسالت اطلاعرسانی در تبیین فرهنگ کتابخوانی است، تمام مشکلات جوامع مختلف از ضعف فرهنگی ریشه میگیرد و برای التیام زخم فرهنگی بهترین مرهم مطالعه می باشد.