سلسله همايشهاي «جريانشناسي تاريخ معاصر» - 12؛ بخش دوم
کد خبر:۱۸۷۲۳۷
سلسله همايشهاي «جريانشناسي تاريخ معاصر» - 12؛ بخش اول
شايانفر: از شر پهلويها راحت شديم اما از شر روشنفكران راحت نخواهيم شد / كسي كه امام را در موزه تاريخ ميديد خود به موزه تاريخ رفت
مسئول دفتر پژوهش های مؤسسه کیهان گفت: امام اشاره داشتند که اگر ما از شر این پدر و پسر (رضا خان و محمدرضا) راحت شدیم، از دست ...
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، حسن شايانفر در جلسه هفتم از سلسله همايشهاي آموزشي«جريانشناسي تاريخ معاصر» كه تحت عنوان «جريان روشنفكري پس از انقلاب» به همت مؤسسه ولاء منتظر(عج) و با همكاري مؤسسه آموزشی - پژوهشی امام خمینی(ره) قم و مرکز مطالعات عالی انقلاب اسلامی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران برگزار شد، به بیان عملكرد جريانهاي روشنفكري پس از انقلاب پرداخت.
موضوعي كه امروز به آن ميپردازيم مقطع خاصی از تاریخ انقلاب یعنی7 ،8 ماه قبل از پیروزی و پس از پیروزی انقلاب را دربرميگيرد.
به جرياني ميپردازيم كه در برابر روندی قرار داشت که امام از سال 42 در پیش گرفتند و منجر به انقلاب اسلامي شد و اینکه موضعگیری امام در برابر این جریانها چه بود و چگونه عمل کردند. اگر بتوانیم اين جريانها را بیان کنیم، میتوانیم این ملاکها را در شرایط کنونی بهتر تجزیه و تحلیل کنیم. به تعبیری، وقتي به كسي ماهیگیری یاد دهيد يك عمر شكم او را سير ميكنيد.
راه ديگر آن است كه هر وقت یک بحران یا یک حادثه اتفاق افتاد، آن را آنالیز و در مورد آن بحث کنید. این مسائل همیشه در طول تاریخ بوده و در هر دورهای مقتضيات خاص خودش را داشته، اما در انقلاب اسلامی این مسائل به مراتب پیچیدهتر شده است.
فعاليت پر رنگ سيليخوردگان انقلاب در دوره اصلاحات
بسیاری از كساني كه از انقلاب سيلي خوردند در سالهای 59 و 60 وارد عرصه فرهنگ و سیاست شدند و به تدریج بعد از سالهای پایانی جنگ تحمیلی ورود جریانها را در عرصه سیاسی کشور مشاهده ميكنيم، اين مساله در دوره اصلاحات پر رنگتر میشود.
از شر پهلويها راحت شديم، اما از شر روشنفكران راحت نخواهيم شد
امام اشاره داشتند که اگر ما از شر این پدر و پسر (رضا خان و محمدرضا) راحت شدیم، از دست این روشنفکران راحت نخواهیم شد، اینها ریشههای بیماری دارند، مقام معظم رهبری هم تعبیری به همین مضمون داشتند. در واقع نحوه شکلگیری روشنفكري از دوره مشروطه به همين صورت بيمار بوده است.
دو، سه نمونه از دیپلماسی اندیشه و مواضع شفافي را كه امام قبل از پيروزي انقلاب در برابر جریانهای سیاسی ملی و چپ (چپ آمریکایی و چپ متمایل به بلوک شرق)، فرقهها و احزابی مثل بهائیت و ... اتخاذ كردند شفاف عرض میکنم و مستندات آن را هم میگویم تا بعضی از حرکاتی که امروزه میبینیم و جریانی كه از درون نظام دچار استحاله فکری شده و مشی مبارزه و فعالیتهای سیاسی را آغاز کرده، روشن شود.
اصلاحطلبي كه خود را با حضرت زينب مقايسه كرد!
چندی پیش یکی از فعالین اصلاحطلبی با یکی از رسانههای غربی مصاحبه کرده بود و وقتي بیبیسی و رادیو فردا از او ایراد گرفته بودند، تعبیری برای خود به كار برده و خودش را با دوره صدر اسلام و حضرت زینب که در بارگاه یزید علیه دستگاه ظلم و جور افشاگري کرد مقايسه كرده بود.
کافی است اینها در یکی از مصاحبههاي خود کوچکترین موضعگیری درباره حوادث منطقه، مسائل بحرین، بیداری اسلامی، مسائل فلسطین و... داشته باشند، آيا در اينصورت به اینها تریبون میدهند؟
تاریخچه احزاب در کتاب «احزاب و گروههای سیاسی، اندیشه امام در بزنگاهها و رویدادها»
غربیها كه با پيروزي انقلاب منافع خود را در ايران از دست دادند، براي مقابله با ايران بايد از هر جریان سیاسی لیدری انتخاب كنند تا تريبون را در اختيار آنها قرار دهند و در جهت منافع خود از آنها استفاده كنند. اين افراد كه تريبون غربيها شدند گاهي مثل بنيصدر رئيسجمهور بودند، گاهي گروههای سیاسی و جریاناتی هستند که در 10 سال اخیر از جریانهای نظام جدا شدند و رفتند.
تاریخچه پيدايش این احزاب طولانی است، براي مطالعه ميتوانيد به کتابی تحت عنوان «احزاب و گروههای سیاسی، اندیشه امام در بزنگاهها و رویدادها» مراجعه كنيد. اين كتاب که مجموعه مواضع امام را به صورت موضوعی جمعآوری کرده توسط دفتر تبیان و دفتر نشر آثار امام، چاپ شده است.
از تاریخچه پیدایش و چگونگی احزاب بعد از مشروطه گذر میکنیم و مقطع انقلاب را بررسي خواهيم كرد. در مقطع زماني حضور امام در پاريس و پس از آن قسمتهایی از اهداف و عملکردهای جریانهای سیاسی كه در داخل کشور فعال شدند هنوز ناگفته مانده و اسناد آن به خوبي منتشر نشده است.
تلاش براي منتسب كردن انقلاب ايران به حزب توده
اما آنچه را که تا به امروز ابراز و در صحنه سیاسی عمل کردند، در رسانههای آن دوره میتوانید رصد کنید. بسياري از خبرنگاران در آن زمان به دنبال این بودند كه انقلاب ایران و حرکت امام را به جریان مارکسیستها و حزب توده منتسب کنند.
امام بیش از دهها بار موضعگیریهای شفاف داشتند و فرمودند که ما اساساً موضع روشنی در قبال حزب توده داریم، این حزب تاریخچه خیانتباری دارد و ما به هیچ عنوان با آنها همکاری نخواهیم کرد.
نمونههایی از موضعگيريهاي امام قبل از پیروزی انقلاب:
مصاحبه رادیو تلویزیون آلمان با حضرت امام (15/10/57): امام در پاسخ به سوال خبرنگار فرمودند: «ما یک جمهوری اسلامی تشکیل میدهیم، قانون چنین جمهوریای بدیهی است که قوانین اسلام است و ما به حزبی که مطرود جامعه اسلامی است، اجازه ورود به حکومت اسلامی را نخواهیم داد».
هيچ گروهي در ايران منفورتر از حزب توده نيست
مصاحبه روزنامه اکونومیست با امام (18/10/57):
سوال: آیا شما قصد دارید حزب توده را پیش یا پس از برقراری یک جمهوری اسلامی، قانونی سازید؟
پاسخ امام (ره): امروز هیچ دستهای در ایران به اندازه حزب توده منفور نیست.
پاسخ امام (ره): امروز هیچ دستهای در ایران به اندازه حزب توده منفور نیست.
مصاحبه رادیو تلویزیون لوکزامبورگ با امام (20/10/57):
سوال: آیا روابطی با حزب توده ایران و در نتیجه با مسکو دارید؟
پاسخ امام (ره): خیر، به هیچ وجه روابطی نداشتم، ندارم و نخواهم داشت.
این اصولگرایی در مسیر مبارزه حضرت امام با جریانهای سیاسی است. اين مساله در مورد جریانهای فرقهاي و بهائی نيز رخ ميدهد.
این عین کلام امام در سال 56 است كه از صحیفه نور جلد 1 صفحه229 نقل ميكنم:
«من صریحاً اعلام میکنم از این دستهجات خائن چه کمونسیم، چه مارکسیسم، چه منحرفین از مذهب تشیع و از مکتب مقدس اهلبیت، هر اسم و رسمی باشند، متنفر و بیزارم و آنها را خائن به مملکت و اسلام و مذهب میدانم».
ترويج ماركسيسم براي شكستن وحدت اسلامي ايرانيان
فراز دیگری که امام به استعمار و نقش آن اشاره میکنند:
«گاهی از راه مسلط کردن عمال خبیث خود بر کشورهای اسلامی و گاهی از راه ایجاد مذاهب باطله و ترویج بابیت و بهائیت و وهابیت، گاهی از طریق احزاب انحرافی. امروز که مکتب بیاساس مارکسیسم با شکست مواجه شده و بیپایگی آن برملا شده، عمال اجانب که خود بر ضد مکتب آن هستند، در ایران آن را برای شکستن وحدت اسلامی ترویج میکنند» (این صحبت در سال 56 است که حداقل 16 ماه تا پیروزی انقلاب فاصله دارد).
امام فرمودند: «حزب توده و جریانهای چپ، آمریکایی هستند». در فرازهای دیگری به کرات، قبل و بعد از پیروزی انقلاب به این مطلب اشاره میکنند و میفرمایند: «اینها عمال دربارند و کسانی هستند که نهایتاً خواست آمریکا را دنبال میکنند»؛ یعنی امام همه توجهها را به سمت غرب و آمریکا سوق میداد و فریاد اصلی را بر سر آمریکا میزد.
بعد از پیروزی انقلاب، تمام فعالیتهای احزاب، نشریات و جریانهای وابسته به غرب و ملیگراها و سلطنتطلبها، تلاش میکردند که جمهوری اسلامی را وابسته به حزب توده نشان بدهند، اما اساساً امام در آن مقطع زمانی قائل به زمینه فعالیتهای مارکسیستی در ایران نبودند.
مصاحبه خبرنگار اشپیگل آلمان با امام:
سوال: مذاکراتی بین مخالفین مذهبی و مارکسیستها وجود داشته، اين مذاكرات برای چه هدفی صورت گرفته است؟
پاسخ امام (ره): هیچ مذاکرهای بین موافقین و مخالفین وجود نداشته و من اینها را عوامل دربار میدانم.
سوال: آیا شما با مارکسیستها یک اتحاد تاکتیکی برای سرنگون کردن رژیم شاه دارید؟
پاسخ امام (ره): خیر، ما حتی برای سرنگون کردن شاه با مارکسیستها همکاری نخواهیم کرد.
اصطلاح ماركسيسم اسلامي ساخته و پرداخته شاه است
پاسخ امام به دربار در تاریخ 24/2/57:
سوال: درباره لفظ مارکسیسم اسلامی که رژیم مرتب استعمال میکند چه فکری میکنید؟ آیا با دستهجات چپ افراطی روابط سازمانی دارید؟
پاسخ امام (ره): این شاه است که اصطلاح مذکور را به کار برده. دستگاه تبلیغاتی شاه از اتحاد ارتجاع سیاه و خرابکاری سرخ، میخواهد مردم مسلمان را وحشتزده کند.
در قیام مردم تبریز که چهلم حوادث قم راه میافتد، میبینید که روزنامه رستاخیز و ساير رسانههای داخلی، ارتجاع سیاه و سرخ را به هم پیوند میزنند. امام دقیقاً به این موضوع توجه دارد و میگوید که اینها کار تبلیغات رژیم شاه است.
سندی را در این رابطه از کتابی به نام «پهلویها» که مؤسسه تاریخ معاصر ایران در سه جلد چاپ کرده برایتان میخوانم تا بیشتر مشخص شود که رژیم شاه چگونه دنبال دامن زدن به این بحثها بوده است.
داغترين كمونيستها مهرههاي آمريكا هستند
امام: گاهی ملت را از خطر کمونیستها میترسانند که اگر شاه برود، به دست آنان میافتند و شاید بعضیها که از واقعیتها اطلاع ندارند، اغفال شوند. کمونیسم در ایران با دست آمریکا، چنانچه حزب توده به دست انگلیس، ایجاد شد. به گفتار مطلعین، داغترین کمونیستها در منطقه، مهرههای آمریکا هستند. (20 خرداد سال1357).
میگویند صدها میلیون دلار وجه تبلیغات شاه است که به خارج میدهد برای تبلیغ کردن، تبلیغ چه؟ تبلیغ این که این شاه برای ایران لازم است باشد، اگر این شاه برود، ایران کمونیسم میشود (17 مهر سال1357).
تا جایی که شریف امامی، وقتی دولت آشتی ملی در سال 1357 روی صحنه میآید در مجلس چنین اظهار نظری میکند: «شما گفتید نمیترسید که رشته قیام عمومی، به دست کمونیستها و چپهای افراطی بیفتد، با وجود این (22 اکتبر سال1378)، 1500 دانشجو دانشگاه تهران با شعارهای کمونسیتی تظاهرات کردند».
امام میفرماید: «اگر فرض کنیم این 1500 نفر مارکسیست واقعی بوده باشند، در برابر سی میلیون نفری که به نام اسلام قیام کردند، نیرویی به حساب نمیآیند».
فعاليت عوامل وابسته به غرب در پوشش شعارهاي ماركسيستي
پس تمام تلاش غربیها این است که بگویند جریان مارکسیسم، این جا روی کار میآید، چرا؟ چون مردم ما جریان الحاد و کمونیسم را با تبلیغاتی که دستگاههای غربی کرده بودند و با توجه به سابقه آنها از دوره نهضت ملی شدن صنعت نفت و بعد از آن میشناختند و آنها را قبول نداشتند، لذا عوامل وابسته به غرب سعی میکردند در پوشش شعارهای مارکسیستی، در داخل فعالیت کنند.
مرداد 58 در دانشگاه تهران، شعار میدادند كه اسلام نابود است، کمونیسم پیروز است
بنده به خاطر دارم در مرداد سال 1358 در همین دانشگاه تهران میتینگی توسط جبهه دموکراتیک ملی متعلق به جریان متین دفتری برگزار و شعارهايي در اين ميتينگ داده شد که بازتاب آن در روزنامه کیهان مرداد سال 58 منتشر شده است.
در حالی که 98٪ مردم ایران به جمهوری اسلامی رای دادند، در مرداد 58 در همین دانشگاه، شعار داده میشد كه اسلام نابود است، کمونیسم پیروز است. این مطالب در روزنامه کیهان چاپ شده است و کسانی که میخواهند سند آن را در کتابها پیدا کنند، در زندگینامه هدایتالله متین دفتری در جلد 11 یا 12 نیمه پنهان ميتوانند آن را مشاهده كنند.
جبهه دموكراتيك ملي، جوانان انقلاب را به سمت مجاهدين خلق كشاندند
متین دفتری شریک ارتشبد نصیری رئیس ساواک بود كه جبهه دموکراتیک ملی را در سال 58 راهاندازی کرد. این جبهه جریانی است که بعدها جای پای آن را در جنگ و دوره اصلاحات میبینید.
اعضای شورای مرکزی این جبهه، بهمن نیرومند، هدایتالله متین دفتری، غلامحسین ساعدی و ... بودند. اینها جوانان این مملکت و نیروهای بالنده و میوههای نارس انقلاب را به اسم شعارهای رادیکالی از انقلاب کندند و در جریانها و احزابی مثل مجاهدین خلق و چریکهاي فدایی خلق به کار گرفتند.
این عوامل آمریکایی نظير هدایتالله متین دفتری و همسرش مریم متین دفتری و بهمن نیرومند پس از فرار بنیصدر به خارج رفتند و با منافقین در شورای ملی مقاومت بودند.
كسي كه امام را در موزه تاريخ ميديد خود به موزه تاريخ رفت
همین بهمن نیرومند، در فروردین سال 1379 در کنفرانس برلین مترجم اکبر گنجی میشود. اكبر گنجي در آن سخنراني گفته بود که امام به موزههای تاریخ سپرده خواهد شد، اما ديديم كه خود گنجیها به موزههای تاریخ رفتند.
اعلام موجوديت جبهه دموكراتيك سر مزار مصدق
جبهه دموكراتيك ملي بالای سر مزار مصدق اعلام موجودیت میکند و تصوير آن در صفحه اول روزنامه کیهان 15 اسفند 1357 منتشر ميشود، یعنی عوامل آمریکا سال 57 به صحنه میآیند. شعارهایشان هم شعارهایی است که انقلاب به پایشان هم نمیرسد؛ ارتش باید منحل بشود، حقوق خلقها، خودمختاری، ستم دهقانان باید پرداخت شود. این شعارها توسط چه کسانی منتشر میشد؟ سرمایه داران و شرکای تجاری ارتشبد نصیری و عوامل بعدها شناخته شده آمریکا.
آن موقع این اسناد هنوز منتشر نشده بود، پس از انتشار اسناد لانه جاسوسی معلوم شد که متین دفتری عامل جاسوسی CIA درون جبهههای ملی بوده است. ببینید انقلاب چه روزها را گذرانده و با تدابیر داهیانه و رهبری امام و پشتیبانی ملت از چه توطئههایی عبور کرده است.
شما ميتوانيد شکستخوردگان و سیلیخوردگان از انقلاب در دهه 60 را در دهه 70 و دوره اصلاحات و در شرایط کنونی در کنار جریان موسوم به سبز در رسانههای رادیو فردا، بیبیسی و صداي آمریکا رصد کنید.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰