نشست «آزاد راه گمشده در نقشه معرفتي» -2:
کد خبر:۱۸۸۲۰۵
عباسي در نشست «آزاد راه گمشده در نقشه معرفتي» -1:
2000 رشته دانشگاهي نسبت به غرب عقبيم / Facebook بعد از چین و هند سومین جامعه بزرگ دنیا / 7 لایه تزریق فلسفه غرب به هنر
رئيس مركز بررسي هاي دكترينال گفت: ما 2000 رشته دانشگاهي نسبت به غرب عقب هستيم؛ يعني اگر بين سايكولوژي (روانشناسي) با سايكواتری (روانپزشكي) رابطهاي ...
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، نشست «آزاد راه گمشده در نقشه معرفتي» به مناسبت سوم خرداد و سالروز آزادسازي خرمشهر براي اولين بار در دانشگاه علوم تحقيقات با حضور دكتر درويش، معاون وزير دفاع و مشاور بسيج حقوقدانان كشور، دكتر اخوان فر، رئيس دانشگاه آزاد واحد تهران شمال و دكتر سواري، رئيس بسيج اساتيد و معاون فرهنگي دانشگاه و نيز جانبازان دفاع مقدس در سلان علامه طباطبايي دانشكده علوم پايه اين دانشگاه به همت بسيج دانشجويي دانشگاه علوم و تحقيقات برگزار شد.
در اين نشست ابتدا پركره، مسئول بسيج دانشگاه آزاد تهران شمال و مشاور دكتر فرهاد دانشجو ضمن خيرمقدم به مسئولين و جانبازان دفاع مقدس گفت: بعد از تحولات در دانشگاه آزاد اسلامي امكان برقراري كرسيهاي آزاد فكري و آزاد انديشي و حضور مسئولين تاثيرگذار در دانشگاه برقرار گرديده است و اجراي اين برنامه از طرف دكتر دانشجو به بسيج دانشجويي محول شده است.
حسن عباسي، رئيس مركز بررسي هاي دكترينال به عنوان سخنران اصلي اين نشست به بحث آزادراه گمشده معرفتي پرداخت كه به شرح زير ميباشد.
پيوند مسئله علم با مقاومت
و روز آزادسازي خرمشهر قهرمان و ورود به ماه رجب و ولادت امام محمد باقر(ع) را تبريك ميگوييم؛ تقارن روز مقاومت و آزادي خرمشهر با سالروز ولادت امام محمد باقر(ع) شرايط ويژهاي را امسال براي ما رقم ميزند تا شأن و عظمتي كه اين امام همام در سلسله امامت و ولايت داشتند را با مسئله مقاومت و در واقع مقاومت علمي پيوند بزنيم.
بر روي در و ديوار كوچهها نام عزيزاني چون باقري و همت كه در فتح خرمشهر بودند، ديده ميشود، امروز اگر همت و باقريها و بروجرديها بودند در كنار نيم نگاهي به منازعات سخت و تهديدهاي سخت دشمن و مذاكرات 1+5 كه امروز در بغداد در حال برگزاري است به مقاومت علمي نيز توجه ميكردند.
الان اين عزيزان جانباز دفاع مقدس بر روي ويلجر قرار دارند سي سال ديگر جانبازان فرهنگ و علم و معرفت را بر روي ويلچر خواهيد ديد.
زمان آگاهي عنصر اصلي حركت اجتماعي هر نسلي است؛ هر نسلي اگر در گذشته بماند از تاريخ جا ميماند.
سنگرهاي كنوني سنگرهاي معرفت است كه بايد فتح شود
انسان ايراني امروز كه پرچم دار منازعه در مقابل شر است عنصر زمان آگاهي او نشان مي دهد كه خاكريزهاي امروز، خاكريزهاي پشت سنگر معرفت است. همانطور كه بنيانگذار انقلاب فرمودند اسلام سنگرهاي كليدي جهان را فتح خواهد كرد، سنگرهاي كنوني سنگرهاي معرفت است.
باقر به معني شكافنده علم است؛ هر كدام از ائمه ما به جنبهاي پرداخته اند مثلا برخي چون امام علي (ع) و امام رضا (ع) سياسي بودند، برخي چون امام صادق (ع) و امام سجاد (ع) فرهنگي و برخي چون امام باقر به نهضت علمي پرداختند كه همين زمينه سازي ها براي علم منجر به مبحث فقه جعفري شد؛ يعني بنيانهاي كرسي نظريه پردازي 4000 نفره که در عصر امام صادق (ع) برقرار شد در عصر امام باقر گذاشته شد.
جايگاه اما باقر به عنوان شكافنده علم در مسير حركت انبياء براي ما شناخته شده نيست. بزرگان در قضاياي فتح خرمشهر افرادي بودند كه به عشق اين معصومين نه با تكيه بر گزارههای تسلیحاتی و سلاحهاي پيشرفته در صحنه حاضر شدند و با اين خدمات بود كه ما مي توانيم ياد معصومين را گرامي بداريم.
اگر در سال 1361، حسن باقري كه جوان ريز نقش با 50 كيلو وزن و دانشجوي سال اول دانشکده حقوق با 21 سال سن بود (كه موقع شهادت 23 -24 سال داشت) و حتي سربازي هم نرفته بود چه رسد به اینکه دانشگاه جنگ رفته باشد، او جلوی تابلویی ایستاده و مشغول توجیه عملیات خرمشهر است در تراز طراحان بزرگ جنگ و فرماندهان ارشد 50 ساله جهاني چون «مونت گومري»، فر مانده ارتش هشتم در جنگ جهانی دوم يا مارشال رومر، فرمانده ارتش هيتلر، چنان طراحي جنگ را انجام داد، به واسطه ايمان او بود.
چطور میشود یک جوان 21 - 22 ساله بدون هیچ دوره حرفهای جنگ، این نابغه توانست چنین طراحیهایی انجام داد حتی طرح عملياتي فاو نيز (دو سال بعد شهادت او اجرا شد) از او بوده استٰ اين در حالي بود كه كشور دچار هرج و مرج سياسي بود و هيچ پشتيباني جدي از جنگ صورت نميگرفت.
مسئله ما ستايش حماسهها نيست، بلكه الگوگيري است
مسئله ما ستايش حماسهها نيست، بلكه الگوگيري است. جوان امروز الگو مي خواهد و او بايد حسن باقري شود؛ كسيكه در طي 2 سال در جنگ 2400 فيش عملياتي از او باقي مانده است. اينكه چطور در اين مدت اين حجم را شناسايي كرده، جزء معجزات بعد از دوران دفاع مقدس است.
اگر بخواهيم به جوان امروزي الگو بدهيم با يد به اين برسيم كه زمانآگاه باشيم؛ زمان آگاهي يعني نمونه هاي جون حسن باقري؛ همت و برجردي كه ميشناسيد يا نمونههاي كه نمي شناسيد اگر امروز بودند مسئله و دغدغه كليدي آنها به مثابه سقوط خرمشهر، سقوط لايههاي معرفتي بشر امروز بود كه اهميت آن به مراتب از خرمشهر بالاتر است و افرادی نياز است كه اين سنگرهاي را فتح كنند.
امروز انتخابات رياست جمهوري مصر در حال برگزاري است؛ بسياري از شخصيتهاي سياسي، مذهبي ملت تونس، ليبي، يمن، اردن، بحرين در تهران حضور دارند و يك پرسش دارند اينكه تجربه 30 ساله انقلاب برای اداره جامعه بشری چيست و خواهان الگوي سياسي فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و هنري ميباشند.
حرف جديد جمهوري اسلامي تلفيق ايمان با انسانهاي آزاده اي است كه ايمان را به دست آوردهاند و الگويي براي بشريت ارائه ميكنند.
7 ميليارد بشر امروز از بيمعناي رنج مي برد از اين نظر به دليل تقارن ولادت امام باقر با روز مقاومت، مقاومت معرفتي كه حلقه گمشده ماست را مطرح ميكنم اگر حسن باقري امروز بود طرحريزي استراتژيك اين حلقه را بر عهده ميگرفت.
سال 2010 حدود 2600 رشته علمي در جهان ارائه شد كه در دانشگاههي ما كمتر از 600 رشته وجود دارد يعني ما با حدود 70 هزار استاد هنوز نتوانستهايم به آمار جهاني برسيم.
«نقشه علم» به مثابه اين است كه در نقشه كشور استانها را ترسيم كنيم و ارتباط بين آنها را مشخص نماييم. درصد تراكم و ارتباطات بين اين علوم مانند اتوباني است كه با يكديگر تأمل دارند.
ما 2 هزار رشته دانشگاهي نسبت به غرب عقب هستيم؛ يعني اگر بين سايكولوژي (روانشناسي) با سايكواتری (روانپزشكي) رابطهاي وجود دارد، بين فلسفه و روانشناسي هم، همينطور رشتههاي ديگر بايد روابط مشخص شود.
در نقشه سال 2009 درصد فراواني رشتهها ديده ميشود كافي است اين مقدار تا 2010 تغيير ميزان تراكم ديده شود كه اين حركت به صورت حركت مارپيچي است كه برخلاف عقربههاي ساعت به درون باز ميشود و به درون بسط مييابد.
اين دامنه منطبق بر نقشه «ارباب علم» ميباشد. از 2500 سال پيش تا كنون 400 نفر اين نقشه را دامن زده اند و از انيشتن، كانت، هگل تا چهرههاي سنتي مانند اگوست كنت و آدم اسميت و ... در اين نقشه درگير بودهاند.
همه نمي توانند توليد كننده علم باشند
يعني 400 نفر فقط علم را توليد كردهاند و بقيه اساتيد توزيع كننده، منتشر كننده و تدريس كننده حرفهاي آنها بودهاند مانند اينكه يك حسن باقري عملياتي را طراحي ميكند و بقيه فرماندهان آن را اجرايي ميكنند يعني ما از كثرت 70 هزار استاد دانشگاه انتظار 70 هزار علم نداريم، بلكه تعداد كثيري از اينها بايد علوم توليد شده قبلي را تدريس كنند و در اين بين يك نفر ميباشد كه ميتواند چراغ علم جامعه را روشن كند.
رسيدن به زايش معرفتي الگوي متفاوتي دارد 400 نفر بنمايه هاي علوم را بنا گذاشتهاند؛ يعني اگر جامعه ما هر سال يك نفر نخبه علمي داشته باشد به اين ميزان ميرسيم. نخبههاي علمي امروزي كارهاي تكنيكي انجام مي دهند در صورتي كه افرادي مانند رازي، ابن سينا نياز است يا انيشتين كه بتوانند نظريه نسبيت ارائه دهند.
در اين فضا تأكيد مسئله ما چيست؟
در ساختار علم دامنه اين كهكشان به طرز و سيعي گسترده ميشود؛ يعني 5 سال ديگر رشتههاي علمي دو برابر مي شود و به حدود 5 هزار مي رسد.
در اين نقشه علمي ما كجا هستيم؟
انرژي اتمي را همين غربيها توليد كردند انيشتين و دو نفر ديگر يك نامه به رئيس جمهور آمريكا، ترومن، زد و پروژه «منهتن» را ايجاد كردند كه باعث توليد بمب اتمي و حمله به هيروشيما شد.
60 سال بعد در همين روز در وسط بغداد تيم مذاكره كننده ايراني در اجلاس 1+5 مشغول رايزني در مورد بحث هستهاي ميباشند.
اگر قرار است از اين محاصره نجات پيدا كنيم همانكاري را بايد انجام دهيم كه امام در مورد آبادان گفت: يعني حصر آبادان بايدشكسته شود.
محاصره كنوني ما علمي است نه محاصره نظامي؛ ما از محاصره نظامي نميترسيم تجربه هم اين را ثابت كرده است، ولي آنها هرگاه دانشمندان ما به ابتكاراتي مي رسند آنان را ترور ميكنند.
در مسئله ارباب علم نقش 4 ميليون 600 دانشجويي ما چيست؟
هنر و تقسيم بندي غربي شامل موسيقي ادبيات، مسجمه سازي، نمايش ، تئاتر و هنر هفتم كه شامل سينما است ميباشد. هنر دوره صدساله را طي كرده همانطور كه در علم با تراكم توليد علم مواجه هستيم در هنر هم نيز همين است.
تراكم هنر و تراكم علم در كنار هم به ما مقولهاي بسيار مهمي ميدهد كه همان انقلابي است كه امروز با آن روبهرو هستيم.
اگر روزگاري فردي سخن از فلسفه ميگفت و مطالب مغلق و پيچيدهاي مطرح ميكرد امروز لازم نيست معرفت در كتاب بيايد در سينما هم ميتوان آن را يافت.
در سه چهار سال گذشته حدود 413 استاد فلسفه در دانشگاههاي امريكا و اروپا دور هم جمع شدند و فيلمهاي سينمايي را ملاحظه كردهاند؛ چرا كه الان ميتوان فلسفه را از طريق آثار سينمايي مشاهده كرد يعني اگر روزي حرفهاي پيچيده و سنگين كانت و هگل مطرح ميشد امروز در انميشنها به راحتي مفاهيم آن منتقل مي شود.
امروز حجم عظيم مباحث فلسفي در فيلم سيمپسون، فاينال فانتزي يا در انيميش South Park به كودكان ارائه ميشود در صورتي كه خانوادهها فكر ميكنند اينها سرگرمي است به خصوص در محيط هاي آپارتماني كنوني كه فضاي براي بازي بچه وجود ندارد و او را جلوي كامپيوتر مينشاند.
سنگر عملياتي كه در اين حمله تسخير ميشود ديگر خرمشهر نيست، ذهن و قلب كودك به تصوير در ميآيد جنگ نرم جنگ سرزمينها نيست، بلكه ذهن با شك و يقين و قلب با حب و بغض درگير ميشود.
در فيلم Lost گفته شد همه حرف هاي فلاسفه در قالب حرفهاي كاركترها مطرح شد. آن زمان من از تلويزيون رسمي اين را مطرح كردم در حالي كه سينماگران در برابر آن جبهه گرفتند و گفتند سينما «سرگرمي» است. در صورتي كه 22 استاد فلسفه غول امريكا از اين سريال 300 صفحه مطلب فلسفي استخراج كردند.
ما همه چيز موسيقي، فيلم، انيميشن را سرگرمي مي دانيم ولي هرچه حجم ارائه اين مطالب در جامعه بيشتر مي شود چهرهها و رفتار افراد در خيابانها بيشتر به هم ميريزد و به اهداف و مقصود غرب نزديك ميشوند.
امروز خرمشهر و آبادان ذهن و قلب براداران ما ميباشد كه به شدت در حال تسخير شدن است حال به چه طريقي بايد اين ها را پس بگيريم.
امام وقتي منتظري را عزل كرد گفت: تو بعد از من كشور را به دست ليبرالها ميدهي در حالي كه ما امروز با دست خودمان و با اين انيميشن ها جامعه را به دست افكار ليبراليست سپرده ايم.
دو استاد فلسفه اذعان كردند كه تك تك جملات شخصيت لاك در فيلم لاست همان حرف هاي جان لاك فيلسوف است نمودارهاي كتاب فلسفه Heroes نشان ميدهد كه چه بلاي سر فردي كه اين فيلم را مي بيند ميآيد.
ما اكنون هنرمند كم نداريم ولي هنرمندي كه فكرميكند اينها سرگرمي است از زمان جامعه جا مانده است در جامعه ما وقتي براي دكتري و فوق دكتري كنكور قرار داده ميشود نشان داده ميشود كه مفهوم دكتري درك نشده است.
جامعه روشنفكري ما در سال 80 -81 يورگن هابرماس به ايران آوردند ولي باز جوابگو نبود، اخيرا نيز متوسل به «اسلاوي ژيژاك» که از فلاسفه شرق آسیا است شدهاند و او را به عنوان الگوي خود انتخاب كردند كه يكي از همين 413 فيلسوف است.
7 لایه ورود فلسفه به هنر
در غرب علم موسع شده در قالب 2 هزار و 600 رشته در قالب هنر ريخته مي شود و از اين طريق به عوام جامعه را تحت تأثير قرار مي دهد و اين يك انقلاب است كه فقط متوجه اين نسل ميشود.
413 استاد فلسفه 7 لايه ترسيم كردند اول اينكه بررسي كردهاند كدام يكي از سينماگرها فيلسوف هستند.
مثلا اين 20 استاد اين است كه بررسي كردند كه هنرمنداني كه مايعهاي فلسفي دارند مانند اسكورزي، استندي كوبليك كه هنرمند نستند بلكه فلسفه دان مضاف ميباشند.
فيلم steven كه مارتين اسكورزي ساخته كه اتفاقا در فرانسه هم ساخته شده است از ابتداي آن عالم به مثابه يك ماشين در نظر گرفته شده است مطابق با ديدگاه مارك بلانچ كه معتقد بود خدا عالم را خلق كرد و بعد آن را كوك كرد.
به اين نتيجه رسيدند كه وقتي فردي فلسفه ميخواند استاد دانشگاه نشود بلكه سينماگر شود و از آن طريق مفاهيم فلسفي را از آن طريق ارائه دهد.
لايه دوم سريالهاست لايه سوم انيميشنهاست، لايه چهارم فيلمهاي سينمايي،مثلا هري پاتر و ماتريكس مملو از مفاهيم فلسفي است.
لايه پنجم موسيقي است،شامل متاليكا و پينك فلويد؛البته پينك فلويد از ابتدا معلوم بود اما طبق اين تحقيقات انديشه نيچه و ماركس را در اين موسيقي ديده شده است.
لايه ششم ورزش است؛ اينكه چه مقدار فلسفه در آن بكار رفته است؛لايه هفتم سايبر ميباشد كه ساز و كار آن فلسفي است.
دو جامعه ليبراليستي و سوسياليستي شناخته شده است؛ جامعه ديگري كه مطرح شد «كي بوتس» بود كه در آن هر مقدار كار ميكنيد برداشت ميكنيد ولي هر مقدار نياز داريد برنميداريد، بلكه پيرمرد و پيرزني كه نميتواند كار كند، ميتواند برداشت بيشتري داشته باشند. گفته ميشود فضاي سايبري كنوني نوعي كي بوتس است. الان Face Book بعد از جامعه چين و هند بزرگترين جامعه است.
خرمشهر و سوسنگر امروز همان قلب و ذهن مردم است. اين قدرت نرم است كه دشمن از اغوا استفاده ميكند، قرآن مي گويد «قد تبين الرشد من الغي» كه در ان هر كس قدرت اغواي بيشتر يا رشد بيشتري دارد برنده جنگ است.
علم به سرعت دارد گسترده ميشود؛ تفكر و معرفت دارد رشد مي كند؛ در اين شرايط ديگر نيازي نيست افراد به دانشگاه بروند.
در يك گزاش که در سال 1386 تهیه شده آمده بود كه يك خانم خانه دار فقط اگر هر شب 4 سريال از صدا و سيماي جمهوري اسلامي را دنبال كند 1200 قسمت فيلم مي بيند، در اين زمان دانشجويان نیز در خوابگاه از شب تا صبح 2500 فيلم مي ديدند كه اين امر اثرات مخرب روحي، رواني، بر آنها داشت. فردا هم نمي توانستند كلاس بروند.
ادامه دارد...
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰