اوضاع فرهنگی دانشگاه؛ خاتمی و احمدی‌نژاد!
کد خبر:۱۸۸۴۲۷

اوضاع فرهنگی دانشگاه؛ خاتمی و احمدی‌نژاد!

مدیران دانشگاه های ما نمی دانند از مدیریت فرهنگی دانشگاه ها چه می خواهند و بواسطه روح محافظه کاری مدیریتی خود و بی اعتمادیشان به فضای دانشجویی ترجیح می دهند تا جایی که می توانند برنامه ها و طرح های دیگر را هم اجرایی نکنند که مبادا ایجاد مشکل کنند.
گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»؛ با توجه به نگرانی های روزافزون نسبت به حوزه های فرهنگی و توجه بیش از پیش به جایگاه حوزه فرهنگ در سیاست گذاری، لازم است نگاهی بالادستی جهت آسیب شناسی این حوزه در یکی از فرهنگی ترین جوامع موجود یعنی دانشگاه ها بیندازیم. دانشگاهی که به فرموده حضرت امام مبدا همه تحولات است و اگر اصلاح شود، مملکت اصلاح می شود. لازم به توضیح نیست که یکی از مهمترین و اثرگذارترین بخش های نیازمند اصلاح دانشگاه ها، سیاستگذاری فرهنگی آنهاست.

هر چند در بررسی مباحث مربوط به بودجه بندی دانشگاه ها و سهم ناچیز مقوله فرهنگ در این بودجه ها و نظارت بر نحوه هزینه کرد همین ناچیز و مباحثی از این دست، موارد قابل ذکر فراوانی وجود دارد اما از آنجا که به نظر نگارنده آسیب مباحث فرهنگی این روزهای دانشگاه ها به موارد مهمتر دیگری برمی گردد، پرداختن به آنها را وانهاده و در بستر یک سیر مختصر تاریخی در سه دوره اصلاحات، دولت نهم و دولت دهم نحوه نگاه حاکمیتی به دانشگاه ها و فضای سیاسی و فرهنگی آنها را به بوته نقد می گذاریم.

- دوره اصلاحات

دوره اصلاحات یکی از دوره های خاص سیاسی به لحاظ تاثیر متقابل فضای سیاسی- فرهنگی دانشگاه ها و نگاه دولت و سیاسیون است. فضای دانشگاه ها بشدت متاثر از حرکات و صحبت های سیاسیون بود و از آنجایی که سیاستگذاری در این حوزه ها نیز در دست همراهان این نوع از سیاسیون در بدنه دولت بود، زمینه بسیار مناسبی از طرف دولت برای نقش آفرینی بعضی از جریان های دانشجویی در اثربخشی و پیشبرد سیاست های کلان مد نظر سیاسیون حاکم مهیا شده بود. این همراهی دوسویه منجر به سیاست زده شدن فضای دانشگاه ها – و نه سیاسی شدن به معنی ایجاد فضایی جهت رشد و تقویت سطح تحلیل سیاسی دانشجو - گردید و تا جایی پیش رفت که در برخی موارد دانشجو، نقش پیاده نظام سیاسی سیاسیون را ایفا کرده و بعضا بدون واهمه جهت پیشبرد اهداف سیاسیون به خط شکنی و تابو شکنی روی آورده و به تقابل آشکار با باورها و اعتقادات مردم می پرداخت.
 
بصورت مختصر درباره این دوران می توان گفت که با در نظر گرفتن نوع نگاه خاص حاکم بر دولت، حاکمیت صرفا در نحوه برنامه ریزی خود برای فضای فرهنگی دانشگاه ها موفق عمل کرده است اما آسیب اصلی در این دوره به نگاه غلط برنامه ریزان به مقوله فرهنگ در دانشگاه ها و استفاده های نابجایی که سیاسیون حاکم از جنبش دانشجویی می کردند بر می گردد که در مجموع ترکیب این دو با یکدیگر یکی از نامناسب ترین فضاهای سیاسی – فرهنگی بعد از انقلاب در دانشگاه ها را رقم زد که می توان ثمره آن را در تبدیل بعضی از جریان های مهم و اثرگذار فضای دانشگاه ها به ابزاری دردست سیاسیون برای پیشبرد اهداف شان دانست.

- دولت نهم

دولت نهم برخلاف خواست غالب فعالین فرهنگی - سیاسی سیاست زده آن روزهای دانشگاه ها تشکیل شده و حاکی از تقابل خواسته های مردم با نوع نگاه این نوع فضای فرهنگی رایج در دانشگاه ها بود. از آنجایی که نوع نگاه دولت نهم در حوزه فرهنگ تفاوتی بنیادین با نوع نگاه حاکم بر دولت قبلی داشت، طبیعتا برنامه ریزی های سیستم قبل که مبتنی بر نوع نگاه خود بود را برنتابید و جهت کنترل آن رو به یک سری اقدامات سلبی در این دوره آورد که البته شاید بدون انجام آنها در فضای آن روز دانشگاه ها، روی آوردن به اقدامات ایجابی و طراحی و برنامه ریزی دراین حوزه را ناممکن می ساخت.
 
طبیعتا نمی توان برخورد سلبی در هر سیستمی که تفاوت های بنیادین با سیستم قبل از خود دارد را انتظار نداشت و چشم بسته آنها را به صرف سلبی بدون مردود دانست، اما قاعدتا این نوع نگاه ها و برخوردهای سلبی مقطعی است و اگر رو به اقدامات و طرح های ایجابی در سطح سیاستگذاری و برنامه ریزی نیاوریم در واقع نوعی خلا فعالیت را بوجود می آوریم که قطعا نتایج خوبی را به دنبال نخواهد داشت. اقداماتی که متاسفانه در دولت نهم قربانی فضای حاکم بر دانشگاه ها - که روی آوردن به اقدامات سلبی را تا حد زیادی اجتناب ناپذیر می کرد - و البته توان برنامه ریزی مدیران این حوزه شد.

- و اما دولت دهم
 
اما با گذر از دوره برخوردهای سلبی مدیریت فرهنگی دانشگاه ها و فضاسازی های دولت دهم در شروع به کارش مبنی بر برجسته کردن مقوله فرهنگ در این دولت در همه حوزه ها و از طرف دیگر محرز شدن نیاز نظام در همه حوزه ها به امر نظام سازی، امیدها به نگاه جدی تر دولت در حوزه فرهنگ دانشگاه ها پررنگ تر شد. مطرح کردن چند کار کلان در حوزه فرهنگی دانشگاه ها حاکی از ورود مدیران به فضای طراحی و برنامه ریزی در حوزه فرهنگ دانشگاه ها بود. از جمله این طرح ها، راه اندازی معاونت مستقل فرهنگی در بعضی از دانشگاه ها و جدا کردن آن از حوزه دانشجویی بود، اقدامی که بسیار شتابزده اجرا شد و در نهایت هم در بسیاری از دانشگاه ها محقق نشد.
 
به دلیل همنشین بودن حوزه فرهنگ با حوزه های دانشجویی مانند اداره خوابگاه ها، تغذیه و ... در معاونت دانشجویی - فرهنگی و حجم بودجه ای بالای همسایگان فرهنگ، سهم فرهنگ در بودجه یک سال یک دانشگاه مبهم و رازآلود بود و بعضا مدیران، بودجه های بخش های تغذیه و خوابگاه و ... را تحت عنوان فرهنگی گزارش می کردند. اما اکنون راه اندازی معاونت مستقل فرهنگی و تعریف ردیف بودجه جداگانه برای آن در دانشگاه ها، نگاه ها را به خود جلب کرده و مظلومیت بودجه ای آن را در مدیریت دانشگاه ها بیش از پیش نمایان ساخته است.
 
گذشته از این اقدام مثبت دولت دهم، با توجه به گذشت دوره نیاز به بعضی اقدامات سلبی و همچنین دوره اثربخشی آنها روی آوری به انجام پاره ای اقدامات ایجابی در این حوزه بیش از پیش خودنمایی می کند. متاسفانه مدیران فرهنگی وزارت علوم و دانشگاه ها در دولت دهم در مدت سپری شده نشان داده اند که نگاه منطقی به این حوزه نداشته و کماکان دانشگاه ها از این فرصت سوزی رنج می برند، فرصت سوزی که ممکن است در فضای فعالین فرهنگی دانشگاه ها منجر به نوعی بازگشت به عقب شود.
 
در کنار این فرصت سوزی ناشی از نگاه غلط مدیران به حوزه برنامه ریزی، بسیاری از فعالین دانشجویی دانشگاه ها از نگاه حاکی از عدم اعتماد مدیران دانشگاهی که ناشی از عدم وجود سیاستگذاری فرهنگی دانشگاه ها و همچنین اقدامات سلبی دوره قبل آنهاست رنج می برند بگونه ای که در بزرگترین دانشگاه های کشور، این فضای عدم اعتماد بر روی فعالیت های فرهنگی دانشگاه ها سایه انداخته و حتی ارزشی ترین و مورد اعتمادترین تشکل های دانشگاهی را هم در برخورد با این نوع مدیران و نگاه های محافظه کارانه آنها دچار مشکل کرده است. مدیرانی که به جای ورود پیش دستانه به حوزه فرهنگ دانشگاهی که نیاز این روزهای فضای دانشگاه هاست، بعضا با آن برخوردهای امنیتی می کنند، متاسفانه مدیران دانشگاهی ما کماکان در فضای اقدامات سلبی دوره زمانی ابتدای دولت نهم خود مانده اند و با این عملکرد خود آنچه انتظار می رفت یعنی خلا فعالیت را پدید آورده اند.
 
خلاصه اینکه؛ مدیران دانشگاه های ما نمی دانند از مدیریت فرهنگی دانشگاه ها چه می خواهند و بواسطه روح محافظه کاری مدیریتی خود و بی اعتمادیشان به فضای دانشجویی ترجیح می دهند تا جایی که می توانند برنامه ها و طرح های دیگر را هم اجرایی نکنند که مبادا ایجاد مشکل کنند. در فضای فرهنگی این روزهای دانشگاه ها با گذر از نیاز جدی به پاره ای اقدامات سلبی، نیاز به ورود به حوزه اقدامات ایجابی کاملا محسوس است. نیازی که بی توجهی مدیران و مسئولان امر به آن در کنار عدم اعتماد آنها به فعالین فرهنگی دانشجویی بسیار آزاردهنده است.
پربازدیدترین آخرین اخبار