کد خبر:۱۸۹۱۸۴
با حضور میرباقری و پارسانیا صورت ميگيرد؛
رونمايي از جدیدترین کتاب طاهرزاده + بررسی هندسه ذهنی مولف
جدیدترین اثر اصغر طاهرزاده با عنوان «سلوک در ذیل اندیشه حضرت امام خمینی (ره)» فردا رونمایی میشود.
به گزارش خبرنگار دین و اندیشه «خبرگزاری دانشجو»، آیین رونمایی از کتاب «سلوک در ذیل اندیشه حضرت امام خمینی (ره)» با حضور حجتالاسلام سید مهدی میرباقری و حجتالاسلام حمید پارسانیا؛ و نیز دکتر محمد رجبی، دکتر موسی نجفی، دکتر شهریار زرشناس چهارشنبه دهم خرداد ساعت ۱۶ در تالار سوره حوزه هنری برگزار میشود.
در این اثر کارکرد و ثمره سلوک در ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام خمینی(ره) با نگاه به سه مقوله معرفت نفس، انقلاب اسلامی و غرب و تبیین رابطه آنها، در شرایط دنیای بحرانزده کنونی مورد توجه قرار گرفته است.
ایشان شخصیت حضرت امام خمینی را یک شخصیت اشراقی می دانند که خداوند این شخصیت را برای عبور از ظلمات دوران معاصر و نمایاندن اسلام ناب محمدی به بشر امروز هدیه کرده است.
آشنایی با اصغر طاهرزاده
لازم به ذکر است اصغر طاهر زاده متولد 1330 می باشند. وی پس از اخذ دیپلم در سال 1350، در رشته زمین شناسی وارد دانشگاه اصفهان شد و در همین سال پس از آشنایی با مبانی فکری امام خمینی (ره) و کتاب ولایت فقیه یگانه محور زندگی خود را دین تعیین نمودند.
طاهر زاده پس از فراغت از دانشگاه در حین اشتغال به کار در یکی از شرکتهای مهندسی در تهران، مطالعات حوزوی را آغاز نمودند و بالاخره به توصیه شهید بهشتی (ره) جهت کمک به تحقق انقلاب اسلامی به استخدام در وزارت آموزش و پرورش درآمدند و در کنار آن نیز مطالعات حوزوی را در قم دنبال می کردند.
دغدغه اصلی وی توجه به فرهنگ عمیق و ناب اسلامی، فهم و ارائه آن بوده است و لذا به کار دینی می پردازد که در این راستا جلسات تفسیر قرآن و نهج البلاغه و شرح روایات معصومین را طرح ریزی نمود که تاکنون ادامه دارد.
طاهرزاده عمدتاً تحت تاثیر حکمت متعالیه ملاصدرا و عرفان محی الدین است و امام خمینی (ره)، علامه طباطبایی (ره) و آیه الله جوادی آملی را برای خود نمونه خوبی از تفکر دینی و تحرک سیاسی اجتماعی میداند و معتقد است اگر سازمان فکری جامعه ما از چشمه ناب تفکر این بزرگواران سیراب شود، سعادتی را که دین اسلام برای آنها آورده ، بدست خواهند آورد.
هندسه فکری استاد طاهرزاده
اولین مورد از هندسه ذهنی طاهرزاده؛ ایشان شخصیت حضرت امام خمینی را یک شخصیت اشراقی می دانند که خداوند این شخصیت را برای عبور از ظلمات دوران معاصر و نمایاندن اسلام ناب محمدی به بشر امروز هدیه کرده است.
به تعبیر مقام معظم رهبری: واقعا امام(ره) انسان عجيبي بود. اصلا پيدايش و وجود اين انسان با آن ابعاد، هيچ قابل تحليل نيست؛ جز اينكه بگوييم تفضل الهي بود از سوی خداي متعال، براي اينكه چرخشي در تاريخ و در حركت قافله عظيم بشري به وجود بياورد، دستي بايد از غيب ظاهر ميشد. اگر كسي در ابعاد شخصيت و وجود امام(ره) درست دقت كند، حقيقتا جز اين، هيچ توجيهي ندارد.
حاصل این اعتقاد این است که باید با ادب مخصوص به شخصیت امام رجوع کرد وباکسب آمادگی های روحی واخلاقی خود را ذیل شخصیت اشراقی حضرت امام ودر معرض انوار الهی که خداوند به ایشان عطا کرده قرار داد.همان چیزی که در شهدا دیده شد وتوانستند هریک در موقعیت خود تفصیل حضرت امام باشند.براین اساس استاد مباحث خود را به گونه ای تنظیم نموده اند تا زمینه برای رجوع تفصیلی به حضرت امام آماده شود.
دومین مورد از هندسه فکری استاد عبارت است از رجوع به اندیشه امام خمینی در راستای رجوع به حضرت ولی عصر(عج الله تعالی فرجه الشریف) که مظهر جامع اسماء الهی است و در این راستا ما را به سه نکته توجه می دهند:
1- شناخت خود؛ 2- شناخت غرب؛ 3- شناخت انقلاب اسلامی
بر اساس این هندسه فکری مباحث وی را می توان اینگونه دسته بندی نمود:
در رجوع «الی الله» - در بستر بندگی خداوند- معلوم است که مقصد، رجوعِ به حق است و در راستای رجوع به حق باید به اسماء الهی نظر کرد که مظهر کامل آن اهل البیت(علیهمالسلام) و به طور مشخص در این زمان حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) است. در راستای رجوعِ به حق باید نظر به حقیقتِ «وجود» داشت و نه به مفهوم آن که مباحث معرفت نفس این مهم را به عهده دارد.
در راستای رجوع به مهدی(عجلاللهتعالیفرجه)، موضوع اثبات انقلاب اسلامی و نفی غرب در میان میآید؛ زیرا غرب حجاب رجوع به حضرت مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) است و مباحث نقد غرب با این رویکرد مطرح شده.
از آن طرف انقلاب اسلامی مقدمه ظهور به مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) است و مباحث انقلاب اسلامی و امام خمینی (رضواناللهعلیه) چنین جایگاهی دارند و تمام مباحث را میتوان در این دستگاه گنجاند. به عنوان مثال مباحثی مثل «برهان صدیقین»، «حرکت جوهری»، «آنگاه که فعالیتهای فرهنگی پوچ میشود» و «اسماء حسنا؛ دریچههای نظر به حق» کمک میکنند تا تصور صحیحی از حضور حضرت حق در هستی داشته باشیم.
از آن طرف مباحث سلوکی و اخلاقی کمک میکنند تا رجوعِ به حق عملاً وارد زندگیِ ما شود؛ زیرا تا انسان معرفتی صحیح و سجایایی شایسته نداشته باشد رجوعی به حضرت حق نخواهد داشت، همچنان که در مورد رجوع به اهل البیت و حضرت مهدی(علیهمالسلام) مباحثِ مربوط به اهل البیت و مهدویت قرار میگیرند.
شناخت ذات غرب در حالی که ما فعلاً در عالَم غربی قرار داریم مثل دیدن هوا است
در راستای عبور از ظلمات غرب، موضوع بسیار حساس است؛ زیرا شناخت ذات غرب در حالی که ما فعلاً در عالَم غربی قرار داریم مثل دیدن هوا است در حالیکه تمام اطراف ما را فرا گرفته، با توجه به این امر اولاً: سعی شده از طریق کتابهایی مثل «فرهنگ مدرنیته و توهم»، «گزینش تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی» و «علل تزلزل تمدن غرب»، فرهنگ غربی فهمیده شود.
ثانیاً: تبیین شود غرب چه چیزی را از ما گرفته و عالَم غیر غربی در ذیل اسلام چه عالَمی است که کتابهایی مثل «تمدنزایی شیعه» و «کربلا؛ مبارزه با پوچیها» و «زن؛ آنگونه که باید باشد» و «عالَم انسان دینی» متکفل آن است.
در مباحث مربوط به انقلاب اسلامی، نهتنها متوجه حیات فعال خود خواهیم شد که چگونه از طریق انقلاب اسلامی از یک طرف به تاریخ انبیاء گذشته متصل شویم و از طرف دیگر انقلاب مهدی (عجلاللهتعالیفرجه) را در منظر خود قرار دهیم، علاوه بر آن، جایگاه تاریخی خود را به عنوان جایگاه عبور از غرب نیز احساس مینمائیم و از این جهت میتوان مباحث انقلاب اسلامی را نحوهای دیگر از نقد غرب و عبور از آن دانست.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰