آيين رونمايي از كتاب سلوك ذيل شخصيت امام خميني (ره)-2؛
کد خبر:۱۸۹۴۸۹
آيين رونمايي از كتاب سلوك ذيل شخصيت امام خميني (ره)؛
میرباقری: انقلاب عطيهاي الهي به امام خميني بود و بيترديد امام از انقلابش بزرگتر است/شخصيت امام در مجموع فراتر از حكمت صدرايي است
رئيس فرهنگستان علوم اسلامي قم با بيان اينكه انقلاب عطيهاي الهي به امام (ره) بود گفت: بيترديد امام از انقلابش بزرگتر است و شناخت شخصيت امام بستر شناخت ...
به گزارش خبرنگار دين و انديشه «خبرگزاري دانشجو»، حجت الاسلام سيدمهدي ميرباقري در مراسم رونمايي ا كتاب «سلوك ذيل شخصيت امام خميني (ره)» كه عصر امروز در تالار سوره حوزه هنري برگزار شد به بررسي شخصيت امام خميني (ره) پرداخت.
متن كامل صحبت هاي ميرباقري به شرح زير است:
بحث را از مطالبي كه در دو جلسه علمي ديگري كه ديروز و امروز داشتم شروع ميكنم؛ در جلسه ديني كه ديروز برگزار شد يكي از حضار پرسيد اگر شما مدعي هستيد كه علم پارادايميك است لذا اسلامي و غيراسلامي دارد اين سوال مطرح ميشود كه مگر شما جاي خدا نشستهايد كه بتوانيد علم اسلامي توليد كنيد بنابراین در حد خودتان صحبت نماييد.
در جواب اين فرد گفتم در توليد علم جديد لازم است پاردايم جديد ايجاد شود كه اين پاردايم صرفا انديشه نيست بلكه يك بستر تاريخي اجتماعي نياز است تا يك تصرف عظيمي صورت گيرد.
وقتی ميتوان از توليد علم ديني صحبت كرد كه معتقد باشيم به دوران جديدي ورود پيدا كرديم
نكته اي كه عرض كردم اين بود كه اگر از اين مدخل به بحث نگاه كنيم، ما معتقد هستيم كه اين پارادايم واقع شده است و ظهور امام (ره) مبدا اين پارادايم در فضاي انديشه بشري است؛ اگر اين فرض را قبول نداشته باشيم اصلا نميتوانيم وارد بحث توليد علم ديني شويم يعني وقتي ميتوان از توليد علم ديني صحبت كرد كه معتقد باشيم به دوران جديدي ورود پيدا كرديم.
در جلسه امروز كه بحث الگوي پيشرفت مطرح شد همين سوال پرسيده شد و در جواب گفتم اگر معتقد نيستيد با امام دوران جديدي آغاز شده که بياني فراتر از دوران تجدد است اصلا صحبت از توليد الگوي پيشرفت اسلامي نكنيد.
وقتي ميتوانيم صحبت از علم جديد و الگوي پيشرفت كنيم كه معتقد باشيم جهان ديگري در ذيل شخصيت امام ايجاد شده و ما ميخواهيم مناسبات حيات اجتماعي ايشان و عقلانيت جديد را در ذيل شخصيت امام تبيين كنيم.
هرچه ميخواهيد اسم اين را بگذاريد مثلا بستر تولي امام (ره) به ساحت حضرت ولي عصر گفته شود و يا خلافت جزئي كه در راستاي خلافت كلي بقيهالله است هرچه ميخواهيد نام آن را بگذاريد در حقيقت دوران جديدي شروع شده كه امام كليد گشايش اين دوران جديد است.
امام با همه عظمتي كه دارد هنوز آثار آن در جهان باقي است همه اينها عطاياي خداوند به ايشان است من بارها گفته ام بعد از رنسانس ما انقلابي در جهان نداريم تنها انقلاب انقلاب اسلامي است كه در يكي از موجهاي خود كل جريان كمونيسم را غرق كرد و حذف كرد و اين عطيه خداوند به امام بود.
انقلاب اسلامي را اگر مقدمهاي بر آستانه حقيقت بدانيم آن را تحريف كردهايم يعني تحريف انقلاب اين است كه آن را كوچكتر از واقعيتش ارائه دهيم.
همه تحريف هاي ما از عاشورا نيز نوعي تحريف عاشورا است كافي است كامل الازيارا نگاه كنيم تا بفهميم انقلاب اسلامي نيز همين طور تحريف شده ودرك نشده است.
انقلاب اسلامي كانون ظهور حقيقت و گشايش درها قيد به سوي بشريت است انقلاب عطيهاي است به امام (ره) كه بيترديد امام از انقلابش بزرگتر است و شناخت شخصيت اما بستر شناخت انقلاب و جهان معاصر ومسائل جهان كنوني ميباشد.
اما فراتر از زمان است و مظهر تجلي حقيقت در زمان ميباشد من معتقد نيستم امام ظرفيت عرفاني، فقهي، كلامي، فلسفي و... دارد بلكه همه ظرفيتهاي علمي در امام جمع شده و نكته اوج اين علوم بودند ولي اين مقدار براي ايجاد تحول در عالم كافي نيست.
بعضي ميگويند انبيا در زمان خود مي زيستند لذا اسلام را قبيلهاي و زماني ترجمه ميكنند كه اين صد در صد غلط است چرا كه همه صحبت هاي پيامبر وحي است پيامبر از بستر جامعه استفاده نمي كند كه آن چه آورده بوي جامعه را دهد بلكه از حقيقت حق بي واسطه دريافت مينمايد حتي حضرت ابراهيم نيز بعضي جاها حذف مي شود.
پيامبر حقايق را بي حجاب دريافت ميكند و همه حقايق از حجب متوالي او صادر ميشود. نمي توان گفت ادبيات پيامبر اصلي بلكه مافوق عالم است امام نيز اين چنين مي باشد و شخصيت فراتر از دوران و زمان خود در صدد يك دگرگوني عظمي در جهان بوداين دگرگوني براي كساني كه امام را درك كردند و وارد انقلاب امام شدهاند و دنبال سلوك شخصيت امام ميباشند و ميخواهند جامعه سازي حول اين كلمه الهي صورت گيرد تكاليف و مأموريتهاي را تعريف ميكند انسانهاي هستند كه در ذيل شخصيت امام حركت ميكنند ولي جامعيت امام را نميخواهند محقق كنند ولي افرادي كه اين شخصيت جامع را پذيرفتهاند ومي خواهند بر اساس او جامعه جهاني را معماري كنند ميگويند امام و انقلاب اسلامي امام را درك نمايند واين به معناي مبلغ بودن نيست بلكه بايد شرح دهند.
يعني بايد اين واقعيت اين اجتمال به تفسير برسد بايد يك بار ديگر امام و شخصيت امام را از نوع تحليل كنيم تا افقهاي پيشرو و مسئوليتهايمان مشخص شود.
اگر امام را واسطه فيض حضرت حق بقيهالله ميدانيم بايد از نو اين شخصيت را بسازيم و انقلابش را درك كنيم كه دوران ما دوران انقلاب و حركت به سوي ظهور است.
در اين دوران حقيقت شخص هستي تجلي پيدا كرده وانقلاب «مطلع الفجر» حركت عظيم است امام را بايد از نوع بشناسيم از محضر فلسفه تاريخ فلسفه اجتماعي و ... و سعي كنيم در ذيل شخصيت او دانشهاي جديد را طراحي كنيم. افقي كه امام به ما ميدهد افق 1400 نيست بلكه مبدا تحولي جديد در عالم ميباشد عقلانيتي كه از ساحت امام در عالم واقع ميشود عقلانيتي كه در ساحت دانش هاي نظري و كاربردي وارد ميشود.
شرح و بست انديشه امام درگرو عقلانيت جديد است و تجسد انديشه امام به اين عقلانيت در جامعه محقق ميشود بايد نقشه راه جامعه اسلامي را از تفسير همين حركت و شخصيت امام و انقلاب به دست آوريم. انقلاب از منظرهاي مختلف بايد تحليل شود اينكه علم ديني الگوي پيشرفت مهندسي فرهنگ و مسائل اينچنين بايد در ذيل اين شخصيت اتفاق بيفتد.
يكي از آثاري كه من خيلي استفاده كردم و از نو به تحليل شخصيت امام پرداخته وابعاد اجتماعي امام در آن ديده شده و فقط به بيان سلوك عرفاني و فردي امام نپرداخته همين اثر استاد طاهرزاده ميباشد به غير از محتواي اين اثر آنچه به اين اثر اهميت ميدهد گام بلند درهمين مسيري است كه گفتم. ممكن است در راستاي ادامه انقلاب به مكتب فكري ديگري هم ارجاع داده شود ولي اين كتاب چون گام بلند در مسير تبيين دقيق انقلاب اسلامي بسيار ارزشمند ميباشد و عطيه الهي براي جبهه فرهنگي انقلاب است.
فقط يك نكته اين كه شخصيت امام در مجموع فراتر از حكمت صدرايي است البته نميخواهم بگويم يكي از ابعاد شخصيتي امام تحت تأثير اين دستگاه نيست ولي طراحي ادامه مسير نيازمند به كارگيري مدلهاي جامعتري از اسلام ميباشد.
لینک کپی شد
گزارش خطا
۰